۱۵۹۴۸۶۱
۴۰۴
۴۰۴
پ

مثلث عاطفی یلدا، حاج ابراهیم و اسماعیل پیچیده‌تر شد!

قسمت هفتم «بدنام» نقطه عطفی برای سریالی است که حالا دیگر فقط یک ملودرام عاشقانه نیست؛ بلکه روایتی پیچیده از قدرت، وابستگی، پول و میل است.

برترین‌ها: قسمت هفتم «بدنام» نقطه عطفی برای سریالی است که حالا دیگر فقط یک ملودرام عاشقانه نیست؛ بلکه روایتی پیچیده از قدرت، وابستگی، پول و میل است.

سریال+بدنام (2)

بهرام رضایی منتقد سینما در خصوص سریال «بدنام» در یادداشتی نوشت:  در قسمت هفتم بدنام، عماد تازه می‌فهمد که دقیقا در حال از دست دادن چه چیزی است. بی‌اعتنایی‌های یلدا، جواب ندادن تماس‌ها، رفتن ناگهانی‌اش از شرکت، همه و همه شوکی را به عماد وارد کرده که خودش هم ظاهراً هنوز نمی‌خواهد آن را باور کند. او همچنان تلاش می‌کند خونسرد به نظر برسد، اما رفتارهایش نشان می‌دهد که برای اولین‌بار احساس کرده کنترل اوضاع از دستش خارج شده است.

چه اپیزودی شود، اپیزود هشتم!

به هر حال پایان این قسمت به‌شدت غافلگیرکننده بود؛ پایانی که عملاً مخاطب را پرتاب می‌کند به دلِ انتظار برای قسمت هشتم. حالا همه چیز این ماجرا به یک مو بند است. از اینجا به بعد دیگر فقط با یک ملودرام عاشقانه طرف نیستیم؛ حالا مسئله قدرت، پول، وابستگی، معامله و میل، همگی در هم تنیده شده‌اند و مرز میان عشق و هر چیز دیگری خیلی باریک شده است! 

تا اینجای کار، عماد تصور می‌کرد همه‌چیز را تحت کنترل دارد و سوار بر اسب مراد است؛ رابطه‌اش با یلدا را طوری که دوست داشته تغییر داده؛ معادلات مالی و کاری اطرافش را هم برده به سمت تنظیم یک معامله رویایی. اما سرکنگبین آقا عماد صفرا فزود و حالا این یلداست که آرام‌آرام از جهان عماد فاصله می‌گیرد و حتی به شکلی نمادین، از دنیایی که او برایش ساخته بود خارج می‌شود. سکوت‌هایش، ناپدید شدنش و حتی نوع مواجهه‌اش با حاج ابراهیم، همگی نشان می‌دهند که دیگر آن دختر منفعل ابتدای داستان نیست.

در واقع یلدا حالا به شخصیتی تبدیل شده که می‌تواند مردان قدرتمند داستان را به بازی بگیرد. هم حاج ابراهیم را و هم عماد را. او دیگر صرفاً موضوع و سوژه خواسته‌های مردانه نیست، او خودِ شر است که از منتهی‌الیه خِیر زایمان شده است. شخصیتی که می‌تواند قواعد بازی را تغییر دهد و کن‌فیکون کند. این همان چیزی است که سریال را جذاب‌تر کرده؛ اینکه زن داستان، حالا صرفاً واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه خودش تبدیل به عامل پیش‌برنده اتفاقات شده است.

آقای عماد، روزهای بدتری هم در راه است

با این حال، در نگاه عماد هنوز می‌شود آن وابستگی عاطفی به یلدا را دید. همین وابستگی است که معامله‌اش با حاج ابراهیم را پیچیده‌تر و حتی تراژیک‌ می‌کند. عماد از یک‌سو وسوسه پول و قدرت را دارد و از سوی دیگر هنوز نمی‌تواند نسبت به یلدا بی‌تفاوت باشد. این تناقض، شخصیت او را انسانی‌تر کرده است.

جهان «بدنام» جهانی است که در آن احساسات، خیلی راحت تبدیل به ابزار معامله می‌شوند و روابط انسانی دائماً زیر سایه قدرت تعریف می‌شوند. اما مگر این قصه همه ما نیست؟ کداممان می‌توانیم ادعا کنیم که چنین چیزهایی را در سطوحی دیگر تجربه نکرده‌ایم؟

سریال+بدنام (1)

چه تراژدی غمباری شود قصه اسماعیل و ابراهیم

از طرف دیگر، ماجرای بین حاج ابراهیم، اسماعیل و یلدا هم روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. حالا اسماعیل قرار است برای یلدا از پدرش پول قرض کند، در حالی که حاج ابراهیم رسماً از یلدا خواستگاری کرده است. این وضعیت، یک مثلث عاطفی عجیب ساخته که فقط خدا عاقبتش را به خیر کند!

شاید یکی از جذابیت‌های اصلی داستان دقیقاً همین بلاتکلیفی است. اینکه سریال مشتش را برای بیننده باز نمی‌کند. انگار سلول به سلول سریال زنده است، همه چیز مثل یک دومینو به هم وابسته و برهم تاثیرگذار است.

گاهی از ملودرام بِکاه و به مافیا بپرداز

در میان تمام این اتفاقات، یکی از نکات قابل‌توجه قسمت هفتم، شیوه پرداختن سریال به قرارداد میان حاج ابراهیم و عماد بود. حدود ده یا یازده دقیقه ابتدایی اپیزود، با حوصله صرف توضیح این معامله شد؛ تصمیمی که اتفاقاً کاملاً درست به نظر می‌رسد. چون مخاطب نیاز دارد بفهمد دقیقاً چه چیزی در این قرارداد وجود دارد که عماد حاضر شده به خاطرش از رابطه‌اش با یلدا چشم‌پوشی کند و عملاً او را به سمت حاج ابراهیم هل بدهد.

زین‌پس احتمالاً شخصیت عماد باورپذیرتر و حتی همدلانه‌تر خواهد شد. بیننده انگیزه عماد را متوجه شده، پس تصمیمات او را بیشتر درک خواهد کرد.

انگیزه‌های عاطفی حاج ابراهیم از کجا می‌آید؟

اتفاقاً همین مسئله درباره اسماعیل و حتی حاج ابراهیم هم صدق می‌کند. سریال برای اینکه شخصیت‌هایش چندلایه‌تر شوند، نیاز دارد انگیزه‌های آن‌ها را هم عمیق‌تر نشان بدهد. به‌خصوص درباره حاج ابراهیم. او فعلاً بیشتر به‌عنوان مردی قدرتمند تصویر شده که تمایل زیادی به یلدا دارد، اما این برای کامل شدن شخصیتش کافی نیست. مخاطب باید بفهمد چرا این آدم، با آن همه قدرت و ثروت، تا این اندازه درگیر یلدا شده است. چه چیزی در وجود او هست که حاج ابراهیم را تا این حد وسوسه می‌کند؟ ما باید چیزهای بیشتر و دقیق‌تری از او بدانیم، این‌گونه ابراهیم از اتهام شباهت به پدرِ پیرپسر هم تبرئه می‌شود.

سریال+بدنام

البته که به نظر می‌رسد «بدنام» دقیقاً وارد همین مسیر شده؛ مسیری که در آن شخصیت‌ها دیگر صرفاً تیپ‌های آشنا نیستند و آرام‌آرام به آدم‌های یونیک یک داستان منحصربه‌فرد تبدیل می‌شوند. اگر سریال بتواند این روند را حفظ کند، احتمالاً در قسمت‌های بعدی بیش از گذشته مخاطب را درگیر خودش خواهد کرد؛ مخصوصاً حالا که همه‌چیز در آستانه انفجار قرار گرفته و فقط خدای سریال بدنام می‌داند که چه‌ها خواهد شد.

حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!

سفارش محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج