این منطقه تهران با بمب میخوابد و با جنگنده بیدار میشود
روزنامه شرق در مطلبی نوشته نسترن فرخه به بررسی اوضاع و احوال محله نارمک تهران که بارها مورد حمله موشکی قرار گرفته، پرداخته است.
روزنامه شرق در مطلبی نوشته نسترن فرخه به بررسی اوضاع و احوال محله نارمک تهران که بارها مورد حمله موشکی قرار گرفته، پرداخته است:
«همه آدمهایی که چهارشنبه حدود ساعت سه ظهر از اطراف کوچه اولیایی رد میشدند، کشته شدند. بعضی از آنها پیاده بودند و بعضی دیگر در ماشین. مثل روزهای دیگر که این خیابان شلوغ و پررفتوآمد بود و کسی نمیدانست قرار است چه اتفاقی رخ دهد». این را جوانی تعریف میکند که چهارشنبه شاهد همه چیز در این خیابان بوده است؛ روزی که حملات به ساختمان اداری پنجطبقه «رستمیکیا»، باعث تخریب خانههای کناری و کشتهشدن بسیاری از مردمی شد که در آن همسایگی بودند یا از آنجا رد میشدند. حالا «دردشت»، خیابانی در محله نارمک، دیگر شبیه به قبل نیست؛ خیابانی شلوغ که تمام طول روز مغازهها باز بود و رفتوآمد مردم در آن جریان داشت و این روزها سهم ساکنانش سکوتی است که شاید تا مدتها ادامه داشته باشد.
خانهام ویران شد
از پنجرههای این حوالی چیزی نمانده است، جز قابهای بدون حفاظ و شیشه که کار را برای هر سارقی آسان میکند؛ هرچند وسایل بیشتر این خانهها همراه با انفجار از بین رفته و چیزی از آنها باقی نمانده است. انفجار ساختمان پنجطبقه «رستمیکیا» در کوچه اولیایی تمام ساختمانهای اطراف خیابان دردشت را هم تخریب کرده است. اهالی میگویند اینجا یکی از ساختمانهای سپاه بود که مورد حمله قرار گرفته و حالا چشم هر رهگذری به خانههای تخریبشده خیره میشود؛ ساختمانی پنجطبقه که زیر آن فروشگاه هفت و نمایشگاه ماشینی بود که همه با انفجار طبقات بالایی، تخریب شده است. از فروشگاه چند قفسه شکسته مانده و خانههای اطراف هم با پرتابههای زمان انفجار و موجی که ایجاد کرده بود، همه تخریب شده است. آن طرف خیابان، تخریب دیوار و پنجرههای فروشگاه کوروش و بانک صادرات باعث تعطیلی آنها شده است. دیگر ساختمانهای مسکونی هم به دلیل شدت تخریب همه خالی از سکنه شدهاند.

ساختمان «رستمیکیا» نبش خیابان بود و با انفجار رخداده، ساختمانهای روبهرویی و کناری از تخریب در امان نماندند. کنار این ساختمان چند زن و مرد ایستادهاند. دختری جوان جعبهای قهوهایرنگ بغل گرفته و با بهت، اشک روی صورتش را پاک میکند؛ «خانه ما تخریب شد، دیگر خانه نداریم. اتاقم، وسایل اتاقم، همه از بین رفت. برای عید همه خانه را تمیز کرده بودیم». مادرش اما گریه نمیکند، با صورتی رنگپریده جلوی درِ ساختمان ایستاده تا همراه چند مأمور وارد ساختمان شوند و وسایل ضروری را از خانه بردارند: «ساختمان دیگر استحکام ندارد و نباید آنجا بمانیم؛ هرچند اصلا خانهای نمانده است. به ما گفتند باید به هتل برویم، ولی تا چه مدت آنجا زندگی کنیم؟ زندگیام خراب شد». او از روز موشکباران میگوید: «صدای خیلی شدیدی آمد و بعد تخریب و گردوخاک شروع شد. شبیه به خواب بود؛ یک خواب بد که کاش از آن بیدار میشدیم». کارگران در حال آواربرداری هستند. این زن میانسال توضیح میدهد: «از روز انفجار در حال آواربرداری هستند تا جنازه پیدا کنند. میگویند چند نفر مفقود شدهاند که موقع انفجار از ساختمان رستمیکیا به سمت ساختمان ما پرتاب شدند. در ساختمان فقط ما خانه بودیم، بقیه همسایهها از تهران رفته بودند. مأموران امداد که رسیدند، درِ همه خانهها را شکستند و وارد خانه همسایهها شدند. میترسیدند کسی در واحدها باشد و برای همین همه اتاقهای همسایهها را هم گشتند». همان موقع چند ماشین وارد کوچه میشود؛ زنان و مردانی از اقوام همین خانواده تا آنها را با خود ببرند.
زنی سالخورده میان جمعیت ایستاده و به دلیل گردوخاک این منطقه، گوشه چادرش را روی دهان و بینیاش گرفته؛ خانه آنها چند کوچه پایینتر است و در این چند روز بارها جلوی این ساختمان تخریبشده آمده تا با ساکنان همدردی کند؛ هرچند بیشتر آنها به اجبار خانهها را ترک کردهاند: «چهارشنبه حدود ساعت سه بعدازظهر بود که بعد از شنیدن صدای انفجار، کل خانه ما را خاک گرفت. تا چند دقیقه چشم، چشم را نمیدید. فکر کردم خانه ما تخریب شده، آنقدر که صدا نزدیک بود. کمی که گذشت با پسرم از خانه بیرون آمدیم. خیابان دردشت پر از خاک و خون شده بود. ماشینهای رهگذر زیر آوار مانده بودند. فکر کنم سرنشینهایشان همه کشته شدند و مغازهها آسیب دیدند. جهنم شده بود».
تمام رهگذران کشته شدند
روبهروی ساختمان «رستمیکیا» ساختمان دیگری است که در جنگ 12روزه مورد حمله قرار گرفته بود؛ ساختمانی که از آن فقط چند دیوار مانده و نوار زردی هنوز دور این خانه دیده میشود. در این بخش از خیابان دردشت هیچ مغازهای باز نیست، جز سیگارفروشی که شاگرد مغازهاش روز انفجار دچار موجگرفتگی شده است؛ «من برای خرید از مغازه بیرون رفتم که چند دقیقه بعد این اتفاق افتاد. وقتی برگشتم، تمام اجناس مغازه وسط خیابان ریخته بود. سقف مغازه و بخشی از اجناس انبار آسیب دیده است. میدانم بیشتر مغازهدارهای این راسته میلیاردی خسارت دیدهاند، ولی ما شاید 200 میلیون تومان. البته همین هم حدودی است، چون حتما جبران خسارت آن هزینه بیشتری خواهد داشت».

طرف دیگر خیابان همه مغازهها با کرکرههای کجومعوج یا گونی آبی بسته هستند؛ مغازههایی که تخریب ساختمانهای بالای آنها احتمال فروریختنشان را بیشتر میکند؛ از فروشگاه خدمات کامپیوتری و لوازمالتحریری، تا کلهپزی نمونه و گلفروشی کنار آن که حالا تمام گلهایش خشک شده و چیزی از آن باقی نمانده. در این پیادهراه چند مغازه و آموزشگاه دیگر هم تخریب شده است. مثل مغازه آقای سامانی، جوانی که ظروف یک بار مصرف، عطر و لوازم پلاستیکی میفروخت. شیشههای مغازه خرد شده و اجناسش را بدون هیچ نظمی از کف زمین داخل جعبههای بزرگ ریخته و گوشهای روی هم گذاشته است: «از آن روز فقط خاک و خون به یاد دارم. جسد و بدنهای تکهتکهشده از بالای ساختمان به خیابان پرتاب میشد. هر رهگذر پیاده و ماشینی که از این پیادهراه رد میشد، آن روز کشته شد. تا چند ساعت همه خیابان گردوخاک بود. شیشه همه مغازهها خرد شد و ما را موج گرفت. قیامتی بود که فقط در فیلمها دیده بودیم». به وسط خیابان اشاره میکند: «دقیقا همینجا پراید سفیدی در حرکت بود که آوار ساختمان روی آن ریخت و همه آدمهای داخل ماشین کشته شدند». به دلیل فشار روانی آن لحظات، اتفاقات را بهسختی مرور میکند: «همان روز بار جدید عطرهایم رسیده بود، برای هر عطر چند میلیون تومان پرداخت کرده بودم. بار عیدم بود که همه شکست و کل ویترینم از بین رفت. تا الان بررسی نکردم که چند میلیون تومان به مغازه خسارت وارد شده، ولی فکر کنم بیش از 200 میلیون تومان باشد. مثلا فکر میکردم نهایتا با 20 میلیون تومان بتوانم شیشه مغازه را نصب کنم، ولی پیگیری کردم دیدم تازه از 40 میلیون تومان شروع میشود». جوان دیگری که آن هم از مغازهدارهای همین راسته از خیابان است، توضیح میدهد: «از شهرداری آمدند و از خسارتهای واردشده عکس گرفتند، اصلا معلوم نیست پول بدهند یا نه، اصلا چه زمان پرداخت کنند. آن طرف خیابان دو ساختمان از جنگ 12روزه تخریب شد و هنوز بعد از چند ماه حتی یک آجرش را هم درست نکردند». شیشههای شکسته پنجرهها تا چند خیابان پایینتر دیده میشود؛ از آموزشگاه نقاشی و موسیقی که پنجرههایش را با پارچهای پوشاندهاند، تا خانههایی که حتی دیگر دیوار سالمی برایشان نمانده. همه اینها نمای این روزهای خیابان «دردشت» است؛ خیابانی که یکی از مکانهای پررونق این منطقه به حساب میآمد و حالا همین تعداد اندک رهگذر هم با ترس از آن عبور میکنند.
صدا پشت صدا
اهالی این منطقه به صداهای انفجار و حملههای نیمهشب عادت کردهاند. این جملات را با خندهای تلخ میگوید. از جنگ 12روزه تا الان بارها محله نارمک مورد حمله قرار گرفته است. چند روز قبل هم میدان 72 و 62 موشکباران شد، رسانهها اعلام کردند پرتابه میدان 62 عمل نکرد و بهسرعت آن را از محل دور کردند. با این حال بیشتر ساکنان این میدانها برای حفاظت از جانشان خانهها را ترک کردند. از انفجار در میدان 72، فقط یک زمین خالی باقی مانده؛ جایی که قبلا محل قرارگرفتن خانهای ویلایی بود. کنار همین خانه مدرسهای دخترانه دیده میشود که تمام شیشههای پنجرهاش شکسته و میدانی که در همسایگیاش است، در سکوت کامل فرورفته. اهالی محل توضیح میدهند که نارمک به صداهای سنگین انفجار عادت کرده است. پیرمرد که بهسختی قدم میزند، میگوید: «تمام طول روز صدا میشنویم. چون شرق تهران حملات بیشتر است. چند منطقه از نارمک با جنگ قبلی از بین رفته و هنوز هم به همان شکل مانده. با این حال هر شب به همسرم میگویم احتمالا از فردا شب صداها کمتر شود ولی باز صدا پشت صدا. فقط امیدوارم این جنگ ادامهدار نشود».
در همان لحظه و پس از پایان صحبتهای پیرمرد، دو جوان از ساختمانی در خیابان «دردشت» بیرون میآیند، صدای انفجار از جایی دور به گوش میرسد و مردم برای لحظهای در خیابان قدمهای تندتری برمیدارند. مردان جوانی همان لحظه به نفر دیگری که به زیر ساختمانی پناه میبرد، نگاه میکنند و میخندند: «داداش هیچجا امن نیست، خیالت راحت. امکان دارد هر کجا حمله شود یا ساختمان مهمی باشد که ما ندانیم و زیر همان پناه گرفته باشیم». هر دو سوار موتورهای خود میشوند و یکی از آنها به مردی که زیر ساختمانی ایستاده، میگوید: «فقط باید دعا کنیم این جنگ زودتر تمام شود. من که با شنیدن صدای هر حمله و انفجار ایمان دارم بخشی از آرزو و امیدهایم را از دست میدهم». صدای گاز موتورشان در خیابان میپیچید و آنها دور میشوند. روی آسفالتی که هنوز از انفجار روزهای قبل خاکی است، رد چرخ موتورهایشان میماند.
تبلیغات متنی
-
خسته شدن مردم محلی از زیباترین خیابان استرالیا
-
اولین تیزر از فیلم Resident Evil منتشر شد
-
زلاتان ۴۴ ساله دوباره غیرممکنها را ممکن کرد
-
رایزنی اولیانوف با گروسی درباره ایران
-
حمله پهپادی به مقر جداییطلبان در اربیل عراق
-
روایت ۳ زن ایرانی از ۳ نسل برای روزهای آتشبس
-
رقص عربی کریستیانو رونالدو با یک نماد خاص
-
امارات، سفر به ایران و ۲ کشور دیگر را ممنوع کرد
-
جزئیاتی جدید از فعالیت پدافند در نقاط مختلف تهران
-
هدیه ویژه امید عالیشاه به مجروح مدرسه میناب
-
فال روزانه جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
بقائی: آمریکا در زمینه رفع تحریمها جدی نیست
-
واکنش شهرداری به ادعای تخلیه شهروندان جنگزده از هتلها
-
سنای آمریکا تصمیمش درباره جنگ ایران را تمدید کرد
-
شنیده شدن صدای پدافند در برخی مناطق تهران
-
حمله پهپادی به مقر جداییطلبان در اربیل عراق
-
روایت ۳ زن ایرانی از ۳ نسل برای روزهای آتشبس
-
امارات، سفر به ایران و ۲ کشور دیگر را ممنوع کرد
-
جزئیاتی جدید از فعالیت پدافند در نقاط مختلف تهران
-
شنیده شدن صدای پدافند در برخی مناطق تهران
-
ادعای ترامپ درباره اشتیاق ایران برای رسیدن به توافق
-
طرز تهیه شراب حلال با کشمش و مویز در تلویزیون!
-
تکلیف ایران در جام جهانی روشن شد
-
پزشکیان: ادامه محاصره دریایی غیرقابل تحمل است
-
ادعای تازه وزیر جنگ اسرائیل در مورد ایران و حزبالله
-
پس از مرتس اینبار استارمر علیه ایران حرف زد
-
ارسال ۶۵۰۰ تن سلاح و تجهیزات از آمریکا برای اسرائیل
-
پایان مهلت قانونی ترامپ برای جنگ با ایران
-
پزشکیان از احتمال حمله دوباره آمریکا خبر داد
-
متکی: خاک بحرین را در توبره خواهیم کرد
-
ترامپ ایران را با یک عکس جدید از خودش تهدید کرد
-
گزارش تازه از وضعیت جسمانی رهبر انقلاب
-
نقاطی که ممکن است در جنگ بعدی هدف آمریکا باشند
-
پیام تازه ترامپ: طوفان در راه است!
-
نطق شبانه ترامپ درباره شرط توافق با ایران
-
واکنش مجید موسوی به ادعای آکسیوس درباره جنگ
-
عکس دیدهنشده از مهدی تاج در فرودگاه کانادا
-
قیمت این خودرو ۶۰۰ میلیون تومان تغییر کرد!
-
نرخ طلا و دلار امروز صعودی شد
-
افشاگری رشیدیکوچی درباره مسائل پشت پرده اینترنت پرو
-
طرح ارتش آمریکا برای موج تازه حملات علیه ایران
-
گزینههای جدید نظامی علیه ایران، امروز روی میز ترامپ!
-
والاستریت ژورنال تصمیم نهایی ترامپ را فاش کرد
-
چند سناریو درباره لحظه خاموشی جنگ ایران و آمریکا
-
وریا غفوری دوباره به تیتر یک رسانهها برگشته است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
نه ما این جنگ رو تا نابودی کامل خودمون ادامه میدیم اصلا هم برامون مهم نیست
پاسخ ها
...هایی مثل تو نابودی کمشونه
جنگ و آمریکا و اسرائیل شروع کردن آتش بس بشه چند ماه دیگه دوباره شدیدتر حمله میکنن کمااینکه این دفعه شدیدتر از جنگ اول حمله کردن در هر صورت جنگ هست این دفعه برای آتش بس باید تضمین بدن دوباره حمله نکنن
لعنت به خودت افکارت
نابودی قسمت تو
چقدر تلخ...خدایا کی این تلخیها تموم میشه. خدایا، بهخدا حق مردم ما این نبود...
بمیرم برای مردمکشورم
بمیرم برای کشورم
لعنت به کسانی که سالها مرگ بر اینوانفرستادند
اما برگشت به کشور و مردمخودمان
پاسخ ها
امثال شما به عمو ترامپ التماس میکردین بزنه. الانم داره حرف 4 تا ..... مثل تورو گوش میده
ترامپ به خاطر حرف مردم اینجا نیست! به آوردگاهی اومده که 47 ساله میخونیدش
باید فرار کنید در طبیعت اردو بزنید در بیابانها کوهها جاهای دور افتاده کمپینگ بزنید اگر شهرستان کوچک و قصبه و دهاتی دارید به آنجا بروید
اگر بی کس و تنها یتیم وبیمار از کار افتاده و بدبخت هستید بمانید مرگ بهتر از ذلت است من فنر در قلبم دارم سکته کرده ام دیابت ومرض قند دارم یتیم ویسیر م بی خانواده بی فامیل مانده ام موشکها را آرزو میکنم برای مرگ آماده ام
داستان مینویسی
لابد فکرمیکنی تو این موقعیت ادما حوصله داستان خوندن دارن
لعنت به اونی که این بلارو بهدجون ما انداخت
شبکه خبر.. ما پیروزیم
نارمک نارمک عزیزم پنجاه و یک ساله هستم تمام عمرم رو در نارمک زیبا زندگی کردم و الان شاهد ویران شدنش هستم
تو جنگ دوازده روزه هم از ثانیه اول موشک باران شد
توی دی ماه خونین شد
اینم از الان
وچه کسی پاسخگوی شرایط فعلی هست و چه کسی مسئول!!؟؟
جواب مثل همیشه هیچکس
ترامپ یادت بمونه هیچ وقت یه ایرانی رو تهدید نکن
عیب نداره فدای سر مسئولین
به راستی مردم ایران توان چه چیزی را می دهند؟
خدایا تموم شه 😭😭😭😭😭
نیرو های نظامی در مناطق غیر نظامی پناه نگیرند خب
پاسخ ها
خیلی قشنگ کامل گفتی
ملت فهیم ایران آزاد شدین؟
پاسخ ها
شما آمریکا رو نابود کردین؟
اولا کشته شده ها شهید هستند دوما این انفجارها توسط آمریکا و اسرائیل صورت گرفته و خودبخودی منفجر نشده!
...