پسر خردسال قربانی امیال پلید ۲ جوان شد
دو پسر جوان که پس از آزار و اذیت پسر هشت ساله روستایی او را خفه کرده بودند، در تجسسهای کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی استان زنجان دستگیر شدند. متهمان جسد این کودک را در یک اصطبل مخروبه حومه روستا رها کرده بودند.
جام جم آنلاین: دو پسر جوان که پس از آزار و اذیت پسر هشت ساله روستایی او را خفه کرده بودند، در تجسسهای کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی استان زنجان دستگیر شدند. متهمان جسد این کودک را در یک اصطبل مخروبه حومه روستا رها کرده بودند.
عصر سه شنبه گذشته پسر هشت ساله ای به نام محمد برای بازی با دوستانش از خانه شان در یکی از روستاهای شهرستان زنجان خارج شد و دیگر بازنگشت. با غیبت طولانی کودک خانواده اش جستجو برای یافتن وی را شروع کردند، اما موفق به پیدا نکردن او نشدند. آنها سپس با حضور در پلیس آگاهی این شهر ماجرای گم شدن کودک و تصویری از او را در اختیار پلیس قرار دادند.
با تشکیل پرونده و به دستور قضایی، کارآگاهان جنایی جستجو برای یافتن پسر گمشده را آغاز کردند. آنها ابتدا به تحقیق از همسایه ها و دوستان وی پرداختند که معلوم شد روز حادثه هیچ کدام از آنها محمد را ندیده اند و از سرنوشت وی خبری ندارند.
در این مرحله کارآگاهان به همراه امدادگران هلال احمر و سگ های زنده یابی که همراه داشتند، به تلاش هایشان برای یافتن کودک گمشده ادامه دادند، اما این تلاش ها برای یافتن وی بی نتیجه ماند.
زمانی که تلاش های پلیس برای یافتن این کودک با بن بست روبه رو شده بود، کارآگاهان احتمال دادند کودک گمشده کشته شده باشد. بنابراین روی همین فرضیه به تحقیقاتشان ادامه دادند. این در حالی بود که خانواده و اقوام کودک نیز پا به پای پلیس شروع به جستجو کردند و سرانجام تصمیم گرفتند جستجوهایشان را در حومه روستا و روستاهای اطراف ادامه دهند.
در ادامه این جستجو ها، خانواده پسر گمشده روز بعد متوجه اصطبل مخروبه ای در حومه روستا شدند که با طنابی در آن بسته شده بود. همین موضوع شک آنها را برانگیخت و موضوع را به پلیس اطلاع دادند. دقایقی بعد با حضور کارآگاهان جنایی در محل مورد نظر، آنها همراه خانواده کودک گمشده در اصطبل مخروبه را باز کرده و وارد آنجا شدند.
ماموران هنگام جستجو در محل کفش های بچگانه ای را پیدا کردند که با کفش های کودک گمشده مطابقت داشت. آنها با کشف این سرنخ به جستجوهایشان ادامه دادند و سرانجام با جسد محمد کوچولو در حالی روبه رو شدند که ساعاتی از مرگش می گذشت و زیپ کاپشنی مردانه از دور گردنش آویزان بود.
کارآگاهان جنایی با کشف جسد این کودک موضوع را به بازپرس احسان کلانتری، کشیک ویژه قتل دادسرای زنجان گزارش دادند و بعد منتظر کارشناسان پزشکی قانونی شدند. آنها با حضور در محل جنایت، زیپ کاپشن مردانه را که به دور گردن کودک آویزان بود برداشتند و نظر دادند او بر اثر خفگی به قتل رسیده و پیش از مرگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.
با هماهنگی قضایی جسد کودک به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان برای یافتن ردی از عامل یا عاملان این جنایت تلخ، به جستجوهایشان در اطراف محل حادثه ادامه دادند.
در حالی که کارآگاهان از اهالی روستا که به این جنایت پی برده و در محل حادثه جمع شده بودند تا بفهمند کودک بی گناه به چه دلیلی کشته شده است، می خواستند محل حادثه را ترک کنند و اجازه دهند پلیس به تحقیقات برای دستگیری عامل یا عاملان جنایت ادامه دهد، متوجه مرد جوانی در میان جمعیت شدند که مدام سعی می کرد خود را به در ورودی اصطبل مخروبه نزدیک کند و از مردم درباره حادثه پیش آمده سوال هایی می پرسید. همین موضوع باعث شک پلیس به مرد جوان شد و در همان محل کشف جسد وی به عنوان مظنونی در پرونده این جنایت با دستور قضایی بازداشت شد.
دستگیری متهم به قتل در محل جنایت
در حالی که ماموران قصد انتقال او را برای تحقیقات به پلیس آگاهی داشتند، متوجه شدند راکب یک موتورسیکلت حرف های نامفهومی به مرد بازداشت شده، گفت و بسرعت از محل دور شد. همین موضوع شک پلیس را به یقین تبدیل کرد که ممکن است راکب موتورسیکلت هم چیزهایی از مرگ کودک بداند، بنابراین وی نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.
متهم که محمد نام داشت، با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و اظهارات متناقضی را بیان کرد تا سرانجام راز این جنایت تلخ را برملا کرد و به افسر بازجو گفت: من با همدستی دوستم که راکب موتورسیکلت بود و از محل حادثه فرار کرد، پسر هشت ساله را کشته ایم.
بیشتر مواقع او را در کوچه های روستا می دیدیم که با دوستانش بازی می کرد و پس از رفتن آنها به خانه هایشان، خودش در خیابان به تنهایی بازی می کرد.
وی یادآور شد: با اطلاع از موضوع، وسوسه شدیم او را اغفال کرده و در دام شیطانی مان گرفتار کنیم. بنابراین هر بار که او را می دیدیم، وانمود می کردیم که اصطبلی پر از اسب در حومه روستا داریم. زمانی که متوجه شدیم او علاقه زیادی به اسب دارد، تصمیم گرفتیم با همین ترفند او را به دام بیندازیم.
متهم اضافه کرد: عصر روز حادثه پسر خردسال را دیدیم که تنها در مقابل خانه شان بازی می کرد. از همین فرصت استفاده کردیم و به بهانه این که می خواهیم برای اسب ها علوفه بخریم، وی را فریب داده و با خود همراه کردیم. پسر هشت ساله بدون این که از نیت شوم ما باخبر باشد، به ما اعتماد کرد و همراهمان آمد. زمانی که به اصطبل مخروبه نزدیک شدیم، همراه ما وارد آنجا شد. وقتی دید از خرید علوفه و اسب ها خبری نیست، فریاد زد و خواست فرار کند که در آنجا را بستیم و من و همدستم او را در دام شیطانی مان گرفتار کردیم.وی خاطرنشان کرد: بعد دو نفری او را کتک زدیم که بی هوش شد. ترسیدیم اگر به هوش بیاید ماجرا را برای خانواده اش بازگو کند و با شکایت خانواده اش از سوی پلیس دستگیر شویم.
بنابراین تصمیم به کشتن وی گرفتیم. من با بریدن زیپ کاپشنم آن را به دور گردن پسر خردسال انداختم و آن را به دو طرف کشیدم. با اطمینان از این که او کشته شده، با بستن در اصطبل مخروبه فرار کردیم. با توجه به این که متوجه شده بودیم همه در جستجوی وی هستند، برای این که بفهمیم در محل جنایت ردی از ما پیدا شده یا نه به میان جمعیت رفتیم که هوشیاری پلیس باعث شد من دستگیر شوم.
رئیس پلیس آگاهی استان زنجان در این باره به جام جم گفت: با ثبت اظهارات وی، کارآگاهان که در تعقیب دیگر متهم فراری بودند، او را که مرتضی نام داشت نیز دستگیر کردند.
با انتقال وی به پلیس آگاهی او بازجویی شد و در مواجهه حضوری با همدستش گفته های او را تائید کرد و گفت در این جنایت نقش داشته است.سرهنگ جعفر رحمتی افزود: با اعتراف های تکان دهنده این دو متهم، آنها به همراه کارآگاهان جنایی به محل حادثه اعزام و پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند، تحقیقات تکمیلی از این دو متهم ادامه دارد.
زنگ خطری برای خانواده ها
وی با هشدار به خانواده ها از آنها خواست آموزش های لازم را به فرزندان خود بدهند و رفت و آمد آنها و دوستانشان را از مدرسه به خانه کنترل کنند تا کودکانشان براحتی به افراد غریبه اعتماد نکنند و با آنها همراه نشوند تا شاهد چنین حوادث تلخی نباشیم. متاسفانه در این پرونده شاهد این هستیم که دو جوان کودک بی گناهی را قربانی امیال پلید خود کردند و خودشان نیز در مقابل مجازاتی سنگین قرار گرفتند.
عصر سه شنبه گذشته پسر هشت ساله ای به نام محمد برای بازی با دوستانش از خانه شان در یکی از روستاهای شهرستان زنجان خارج شد و دیگر بازنگشت. با غیبت طولانی کودک خانواده اش جستجو برای یافتن وی را شروع کردند، اما موفق به پیدا نکردن او نشدند. آنها سپس با حضور در پلیس آگاهی این شهر ماجرای گم شدن کودک و تصویری از او را در اختیار پلیس قرار دادند.
با تشکیل پرونده و به دستور قضایی، کارآگاهان جنایی جستجو برای یافتن پسر گمشده را آغاز کردند. آنها ابتدا به تحقیق از همسایه ها و دوستان وی پرداختند که معلوم شد روز حادثه هیچ کدام از آنها محمد را ندیده اند و از سرنوشت وی خبری ندارند.
در این مرحله کارآگاهان به همراه امدادگران هلال احمر و سگ های زنده یابی که همراه داشتند، به تلاش هایشان برای یافتن کودک گمشده ادامه دادند، اما این تلاش ها برای یافتن وی بی نتیجه ماند.
زمانی که تلاش های پلیس برای یافتن این کودک با بن بست روبه رو شده بود، کارآگاهان احتمال دادند کودک گمشده کشته شده باشد. بنابراین روی همین فرضیه به تحقیقاتشان ادامه دادند. این در حالی بود که خانواده و اقوام کودک نیز پا به پای پلیس شروع به جستجو کردند و سرانجام تصمیم گرفتند جستجوهایشان را در حومه روستا و روستاهای اطراف ادامه دهند.
در ادامه این جستجو ها، خانواده پسر گمشده روز بعد متوجه اصطبل مخروبه ای در حومه روستا شدند که با طنابی در آن بسته شده بود. همین موضوع شک آنها را برانگیخت و موضوع را به پلیس اطلاع دادند. دقایقی بعد با حضور کارآگاهان جنایی در محل مورد نظر، آنها همراه خانواده کودک گمشده در اصطبل مخروبه را باز کرده و وارد آنجا شدند.
ماموران هنگام جستجو در محل کفش های بچگانه ای را پیدا کردند که با کفش های کودک گمشده مطابقت داشت. آنها با کشف این سرنخ به جستجوهایشان ادامه دادند و سرانجام با جسد محمد کوچولو در حالی روبه رو شدند که ساعاتی از مرگش می گذشت و زیپ کاپشنی مردانه از دور گردنش آویزان بود.
کارآگاهان جنایی با کشف جسد این کودک موضوع را به بازپرس احسان کلانتری، کشیک ویژه قتل دادسرای زنجان گزارش دادند و بعد منتظر کارشناسان پزشکی قانونی شدند. آنها با حضور در محل جنایت، زیپ کاپشن مردانه را که به دور گردن کودک آویزان بود برداشتند و نظر دادند او بر اثر خفگی به قتل رسیده و پیش از مرگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.
با هماهنگی قضایی جسد کودک به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان برای یافتن ردی از عامل یا عاملان این جنایت تلخ، به جستجوهایشان در اطراف محل حادثه ادامه دادند.
در حالی که کارآگاهان از اهالی روستا که به این جنایت پی برده و در محل حادثه جمع شده بودند تا بفهمند کودک بی گناه به چه دلیلی کشته شده است، می خواستند محل حادثه را ترک کنند و اجازه دهند پلیس به تحقیقات برای دستگیری عامل یا عاملان جنایت ادامه دهد، متوجه مرد جوانی در میان جمعیت شدند که مدام سعی می کرد خود را به در ورودی اصطبل مخروبه نزدیک کند و از مردم درباره حادثه پیش آمده سوال هایی می پرسید. همین موضوع باعث شک پلیس به مرد جوان شد و در همان محل کشف جسد وی به عنوان مظنونی در پرونده این جنایت با دستور قضایی بازداشت شد.
دستگیری متهم به قتل در محل جنایت
در حالی که ماموران قصد انتقال او را برای تحقیقات به پلیس آگاهی داشتند، متوجه شدند راکب یک موتورسیکلت حرف های نامفهومی به مرد بازداشت شده، گفت و بسرعت از محل دور شد. همین موضوع شک پلیس را به یقین تبدیل کرد که ممکن است راکب موتورسیکلت هم چیزهایی از مرگ کودک بداند، بنابراین وی نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.
متهم که محمد نام داشت، با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و اظهارات متناقضی را بیان کرد تا سرانجام راز این جنایت تلخ را برملا کرد و به افسر بازجو گفت: من با همدستی دوستم که راکب موتورسیکلت بود و از محل حادثه فرار کرد، پسر هشت ساله را کشته ایم.
بیشتر مواقع او را در کوچه های روستا می دیدیم که با دوستانش بازی می کرد و پس از رفتن آنها به خانه هایشان، خودش در خیابان به تنهایی بازی می کرد.
وی یادآور شد: با اطلاع از موضوع، وسوسه شدیم او را اغفال کرده و در دام شیطانی مان گرفتار کنیم. بنابراین هر بار که او را می دیدیم، وانمود می کردیم که اصطبلی پر از اسب در حومه روستا داریم. زمانی که متوجه شدیم او علاقه زیادی به اسب دارد، تصمیم گرفتیم با همین ترفند او را به دام بیندازیم.
متهم اضافه کرد: عصر روز حادثه پسر خردسال را دیدیم که تنها در مقابل خانه شان بازی می کرد. از همین فرصت استفاده کردیم و به بهانه این که می خواهیم برای اسب ها علوفه بخریم، وی را فریب داده و با خود همراه کردیم. پسر هشت ساله بدون این که از نیت شوم ما باخبر باشد، به ما اعتماد کرد و همراهمان آمد. زمانی که به اصطبل مخروبه نزدیک شدیم، همراه ما وارد آنجا شد. وقتی دید از خرید علوفه و اسب ها خبری نیست، فریاد زد و خواست فرار کند که در آنجا را بستیم و من و همدستم او را در دام شیطانی مان گرفتار کردیم.وی خاطرنشان کرد: بعد دو نفری او را کتک زدیم که بی هوش شد. ترسیدیم اگر به هوش بیاید ماجرا را برای خانواده اش بازگو کند و با شکایت خانواده اش از سوی پلیس دستگیر شویم.
بنابراین تصمیم به کشتن وی گرفتیم. من با بریدن زیپ کاپشنم آن را به دور گردن پسر خردسال انداختم و آن را به دو طرف کشیدم. با اطمینان از این که او کشته شده، با بستن در اصطبل مخروبه فرار کردیم. با توجه به این که متوجه شده بودیم همه در جستجوی وی هستند، برای این که بفهمیم در محل جنایت ردی از ما پیدا شده یا نه به میان جمعیت رفتیم که هوشیاری پلیس باعث شد من دستگیر شوم.
رئیس پلیس آگاهی استان زنجان در این باره به جام جم گفت: با ثبت اظهارات وی، کارآگاهان که در تعقیب دیگر متهم فراری بودند، او را که مرتضی نام داشت نیز دستگیر کردند.
با انتقال وی به پلیس آگاهی او بازجویی شد و در مواجهه حضوری با همدستش گفته های او را تائید کرد و گفت در این جنایت نقش داشته است.سرهنگ جعفر رحمتی افزود: با اعتراف های تکان دهنده این دو متهم، آنها به همراه کارآگاهان جنایی به محل حادثه اعزام و پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند، تحقیقات تکمیلی از این دو متهم ادامه دارد.
زنگ خطری برای خانواده ها
وی با هشدار به خانواده ها از آنها خواست آموزش های لازم را به فرزندان خود بدهند و رفت و آمد آنها و دوستانشان را از مدرسه به خانه کنترل کنند تا کودکانشان براحتی به افراد غریبه اعتماد نکنند و با آنها همراه نشوند تا شاهد چنین حوادث تلخی نباشیم. متاسفانه در این پرونده شاهد این هستیم که دو جوان کودک بی گناهی را قربانی امیال پلید خود کردند و خودشان نیز در مقابل مجازاتی سنگین قرار گرفتند.
تبلیغات متنی
-
طرح جدید یک رسانه برای درآمدزایی از تنگه هرمز
-
حکم دیه برای متهمان قتل در کمپ ترک اعتیاد
-
استارلینک هم احراز هویت را اجباری کرد!
-
مرگ یک عابر پس از برخورد هواپیما در فرودگاه
-
برنامه کامل بازیهای ایران در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷
-
چهره غمزده بازیگر زن تلویزیون در عکس جدیدش
-
دیدار محرمانه مقامات آمریکا و قطر درباره ایران
-
هشدار پوتین درباره ادامه درگیری ایران و آمریکا
-
سیتی در کورس قهرمانی ماند
-
فرمانده هوافضای سپاه: منتظر فرمان شلیک هستیم
-
این سریالهای معروف ایران را قبلاً خارجیها ساخته بودند!
-
نیروی دریایی سپاه پیغام هشدار صادر کرد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
دو میوه محبوب که شاید دیگر نتوانیم مزه آن را بچشیم!
-
متین ستوده: به همسرم گفتم برایم سیانور بگیر!
-
طرح جدید یک رسانه برای درآمدزایی از تنگه هرمز
-
دیدار محرمانه مقامات آمریکا و قطر درباره ایران
-
فرمانده هوافضای سپاه: منتظر فرمان شلیک هستیم
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
لبخند معنادار قلعهنویی در مراسم قرعهکشی امشب
-
اسرائیل پایگاه نظامی مخفی در عراق ایجاد کرد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
پیشنهاد عجیب و تازه وزارت نیرو درباره مصرف آب
-
حریفان ایران در جام ملتهای آسیا مشخص شدند
-
ماجرای برداشت غیرقانونی چند بانک از حساب مردم
-
با اقدام AFC سه تیم ایران مسافر آسیا شدند
-
توصیه عجیب خیابانی درباره سرویس بهداشتی وسط بحث فوتبالی!
-
تورم روغن در روزهای اخیر رکورد شکست!
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
انتقاد تند و تیز زیدآبادی از آنان که دیشب خوشحالی کردند
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
-
ترامپ از پروژه «آزادی پلاس» درباره ایران رونمایی کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
فقط اعدام درمحل برای عبرت دیگران
پاسخ ها
خیلی از حیوان کمتر هستند هیچ حیوانی با همنوع خود این کار را نمیکند
لعنت بهشون"
خدا ازشون نگدره وحشی بودن و هار
سلام.
به غیر از اعدام هیچ گزینه ای لایق این پست فطرتها نیست.
غير از لعنت ابدي و تاسف هميشگي و بي پايان ، چه ميشود گفت !!!!!! بهر حال ، چنين حوادثي چراغ خطريست كه هشدار ميدهد كه نبايد از وجود غرايز جواني ( البته در اينگونه موارد حيواني ) ! براحتي گذشت و صورت مسئله رو پاك كرد !
خدایا یه بچه کوچیک چه گناهی کرده که سزاوار این سرانجام باشه! چقدر وحشتناک
خدا لعنتتون کنه که بویی از انسانیت نبردید وحشی ها..
امیدوارم بدون هیچ معطلی سریع اعدام بشند
پاسخ ها
متاسفم واسه کسی که منفی داده
مبادا که این حیوانات وحشی کثیف وپلید والوده تنهابه حبس محکوم شوند که این جور حکم دل تمام مادران راتا ابدغمگین ودردمند میکنا انشاالله حکم سزیع اعدام این حیوانات رابشنویم
اقای منفی داده یاخودت مثل اونهایی یا از اقوامت هستند
پاسخ ها
از کجا میدونی آقاست؟
حالا اگر مقتول دختربچه بود خیلیا میومدن میگفتن حتما پوشش مناسبی نداشته و تا حدودی تقصیر خودش بوده!
این مساله نشون میده مشکل از جای دیگست و هیچ بهونه ای نمیتونه کار قبیح این دست حیوان صفت های بیمار رو توجیه کنه.....
خوب اینا که اینقد عقده داشتن چرا زن نگرفتن که ازین غلطا نکنن
پاسخ ها
واقعا فکر کردی این پست فطرتها با ازدواج مشکلشون حل میشد؟؟؟؟اینا مریض و روانی بودن
چه دختر و چه پسر بچه فرقی نمیکنه اعدام در ملا عام تنها تسکین کوچکی است
دلم کبابه واسه اون بچه ی بیگناه.دستاشون بشکنه خدا لعنتشون کنه.چطور ممکنه آدم یه طفل معصوم رو تا این حد کتک بزنه و بعد خفه کنه.چی کشیده بچه ی بیچاره.خدایا دنیا رو از شر این آدما و این اخبار ناراحت کننده و تاسف بار که داریم هر روز میشنویم نجات بده.
خدایاااااااااا
باور اینکه با یک همچین ادمایی داریم زندگی می کنیم برام سخته
بایدهر چه زودتر اعدام بشوند