جنگندههایی که هنوز در خوابها پرواز میکنند...
عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به شرایط جنگی و تهدیدهای ممتدی که مردم در روزها و هفتههای اخیر تجربه کردهاند، گفت: در چنین وضعیتی میتوان انتظار داشت درجاتی از پریشانی روانی گسترده در جامعه شکل بگیرد و در برخی موارد نیز ترومای جمعی ایجاد شود.
ایسنا: عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه خواب یکی از نخستین عرصههای بروز فشار روانی در بحرانهاست، گفت: وقتی مردم میگویند «شبها خواب جنگ میبینیم»، این یک واکنش حاشیهای نیست، بلکه نشانهای مهم از فشار روانی جمعی است. تجربه بحرانهای جنگی در کشورهای مختلف نیز نشان داده که کابوس و اختلالات خواب در چنین شرایطی بسیار شایع هستند و گاهی حتی ماهها ادامه پیدا میکنند.

دکتر علی ثاقبی با اشاره به اینکه ترومای فردی معمولا به آسیبی روانی گفته میشود که یک فرد پس از تجربه یا مواجهه با یک رویداد تهدیدکننده، هولناک یا بسیار تکاندهنده دچار آن میشود، اظهار کرد: اما ترومای جمعی فقط جمع چند ترومای فردی نیست. ترومای جمعی زمانی شکل میگیرد که یک جامعه، یک گروه بزرگ یا یک ملت، همزمان در معرض تهدید، فقدان، ناامنی، تصاویر هولناک، بیثباتی و احساس ناتوانی قرار میگیرد و اثر این تجربه فقط در روان افراد باقی نمیماند، بلکه وارد حافظه، روایت و فضای روانی مشترک جامعه میشود.
وی در خصوص مهمترین تفاوت ترومای فردی و جمعی، تصریح کرد: در ترومای فردی، کانون آسیب بیشتر روان و بدن یک فرد است، اما در ترومای جمعی، علاوه بر افراد، بافت اجتماعی نیز آسیب میبیند؛ یعنی اعتماد عمومی، حس امنیت، شبکههای حمایتی و حتی نگاه مردم به آینده نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
احتمال بروز ترومای جمعی باتوجه به شرایط جنگی
عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به شرایط جنگی و تهدیدهای ممتدی که مردم در روزها و هفتههای اخیر تجربه کردهاند، گفت: در چنین وضعیتی میتوان انتظار داشت درجاتی از پریشانی روانی گسترده در جامعه شکل بگیرد و در برخی موارد نیز ترومای جمعی ایجاد شود. البته این به معنای ابتلای همه افراد به اختلال روانپزشکی نیست. بسیاری از افراد در بحرانها اضطراب، غم، خشم، خستگی، بیخوابی و احساس ناامنی را تجربه میکنند، اما تنها بخشی از آنها ممکن است به مشکلات پایدارتر دچار شوند.
وی افزود: از این رو، آنچه در کوتاهمدت بیشتر انتظار میرود، موجی از بیخوابی، نگرانی، گوشبهزنگی، خستگی روانی و احساس ناامنی است، نه لزوما بیماری روانی در همه افراد.
ترومای جمعی چگونه میتواند در یک جامعه شکل بگیرد؟
ثاقبی در پاسخ به اینکه جامعه چگونه میتواند دچار این نوع تروما شود، بیان کرد: آسیب دیدن جامعه تنها به وقوع مستقیم جنگ یا خشونت محدود نمیشود؛ ترومای جمعی میتواند از مسیرهای متعددی شکل بگیرد. این آسیب میتواند از تجربه مستقیم مرگ، جراحت، آوارگی و از دست دادن خانه و شغل تا مواجهه مداوم با اخبار تهدیدآمیز، تصاویر دلخراش، صدای انفجار و هشدارها پدید آید. از سوی دیگر، بههمخوردن ریتم زندگی، نگرانی برای عزیزان، بیثباتی اقتصادی و احساس نااطمینانی مزمن نیز میتوانند از عوامل اصلی این آسیب باشند.
وی خاطرنشان کرد: نکته مهم این است که ترومای جمعی فقط محصول یک حادثه نیست، بلکه به نحوه پاسخ جامعه، نهادها، رسانهها و نظام اطلاعرسانی نیز بستگی دارد. وقتی خبررسانی نامنظم و هیجانی باشد، شایعه جای خبر معتبر را بگیرد، خدمات مختل شوند یا اعتماد عمومی آسیب ببیند، این وضعیت میتواند رنج روانی را تشدید و طولانیتر کند.
این روانپزشک افزود: از سوی دیگر، رخدادهای جمعی از راه گفتوگو، بازنشر و در معرض قرار گرفتن مکرر نیز گسترش پیدا میکنند. به همین دلیل، حتی کسانی که مستقیما در مرکز حادثه نبودهاند هم ممکن است از نظر روانی بهشدت تحت تأثیر قرار بگیرند.
ثاقبی با بیان اینکه این فرآیند همیشه فقط به فرسودگی ختم نمیشود، تصریح کرد: گاهی در کنار رنج، همبستگی، حمایت متقابل و پیوندهای انسانی نیز تقویت میشوند. یعنی جامعه ممکن است همزمان هم آسیب ببیند و هم برای ترمیم خود، ظرفیتهایی را فعال کند.
وی با تأکید بر اینکه خواب، یکی از نخستین عرصههای بروز فشار روانی در بحرانهاست، اظهار کرد: در وضعیت تهدید، مغز وارد حالت آمادهباش میشود؛ به این معنا که حتی در تختخواب نیز سیستم هشدار ذهنی خاموش نمیشود. این وضعیت میتواند منجر به دشواری در بهخوابرفتن، بیداریهای مکرر، خواب سبک و کوتاه، و تجربه کابوسهایی مربوط به جنگ، فرار یا انفجار شود.
عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: وقتی مردم میگویند «شبها خواب جنگ میبینیم»، این یک واکنش حاشیهای نیست، بلکه نشانهای مهم از فشار روانی جمعی است. تجربه بحرانهای جنگی در کشورهای مختلف نیز نشان داده است که کابوس و اختلالات خواب در چنین شرایطی بسیار شایع هستند و گاهی حتی ماهها ادامه پیدا میکنند.
عوامل روانشناختی و محیطی ترومای جمعی
ثاقبی درباره عوامل روانشناختی و محیطی این پدیده گفت: در این زمینه، حالت گوشبهزنگی و آمادهباش مداوم، بازگشت خاطرات و تصاویر هیجانی در خواب و نیز ترس از خواب از عوامل مهم به شمار میروند. ترس از خواب به این معناست که فرد برای فرار از کابوس، خوابیدن را به تعویق میاندازد و همین مسئله بیخوابی را تشدید میکند.
وی همچنین عواملی مانند سر و صدا، ناامنی محیط، ازدحام و نداشتن حریم کافی را از دیگر عوامل مختلکننده خواب برشمرد و تأکید کرد: اگر بیخوابی یا کابوسها شدید، طولانی یا ناتوانکننده شوند، نباید صرفا به تحمل آنها بسنده کرد؛ چرا که این علائم قابل درمان هستند.
نشانههای ترومای جمعی فقط در محیطهای درمانی دیده نمیشود
این روانپزشک در خصوص نشانههای ترومای جمعی بیان کرد: نشانههای ترومای جمعی تنها در محیطهای درمانی دیده نمیشود، بلکه در زندگی روزمره و فضای کلی جامعه نیز قابل مشاهده است. در سطح فردی، اضطراب، بیخوابی، تحریکپذیری، خستگی، کاهش تمرکز، احساس ناامنی، ناتوانی در برنامهریزی برای آینده و درگیری افراطی ذهن با اخبار از نشانههای شایع هستند.
ترومای جمعی در کودکان چگونه بروز پیدا میکند؟
ثاقبی افزود: در برخی افراد، کنارهگیری اجتماعی یا بیحسی هیجانی و برعکس، وحشت یا برانگیختگی شدید نیز دیده میشود. در کودکان نیز نشانههایی مانند کابوس، مشکلات خواب، چسبندگی به والدین، بازآفرینی حادثه در بازی، تحریکپذیری و مشکلات تمرکز اهمیت دارد.
وی بیان کرد: در سطح اجتماعی، ترومای جمعی میتواند به شکل کاهش اعتماد عمومی، تضعیف شبکههای حمایتی، افزایش تنش و تعارض، فرسودگی جمعی، افت عملکرد در کار و آموزش و کاهش ظرفیت گفتوگوی آرام بروز پیدا کند. در چنین شرایطی، جامعه ممکن است حساستر، خستهتر، بدبینتر و واکنشیتر شود.
وجود همزمان رنج و همبستگی تناقضی ندارد
عضو هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه وجود همزمان رنج و همبستگی تناقضی ندارد، یادآور شد: در برخی موارد، در کنار اضطراب و فرسودگی، همدلی، کمک متقابل و شکلگیری پیوندهایی تازه نیز دیده میشود. بنابراین نشانههای ترومای جمعی فقط بیانگر آسیب نیستند، بلکه گاهی نشاندهنده تلاش جامعه برای ترمیم خود نیز هستند.
ثاقبی با بیان اینکه مقابله با ترومای جمعی فقط بر عهده فرد نیست و نیازمند رویکردی چندلایه است، خاطرنشان کرد: اگر تنها به درمان فردی توجه شود، اما امنیت، معیشت، اطلاعات معتبر و شبکههای حمایتی دچار اختلال باشند، رنج روانی مزمنتر خواهد شد. از سوی دیگر، اگر فقط پیامهای همدلانه ارائه شود اما افراد به خدمات تخصصی دسترسی نداشته باشند، باز هم مشکل بهطور کامل حل نمیشود.
وی اضافه کرد: در سطح فردی، مصرف اخبار باید محدود و زمانبندیشده باشد، روتین خواب و بیداری تا حد امکان حفظ شود، افراد از انزوای کامل پرهیز کنند، با افراد امن در ارتباط بمانند و برای آرامسازی به الکل یا مواد پناه نبرند. در صورت تداوم علائمی مانند بیخوابی، کابوس، اضطراب شدید یا افت عملکرد بیش از چند هفته، مراجعه به متخصص سلامت روان ضروری است.
این روانپزشک با اشاره به نقش خانواده در مقابله با ترومای جمعی، توصیه کرد: در سطح خانواده، داشتن روتینهای قابل پیشبینی، بهویژه پیش از خواب، اهمیت زیادی دارد. برای کودکان باید متناسب با سنشان توضیح داده شود، از گفتوگوهای سنگین پیش از خواب پرهیز شود و فرصتهایی برای بازی، آرامسازی و ارتباط عاطفی فراهم شود.
راهکارهای مقابله با ترومای جمعی
این روانپزشک در ادامه به بیان راهکارهای مقابله با ترومای جمعی در سطح جامعه پرداخت و عنوان کرد: در سطح جامعه، تقویت حمایت همیارانه، حفظ پیوندهای انسانی، برگزاری فعالیتهای جمعی کمهزینه و آیینهای سوگواری و معناپردازی میتواند احساس تنهایی و درماندگی را کاهش دهد. همچنین باید از بازفعالسازی مداوم اضطراب از طریق اخبار و شبکههای اجتماعی پرهیز کرد.
ثاقبی اضافه کرد: در سطح نظام سلامت و سیاستگذاری نیز ارائه اطلاعات روشن، منظم و غیرهیجانی، افزایش دسترسی به خدمات سلامت روان، آموزش نیروهای خط مقدم برای حمایت اولیه روانی و تبدیل سلامت روان به بخشی از پاسخ عمومی به بحران ضروری است.
وی خاطرنشان کرد: ترومای جمعی زخمی است که فقط در روان یک فرد باقی نمیماند، بلکه به حافظه، اعتماد، معنا و فضای روانی ـ اجتماعی یک جامعه نیز وارد میشود. در شرایط جنگی، تجربه اضطراب، بیخوابی، کابوس، گوشبهزنگی و احساس ناامنی طبیعی است. آنچه در این خصوص اهمیت دارد، این است که این واکنشها نه بیش از حد بیماریسازی شوند و نه بیاهمیت تلقی شوند.
عضو هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تصریح کرد: اگر پاسخ جامعه و نهادها در این خصوص تروماآگاه، مسئولانه و چندلایه باشد، میتوان از مزمن شدن این رنج جلوگیری کرد. با اطلاعرسانی سالم، حفظ پیوندهای انسانی، مراقبت از خواب و روتین، حمایت خانوادگی و اجتماعی و دسترسی به خدمات تخصصی، میتوان کمک کرد که این رنج طبیعی به زخمی ماندگارتر تبدیل نشود.
ارسال نظر