خاموشی لالایی مادرانه در جراحی زایمان
«همه آرزوهایمان به باد رفت، شادیمان فقط لحظهای بود، همه میگفتند حال همسرم خوب است اما لبخندها به ماتم نشست. هرگز گمان نمیکردم این اتفاق تلخ در روز تولد دخترم رخ دهد و همسرم در عمل ساده سزارین برای همیشه خاموش شود و ما را تنها بگذارد.»
روزنامه ایران: «همه آرزوهایمان به باد رفت، شادیمان فقط لحظهای بود، همه میگفتند حال همسرم خوب است اما لبخندها به ماتم نشست. هرگز گمان نمیکردم این اتفاق تلخ در روز تولد دخترم رخ دهد و همسرم در عمل ساده سزارین برای همیشه خاموش شود و ما را تنها بگذارد.»
این دلگویههای مردی سیاهپوش است که در غم مرگ مادر دو دخترش اشک میریزد و به سوگ نشسته است.
«اعظم» 33 ساله بود که روز 25 مردادماه سال جاری برای عمل سزارین راهی یکی از بیمارستانهای خصوصی در اصفهان شد. زن جوان وقتی خانهاش را از اهواز به اصفهان منتقل کرد در دلش شوقی برپا بود و برای آرامش زندگیشان لحظهشماری میکرد. او هرگز باور نداشت دیگر دختر 14 سالهاش را نمیبیند.
«سولماز» کوچولو هیچگاه در آغوش مادر آرام نخواهد گرفت. اعظم تحت عمل جراحی سزارین قرار گرفت تا دخترش را به دنیا آورد اما همین که از اتاق عمل بیرون رفت و به بخش انتقال یافت دچار درد شدیدی در شکمش شد. این زن تا شب با مرگ دست و پنجه نرم کرد تا اینکه شامگاه روز تولد دخترش تسلیم مرگ شد.
پزشکان پس از معاینات تخصصی علت مرگ وی را خونریزی شدید داخلی تشخیص دادند. 26 مردادماه سال جاری مرد جوانی راهی دادسرای اصفهان در خیابان 22 بهمن شد و از مرگ مشکوک همسرش در بیمارستان خبر داد.
مأموران با دستور قضایی وقتی در جریان بررسیها متوجه شدند زن 33 ساله پساز عمل جراحی سزارین براثر خونریزی داخلی جان سپرده است، جزئیات این زایمان مرگبار را به بازپرس شعبه سوم دادسرای اصفهان گزارش دادند.
مرد سیاهپوش وقتی در برابر بازپرس ایستاد با صدایی لرزان گفت: «ساعت 6 صبح 25 مردادماه اعظم را برای زایمان به یکی از بهترین بیمارستانهای تخصصی و مجهز در اصفهان بردم. ساعت 9 صبح حال همسرم را از پزشکان پرسیدم و آنها گفتند حال همسر و دخترم خوب است اما فعلاً باید تحت مراقبت باشد.
آنها ساعت 5/11 صبح اعظم را به بخش منتقل کردند، اما وقتی همسرم را دیدم متوجه حال بدش شدم. او دائم دست و پا میزد و از درد به خود میپیچید، خیلی ترسیده بودم همان لحظه پرستار را صدا زدم، او پس از معاینه گفت این واکنشها بهخاطر داروهای بیهوشی است. آنها خودشان یک سری معاینه و درمان را انجام دادند تا پساز یک ساعت دکتر بیهوشی از راه رسید و گفت باید تعداد پلاکتهای خون همسرم مورد آزمایش قرار بگیرد.
بهگفته آنها پلاکت خون همسرم قبل از عمل 14 بود و حال 5 - 5/4 شده است. ساعتی گذشت که پزشکان یک برگه رضایتنامه به من دادند تا بار دیگر همسرم مورد عمل جراحی قرار بگیرد، آنها گفتند برای نجات جانش باید هرچه سریعتر وی را به اتاق عمل ببرند چرا که خونریزی داخلی شدید داشت.
استرس به همه جانم نشست اما آنها به محض تمام شدن عمل گفتند نگران نباشم و حال همسرم خوب است و عمل با موفقیت انجام شده است. اما حرفهایشان دروغ بود. پس از مدتی گفتند بهتر است همسرم به یک بیمارستان دیگر منتقل شود و در ICU تحت مراقبت قرار بگیرد. این در حالی بود که من اعظم را در بیمارستان خصوصی بستری کردم که ادعا میکردند یکی از بهترین و مجهزترین بیمارستانها است اما آنها حتی اتاق ICU نداشتند.
البته این پایان ماجرا نبود، ساعت حدود پنج عصر پزشک با عجله آمد و گفت همسرم به خون احتیاج دارد و همه ما خون مورد نظر را داشتیم ولی فاجعه آنجا بود که بیمارستان تخصصی و مجهز یک کیسه خون نداشت و یک موتورسیکلت به بانک خون رفت و بعد از یکساعت برگشت که عملاً دیگر کار از کار گذشته بود. با اینکه آنها میگفتند حال همسرم خوب است ولی اینچنین نبود و حال وی هرلحظه وخیمتر میشد. با چشمانم جان دادن همسرم را میدیدم، آنها باید هر ثانیه را برای نجات همسرم غنیمت میشمردند اما دریغ.
ساعت هفت بعدازظهر این بیمارستان تخصصی همسرم را با یک اکسیژن دستی و با آمبولانسی که هیچامکاناتی نداشت و حتی مجهز به شوک و «آیسییو» نبود به جای انتقال به یک بیمارستان نزدیک به بیمارستان دورتری فرستادند که در آن ترافیک و شلوغی مدت زمان زیادی طول کشید و حتی به محض رسیدن به آنجا پزشکان بیمارستان گفتند همسرم علائم حیاتی ندارد اما آنها همه تلاششان را برای احیای همسرم انجام دادند ولی خیلی وقت بود که کار از کار گذشته بود. شاید اگر پزشک زایمان در همان بیمارستان قدر ثانیهها را میدانست اکنون بچههایم از مهر مادری بینصیب نبودند.
شوهر اعظم گفت: از پزشک جراح بهخاطر قصورش شکایت کردم، زیرا او اگر در زمان عمل جراحی سزارین دقت بیشتری میکرد هرگز این حادثه تلخ رخ نمیداد. آنها باید در همان ریکاوری فشارخون همسرم را مورد بررسی قرار میدادند، همه این بیاحتیاطی و بیارزشیها برای نجات جان یک انسان باعث شد بهترین روزهای زندگیمان به بدترین روزها تبدیل شود که تا عمر داریم تلخی این روز در خاطراتمان خواهد ماند.
وی افزود: من پیگیر این ماجرا میشوم تا دیگر چنین حوادثی برای خانوادههای دیگری رخ ندهد و آنها عزادار نشوند. بنابر این گزارش، بازپرس پرونده برای مشخص کردن میزان تقصیر و علت اصلی مرگ زن بیمار، دستور داد تیمی از متخصصان پزشکی قانونی دست به تحقیقات تخصصی بزنند و مقصر حادثه را ردیابی کنند.
این دلگویههای مردی سیاهپوش است که در غم مرگ مادر دو دخترش اشک میریزد و به سوگ نشسته است.
«اعظم» 33 ساله بود که روز 25 مردادماه سال جاری برای عمل سزارین راهی یکی از بیمارستانهای خصوصی در اصفهان شد. زن جوان وقتی خانهاش را از اهواز به اصفهان منتقل کرد در دلش شوقی برپا بود و برای آرامش زندگیشان لحظهشماری میکرد. او هرگز باور نداشت دیگر دختر 14 سالهاش را نمیبیند.
«سولماز» کوچولو هیچگاه در آغوش مادر آرام نخواهد گرفت. اعظم تحت عمل جراحی سزارین قرار گرفت تا دخترش را به دنیا آورد اما همین که از اتاق عمل بیرون رفت و به بخش انتقال یافت دچار درد شدیدی در شکمش شد. این زن تا شب با مرگ دست و پنجه نرم کرد تا اینکه شامگاه روز تولد دخترش تسلیم مرگ شد.
پزشکان پس از معاینات تخصصی علت مرگ وی را خونریزی شدید داخلی تشخیص دادند. 26 مردادماه سال جاری مرد جوانی راهی دادسرای اصفهان در خیابان 22 بهمن شد و از مرگ مشکوک همسرش در بیمارستان خبر داد.
مأموران با دستور قضایی وقتی در جریان بررسیها متوجه شدند زن 33 ساله پساز عمل جراحی سزارین براثر خونریزی داخلی جان سپرده است، جزئیات این زایمان مرگبار را به بازپرس شعبه سوم دادسرای اصفهان گزارش دادند.
مرد سیاهپوش وقتی در برابر بازپرس ایستاد با صدایی لرزان گفت: «ساعت 6 صبح 25 مردادماه اعظم را برای زایمان به یکی از بهترین بیمارستانهای تخصصی و مجهز در اصفهان بردم. ساعت 9 صبح حال همسرم را از پزشکان پرسیدم و آنها گفتند حال همسر و دخترم خوب است اما فعلاً باید تحت مراقبت باشد.
آنها ساعت 5/11 صبح اعظم را به بخش منتقل کردند، اما وقتی همسرم را دیدم متوجه حال بدش شدم. او دائم دست و پا میزد و از درد به خود میپیچید، خیلی ترسیده بودم همان لحظه پرستار را صدا زدم، او پس از معاینه گفت این واکنشها بهخاطر داروهای بیهوشی است. آنها خودشان یک سری معاینه و درمان را انجام دادند تا پساز یک ساعت دکتر بیهوشی از راه رسید و گفت باید تعداد پلاکتهای خون همسرم مورد آزمایش قرار بگیرد.
بهگفته آنها پلاکت خون همسرم قبل از عمل 14 بود و حال 5 - 5/4 شده است. ساعتی گذشت که پزشکان یک برگه رضایتنامه به من دادند تا بار دیگر همسرم مورد عمل جراحی قرار بگیرد، آنها گفتند برای نجات جانش باید هرچه سریعتر وی را به اتاق عمل ببرند چرا که خونریزی داخلی شدید داشت.
استرس به همه جانم نشست اما آنها به محض تمام شدن عمل گفتند نگران نباشم و حال همسرم خوب است و عمل با موفقیت انجام شده است. اما حرفهایشان دروغ بود. پس از مدتی گفتند بهتر است همسرم به یک بیمارستان دیگر منتقل شود و در ICU تحت مراقبت قرار بگیرد. این در حالی بود که من اعظم را در بیمارستان خصوصی بستری کردم که ادعا میکردند یکی از بهترین و مجهزترین بیمارستانها است اما آنها حتی اتاق ICU نداشتند.
البته این پایان ماجرا نبود، ساعت حدود پنج عصر پزشک با عجله آمد و گفت همسرم به خون احتیاج دارد و همه ما خون مورد نظر را داشتیم ولی فاجعه آنجا بود که بیمارستان تخصصی و مجهز یک کیسه خون نداشت و یک موتورسیکلت به بانک خون رفت و بعد از یکساعت برگشت که عملاً دیگر کار از کار گذشته بود. با اینکه آنها میگفتند حال همسرم خوب است ولی اینچنین نبود و حال وی هرلحظه وخیمتر میشد. با چشمانم جان دادن همسرم را میدیدم، آنها باید هر ثانیه را برای نجات همسرم غنیمت میشمردند اما دریغ.
ساعت هفت بعدازظهر این بیمارستان تخصصی همسرم را با یک اکسیژن دستی و با آمبولانسی که هیچامکاناتی نداشت و حتی مجهز به شوک و «آیسییو» نبود به جای انتقال به یک بیمارستان نزدیک به بیمارستان دورتری فرستادند که در آن ترافیک و شلوغی مدت زمان زیادی طول کشید و حتی به محض رسیدن به آنجا پزشکان بیمارستان گفتند همسرم علائم حیاتی ندارد اما آنها همه تلاششان را برای احیای همسرم انجام دادند ولی خیلی وقت بود که کار از کار گذشته بود. شاید اگر پزشک زایمان در همان بیمارستان قدر ثانیهها را میدانست اکنون بچههایم از مهر مادری بینصیب نبودند.
شوهر اعظم گفت: از پزشک جراح بهخاطر قصورش شکایت کردم، زیرا او اگر در زمان عمل جراحی سزارین دقت بیشتری میکرد هرگز این حادثه تلخ رخ نمیداد. آنها باید در همان ریکاوری فشارخون همسرم را مورد بررسی قرار میدادند، همه این بیاحتیاطی و بیارزشیها برای نجات جان یک انسان باعث شد بهترین روزهای زندگیمان به بدترین روزها تبدیل شود که تا عمر داریم تلخی این روز در خاطراتمان خواهد ماند.
وی افزود: من پیگیر این ماجرا میشوم تا دیگر چنین حوادثی برای خانوادههای دیگری رخ ندهد و آنها عزادار نشوند. بنابر این گزارش، بازپرس پرونده برای مشخص کردن میزان تقصیر و علت اصلی مرگ زن بیمار، دستور داد تیمی از متخصصان پزشکی قانونی دست به تحقیقات تخصصی بزنند و مقصر حادثه را ردیابی کنند.
تبلیغات متنی
-
ابراز نگرانی سازمان ملل از تحرکات ناو آبراهام لینکولن
-
آلبوم موسیقی «شاه اریک» به زودی در بازار
-
نشانهها میگویند اینترنت حالا حالاها وصل نخواهد شد!
-
قیمت طلا و سکه رکوردهای جدیدی ثبت کرد
-
فرزند وزیر سابق اطلاعات شایعات فضای مجازی را رد کرد
-
اختلاف نظر در دولت آمریکا برای حمله به ایران
-
ارتفاع برف در این مناطق به ۲ متر رسید
-
ستاره استقلال جام جهانی را از دست داد
-
تصمیم جسورانه آذرخانم و همسرش در رشت
-
طرح اسکناسهای عراقی از کجا آمده است؟
-
ترامپ: اگر من نبودم اول ایران به اسرائیل حمله میکرد
-
هشدار احمد زیدآبادی: ایران با تهدید وجودی روبرو است
-
محصولات ایرانخودرو ۵۰ درصد گران شد!
-
سخنگوی دولت: دولت برنامهای برای مطالبه خسارت از سلبریتیها ندارد
-
دعوای ترامپ و تد کروز درباره انتخابات بالا گرفت
-
نشانهها میگویند اینترنت حالا حالاها وصل نخواهد شد!
-
قیمت طلا و سکه رکوردهای جدیدی ثبت کرد
-
اختلاف نظر در دولت آمریکا برای حمله به ایران
-
محصولات ایرانخودرو ۵۰ درصد گران شد!
-
این بانک خصوصی در مسیر مشابه بانک آینده؟
-
۷ سریال کرهای که ۲۰۲۵ را به آتش کشیدند
-
عکسی درباره ایران که سفارت آمریکا منتشر کرد
-
شش روایت از دی و بهمن ۴۰۴ که در جایی نخواندهاید!
-
فرمانده کتائب حزبالله آماده «عملیات استشهادی» شد
-
انباشت برف ۷ متری در یک گردنه!
-
ورزشگاه تازه تاسیس نیوکمپ را سیل برد!
-
آمریکا در قطر سامانه پدافند هوایی مستقر کرد
-
شاید علیرضا دبیر خبر مهم دیروز را نشنیده باشد
-
آمریکا برای «مرحله بعدی غزه» آماده میشود
-
روسیه هم به ملیپوشان ایرانی ویزا نداد!
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
اوج بارشها را مردم این مناطق تجربه خواهند کرد
-
موضع غیرمنتظره خبرگزاری فارس درباره قطع اینترنت
-
ناو آبراهام لینکلن به دریای عرب رسید
-
بارش برف ۹ جاده را مسدود کرد
-
میثاقی: شاید بازیهای استقلال سه بر صفر شود!
-
فاصله دقیق ناو «آبراهام لینکلن» با ایران فاش شد
-
قیچی برگردان استثنایی یامال، زیباترین گل فصل اسپانیا
-
پیشبینی بارشهای پیدرپی در بهمنماه
-
دیدار فرمانده سنتکام با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
-
تلاش لحظه آخری پزشکیان برای به تعویق انداختن جنگ
-
یاسر آسانی برای یک استقلالی، ماشین خرید
-
اتمام حجت اوسمار با ستاره خارجی پرسپولیس
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.بعد از کلی رفت و آمد آخرش پزشکه رو تبرئه میکنن
مثل روز واسم روشنه
خدایا رحم کن
اللهم عجل لولیک الفرج
دكتر ها فقط فكر درد امد خودشون هستنند بس
اینجا هم یه همچین اتفاق مشابهی افتاد یکی از فامیلای ما تو سزارین رودشو پاره کرده بودن!
تازه نفهمیده بودن بعد که شیکم پراز عفونت میشه و ورم میکنه می فهمن چه گندی بالا آوردن
طرف شانس آورده که هنوزم زندس
اونم بخاط مراقبت فامیلاش نه بیمارستان
شکایت کردن ولی من که مطمئنم هیچ اتفاقی نمیفته!!