گل، شیرینی و حتی گراسیاس سینیور برای آقای سانچز
سفیر اسپانیا پس از گشایش سفارت خانه این کشور در تهران از طریق مرز آستارا وارد ایران شد و دارد زمینی خودش را به تهران می رساند.
برترینها: ماجرای سفیر اسپانیا و اصلا مواضع اسپانیا در جنگ اخیر یک مورد متفاوت است، متفاوت و جالب توجه. برای این که بهتر متوجه شوید که چه اتفاقی افتاده، چند واکنش از تجمعات خیابانی تا یک کانال تلگرامی و یک روزنامه اصولگرا را در زیر آوردهایم. مرور همین چند خط نشان میدهد که با یک اتفاق قابل تفسیر مواجهیم.
امروز سفیر اسپانیا سفارتخانه را باز کرده و این عکس و متن را هم به اشتراک گذاشته:

بازگشایی سفارت اسپانیا در تهران
سفیر اسپانیا در تهران: من به همراه تیم متعهدم، امروز سفارت اسپانیا در تهران را بازگشایی کردیم تا به تلاشهای صلح از هر سو که ممکن است، طبق دستورالعملهای وزیر امور خارجه، بپیوندیم.

ساعاتی پیش کانال تلگرامی مکتوبات این یادداشت را در وصف سفیر اسپانیا نوشته بود:
سفیر اسپانیا پس از گشایش سفارت خانه این کشور در تهران از طریق مرز آستارا وارد ایران شد و دارد زمینی خودش را به تهران می رساند.
در همان آستارا هم مصاحبه کرده و گفته تقویت روابط با ایران در دستور کار اسپانیاست.. واقعا خیلی عجیب است. این که اسپانیا چه طور یک دفعه خودش را در جبهه حق آورد و طرفدار ایران شد و علیه اسراییل مرتب سخن گفت از عجایب این جنگ است.
پیشنهاد این که ایرانیان خارج از کشور در هر جایی هستند به سفارت اسپانیا بروند و با گل و شیرینی از این کشور تشکر کنند.

تشکر کودکان ایرانی از نخست وزیر اسپانیا برای ایستادگی این کشور در برابر زورگوییهای آمریکا
روزنامه خراسان در شماره امروزش یادداشت مفصلی نوشته بود، بخشی از آن را در ادامه میخوانید:
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، طی چند سال گذشته به یکی از خاصترین رهبران جهان تبدیل شده است؛ چهرهای فتوژنیک و بیانی صریحاللهجه که برخلاف احتیاط رایج اروپاییها، بیپروا از تعلیق توافق تجاری با اسرائیل سخن میگوید و در بهرسمیتشناسی فلسطین پیشقدم شد؛ سانچز اخیراً هم هشدار داد «نباید لبنان را به غزهای دیگر بدل کنیم». این صراحت فقط محصول دیدگاه شخصی نیست؛ پشت آن جامعهای شورانگیز، حساس به انسانیت و عدالت و تجربهای تاریخی از گذار دموکراتیک ایستاده است که سانچز به خروجی درست و نماد آن تبدیل میشود. آنهم برخلاف بسیاری از رهبران اروپایی که از جوامع خود در مباحث حقوق بشری، انسانی و محیط زیستی عقبتر هستند؛ بهخصوص وقتی یک سمت ماجرا آمریکا و اسرائیل باشد.
در ایدهها، سانچز مسیر زیگزاگی طی کرده است: از «تعریف تازهای از سوسیالدموکراسی» و پایان «سرمایهداری نئولیبرال» تا دفاع از فدرالیسم اروپایی، معامله سبز و مهاجرت بهمثابه پاسخ جمعیتی. او مخالف روسپیگری است، با انرژی هستهای زاویه دارد و در محیطزیست حساسیت بالایی نشان میدهد؛ نقاطی که در تقابل با رویکردهایی چون ترامپیسم یا بخشی از راست اروپایی قرار میگیرد. در حوزه سیاستهای اجتماعی دیدگاههای جالبی دارد که یکی از آنها ضرورت ممنوعیت شبکههای اجتماعی برای زیر ۱۶ سال است. در سیاست خارجی، پرونده فلسطین و جنگ غزه، جایی بود که سانچز صریحتر از همتایان عمل کرد: همراه ایرلند و نروژ، فلسطین را با مرزهای ۱۹۶۷ به رسمیت شناخت، پیوستن اسپانیا به شکایت نسلکشی در دیوان بینالمللی علیه اسرائیل را پیش برد و «استانداردهای دوگانه» را نقد کرد. در قبال مداخلههای نظامی بیرون از چارچوب حقوق بینالملل هم از ونزوئلا تا تجاوزهای نظامی زبان انتقادی داشت.
ارسال نظر