تابلوی اعتیاد در سر چهارراه ها!
دستور رئیس جمهور برای مقابله با آسیبهای اجتماعی به ویژه اعتیاد، بار دیگر چشم ها را به سمت مشکلات اصلی جامعه خیره کرد، به خصوص مشکل اعتیاد که این روزها، همه ایرانیان آن را از نزدیک لمس می کنند.
خبرآنلاین: دستور رئیس جمهور برای مقابله با آسیبهای اجتماعی به ویژه اعتیاد، بار دیگر چشم ها را به سمت مشکلات اصلی جامعه خیره کرد، به خصوص مشکل اعتیاد که این روزها، همه ایرانیان آن را از نزدیک لمس می کنند.
سه جوان، شانه به شانه همدیگر نشسته اند. ساعت، چند دقیقه ای از ۶ عصر گذشته و هنوز سرخی خورشید، مغرب آسمان را روشن گذاشته، سه جوان، شانه به شانه همدیگر، درست مقابل یکی از شعبه های بانکی بزرگ و شیک کنار پیاده رو نشسته اند، در پیاده روی خیابان انقلاب، جایی در قلب پایتخت.
ماشینهایی که خیابان را اشغال کرده اند، بر سر همدیگر بوق می کشند. راننده ها، جلوی یکدیگر می پیچند و راه نمی دهند. یک موتورسوار، آینه بغل ماشینی را خورد می کند و گاز می دهد و می رود. راننده، سرش را از پنجره بیرون کرده و بلند بلند فحش می دهد. عابران، با عجله، بدون اینکه نگاهی به ازدحام نفسگیر خودروها کنند، راهش را گرفته اند و می روند. در میان این همه دود و بوق و شلوغی، سه جوان نشسته اند شانه به شانه همدیگر و انگار، هیچ کدام از این صداها را نمی شنوند، شلوغی را نمی بینند و اصلا در میان شلوغی این شهر بی در و دروازه، نیستند، آنها در دنیای خود، غرق شده اند.
یکی از آنها، زرورق سیاه شده ای را به یک دست گرفته و با دست دیگر، فندکش را زیر زرورق، به چپ و راست می برد تا دود سفیدی که از گرد ریخته شده روی زرورق بلند می شود را به درون بکشد. لوله خودکاری به لب گذاشته و شعله را سرتا سر زرورق، به این سو و آن سو می برد تا هیچ ذره هروئین را از دست ندهد. موهای چرب و سیاهش، از پیشانی در اطراف این اسباب ساده، رها شده و انگار هر لحظه ممکن است آتش بگیرد.
جوان بعدی -همان که میان آن دو دوستش نشسته و جان به جانش کنی، ۲۰ سال را پشت سر نگذاشته- لوله ای شیشه ای، با انتهای گرد و بزرگ را به لب گذاشته. بلورهای سفیدرنگ در حباب انتهای این پایپ، به خاطر حرارت فندکی که زیر این حباب گرفته، رنگ می بازد و تبدیل به دودی بی رنگ می شود که با مکش کم زور و آرام او، در پیچ و خم ریه اش گم می شود. او گاهی خسته از بازدم سست و کرختش، به نوک انگشت، پایپ را پایین می آورد و خیسی پشت لبش را با آستین می گیرد.
نفر سوم، از آن دو سن و سال بیشتری دارد. او، خیره مانده به دور دست خیابان، آرنجها را روی زانوها، راست گذاشته و دستی زیر چانه دارد و در میان انگشت اشاره و میانه دست دیگر، سیگاری گرفته که از چند قدمی هم می شود دست پیچ بودن این سیگار را دید.
موهایش، از دو طرف پیشانی ریخته و پوست آفتاب سوخته و سرخ، تارهای سفید و سیاه سر را با سرسختی عقب زده. لباسی به تن دارد که رنگ اولش را نمی توان از زیر لایه ای چرب و سیاه، تشخیص داد. سبز بوده لابد، یا آبی آسمانی که حالا حتی نمی شود در تکه ای از این پارچه جامانده از روزهای دور، ردی از سلیقه روزهای طی شده صاحبش را دید.
زنی میانه سال، از کنار آنها می گذرد. لحظه ای جلوی عابربانکی که چند قدم آنسوتر است، می ایستد. نگاهی به سمفونی بی صدای این سه جوان می کند و بعد، از کارت بانکی اش پول می گیرد و می رود. انگار جامعه نیز حساسیتش را نسبت به دیدن این صحنه ها از دست داده است.
خوش نشین های همیشگی بوستان
آنها را می شود همه جا دید. اگر در زمانهای گذشته، تنها کوچه ای، گذری یا محله ای، پاتوق آنها شده بود، ولی در فصل گرم سال ۹۳ و حتی اکنون که پاییز با شب های خنک رسیده، تقریبا اکثر خیابانهای اصلی تهران، پذیرای چهره معتادان شده است.
آنها همه جا هستند، فقط کافی است کنار یکی از مخزن های جمع آوری زباله یکی دو دقیقه پاسست کنید تا سر و کله یکی شان پیدا شود. تفاوت اصلی آنها با کارگرانی که در کار جمع آوری پسماند هستند، این است که معتادان خیابانخواب، وسایل اندک زندگی خیابانی خود را به دوش می کشند.
آنها را می شود وقتی که تا کمر به داخل مخزنهای ۱۱۰۰ لیتری جمع آوری پسماند خم شده اند و بدون واهمه از بوی تعفن و آلودگی پسماندها، با دست برهنه آشغالها را زیر و رو می کنند از کارگران تفکیک و بازیافت پسماند تمیز داد.
زندگی یک معتاد خیابان خواب، زندگی پیچیده و عجیبی نیست. روز، با فشار گرسنگی و خماری، در میان دود و دم خیابان آغاز می شود و تا لحظه به دست آوردن لقمه ای خوراکی و اندکی مواد، دنیا، تیرگی عریان و بی سرانجامی دارد. این تیرگی و بی سرانجامی پس از فرودادن اولین لقمه های خوراک به جامانده از دهان مردم در گوشه و کنار خیابان یا اندکی غذای خریده شده از مغازه ای مانده از احسان رهگذران، و البته پس از اولین ذرات مخدری که در رگ و پی شان می دود، رنگ و شکل تازه ای نمی گیرد. همان سستی و بی سرانجامی است که بود، فقط صدای برهم پیچیدن روده هاست که کمتر شده. در این میان، نباید از یاد برد که او نیز "آدمی" است. همان "آدمی" که ادعای شرافت بر همه موجودات عالم را دارد.
اکثر آنها، شبها را در پارکها به صبح می رسانند. دیدن کلونیهای معتادان که شبها تا دیروقت کنار یکدیگر چمباتمه زده اند و احیانا، دور از چشم ماموران قانون و شهرداری، به استعمال مواد مخدر می پردازند، صحنه تکراری این شبها در پارکهاست.
آنها همینطور در گوشه و کنار بزرگراه ها، به خصوص زیر پلها، فضای سبز رمپ ها و لوپهای بزرگراهی و حتی در پیاده روها چرت می زنند.
بی خانمانهای معتاد از همه جا رانده
این روزها دیدن اشخاصی که با تکه ای مقوا به عنوان فرش و پلاستیکی چرب و سیاه، پر از آشغالهایی که معلوم نیست به چه درد می خورد و به عنوان بالش استفاده کرده اند و در خیابان ها خوابیده اند، صحنه عجیب و نادری نیست.
تخمین تعداد آنها در کلانشهری مانند تهران، کار ساده ای نیست. دو سال پیش، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران از وجود ۸ هزار معتاد متجاهر با رفتارهای پرخطر خبر داده بود. البته در برهه هایی از تاریخ مبارزه با مواد مخدر در این کشور، سیاستگذاران، حذف و زدودن معتادان از چهره شهرها را به عنوان یکی از سیاستهای کلان خود برگزیده اند.
به نظر می رسد از زمان تصویب اصلاحیه قانون جدید مبارزه با مواد مخدر در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اجرای آن از اواخر سال ۸۹ و ابتدای سال ۹۰ و حکومت حکم "معتاد، بیمار است نه مجرم" وضعیت برخورد ضابطان قضایی نیز با معتادان عوض شده است.
این روزها، حتی به نظر می رسد نیروی انتظامی نیز چندان مایل به بازداشت و اعزام اجباری معتادانی که چهره علنی شهرها را زشت می کنند، نیست. هرچند این سیاست، علنا و رسما از زبان مسئولان و فرماندهان رده بالای پلیس بیان نشده ولی نحوه برخورد رده های عادی عملیاتی نیروی انتظامی با معتادانی که در خیابانها، زندگی می کنند خبر از تساهلی آشکار در رهاسازی این افراد به حال خود دارد.
در یکی دو سال اخیر حتی کار به جایی رسیده که سازمان زندانها به عنوان یکی از اصلی ترین بخشهای قوه قضاییه که در زمینه اجرای احکام قضایی مطرح است، اعلام کرده دیگر حاضر به پذیرش زندانی به صرف معتاد بودن در ندامتگاه های تحت مدیریت خود نیست.
البته غلامحسین اسماعیلی، رئیس سابق سازمان زندانها، بارها درباره این سیاست، سخن گفته بود و مشکلات بودجه ای و کمبود منابع را به عنوان اصلی ترین دلیل عدم پذیرش معتادان در زندانها عنوان کرده بود. به گفته اسماعیلی، سازمان زندانها، بدهکارترین سازمان حکومتی به بازار است که در تامین مایحتاج روزمره زندانیان نیز از بازار نسیه می کند و دلیلی ندارد برای پذیرایی از افرادی که عنوان "معتاد حرفه ای" را بر پیشانی دارد، خرج کند.
شاید اصلی ترین مسئله در بلاتکلیف ماندن وضعیت معتادان پرخطر و متجاهری که در معابر و فضاهای عمومی حضور دارند، همین مرز ناپیدای بین "معتاد مجرم" و "معتاد بیمار" است. مرزهای جرم تجاهر به استعمال مواد مخدر و استعمال غیرمتجاهرانه این مواد، به درستی مشخص نیست. یعنی نمی توان نیروی انتظامی را به خاطر عدم برخورد پلیسی با معتادانی که آسیب دیده معضل اعتیاد هستند، نکوهش کرد.
در این بین، البته مقام قضایی با قاطعیت می گوید طبق قانون معتادان متجاهر، را باید به عنوان مجرم بازداشت کرد.
معاون اول قوه قضاییه: پلیس برخورد کند
معاون اول دستگاه قضایی که طبق حکم اخیر رئیس این قوه، دارای اختیارات و اقتدارات قضایی و اداری فراوانی شده، دوشنبه گذشته در پاسخ به خبرآنلاین که "چرا معتادان پرخطر سرگردان در خیابانها رها شده اند؟" گفت: طبق قانون، معتادان متجاهر، مجرم هستند و نیروی انتظامی وظیفه برخورد قانونی با این افراد را دارد.
غلامحسین محسنی اژه ای، درباره این وظیفه قانونی پلیس اعلام کرد: زمانی، فردی به عنوان معتاد، به پزشک و مراکز درمانی مراجعه کرده و در حال حاضر، دوران بازپروری را طی می کند، قانون در این باره اظهار کرده که این فرد، مجرم نیسـت، بلکه بیمار است و با بیمار نمی توان برخورد قضایی کرد، ولی زمانی که معتاد متجاهر در ملاءعام اقدام به استعمال مواد مخدر می کند، نیروی انتظامی موظف به برخورد با این افراد است و باید برای ترک اجباری آنها اقدام شود.
تمام ایران و ایرانیان، درگیرو دار مواد مخدر
بارها مسئولان رسمی دولتی در ستاد مبارزه با مواد مخدر، تعداد معتادان دائمی و تفننی را اندکی بیش از ۲ میلیون نفر عنوان می کردند. آماری که سالهاست، تغییری در آن ایجاد نشده و نمی توان گفت تمرکز این افراد در کدام بخش از ایران بیشتر است، ولی مشاهدات عینی حاکی از سرایت معضل مواد مخدر به اکثر مناطق کشور است.
این روزها حتی در روستاهای دورافتاده نیز می توان چهره زشت اعتیاد و معتادان متجاهر و بیخانمان را مشاهده کرد. یکی از این روستاها، در یکی از بخشهای دورافتاده استان اصفهان قرار گرفته. روستایی با جمعیت کمتر از ۶ هزار نفر که با گذری سریع از میان تنها خیابان آن، می توان جمعهای دو و سه نفره معتادان را دید که با ظاهر آشفته، موهای بلند و چرب و کمرهای خمیده زیر درختان و لب جاده پلاسند و گاهی هم در سایه دیواری یا تکیه داده به سنگی، پینکی می روند.
استاد حسن بنا، یکی از ساکنان این روستاست که درباره این افراد می گوید: اینهایی که در روستا می بینید، بومی نیستند. اینها از شهرهای اطراف مانند فولادشهر -یک شهر صنعتی بدون قدمت در جوار صنایع ذوب آهن اصفهان- آمده اند. اینها می آیند تا حاصل گدایی یکی دو روزه خود را در خلوت این روستا، دود کنند ولی دیگر نه نا و نه پول بازگشت به خانه را ندارند.
او از کارهای این معتادان که تعبیر"شیرین کاری" رویشان می گذارد، شنیدنی زیاد دارد: "می خواستند جاده ای را تعریض کنند. توی مسیر، یک پل بود. با بولدوزر، دو طرف پل را خاک ریختند تا دردهانه پل کار کنند، یکی از اهالی فهمید و خود را به راننده بولدوزر رساند و گفت زیر این پل یک گروه ۷-۸ نفره معتادان می خوابند، مراقب باش آنها را نکشی. راننده، مشکوک می شود و خاک مقابل یکی از دهانه های پل را پس می زند. می بینند معتادان همه در خواب هستند و اصلا نفهمیده اند بولدوزر، چند ساعت، اطراف آنها کار کرده و حتی راه نفسشان را هم گرفته."
استاد حسن، به دوردست باغهایی اشاره می کند که حالا خشکسالی زاینده رود، به جز شاخه های سیاه شده، چیزی باقی نگذاشته، می گوید: "آن میان، یک برج کبوترخانه هست که قدیمها برای گرفتن کود حیوانی از آن استفاده می شده، حالا شده است پاتوق دخترانی که موادشان را از همین دور و بر گیر می آورند و می روند آنجا می کشند. یک بار یکی از رعیتها برای سرزدن به برج رفته بود و او را هم نشانده بودند کنار خودشان و معتاد کرده بودند."
به جز این روستای دورافتاده و درگیر خشکسالی، برخی از کلانشهرهای دیگر کشور هم معتادان متجاهری دارند که از به رخ کشیدن چهره خمار و پف آلود خود به عابران، ابایی ندارند. مشهد و اهواز در زمره این شهرها هستند. شهرهایی که معتادان در آنها به خوبی دیده می شوند و حتی بعضی از محله ها به داشتن معتادان پرخطر، شهرت دارند.
اینطور که پیداست، ظهور و بروز جمع معتادان پرخطر و متجاهر در فضاهای عمومی مانند خیابان و معابر، مسئله نوظهور و جدیدی است که باید برای مقابله با آن، فکر اساسی کرد. شاید از همین رهگذر فرمان حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان برای مقابله با این آسیبها را باید به عنوان مقدمه تغییر نگاه مردم و بطن جامعه به این مشکل دانست. مردمی که هنوز هم اعتیاد را نه تنها بلای خانمانسوز می دانند بلکه بارها مشاهده شده معتادان خانواده را به ضرب و زور کتک، وادار به ترک و حضور در کمپهای ترک اعتیاد می کنند.
سه جوان، شانه به شانه همدیگر نشسته اند. ساعت، چند دقیقه ای از ۶ عصر گذشته و هنوز سرخی خورشید، مغرب آسمان را روشن گذاشته، سه جوان، شانه به شانه همدیگر، درست مقابل یکی از شعبه های بانکی بزرگ و شیک کنار پیاده رو نشسته اند، در پیاده روی خیابان انقلاب، جایی در قلب پایتخت.
ماشینهایی که خیابان را اشغال کرده اند، بر سر همدیگر بوق می کشند. راننده ها، جلوی یکدیگر می پیچند و راه نمی دهند. یک موتورسوار، آینه بغل ماشینی را خورد می کند و گاز می دهد و می رود. راننده، سرش را از پنجره بیرون کرده و بلند بلند فحش می دهد. عابران، با عجله، بدون اینکه نگاهی به ازدحام نفسگیر خودروها کنند، راهش را گرفته اند و می روند. در میان این همه دود و بوق و شلوغی، سه جوان نشسته اند شانه به شانه همدیگر و انگار، هیچ کدام از این صداها را نمی شنوند، شلوغی را نمی بینند و اصلا در میان شلوغی این شهر بی در و دروازه، نیستند، آنها در دنیای خود، غرق شده اند.
یکی از آنها، زرورق سیاه شده ای را به یک دست گرفته و با دست دیگر، فندکش را زیر زرورق، به چپ و راست می برد تا دود سفیدی که از گرد ریخته شده روی زرورق بلند می شود را به درون بکشد. لوله خودکاری به لب گذاشته و شعله را سرتا سر زرورق، به این سو و آن سو می برد تا هیچ ذره هروئین را از دست ندهد. موهای چرب و سیاهش، از پیشانی در اطراف این اسباب ساده، رها شده و انگار هر لحظه ممکن است آتش بگیرد.
جوان بعدی -همان که میان آن دو دوستش نشسته و جان به جانش کنی، ۲۰ سال را پشت سر نگذاشته- لوله ای شیشه ای، با انتهای گرد و بزرگ را به لب گذاشته. بلورهای سفیدرنگ در حباب انتهای این پایپ، به خاطر حرارت فندکی که زیر این حباب گرفته، رنگ می بازد و تبدیل به دودی بی رنگ می شود که با مکش کم زور و آرام او، در پیچ و خم ریه اش گم می شود. او گاهی خسته از بازدم سست و کرختش، به نوک انگشت، پایپ را پایین می آورد و خیسی پشت لبش را با آستین می گیرد.
نفر سوم، از آن دو سن و سال بیشتری دارد. او، خیره مانده به دور دست خیابان، آرنجها را روی زانوها، راست گذاشته و دستی زیر چانه دارد و در میان انگشت اشاره و میانه دست دیگر، سیگاری گرفته که از چند قدمی هم می شود دست پیچ بودن این سیگار را دید.
موهایش، از دو طرف پیشانی ریخته و پوست آفتاب سوخته و سرخ، تارهای سفید و سیاه سر را با سرسختی عقب زده. لباسی به تن دارد که رنگ اولش را نمی توان از زیر لایه ای چرب و سیاه، تشخیص داد. سبز بوده لابد، یا آبی آسمانی که حالا حتی نمی شود در تکه ای از این پارچه جامانده از روزهای دور، ردی از سلیقه روزهای طی شده صاحبش را دید.
زنی میانه سال، از کنار آنها می گذرد. لحظه ای جلوی عابربانکی که چند قدم آنسوتر است، می ایستد. نگاهی به سمفونی بی صدای این سه جوان می کند و بعد، از کارت بانکی اش پول می گیرد و می رود. انگار جامعه نیز حساسیتش را نسبت به دیدن این صحنه ها از دست داده است.
خوش نشین های همیشگی بوستان
آنها را می شود همه جا دید. اگر در زمانهای گذشته، تنها کوچه ای، گذری یا محله ای، پاتوق آنها شده بود، ولی در فصل گرم سال ۹۳ و حتی اکنون که پاییز با شب های خنک رسیده، تقریبا اکثر خیابانهای اصلی تهران، پذیرای چهره معتادان شده است.
آنها همه جا هستند، فقط کافی است کنار یکی از مخزن های جمع آوری زباله یکی دو دقیقه پاسست کنید تا سر و کله یکی شان پیدا شود. تفاوت اصلی آنها با کارگرانی که در کار جمع آوری پسماند هستند، این است که معتادان خیابانخواب، وسایل اندک زندگی خیابانی خود را به دوش می کشند.
آنها را می شود وقتی که تا کمر به داخل مخزنهای ۱۱۰۰ لیتری جمع آوری پسماند خم شده اند و بدون واهمه از بوی تعفن و آلودگی پسماندها، با دست برهنه آشغالها را زیر و رو می کنند از کارگران تفکیک و بازیافت پسماند تمیز داد.
زندگی یک معتاد خیابان خواب، زندگی پیچیده و عجیبی نیست. روز، با فشار گرسنگی و خماری، در میان دود و دم خیابان آغاز می شود و تا لحظه به دست آوردن لقمه ای خوراکی و اندکی مواد، دنیا، تیرگی عریان و بی سرانجامی دارد. این تیرگی و بی سرانجامی پس از فرودادن اولین لقمه های خوراک به جامانده از دهان مردم در گوشه و کنار خیابان یا اندکی غذای خریده شده از مغازه ای مانده از احسان رهگذران، و البته پس از اولین ذرات مخدری که در رگ و پی شان می دود، رنگ و شکل تازه ای نمی گیرد. همان سستی و بی سرانجامی است که بود، فقط صدای برهم پیچیدن روده هاست که کمتر شده. در این میان، نباید از یاد برد که او نیز "آدمی" است. همان "آدمی" که ادعای شرافت بر همه موجودات عالم را دارد.
اکثر آنها، شبها را در پارکها به صبح می رسانند. دیدن کلونیهای معتادان که شبها تا دیروقت کنار یکدیگر چمباتمه زده اند و احیانا، دور از چشم ماموران قانون و شهرداری، به استعمال مواد مخدر می پردازند، صحنه تکراری این شبها در پارکهاست.
آنها همینطور در گوشه و کنار بزرگراه ها، به خصوص زیر پلها، فضای سبز رمپ ها و لوپهای بزرگراهی و حتی در پیاده روها چرت می زنند.
بی خانمانهای معتاد از همه جا رانده
این روزها دیدن اشخاصی که با تکه ای مقوا به عنوان فرش و پلاستیکی چرب و سیاه، پر از آشغالهایی که معلوم نیست به چه درد می خورد و به عنوان بالش استفاده کرده اند و در خیابان ها خوابیده اند، صحنه عجیب و نادری نیست.
تخمین تعداد آنها در کلانشهری مانند تهران، کار ساده ای نیست. دو سال پیش، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران از وجود ۸ هزار معتاد متجاهر با رفتارهای پرخطر خبر داده بود. البته در برهه هایی از تاریخ مبارزه با مواد مخدر در این کشور، سیاستگذاران، حذف و زدودن معتادان از چهره شهرها را به عنوان یکی از سیاستهای کلان خود برگزیده اند.
به نظر می رسد از زمان تصویب اصلاحیه قانون جدید مبارزه با مواد مخدر در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اجرای آن از اواخر سال ۸۹ و ابتدای سال ۹۰ و حکومت حکم "معتاد، بیمار است نه مجرم" وضعیت برخورد ضابطان قضایی نیز با معتادان عوض شده است.
این روزها، حتی به نظر می رسد نیروی انتظامی نیز چندان مایل به بازداشت و اعزام اجباری معتادانی که چهره علنی شهرها را زشت می کنند، نیست. هرچند این سیاست، علنا و رسما از زبان مسئولان و فرماندهان رده بالای پلیس بیان نشده ولی نحوه برخورد رده های عادی عملیاتی نیروی انتظامی با معتادانی که در خیابانها، زندگی می کنند خبر از تساهلی آشکار در رهاسازی این افراد به حال خود دارد.
در یکی دو سال اخیر حتی کار به جایی رسیده که سازمان زندانها به عنوان یکی از اصلی ترین بخشهای قوه قضاییه که در زمینه اجرای احکام قضایی مطرح است، اعلام کرده دیگر حاضر به پذیرش زندانی به صرف معتاد بودن در ندامتگاه های تحت مدیریت خود نیست.
البته غلامحسین اسماعیلی، رئیس سابق سازمان زندانها، بارها درباره این سیاست، سخن گفته بود و مشکلات بودجه ای و کمبود منابع را به عنوان اصلی ترین دلیل عدم پذیرش معتادان در زندانها عنوان کرده بود. به گفته اسماعیلی، سازمان زندانها، بدهکارترین سازمان حکومتی به بازار است که در تامین مایحتاج روزمره زندانیان نیز از بازار نسیه می کند و دلیلی ندارد برای پذیرایی از افرادی که عنوان "معتاد حرفه ای" را بر پیشانی دارد، خرج کند.
شاید اصلی ترین مسئله در بلاتکلیف ماندن وضعیت معتادان پرخطر و متجاهری که در معابر و فضاهای عمومی حضور دارند، همین مرز ناپیدای بین "معتاد مجرم" و "معتاد بیمار" است. مرزهای جرم تجاهر به استعمال مواد مخدر و استعمال غیرمتجاهرانه این مواد، به درستی مشخص نیست. یعنی نمی توان نیروی انتظامی را به خاطر عدم برخورد پلیسی با معتادانی که آسیب دیده معضل اعتیاد هستند، نکوهش کرد.
در این بین، البته مقام قضایی با قاطعیت می گوید طبق قانون معتادان متجاهر، را باید به عنوان مجرم بازداشت کرد.
معاون اول قوه قضاییه: پلیس برخورد کند
معاون اول دستگاه قضایی که طبق حکم اخیر رئیس این قوه، دارای اختیارات و اقتدارات قضایی و اداری فراوانی شده، دوشنبه گذشته در پاسخ به خبرآنلاین که "چرا معتادان پرخطر سرگردان در خیابانها رها شده اند؟" گفت: طبق قانون، معتادان متجاهر، مجرم هستند و نیروی انتظامی وظیفه برخورد قانونی با این افراد را دارد.
غلامحسین محسنی اژه ای، درباره این وظیفه قانونی پلیس اعلام کرد: زمانی، فردی به عنوان معتاد، به پزشک و مراکز درمانی مراجعه کرده و در حال حاضر، دوران بازپروری را طی می کند، قانون در این باره اظهار کرده که این فرد، مجرم نیسـت، بلکه بیمار است و با بیمار نمی توان برخورد قضایی کرد، ولی زمانی که معتاد متجاهر در ملاءعام اقدام به استعمال مواد مخدر می کند، نیروی انتظامی موظف به برخورد با این افراد است و باید برای ترک اجباری آنها اقدام شود.
تمام ایران و ایرانیان، درگیرو دار مواد مخدر
بارها مسئولان رسمی دولتی در ستاد مبارزه با مواد مخدر، تعداد معتادان دائمی و تفننی را اندکی بیش از ۲ میلیون نفر عنوان می کردند. آماری که سالهاست، تغییری در آن ایجاد نشده و نمی توان گفت تمرکز این افراد در کدام بخش از ایران بیشتر است، ولی مشاهدات عینی حاکی از سرایت معضل مواد مخدر به اکثر مناطق کشور است.
این روزها حتی در روستاهای دورافتاده نیز می توان چهره زشت اعتیاد و معتادان متجاهر و بیخانمان را مشاهده کرد. یکی از این روستاها، در یکی از بخشهای دورافتاده استان اصفهان قرار گرفته. روستایی با جمعیت کمتر از ۶ هزار نفر که با گذری سریع از میان تنها خیابان آن، می توان جمعهای دو و سه نفره معتادان را دید که با ظاهر آشفته، موهای بلند و چرب و کمرهای خمیده زیر درختان و لب جاده پلاسند و گاهی هم در سایه دیواری یا تکیه داده به سنگی، پینکی می روند.
استاد حسن بنا، یکی از ساکنان این روستاست که درباره این افراد می گوید: اینهایی که در روستا می بینید، بومی نیستند. اینها از شهرهای اطراف مانند فولادشهر -یک شهر صنعتی بدون قدمت در جوار صنایع ذوب آهن اصفهان- آمده اند. اینها می آیند تا حاصل گدایی یکی دو روزه خود را در خلوت این روستا، دود کنند ولی دیگر نه نا و نه پول بازگشت به خانه را ندارند.
او از کارهای این معتادان که تعبیر"شیرین کاری" رویشان می گذارد، شنیدنی زیاد دارد: "می خواستند جاده ای را تعریض کنند. توی مسیر، یک پل بود. با بولدوزر، دو طرف پل را خاک ریختند تا دردهانه پل کار کنند، یکی از اهالی فهمید و خود را به راننده بولدوزر رساند و گفت زیر این پل یک گروه ۷-۸ نفره معتادان می خوابند، مراقب باش آنها را نکشی. راننده، مشکوک می شود و خاک مقابل یکی از دهانه های پل را پس می زند. می بینند معتادان همه در خواب هستند و اصلا نفهمیده اند بولدوزر، چند ساعت، اطراف آنها کار کرده و حتی راه نفسشان را هم گرفته."
استاد حسن، به دوردست باغهایی اشاره می کند که حالا خشکسالی زاینده رود، به جز شاخه های سیاه شده، چیزی باقی نگذاشته، می گوید: "آن میان، یک برج کبوترخانه هست که قدیمها برای گرفتن کود حیوانی از آن استفاده می شده، حالا شده است پاتوق دخترانی که موادشان را از همین دور و بر گیر می آورند و می روند آنجا می کشند. یک بار یکی از رعیتها برای سرزدن به برج رفته بود و او را هم نشانده بودند کنار خودشان و معتاد کرده بودند."
به جز این روستای دورافتاده و درگیر خشکسالی، برخی از کلانشهرهای دیگر کشور هم معتادان متجاهری دارند که از به رخ کشیدن چهره خمار و پف آلود خود به عابران، ابایی ندارند. مشهد و اهواز در زمره این شهرها هستند. شهرهایی که معتادان در آنها به خوبی دیده می شوند و حتی بعضی از محله ها به داشتن معتادان پرخطر، شهرت دارند.
اینطور که پیداست، ظهور و بروز جمع معتادان پرخطر و متجاهر در فضاهای عمومی مانند خیابان و معابر، مسئله نوظهور و جدیدی است که باید برای مقابله با آن، فکر اساسی کرد. شاید از همین رهگذر فرمان حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان برای مقابله با این آسیبها را باید به عنوان مقدمه تغییر نگاه مردم و بطن جامعه به این مشکل دانست. مردمی که هنوز هم اعتیاد را نه تنها بلای خانمانسوز می دانند بلکه بارها مشاهده شده معتادان خانواده را به ضرب و زور کتک، وادار به ترک و حضور در کمپهای ترک اعتیاد می کنند.
تبلیغات متنی
-
۵ گزینه هلدینگ برای مدیرعاملی استقلال چه کسانی بودند؟
-
رامین رضاییان واقعا از نازون و آزادی ضعیفتر بود؟
-
کیهان: مذاکره، فریب است؛ فقط باید تهدید کنیم
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
سیب زمینیهای سبز و جوانهزده خطرناک هستند؟
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
درمان بیماریها با یک نوشیدنی محبوب!
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
جالب اینجاست وقتی به پلیس زنگ میزنیم هیچوقت نمیان یا گردن همدیگه میندازن.