۱۵۸۱۹۷۸
۲۹ نظر
۵۵۹۴
۲۹ نظر
۵۵۹۴
پ

همه ایران در دی‌ماه مُرده‌اند؛ فقط برخی هنوز زیر خاک نرفته‌اند

همه در دی ماه مرده‌اند، اما رویش ننوشته کدامشان نمی‌خواست بمیرد. کدامشان آرزوها داشت برای زندگی. کدامشان برای زندگی بهتر راهی خیابان شده بود. کدامشان به مرگ طبیعی نمرده. قبرستان پر شده از جوان. خدا به مادران‌شان رحم کند

روزنامه اعتماد در گزارشی به قلم غزل حضرتی از مراسم چهلم جانباختگان اعتراضات دی ماه در قطعه ۳۲۹ بهشت زهرا نوشته است: 

 باز گذارم به قطعه ۳۲۹ افتاد. باز بهشت‌زهرا. باز صدای نوحه و بوی مرگ. ردیف قبرهای تازه و بدون سنگ قبر. گل‌های سرخ و سفید پرپر شده روی مزار. دیگر خبری از نوحه و نوحه‌خوان نیست. سبک عزاداری‌ها تغییر کرده. روی صندلی می‌نشینم، از همان صندلی‌ها که می‌چینند زیر سایه‌بان جلوی مزار. صدای محمد اصفهانی می‌پیچد در تازه‌ترین قطعه خاکی بهشت‌زهرا. شانه‌های آدم‌ها تکان می‌خورد.

456

زنی حدودا ۶۰ ساله ردیف اول نشسته که از میزان بی‌تابی‌اش می‌شود حدس زد جوانش زیر خاک رفته. بی‌تاب است، مثل همه مادرهای جوان ازدست‌ داده. بلند بلند با پسرش حرف می‌زند؛ پسر ۳۵ ساله‌اش که چهل روز است چشم از جهان فروبسته. تا اینجایش همه ‌چیز عادی است. جوانی از دنیا رفته، برایش دارند چهلم می‌گیرند. یکی از اقوامش می‌گوید «تیر به قلبش خورده، در فردیس کرج، در آغوش مادرش جان داده.» همین چند کلمه همه ‌چیز را عوض می‌کند و این چند خط می‌شود، سخت‌ترین جای ماجرا، از نگاه من. اما از نگاه آن زن که قلبش دارد از سینه‌اش بیرون می‌زند، همه روزها و شب‌های این چهل روز، همه ساعت‌هایش، همه روزهای بعد از این چهل روز حتی، سخت است. سخت نه، جانفرساست، مرگ است. باید جای او باشی تا بفهمی چه می‌کشد. برادران «حمید» همسن و سال او هستند. دو مرد جوان حدود چهل ساله‌اند. ایستاده‌اند بالای سر قبر پر از گل. هق‌هق می‌کنند. صورتشان را می‌گیرند، سرشان را فشار می‌دهند، قطره‌های اشک‌شان می‌چکد روی گل‌های تازه مزار. هر از گاهی یکی آن یکی را بغل می‌کند، دوباره در آغوش هم گریه می‌کنند. راست می‌گویند که غم داغ برادر را، برادر‌مرده می‌داند. صدای نوحه از مزار کناری می‌آید. اما صدای آهنگ‌هایی که اینجا پخش می‌کنند، قلب آدم را می‌ترکاند.

«همه میگن که تو رفتی. همه میگن که تو نیستی... همه حرفاشون دروغه...» همه شعرهای غمگین دنیا اینجا پخش می‌شود. جوان‌ترها اشک‌شان بند نمی‌آید، دوستانش زیرلب می‌خوانند، زمزمه می‌کنند، صورتشان را تندتند پاک می‌کنند، من هم صورتم را پاک می‌کنم. نمی‌دانم چرا خجالت می‌کشم. از کی، نمی‌دانم. از نوشتن، از خاکسپاری و بهشت زهرا و قبر و چهلم و تاج‌گل کلافه شده‌ام. دلم می‌خواست از زندگی بنویسم. از تابلوی بهشت زهرا بدم می‌آید. از پلی‌لیست غم و مصیبت حالم به‌هم می‌خورد، از دیدن چهره جوان‌های زیبا، خندان، پر از زندگی می‌خواهم دق کنم. اما این حال و روز الان آدم‌های اینجاست، این شهر است، این وطن است. 

حمید، پسری جوان، مانند باقی کشته ‌شده‌های دی ماه بود. پنجشنبه 18 دی ماه، در فردیس کرج با مادرش راهی خیابان شده بود. همان‌جا در فردیس کرج، تیر به قلبش خورد و در آغوش مادرش تمام کرد. حالا مادر مانده و پسری که وقتی که مرد، زل زده بود به چشمان مادرش و شاید دلش می‌خواست مثل همیشه مادر، ناجی‌اش باشد. عکس حمید روی مزار، مثل عکس بقیه کشته شده‌هاست؛ پر از نور و رنگ، پشتش دریاست، خیره شده به دوربین، لب‌هایش دارد می‌خندد. شبیه برادرانش است؛ بلندبالا، چشمانش پر از نور زندگی. چشمان برادرانش اما خالی شده. هیچ شوق زندگی در آنها نیست. سرد و خاموش، مثل چشمان الان حمید. 

مردگان این سال، عاشق‌ترین زندگان بوده‌اند

«در خلوت روشن با تو گریسته‌ام، برای خاطر زند‌گان و در گورستان تاریک با تو خوانده‌ام، زیباترین سرودها را، زیرا که مرد‌گان این سال، عاشق‌ترین زند‌گان بوده‌اند.»

«عرشیا»، 17 سال بیشتر ندارد. مادرش و احتمالا خاله‌اش روی مزارش را با سلیقه گل چیده‌اند. هر دو خم شده‌اند روی سنگ تازه، دلشان نمی‌آید بروند. عکس روی قبر پسرکی را نشان می‌دهد که به‌ نظر نوجوان می‌آید. او هم دارد مثل حمید می‌خندد. 

همه آرام گریه می‌کنند. انگار هراسی در دلشان مانده که نمی‌توانند فریاد مانده در گلویشان را رها کنند. یکی می‌گوید «اون خانوم کیه داره فیلم می‌گیره؟ می‌شناسینش؟ بهش بگین نگیره. اصلا از چی داره می‌گیره.» بغل دستی‌اش می‌گوید «چی می‌خواد بشه؟ دیگه بدتر از این؟ ولش کن.»

این مزار هم نیاز به نوحه‌خوان ندارد. هرکس عکس عرشیا را می‌بیند، دلش می‌پکد. پسرکی که الان باید مدرسه می‌بود، شایدم داشت برای کنکور درس می‌خواند، حالا عکسش رفته روی سنگی بر گوری. 

دنیا در بهشت زهرا تمام می‌شود. اینجا از گوشه و کنار صدای گریه و نوحه می‌آید. من اما سر شده‌ام، قبلا از قبرستان بیزار بودم. الان انگار بدم نمی‌آید هر چند وقت یک‌بار، راهی اینجا شوم و بنشینم گوشه‌ای و زل بزنم به سنگی. بعد برای خودم و برای صاحب قبر و برای همه‌مان اشک بریزم. در دلم، روی صورتم. 

سنگ‌های قطعه 329 تازه‌اند. آدم‌های زیرش هم تازه‌اند. خیلی‌هایشان هنوز سنگ واقعی ندارند و فعلا همان سنگ مربعی توسی رویشان است که اسم و تاریخ فوت را نوشته. همه در دی ماه مرده‌اند، اما رویش ننوشته کدامشان نمی‌خواست بمیرد. کدامشان آرزوها داشت برای زندگی. کدامشان برای زندگی بهتر راهی خیابان شده بود. کدامشان به مرگ طبیعی نمرده. قبرستان پر شده از جوان. خدا به مادران‌شان رحم کند.

خبرفوری: کچل ها بزودی منقرض میشوند

معرفی شامپو ضد ریزش مو در برنامه زنده صدا سیما!!

سفارش محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🖤🖤🖤🖤🖤

    پاسخ ها

    • ناشناس

      من هم ادم هستم دوتا جوان دسته کلم سپردم به خاک پشت سرشون مادرم رفت ونای که رفت تمام نباید ونای که مونده راهم بکشیم بخواطر کارهای خودمون اگر سرمون با اینا گرم بشه دشمن جای پاش باز مشه دوباره بتر از این روزهارا برامون رقم میزنند

  • یزدان

    والبته این حق مردم است که بپرسند به کدام گناه کشته شدند

  • ناشناس

    قلم زیبایی داری چطور میتونی بنویسی ما که نمیتونیم حتی بخونیم
    روح همه درگذشتگان شاد و در آرامش ابدی
    نمیدونم چطوری ولی خدا به دل بازموندگانش صبربده

  • ناشناس

    این خون ها پایمال نخواهد شد و تاوان سختی دارد

  • ناشناس

    سو مدیریت عدم کنترل خشم تحمل صبر کم خشونت شدید بی دلیل تورم گرونی عمدی فقر لجبازی با مردم نا عدالتی رانت تبعیض فساد حیف میل منابع خیلی دلایل هست

  • ناشناس

    خیلی از 88 خیلی از 96 98 خیلی از 401 خیلی هم از 404 زندگی شون نابود

  • ناشناس

    هر کاری میخوان میکنن بعدش نگران شکاف ترمیم اتحاد میشن فقط خیلی مسخره اس بعدش هم مراسم چهلم می گیرند

  • نادر

    سالهای قبل هم خیلی ها اینطور شادروان شدند. یاد همه شان باید پاس داشته شود...

  • ناشناس

    هیچ ماه روز تقویم نمونده غمگین و به یاد عزیزی نباشه هر روز برای هرعزیز پرپر شده

  • ناشناس

    سر باعث بانیش قاتلش بیاد همین وضع

  • ناشناس

    عکس رو برش میزدی وانت پراید رو حذف میکردین فقط کودک گل یا خیلی عکس بهتر هست انتخاب عکس هاتون با سلیقه نیست اصلا

  • ناشناس

    😭😭😭😭😭😭🖤🖤🖤🖤🖤🖤

  • ناشناس

    همین شما اصلاح طلبانِ کشتید، چرا مرتب پمپاژ یأس و نا امیدی در کشور می کنید

    پاسخ ها

    • ناشناس

      شماها چرا نسلتون منقرض نمیشه😡🤮

  • ناشناس

    من بعد از دیدن فیلم تولد اون جوون که قبل فوت کردن شمع آرزوی داشتن ۲۰۷ مشکی میکنه، خیییییلی گریه کردم.دیگه اون آرزو گویای همه چیزه. آخه این چه مملکتیه که درست کردن که یه آشغال ایران خودرو آرزوی دست نیافتنی هست. تورم و گرونی و قیمتای بالا. کشورهای دیگه به راحتی بهترین خودروهارو سوار میشن. من بمیرم برای دل خودمو همه جوونای ایرانم که حسرت به دل هستن. بمیرم برای آرزوهای به خاک رفته. بمیرم برای رقص مادرایی که سیاهپوش جووناشون شدن و داغ عروسی بچه هاشون به دلشون موند.

  • ناشناس

    شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم
    ما را به سخت جانی خود این گمان نبود....

  • ناشناس

    من قبل از دی ماه مرده بودم ولی شما انقدر دی ماه دی ماه کنید ، که آمریکا حمله کنه سال دیگه اینموقع زندگیمون جهنم تر بشه و حسرت الان و بکشیم مثل مردم لیبی

  • ناشناس

    به کدامین گناه

  • ناشناس

    ما خیلی وقته مرده ایم فقط دی ماه فهمیدیم زنده هایی هستیم که خیلی وقته مردیم

  • ناشناس

    زیر لب نجوا میکرد و غزل باز شنید

  • عجب صبری خدا دارد.

    فقط خداااااااا.. قُربوووونت برم خدااااا میدونم هستی فدات بشم.

  • ناشناس

    ۲۲ دی ۲۲ بهمن

  • ناشناس

    این همه خون نباید روی زمین بمونه خدا خودش بهترین منتقم دنیاست

  • ناشناس

    خدا باعث و بانی این غم ابدی رو نابود کنه🖤🥀😭

  • کلهر

    بشکند دستی که بر سرو قامتان سرزمینم تبر زد ،

  • ناشناس

    خدااز سرتقصیرمسببین وعاملین این کشتارهانگذره و بزرگی خودشودرانتقام نشون بده،الهی عاملین دراین دنیاوان دنیابخشوده وآمرزیده نشن

  • شیدا

    خدا لعنت کن آمریکا و اسرائیل ورضا پهلوی که برای رسیدن به منافع خودشان هر کاری میکنند

  • ناشناس

    خیلی از ما مردگان به ظاهر زنده هم در برزخ خیلی عجیبی گیر کردیم. بچه آوردیم ولی پول پوشک و لباس و غذاش زده به آسمون از پیش برنمیاییم. می خوایم گوشی عوض کنیم نمی تونیم. می‌خوایم ماشین عوض کنیم نمی تونیم. می‌خوایم خونه بخریم نمی تونیم. دخل و خرجون خیلی فاصله داره. می‌خوایم زندگی کنیم نمی تونیم می خوایم بمیریم بازم نمی تونیم چون بچه داریم. می‌خوایم اعتراض کنیم نمی تونیم چون .... .می خوایم مهاجرت کنیم بریم پول نداریم. می‌خوایم باعث و بانی های این بدبختیمون رو .... دستمون بهشون نمی‌رسه. صبح و ظهر و عصر خوابمون میاد اما شب نمی تونیم بخوابیم اصلا دوست نداریم بخوابیم. وقتی هم می خوابیم دوست نداریم بلند شیم. حال و روز عجیبیه!!!!!!

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج