وضعیت اعدامی نجات یافته بحرانی شد
وضعیت وخیم مردی که یکسال قبل ساعاتی بعد از اجرای حکم اعدام دوباره زنده شد، خانوادهاش را بهشدت نگران کرده و تلاشها برای آزادی او هنوز به جایی نرسیده است.
روزنامه شرق: وضعیت وخیم مردی که یکسال قبل ساعاتی بعد از اجرای حکم اعدام دوباره زنده شد، خانوادهاش را بهشدت نگران کرده و تلاشها برای آزادی او هنوز به جایی نرسیده است.
اعدامی زندهشده که علیرضا نام دارد به اتهام حمل و نگهداری موادمخدر به اعدام محکوم شده بود. او اواسط مهر سال گذشته در زندان بجنورد به دار آویخته و ۲۰دقیقه بعد از چوبهدار پایین آورده شد و پزشکقانونی حاضر در صحنه نیز مرگ او را تایید کرد اما ساعاتی بعد از انتقال جسد به پزشکیقانونی در حالیکه کارگر سردخانه مشغول انجام کاری در آن محل بود متوجه بخار در کاور جسد علیرضا شد و بلافاصله مسوولان را خبر کرد.
انتقال علیرضا ۳۵ساله به بیمارستان و آغاز عملیات احیا روی این مرد، او را دوباره به زندگی بازگرداند و در نهایت علیرضا بعد از چند هفته کما دوباره چشمهایش را باز کرد و به زندگی برگشت. مطابق اوراق پرونده علیرضا سه سال قبل از اجرای حکم اعدامش به اتهام حمل و نگهداری شیشه دستگیر و زندانی شده بود. هرچند قاضی رسیدگیکننده به پرونده نامهای برای عفو این مرد به کمیسیون عفو و بخشودگی فرستاد اما این کمیسیون، علیرضا را بهدلیل سابقهدار بودن مستحق تخفیف ندانست و این جوان که سه فرزند نیز دارد به اعدام محکوم شد.
یکشب قبل از اجرای حکم به خانواده علیرضا اعلام کردند برای آخرین دیدار به زندان بروند. فردای آن روز در حالیکه برادر علیرضا و داییاش برای تحویل جسد رفتند مسوول سردخانه به آنها اعلام کرد علیرضا به بیمارستان منتقل شده و او هنوز زنده است. با بیرون آمدن علیرضا از کما و انجام درمانهای اولیه این مرد دوباره به زندان منتقل شد و در حالیکه برخی کارشناسان معتقد بودند حکم اعدام یکبار دیگر باید اجرا شود و برخی دیگر اعدام دوباره را غیرقانونی میدانستند پرونده به کمیسیون عفو و بخشودگی رفت و این بار بهدلیل وضعیت خاصی که این مجرم داشت درخواست مورد پذیرش قرار گرفت و حکم اعدام به حبس ابد تغییر یافت.
این در حالی بود که وضعیت علیرضا به گفته همسر و برادرش هر روز بدتر از قبل شد. برادر علیرضا روز گذشته درخصوص آخرین وضعیت پرونده برادرش گفت: «متاسفانه وضعیت برادرم بسیار بد است. او نزدیک به ۴۰کیلو وزن از دست داده و حافظهاش تقریبا پاک شده است. از آنجایی که باید داروهای خاصی را مصرف میکرد و در زندان این داروها در دسترس نیست حال علیرضا در این مدت بسیار بد شده است. من و برادرم تنها کسانی هستیم که به دیدار علیرضا میرویم با اینکه هر هفته به دیدنش میرویم اما ما را فراموش کرده است. وقتی صحبت میکنیم باید چندین بار یادآوری کنیم، چه کسی هستیم و او حالا کجاست.»
وی گفت: «چند زندانی که از دوستان علیرضا هستند از او مراقبت میکنند. آنها هروقت به مرخصی میآیند ما مبلغی پول میدهیم تا کارهای برادرم را در زندان انجام دهند آنطور که دوستانش میگویند او دیگر کنترلی بر خودش ندارد. دست چپ علیرضا تقریبا از کار افتاده ضمن اینکه پای چپش هم دیگر سالم نیست و همین وضعیت را برای او بدتر کردهاست.
پزشکان زندان روزانه به او دارو میدهند اما این داروها باعث بهبود برادرم نشده و فقط خوابآور است و باعث میشود او طول روز را بخوابد.» برادر علیرضا درباره اینکه آیا تلاشی برای گرفتن مرخصی درمانی برای برادرش کرده است یا نه، گفت: همان موقع که برادرم زنده شد، گفتند با سپردن وثیقه میتوانم او را بیرون بیاورم. مدتی طول کشید تا ۱۵میلیونتومان وثیقهای را که خواسته بودند، تهیه کنم. وقتی پول را بردم گفتند نمیشود علیرضا را آزاد کرد چون او یک شاکی خصوصی هم دارد که به خاطر درگیری با آن فرد به ۱۰سال حبس و ۳۴میلیونتومان دیه محکوم شده است. تلاش کردم آن فرد را پیدا کنم.
آدرسی از او داشتم و رفتم تا رضایت بگیرم. گفتند از آنجا رفته. حالا هم آدرس جدید در اجرای احکام است اما متاسفانه برای اینکه رضایت بگیرم آدرس را به من نمیدهند و در این خصوص همکاری نمیکنند. به من میگویند ۳۴میلیونتومان را بیاور ما خودمان اقدام میکنیم. این پول، مبلغ کمی نیست. برای من که یک کارگر هستم، خیلی سخت است چنین مبلغی را تهیه کنم. میخواستم به همراه برادر دیگرم برای رضایت بروم، شاید شاکی قبول کند پول کمتری بگیرد یا اینکه بهطور کلی رضایت بدهد.
قاضی پرونده هم میگوید تا زمانی که شاکی خصوصی رضایت ندهد، نمیتوانم وثیقه را قبول کنم. وقتی هم از علیرضا میپرسم با چه کسی دعوا کرده و موضوع چه بوده چیزی یادش نمیآید که بگوید. علیرضا وضعیت بسیار بدی دارد؛ او به لحاظ جسمی و روحی روزبهروز تحلیل میرود و دیگر تحمل زندان را ندارد، حتی پزشکان زندان هم شفاهی گفتهاند او نمیتواند در زندان بماند.
اگر میشد من جای برادرم به زندان بروم این کار را میکردم. آنوقت میتوانستیم او را برای درمان به بیمارستان منتقل کنیم. این روند به مرگ علیرضا در زندان میانجامد.»
اعدامی زندهشده که علیرضا نام دارد به اتهام حمل و نگهداری موادمخدر به اعدام محکوم شده بود. او اواسط مهر سال گذشته در زندان بجنورد به دار آویخته و ۲۰دقیقه بعد از چوبهدار پایین آورده شد و پزشکقانونی حاضر در صحنه نیز مرگ او را تایید کرد اما ساعاتی بعد از انتقال جسد به پزشکیقانونی در حالیکه کارگر سردخانه مشغول انجام کاری در آن محل بود متوجه بخار در کاور جسد علیرضا شد و بلافاصله مسوولان را خبر کرد.
انتقال علیرضا ۳۵ساله به بیمارستان و آغاز عملیات احیا روی این مرد، او را دوباره به زندگی بازگرداند و در نهایت علیرضا بعد از چند هفته کما دوباره چشمهایش را باز کرد و به زندگی برگشت. مطابق اوراق پرونده علیرضا سه سال قبل از اجرای حکم اعدامش به اتهام حمل و نگهداری شیشه دستگیر و زندانی شده بود. هرچند قاضی رسیدگیکننده به پرونده نامهای برای عفو این مرد به کمیسیون عفو و بخشودگی فرستاد اما این کمیسیون، علیرضا را بهدلیل سابقهدار بودن مستحق تخفیف ندانست و این جوان که سه فرزند نیز دارد به اعدام محکوم شد.
یکشب قبل از اجرای حکم به خانواده علیرضا اعلام کردند برای آخرین دیدار به زندان بروند. فردای آن روز در حالیکه برادر علیرضا و داییاش برای تحویل جسد رفتند مسوول سردخانه به آنها اعلام کرد علیرضا به بیمارستان منتقل شده و او هنوز زنده است. با بیرون آمدن علیرضا از کما و انجام درمانهای اولیه این مرد دوباره به زندان منتقل شد و در حالیکه برخی کارشناسان معتقد بودند حکم اعدام یکبار دیگر باید اجرا شود و برخی دیگر اعدام دوباره را غیرقانونی میدانستند پرونده به کمیسیون عفو و بخشودگی رفت و این بار بهدلیل وضعیت خاصی که این مجرم داشت درخواست مورد پذیرش قرار گرفت و حکم اعدام به حبس ابد تغییر یافت.
این در حالی بود که وضعیت علیرضا به گفته همسر و برادرش هر روز بدتر از قبل شد. برادر علیرضا روز گذشته درخصوص آخرین وضعیت پرونده برادرش گفت: «متاسفانه وضعیت برادرم بسیار بد است. او نزدیک به ۴۰کیلو وزن از دست داده و حافظهاش تقریبا پاک شده است. از آنجایی که باید داروهای خاصی را مصرف میکرد و در زندان این داروها در دسترس نیست حال علیرضا در این مدت بسیار بد شده است. من و برادرم تنها کسانی هستیم که به دیدار علیرضا میرویم با اینکه هر هفته به دیدنش میرویم اما ما را فراموش کرده است. وقتی صحبت میکنیم باید چندین بار یادآوری کنیم، چه کسی هستیم و او حالا کجاست.»
وی گفت: «چند زندانی که از دوستان علیرضا هستند از او مراقبت میکنند. آنها هروقت به مرخصی میآیند ما مبلغی پول میدهیم تا کارهای برادرم را در زندان انجام دهند آنطور که دوستانش میگویند او دیگر کنترلی بر خودش ندارد. دست چپ علیرضا تقریبا از کار افتاده ضمن اینکه پای چپش هم دیگر سالم نیست و همین وضعیت را برای او بدتر کردهاست.
پزشکان زندان روزانه به او دارو میدهند اما این داروها باعث بهبود برادرم نشده و فقط خوابآور است و باعث میشود او طول روز را بخوابد.» برادر علیرضا درباره اینکه آیا تلاشی برای گرفتن مرخصی درمانی برای برادرش کرده است یا نه، گفت: همان موقع که برادرم زنده شد، گفتند با سپردن وثیقه میتوانم او را بیرون بیاورم. مدتی طول کشید تا ۱۵میلیونتومان وثیقهای را که خواسته بودند، تهیه کنم. وقتی پول را بردم گفتند نمیشود علیرضا را آزاد کرد چون او یک شاکی خصوصی هم دارد که به خاطر درگیری با آن فرد به ۱۰سال حبس و ۳۴میلیونتومان دیه محکوم شده است. تلاش کردم آن فرد را پیدا کنم.
آدرسی از او داشتم و رفتم تا رضایت بگیرم. گفتند از آنجا رفته. حالا هم آدرس جدید در اجرای احکام است اما متاسفانه برای اینکه رضایت بگیرم آدرس را به من نمیدهند و در این خصوص همکاری نمیکنند. به من میگویند ۳۴میلیونتومان را بیاور ما خودمان اقدام میکنیم. این پول، مبلغ کمی نیست. برای من که یک کارگر هستم، خیلی سخت است چنین مبلغی را تهیه کنم. میخواستم به همراه برادر دیگرم برای رضایت بروم، شاید شاکی قبول کند پول کمتری بگیرد یا اینکه بهطور کلی رضایت بدهد.
قاضی پرونده هم میگوید تا زمانی که شاکی خصوصی رضایت ندهد، نمیتوانم وثیقه را قبول کنم. وقتی هم از علیرضا میپرسم با چه کسی دعوا کرده و موضوع چه بوده چیزی یادش نمیآید که بگوید. علیرضا وضعیت بسیار بدی دارد؛ او به لحاظ جسمی و روحی روزبهروز تحلیل میرود و دیگر تحمل زندان را ندارد، حتی پزشکان زندان هم شفاهی گفتهاند او نمیتواند در زندان بماند.
اگر میشد من جای برادرم به زندان بروم این کار را میکردم. آنوقت میتوانستیم او را برای درمان به بیمارستان منتقل کنیم. این روند به مرگ علیرضا در زندان میانجامد.»
تبلیغات متنی
-
تصویری از مراسم عروسی «جورج دبلیو بوش»
-
نشان مخصوص برای «جام جهانی اولی ها» در آمریکا!
-
توئیت مقام دولت رئیسی درباره اینترنت پرو جلبتوجه کرد
-
عکس خانوادگی یک فضانورد که روی ماه جا ماند
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
تصمیم اندونزی برای عبور نفتکشهای ایران از تنگه لومبوک
-
بازیگری که فاتحه خواندن سر خاکش را دید!
-
خداحافظی یک ستاره بعد از جام جهانی ۲۰۲۶
-
تفسیر بازیکن پیشین تیم ملی از لبخند قلعهنویی
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
تصویری از آتشسوزی شدید یک کشتی در ساحل دبی
-
احتمال رایگان شدن دائمی اتوبوس و مترو در تهران
-
شرط سنگین برای فسخ قرارداد رضاییان با استقلال
-
پزشکیان: معنای مذاکره تسلیم نیست
-
راننده کامیونِ توقیفی، ۱۲ ساله از آب درآمد!
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
عجب قانونیه یکی باید بمیره تا بدادش برسید؟
خدا با معجزه نجاتش داده ولی قوانین لجن و داعشی باعث مرگش میشه..