۱۵۸۷۸۴۲
۳۶۳۷
۳۶۳۷
پ

همه جنگ‌های تاریخ به پایان رسیده‌اند؛ این نیز بگذرد

آتش‌ها خاموش شد، تفنگ‌ها زمین گذاشته شد و انسان‌ها از زیر آوار بیرون آمدند تا دوباره زندگی را آغاز کنند. آن‌ها شهرها را بازسازی کردند، روابط را ترمیم نمودند و یاد گرفتند که با زخم‌ها نیز می‌توان زندگی کرد.

عصر ایران - سوده صدری: جهان تاکنون جنگ‌های بی‌شماری را به خود دیده است. زمین، این سیاره کهن، همواره در حال پوست‌اندازی بوده؛ گاه با آرامش و گاه با طوفان‌های سهمگین. انسان‌ها از سپیده‌دم تاریخ، از نخستین روزهایی که در غارها گرد هم آمدند و قبایل را شکل دادند، با یکدیگر جنگیده‌اند. گروهی بر گروه دیگر چیره شده، مرزها جابه‌جا گشته، تمدن‌ها برخاسته و فروریخته‌اند. جنگ، این همراه همیشگی تاریخ بشر، هرچند تلخ و ویرانگر، اما همواره پایانی داشته است.

0

زخم‌هایی که بر پیکر تاریخ نشسته است؛ نخستین جنگ، نخستین درس

در سپیده‌دم آفرینش، وقتی نخستین خون بر زمین ریخته شد و هابیل به دست برادر کشته شد، شاید فرشتگان پنداشتند که این پایان انسان است. شاید خود قابیل گمان می‌کرد با این ضربه، نبض زندگی را برای همیشه قطع کرده است. اما زمین همچنان به چرخش ادامه داد. آن قتل، هرچند تلخ و هولناک، نتوانست جلودار حیات بشر شود. نه آن جنگ اول، و نه میلیون‌ها جنگی که پس از آن آمدند. آدمی همچنان ماند، عشق ورزید، فرزند آورد، شهرها ساخت، شعر گفت و به ستاره‌ها خیره شد.

جنگ‌های بزرگ تاریخ

جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) بی‌تردید مرگبارترین درگیری نظامی در طول تاریخ بود. بر اساس آمارهای مستند، میان ۷۰ تا ۸۵ میلیون نفر در این جنگ جان باختند که حدود ۳ درصد از جمعیت جهان در آن زمان را شامل می‌شد . از این شمار، ۵۰ تا ۵۵ میلیون نفر غیرنظامی بودند؛ مردان، زنان و کودکانی که در میان آوار بمب‌ها و قحطی ناشی از جنگ جان سپردند.

پیش از آن، جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) با ۱۷ میلیون کشته، اروپا را دگرگون کرد. جنگ ویتنام با ۱٫۱۴ میلیون کشته، زخمی عمیق بر پیکر مردم ویتنام بر جای گذاشت. جنگ عراق و افغانستان با هزینه‌ای بیش از ۳٫۴ تریلیون دلار و تلفاتی نزدیک به ۳۵۰ هزار نفر، نشان داد که حتی پیشرفته‌ترین ارتش‌ها نیز نمی‌توانند صلح را به ارمغان آورند. و در نزدیکی خود ما، جنگ تحمیلی ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) که بر اساس آمار رسمی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، نزدیک به ۱۹۰ هزار کشته و ۶۷۲ هزار مجروح بر جای گذاشت ، هنوز زخم‌هایش بر تن مردم این مرزوبوم تازه است.

0

پایان تلخ‌ها، آغاز دوباره

اما اگر به این آمار تلخ خیره شویم و فراتر از اعداد را بنگریم، حقیقتی دیگر خودنمایی می‌کند: همه این جنگ‌ها، با تمام فجایعشان، روزی متوقف شدند. زندگی، سخت‌جان‌تر از آن بود که برای همیشه در زیر آوار بمب‌ها مدفون شود.

آتش‌ها خاموش شد، تفنگ‌ها زمین گذاشته شد و انسان‌ها از زیر آوار بیرون آمدند تا دوباره زندگی را آغاز کنند. آن‌ها شهرها را بازسازی کردند، روابط را ترمیم نمودند و یاد گرفتند که با زخم‌ها نیز می‌توان زندگی کرد. تاریخ به ما می‌آموزد که حتی پس از تاریک‌ترین شب‌ها، سپیده‌دمی خواهد آمد.

درون‌مان را دریابیم؛ آنجا که هنوز در اختیار ماست

در روزهایی که جنگ و ناامنی اطراف ما را فرا گرفته، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: ما چه می‌توانیم بکنیم؟

واقعیت این است که در زمان جنگ، کمترین کنترل را بر عوامل بیرونی داریم. ما نمی‌توانیم تصمیم‌گیران جهانی را به صلح و دوستی سوق دهیم. سرنوشت آتش‌بس‌ها و توافق‌ها در دست ما نیست. اما یک چیز را هرگز نمی‌توانند از ما بگیرند: ذهن و درون خودمان.

والاس واتلز، نویسنده و سخنران انگیزشی آمریکایی، در کتاب کلاسیک خود «دانش ثروتمند شدن» (۱۹۱۰) بر این اصل تأکید می‌کند که انسان برای رسیدن به اهداف خود باید به روشی خاص تفکر و عمل کند . اگرچه این کتاب عمدتاً بر ثروتمند شدن تمرکز دارد، اما فرایندی که برای تفکر توضیح می‌دهد، در مورد هر هدف دیگری از جمله عبور از بحران‌ها نیز قابل کاربرد است. پیام اصلی این است: ما می‌توانیم با کنترل افکارمان، بر شرایط پیرامون خود تأثیر بگذاریم.

ما می‌توانیم انتخاب کنیم که در میان طوفان، آرامش خود را حفظ کنیم. می‌توانیم تصمیم بگیریم که فضای فکری و ذهنی‌مان را از ترس و اضطراب پاک نگه داریم. می‌توانیم با مراقبه، ذهن را به سکون دعوت کنیم و در عمق وجودمان پناهگاهی امن بیابیم.

اگر آن نخستین کشتن، با همه هولناکی‌اش، نتوانست چراغ انسان را خاموش کند، پس این جنگ نیز، با همه رعب و وحشتش، پایان راه نیست. ما زنده‌ایم. هنوز نفس می‌کشیم. هنوز می‌توانیم فردا را تصور کنیم.

تمرینی برای امروز؛ خود را در پایان جنگ تصور کن

دارن هاردی، نویسنده و کارآفرین برجسته آمریکایی و نویسنده کتاب پرفروش «اثر مرکب»، در مجموعه سخنرانی‌های خود که در کتاب «استثنا باشید» گردآوری شده، تمرینی تأمل‌برانگیز به مخاطبانش پیشنهاد می‌کند. او از تجربه تلخ سخنرانی در مراسم خاکسپاری یکی از خویشاوندانش می‌گوید؛ زنی که زندگی خوبی نکرده بود، دوست نزدیکی نداشت و هیچ خاطره ارزشمندی از او برای گفتن باقی نمانده بود .

 هاردی از این تجربه نتیجه‌گیری می‌کند: «همین امروز سخنرانی مراسم ترحیمت را بنویس! پیش از اینکه به پایان زندگی خود برسی، در مورد تأثیری که می‌خواهی بر دنیا بگذاری، تفاوت‌هایی که می‌خواهی با دیگران داشته باشی و شکلی که می‌خواهی مردم تو را به یاد آورند، تصمیم‌گیری کن.» .

او هشدار می‌دهد که بسیاری از مردم، حتی کسانی که دیگران آنها را بسیار موفق می‌دانند، در حالی به پایان عمر خود می‌رسند که درمی‌یابند از نردبانی اشتباه صعود کرده‌اند. آنها وقت گرانبهایشان را صرف ارزش‌های نادرست کرده‌اند و چیزهایی را به دست آورده‌اند که لذت اندکی به آنها داده است .

حالا بیایید این تمرین را به روزهای جنگ پیوند بزنیم. خود را در پایان این جنگ تصور کنید؛ آن روز که آتش‌بس اعلام می‌شود، آژیرها خاموش می‌گردند و توپ‌ها از شلیک بازمی‌ایستند. در آن روز، به عقب نگاه خواهید کرد و روزهایی را مرور خواهید نمود که در ترس، اضطراب، یا شاید امید و مقاومت گذرانده‌اید.

از خود بپرسید: آیا از آنچه در این روزهای سخت انجام دادم، راضی هستم؟ آیا می‌توانستم بهتر از این باشم؟ آیا می‌توانستم به جای غرق شدن در گرداب ناامیدی، نوری باشم برای دیگران؟ آیا می‌توانستم بیشتر مطالعه کنم، بیشتر به عزیزانم محبت کنم، بیشتر به خودم برسم؟

این پرسش‌ها، اگر امروز از خود بپرسیم، می‌توانند قطبنمای ما در این روزهای طوفانی باشند. چرا که اگر بدانیم فردا چه حسرتی خواهیم خورد، امروز تصمیم بهتری خواهیم گرفت.

راهکارهای عملی برای عبور از بحران

انتخاب ما در عبور از بحران، سرنوشت ما را رقم می‌زند. می‌توانیم از این شرایط سخت، قوی‌تر بیرون بیاییم، انسان‌تر شویم و یاد بگیریم که زندگی چیست و چه چیزهایی واقعاً ارزشمند هستند. یا می‌توانیم خود را در گرداب ترس و استرس غرق کنیم و به جسمی تبدیل شویم که تنها پیر می‌شود و مرگ را انتظار می‌کشد.

بیایید این روزها را فرصتی بدانیم برای:

 مطالعه: پناهگاه امن ذهن

کتاب‌هایی که سال‌ها در قفسه منتظر مانده‌اند، اکنون وقت خواندنشان رسیده است. مطالعه نه تنها ذهن را از افکار منفی دور می‌کند، بلکه به ما قدرت درک عمیق‌تری از زندگی می‌بخشد.

 مراقبه و سکوت: پناه بردن به درون

در میان هیاهوی اخبار و هشدارها، لحظاتی را به سکوت اختصاص دهیم. در عمق وجودمان، پناهگاهی هست که هیچ بمبی به آن راه ندارد.

مهربانی: نوری در تاریکی

در روزهای سخت، مهربانی معجزه می‌کند. یک تماس تلفنی، یک پیام دلگرم‌کننده، یک کمک کوچک به همسایه، می‌تواند نوری باشد در تاریکی این روزها.

اتحاد: قوی‌تر از همیشه

تنهایی در بحران، ترس را بزرگ‌تر می‌کند. با دیگران باشید، از تجربیاتتان بگویید، برای هم گوش باشید. با هم بودن، امید را زنده نگه می‌دارد.

سخن پایانی

جنگ‌ها آمده‌اند و رفته‌اند. امپراتوری‌ها برخاسته و فروپاشیده‌اند. اما انسان‌ها همیشه مانده‌اند، با عشق‌ها، امیدها و رؤیاهایشان. این روزهای سخت نیز خواهد گذشت. آنچه می‌ماند، خاطره انتخاب‌های ماست: آیا در میان آتش، انسان ماندیم؟ آیا به یکدیگر کمک کردیم؟ آیا ذهن خود را از نفرت و ترس پاک نگه داشتیم؟

داستان هابیل و قابیل به ما نشان داد که همیشه دو راه پیش رو داریم: راه هابیل که عشق به انسانیت را برگزید، یا راه قابیل که اسیر نفس سرکش خود شد. اما این داستان چیز دیگری نیز به ما می‌آموزد: مرگ هابیل پایان زندگی نبود، بلکه آغازی بود برای هزاران نسلی که پس از او آمدند تا زندگی را معنا کنند. ما نیز پس از این جنگ خواهیم ماند، خواهیم ساخت، خواهیم رویید.

پس بیایید در میان این دود و آتش، نه به پایان که به آغاز بیندیشیم. به جهانی پس از جنگ؛ جهانی که سزاوار کودکان ماست. به آینده‌ای که در آن، هابیل‌ها بر قابیل‌ها پیروز می‌شوند؛ نه با کشتن، که با زیستن.

کودکان ما روزی از این روزها خواهند پرسید. بیایید بتوانیم بگوییم: «بله، سخت بود، اما ما کنار هم ایستادیم، مطالعه کردیم، مهربان بودیم، مراقبه کردیم، و ایمان داشتیم که این نیز خواهد گذشت.»

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج