حال ایرانیان خارج از کشور بدتر از ایرانیهای داخل کشور است
بخشی از زندگی در سکوت فرو رفته و بخش دیگر در هیاهو و اضطراب. معلق میان سیاه و سفید، به زندگی آدمها فکر میکنم. مثلا به دوستانم که آن طرف آب، توی مهاجرت و غربت، هستند، فکر میکنم فلانی و بهمانی مسیج دادهاند؟ بیساری حال مریض مادرش را چه کرده؟ آن یکی که حالش خراب است و حالا که من نیستم چه میکند و با که حرف میزند؟
نازنین متیننیا در یادداشتی در روزنامه اعتماد از حال و اوضاع ایرانیان خارج از کشور در این روزها نوشت: دوست درویش مسلکی دارم. توی این هیاهو زنگ میزنم که حالش را بپرسم. میگوید: نشستم و دارم به دیوار نگاه میکنم. میخندم و دوباره میپرسم: حالا واقعا چه میکنی؟ جواب میدهد: چرا باور نمیکنی؟ واقعا دارم به دیوار نگاه میکنم. تصورش میکنم که زل زده به دیوار و توی دیوار دارد چیزی پیدا میکند. فکر میکنم چطور میتواند آنقدر آرام باشد و این هیاهو و اضطراب جهان بیرون را خلاصه کند در یک چهاردیواری و تماشای رد هوا روی رنگ سفید دیوار. دلم میخواهد منم به دیوار زل بزنم. ساعتها یک گوشهای ساکت بمانم و رد چیزی را روی دیوار پیدا کنم یا اصلا آنقدر توی سفیدی چشم بچرخانم تا جواب سوالهایم پیدا شود. دلم میخواهد بدانم که چطور اینطور شده. چه شده که روزگار اینچنین سخت و سنگین من را، ما را در آغوش گرفته و تا میتواند میتازد.

دنبال سهم خودم و بقیه شبیه به خودم توی زندگیام. فکر میکنم آدم معمولیها توی جهانی بیرون از اینجا الان چطور زندگی میکنند. مثلا تصور میکنم همین حالا زنی در سوییس صبح قبل از بیرون زدن از خانه تلویزیون را روشن کرده یا توی گوشی تلفن همراهش خبری خوانده که جایی در جهان، اینترنت قطع است . تصور میکنم که آن زن شبیه به من که گاهی خبرهای عجیب از کشورهای دیگر را خواندهام و برایم مهم نبوده، صداهای زیادی از من نشسته در خاموشی میگذرد و میرود پی زندگیاش. قهوهاش را میخورد، با همکارهایش بگو و بخند میکند و شب در آرامش به خانه برمیگردد و توی جهانش این من بدون دسترس ، برای رسیدن به جواب سوالهایم تقلا میکنم، میگذرد. جهان عجیبی است، هیچ چیزش به هیچ چیزش نمیآید. دیوارها سفید و بیانتها همین جوری مقابل چشم آدمیزاد است و سوالهای بیجواب هم بسیار. اگر درویش مسلک نباشی، فکرها مثل موریانه توی دالونهای ذهن میچرخد و آدمیزاد را با خودش میبرد. این روزها هم که بیشتر. بخشی از زندگی در سکوت فرو رفته و بخش دیگر در هیاهو و اضطراب. معلق میان سیاه و سفید، به زندگی آدمها فکر میکنم. مثلا به دوستانم که آن طرف آب، توی مهاجرت و غربت، هستند، فکر میکنم فلانی و بهمانی مسیج دادهاند؟ بیساری حال مریض مادرش را چه کرده؟ آن یکی که حالش خراب است و حالا که من نیستم چه میکند و با که حرف میزند؟ به همه فکر میکنم. به خبرهایی که میخوانند. به چیزهایی که میشنوند و در نهایت به آن احساس معلق غربت که آدمی را در سرزمینی دیگر غریب و دورافتاده کرده و از وطن خودش هم جدا. این روزها واقعا نمیدانم کنج کدام غم را بگیرم که غمها بسیار است و دل آدمیزاد هم نازک مثل شیشه. نمیدانم اگر اینترنتی بود، الان چه استوری میگذاشتم و چه توییتی میکردم و منتظر میماندم تا دوستانم توی دایرکت مرا ببینند، صدایم را بشنوند و دستی به دل زخمیام بکشند.
دوری از همه چیز سخت میگذرد. دوری از روزهای آرامش سختتر. به خبرها دیگر اعتمادی ندارم. مشاهداتم در خیابان هم آن بخشی است که بهتر است روایتش بماند برای روزهایی دور از این همهمه و شلوغی و آشوب. اما دلم میخواهد بدانم کجای این جهان، سهم کلاف زندگی ما، آنقدر پر پیچ و خم و سنگین پیچیده شده. یادم نمیآید در روزگار بدون این همه سوال، چطور زندگی میکردم. دلم برای یک زندگی خیلی خیلی معمولی تنگ شده. دلم برای آدمی که نداند خاموشی اینترنت یعنی چی، شبهای پر از همهمه خیابان چطور صبح میشود، روزهای بالا و پایین کردن قیمتها و سقوط به طبقه فقیر چه حسی دارد . نمیدانم کی و کجا چنین آدمی بودم، تا یادم میآید همیشه نگرانی و دلواپسی برای فردا بخشی از من بوده و دیگر بلد نیستم در آرامش زندگی کنم. دلم نمیخواست همچین آدمی باشم، اما توی این روزگار، من چنین آدمی هستم. مثل خیلیهای دیگر. مثل آدمهایی که میخواستند معمولی باشند، با زندگیهای معمولی، اما دست سرنوشت، خواب دیگری برای آنها دید و حالا شانه به شانه من، توی این شهر نفس میکشند و اگر حالشان را بپرسید و در جواب به تمام «خوبی؟»ها، آه کشداری میکشند و میگویند: «اییییی، خوبیم». انگار که شاعر گفته باشد: «حال ما خوب است، اما تو باور نکن».
تبلیغات متنی
-
وریا غفوری دوباره به تیتر یک رسانهها برگشته است
-
احتمال شنیده شدن صدای انفجار در اصفهان
-
گریه خبرنگار آمریکایی در خانه دانشآموز میناب
-
باشگاه پرسپولیس از ملوان شکایت کرد
-
قیمت این خودرو ۶۰۰ میلیون تومان تغییر کرد!
-
پایان کار حسین وفایی در اسنوکر قهرمانی جهان
-
دو قاب از فیلم تازه آنتونی هاپکینز در آستانه ۹۰ سالگی
-
سیانان: تمام چشمها به تهران دوخته شده است
-
حمله صابریننیوز به سلبریتیها در حمایت از برکلی
-
عکس دیدهنشده از مهدی تاج در فرودگاه کانادا
-
آینده مبهم و پیچیده فرهاد مجیدی در امارات!
-
چرا طلا دوباره گران شد؟
-
والاستریت ژورنال تصمیم نهایی ترامپ را فاش کرد
-
خبر تازه از زمان بازگشت سریال بامداد خمار
-
خبرورزشی: جام جهانی آمریکا را تحریم میکنیم!
-
وریا غفوری دوباره به تیتر یک رسانهها برگشته است
-
قیمت این خودرو ۶۰۰ میلیون تومان تغییر کرد!
-
سیانان: تمام چشمها به تهران دوخته شده است
-
عکس دیدهنشده از مهدی تاج در فرودگاه کانادا
-
والاستریت ژورنال تصمیم نهایی ترامپ را فاش کرد
-
تصمیم آمریکا برای مصادره برخی نفتکشهای ایران!
-
حمله کیهان به اعتماد به دلیل اظهارات جنتی
-
طلا کانال عوض کرد، دلار هم در اوج ماند
-
قطعی اینترنت به دو رکورد تازه رسید!
-
واکنش وزیر خارجه کانادا به ریجکت مهدی تاج
-
پیام تازه ترامپ: طوفان در راه است!
-
نرخ سرسامآور تورم در فروردین ۴۰۵ اعلام شد!
-
ادعای ترامپ درباره زمان پایان جنگ ایران و اوکراین
-
گزینههای جدید نظامی علیه ایران، امروز روی میز ترامپ!
-
انصراف تیم ملی زنان: چون مدال نمیآوریم، نمیرویم!
-
ترامپ ایران را با یک عکس جدید از خودش تهدید کرد
-
گزارش تازه از وضعیت جسمانی رهبر انقلاب
-
نطق شبانه ترامپ درباره شرط توافق با ایران
-
نقاطی که ممکن است در جنگ بعدی هدف آمریکا باشند
-
شعارنویسی تندروها روی درب ساختمان تسنیم
-
خانم مبینا نصیری! شاید کمی استراحت نیاز دارید
-
نرخ طلا و دلار امروز صعودی شد
-
افشاگری رشیدیکوچی درباره مسائل پشت پرده اینترنت پرو
-
طرح ارتش آمریکا برای موج تازه حملات علیه ایران
-
دو خبر مهم که پس از ادعای جدید ترامپ منتشر شد
-
احتمال حضوری شدن این دانشگاهها مطرح شد
-
فقط تا یک ماه دیگر ذخیره بطری روغن موجود است!
-
وضعیت عجیب و باورنکردنی قیمت موبایل در ایران!
-
پوستر جدید مترو تهران با عکس ترامپ جلبتوجه کرد
-
چند سناریو درباره لحظه خاموشی جنگ ایران و آمریکا
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
من دلم نمیخواد هرشب که میخوابم آرزپی مرگ کنم و صبح که بیدار میشم غر بزنم و غصه که چرا نمردم بعدم برم اخبار دلار رو چککنم.واقعا نمیتونم تصور کنم یه ادم اهل دانمارک و سوئد دغدغه تورم نداره یعنی چی چون تاحالا اونجوری نبودم بچه که بودم خب اصلا به فکر هیچی جز بازی نبودم منظورم از وقتی خرج و دخل خودم با فکر و تصمیم خودم بود
دلم میخواست به خاطر شغل پولساز تر نداشتن به خودم احساس ناکافی بودن ندم.دلم میخواست تمام تمرکزم روی همین کار و اوقات فراغت بعدش باشه نه که به فکر سرمایه گذاری یا شغل دوم باشم که اموراتم بگذره نه اینکه پولدارتر بشم...
پاسخ ها
واقعا حرف دل منو زدی
ایرانیهای خارج از کشور هیچوقت حال ما رو ندارن و نمیفهمن تازه بعضیشون همونایی بودن که برای ما تحریم میخواستن الکی فار ندید مظلوم فقط مایی که تپ این شرایط گیر افتادیم از خارج تحریم از داخل تحت فشار
پاسخ ها
حق نداری تفرقه ایجاد کنی! تو خودت دیدی تمام ایرانیای خارج دونه دونشون تحریم میخواستن؟
اره بگید بیان تو بهشت ما