روایت شنیدنی از زندگی سخت و عجیب خانم بازیگر فیلم «مسافران»
هما روستا در گفتگوی مفصلی که با محمد رسول صادقی در شماره ششم مجله پاراگراف داشته، هم از اولین چالشهای زندگی مشترک خود با حمید سمندریان گفته و هم از دوران سختی که اجازه کار نداشتهاند و رستورانی دایر کردهاند.
ایسنا: هما روستا در گفتگوی مفصلی که با محمد رسول صادقی در شماره ششم مجله پاراگراف داشته، هم از اولین چالشهای زندگی مشترک خود با حمید سمندریان گفته و هم از دوران سختی که اجازه کار نداشتهاند و رستورانی دایر کردهاند.

در سالروز تولد و درگذشت او، بخشهایی از این گفتگو را مرور میکنیم:
«اوایل ازدواجم، نمایشنامه «بازی استریندبرگ» نوشته فریدریش دورنمات را ترجمه کردم و به عنوان دستیار کارگردان کنار سمندریان قرار گرفتم. فخری خوروش، محمد علی کشاورز و اسماعیل شنگله بازیگران نمایش بودند. فخری خوروش به دلایلی ازگروه کنار رفت و قرار شد آذرفخر با ما همکاری کند، اما چون در تلویزیون ضبط داشت با تاخیر به گروه پیوست. بنابراین در تمرینات گروه، نقش «آلیس» را من روخوانی میکردم تا بازیگران دیگر به تمرین ادامه دهند. من فارسی را بد میخواندم و سمندریان که در کار خیلی جدی بود، سرم داد میکشید. من هم شوکه میشدم و میگفتم آخه قرار نیست که من این نقش را بازی کنم؛ دارم کمک میکنم. سمندریان هم میگفت: «یک بازیگر حتی اگر بخواهد سوفله هم بکند، باید درست بخواند، مایه بگذارد و انرژی مصرف کند.» و من بغض میکردم. به تمرینها ادامه دادیم و من تمام انرژیام را برای درست خواندن نقش به کار بستم.

یک روز سر تمرین شنگله و کشاورز به سمندریان پیشنهاد کردند که در اجرای صحنه نقش آلیس را من بازی کنم و سمندریان پس از تاملی طولانی پذیرفت و از آن روز به بعد مشکل من زیادتر شد؛ طوری که گاهی پشت صحنه زارزار گریه میکردم و میگفتم: «این دیگر کیست؟! من با چه کسی ازدواج کردهام؟! این اصلا سمندریان دیگری است!
در هنگام کارگردانی شخصیت و اخلاق سمندریان صد درصد تغییر میکرد. شنگله و کشاورز مرا دلداری میدادند و به سمندریان میگفتند: «این قدر سرش داد نزن. هرچه داد داری سر ما بزن. این اولین کار هما با توست. هنوز نمیداند با تو چه طور باید کار کند.»
سرانجام با تمرینات فراوان نقش «آلیس» را در نمایشنامه «بازی استریندبرگ» بازی کردم، که اجرای خوبی هم از کار درآمد. هرگز این اولین تجربه را از یاد نمیبرم. تجربه گران و خوبی برای کارهای بعدیام شد. حقیقتش این است که در تئاتر بود که من نیمه دیگر حمید سمندریان را شناختم.»
اما یکی از چالشهای مهم این زوج هنری، در سالهای پایانی دهه ۵۰ بود؛ دورهای که کار تئاتر بسیار دشوار مینمود و آنان تصمیم گرفتند رستورانی دایر کنند.

روایت روستا را درباره گشایش این رستوران که در همان گفتگو آمده، میخوانیم:
«سمندریان خیلی دوست داشت که «گالیله» را کار کند. ما تمرینات خود را در تالار وحدت شروع کرده بودیم و ذوق و شوق این کار را داشتیم که زمزمههایی آمد مبنی بر اینکه رئیس آنجا که نامش یادم نیست، گفت که من تا زنده هستم نمیگذارم این نمایش اینجا اجرا شود. ما توجهی نکردیم و به کارمان ادامه دادیم تا اینکه روزی نگهبان آنجا جلوی سمندریان را گرفت و گفت که باید آلبوم عکسی از خانمهایی که با شما همکاری دارند براساس همان پوششی که قرار است بازی کنند، درست کنید تا رئیس ببیند. خیلی به سمندریان برخورد و عصبی شد و تا خانه پیاده آمدیم. سمندریان گفت که من دیگر پایم را آنجا نمیگذارم؛ دارند به من و گروهم رسما توهین میکنند. این شد که تصمیم گرفتیم شغلمان را عوض کنیم. باید از یک جایی زندگی خود را اداره میکردیم. آن موقع خیلی از بچههای تئاتری و جوانها دور و برمان بودند و با ما همکاری داشتند. یک رستوران باز کردیم. البته فقط ناهار میدادیم؛ اما غذاهایمان واقعا خوشمزه بود. آنجا پاتوق همه بچههای تئاتر شده بود. ما یک آشپز و یک دستیار آشپز حرفهای داشتیم اما بقیه، همه از همکاران گروه سمندریان بودند. مثل آحمد آقالو، حمید لبخنده و محمد حمزه که الان نقاش است، امید روشن ضمیر که در آمریکا سینما خوانده بود هم با ما همکاری میکرد. حسین عاطفی، جمال اجلالی هم که اصولا فصلی بودند؛ بعضی وقتها بودند و بعضی وقتها هم نبودند. آنچه مهمتر از همه چیز بود، این بود که در آن شبهای سخت پس از دوران انقلاب فرهنگی، رستوران به ما کمک میکرد تا گذران زندگی کنیم. آن هنگام گاه در کنار این کار، نمایشنامهخوانی هم میکردیم تا خودمان را آماده نگاه داریم. حتی برای رادیو میخواستیم یک نمایش کار کنیم که نشد. همان وقت بود که به من پیشنهاد بازی در سریال و سینما را میدادند ولی من قبول نمیکردم، چون واقعا آمادگی نداشتم که یک جور دیگر کار کنم. در چنین اوضاعی بود که ما بچهدار شدیم و کاوه به دنیا آمد. کاوه امید زندگی همه بچههای رستوران بود.

اما این تغییر فضا دیری هم نپایید و ناچار شدند رستوران را ببندند:
«چون حقوق کارکنان را از پدر حمید میگرفتیم، او هم اعتراض میکرد که این چه رستورانی است که حقوق کارکنانتان را باید من بدهم؛ بنابراین رستوران را تعطیل کردیم. کمی بعدتر دکتر علی منتظری رئیس مرکز هنرهای نمایشی شد و خب، خیلی مثبت عمل کرد. حسین جعفری هم که جزو دانشجویان حمید در دانشگاه تهران بود و مثل تمام شاگردانش به او عشق میورزید، خیلی تلاش کرد تا سمندریان بار دیگر کار کند و منتظری و سمندریان را با هم روبهرو کند. دکتر منتظری خودش به خانه ما آمد و با حمید صحبت کرد که کار کند و چنین شد که سمندریان را با «ازدواج آقای می سی سی پی» به صحنه برگرداند. البته «گالیله» را باز هم نگذاشتند که اجرا کند. «ازدواج آقای میسیسی پی» در آن زمان خیلی اجرای موفقی شد؛ هم از لحاظ تماشاگر و هم از منظر منتقدان. رضا کیانیان هم بعد از سالها کار نکردن، برای اولین بار به صحنه برگشته بود و خودش را در آن نمایش مطرح کرد. احمد آقالو فوقالعاده زیبا بازی کرد. همین طور میکائیل شهرستانی و دیگران.»

این زوج اما همچنان گرفتاریهایی داشتند. با این حال باز هم از پا ننشستند و در مقطعی دیگر، آموزشگاهی آزاد با عنوان آموزشگاه سمندریان راهاندازی کردند که روستا درباره تاسیس آن توضیح داده است:
«اول در اداره تئاتر یک اتاق به ما دادند که سمندریان با یک عده جوان علاقهمند به صورت کارگاهی کار کند. وقتی هم فضای کار را برای کارگردانیاش سخت دید، به فکر این افتاد که یک جوری در تئاتر باشد؛ لااقل یک عدهای را تربیت کند که اگر نتوانند بازی کنند، دست کم تماشاگر با شعورتری برای تئاتر باشند و بد را از خوب تشخیص دهند. به مرور به این فکر افتاد که جایی را پیدا کند. پس گشتیم و همین مکان فعلی را که متعلق به یکی از شاگردانش ـ خانم رزمآرا ـ بود، اجاره کردیم. دوست داشت از یک جای کوچک شروع کند. او هرگز دنبال پول در آوردن نبود. پول را در حدی میخواست که بتواند زندگی آرام و بیدغدغهای داشته باشد. آموزشگاه تنها جایی بود که شاید سمندریان را سرپا نگه میداشت؛ چون شرایط تئاتر کار کردن خیلی سخت شده بود. برای جوانترها هم سخت بود چه برسد به آدمی که سنی از او گذشته است؛ بنابراین آموزشگاه برایش مثل قرص آرامبخش بود.»
هما روستا چهارم مهر سال ۱۳۹۴ بعد از مدتی مبارزه با بیماری در آمریکا درگذشت. مدتی زمان برد تا پیکر او به ایران رسید و دوستدارانش او را با همه زبیاییها، صدای دلنشین و محبتی واقعی که هرگز نمایشی نبود، به خاک سپردند تا در کنار همسرش، حمید سمندریان در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به آرامش برسد.
تبلیغات متنی
-
یک پدیده از پرسپولیس جدا شد
-
چرا فردین از ایران نرفت؟
-
واکنش قالیباف به تروریستی اعلام شدن سپاه
-
واکنش کاپیتان تیم ملی به اتفاقات اخیر کشور
-
نان گران میشود؟
-
ترامپ توییت اخیر خود در مورد ایران را پین کرد
-
بسته حمایتی مجلس از سپاه در برابر اقدام اتحادیه اروپا
-
ترامپ دوباره مکرون را مسخره کرد
-
بیانیه وزارت خارجه ایران پیرامون مصوبه اروپا در مورد سپاه
-
ترامپ: شهروندان آمریکایی به زودی میتوانند به ونزوئلا سفر کنند
-
اکرم الکعبی خطاب به ترامپ: به پایان سلام کن
-
واکنش رسایی به اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه
-
هگست: آمادهایم تا هر آنچه ترامپ در مورد تهران از ما بخواهد را انجام دهیم
-
سخنگوی ارتش: پاسخ ما به خطای دشمن بلادرنگ است
-
ترامپ: پوتین با خواسته من موافقت کرد
-
واکنش قالیباف به تروریستی اعلام شدن سپاه
-
واکنش کاپیتان تیم ملی به اتفاقات اخیر کشور
-
ترامپ توییت اخیر خود در مورد ایران را پین کرد
-
بیانیه وزارت خارجه ایران پیرامون مصوبه اروپا در مورد سپاه
-
واکنش رسایی به اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه
-
هگست: آمادهایم تا هر آنچه ترامپ در مورد تهران از ما بخواهد را انجام دهیم
-
سخنگوی ارتش: پاسخ ما به خطای دشمن بلادرنگ است
-
واکنش وزیر خارجه اسرائیل به اقدام اروپا علیه سپاه
-
دکلمه شعر پرویز پرستویی برای مادران داغدیده
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رقص هادی چوپان در تلویزیون حاشیهساز شد
-
ستاد کل نیروهای مسلح بیانیه داد
-
واکنش فوری ایران به اقدام خبرساز اتحادیه اروپا
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
روح هردو بزگوار شاد