۱۱ مشکل ذهنی مردان که به همسرانشان نمیگویند
مردان هنگام ابراز آسیبپذیری و بیان مشکلات روحی خود با انگ و انزوای زیادی روبرو میشوند.
همشهری آنلاین: مردان هنگام ابراز آسیبپذیری و بیان مشکلات روحی خود با انگ و انزوای زیادی روبرو میشوند. چه به دلیل عدم صراحت در دوستیهای مردانهشان باشد و چه به دلیل احساس ناتوانی در درخواست کمک. از سویی انتظاراتی که جامعه از آنها دارد، اغلب موجب شده تا مردها از بیان احساسات و تجربیات خود به دیگران رویگردان شوند.

این به انزوا رفتن و بیان نکردن مشکل اساسی که در درون خود دارد حتی در روابط عاشقانه نیز نمود دارد، بسیاری از مردان متاهل به دلیل این فشارها برای ارائه و محافظت بدون درخواست حمایت، با مسائل سختی روبرو میشوند که واقعاً در مورد آنها صحبت نمیکنند. و متأسفانه، پنهان کردن احساسات و مشکلاتشان میتواند علاوه بر مشکل در روابطشان، منجر به افزایش اضطراب و تنهایی نیز شود.
بسیاری از مردان متاهل با ۱۱ مسئله سختی روبرو هستند که واقعاً در مورد آنها صحبت نمیکنند.
۱. سلامت روان خودشان
بسیاری از مردان غمگین از صحبت در مورد سلامت روان خود در خانه امتناع میکنند.
چه تحت تأثیر وضعیت ازدواج باشد و چه نباشد، بسیاری از مردان متاهل هنوز در درخواست کمک و ابراز صریح در مورد سلامت روان خود مشکل دارند. به خصوص برای مردانی که در خانوادههایی بزرگ شدهاند که درخواست کمک به عنوان یک ضعف شخصیتی در نظر گرفته میشود. در روابطی که مدام یک کلمه کلیشه ای "قوی باش" گفته می شود، مرد از بیان آسیبپذیری خودش رویگردان میشود.
به خصوص تحت هنجارهای سنتی در روابط، حتی اعتراف به اینکه چیزی احساساتشان را جریحهدار میکند، میتواند نشانه ضعف در ذهن آنها باشد. آنها نمیخواهند بپذیرند که اعمال شخص دیگری بر آنها قدرت دارد، زیرا خودشان از جایگاه کنترل نادرست عمل میکنند.
۲. ناامیدیها و ناراحتیهای گذرا
به گفته روانشناس هریت لرنر، بسیاری از مردان خود را در حال اجتناب از درگیری و اتخاذ ذهنیت "ارزش جنگیدن ندارد" در خانه با شریک زندگی میبینند، حتی اگر این به مرور زمان باعث ایجاد کینه شود. هرچه چنین مردانی که اینگونه ناامیدیها و ناراحتی های گذرا دارند و مشکلات را بدون گفتگو تحمل می کنند، در آینده همه آن احساسات به صورت تجمعی در درونشان رشد می کند و همین موضوع جوری دیگر روان شان را به هم می ریزد.
به همین دلیل است مردانی که در بیان آشکار مشکلات خود مشکل دارند، از درون با آنها دست و پنجه نرم میکنند. همانطور که یک مطالعه از مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی توضیح میدهد، وقتی احساسات را سرکوب میکنید، فقط باعث استرس و آشفتگی بیشتر در درون خود میشوید، چه از نظر ذهنی، چه از نظر احساسی یا جسمی.
۳. میل به تنهایی
از بسیاری جهات، تعادل کلید یک ازدواج سالم است، یعنی ما هم به زمانی برای با هم بودن نیاز داریم هم به زمانی برای تنهایی. اما برقراری این مسئله در دوران ازدواج همیشه برای زوجین آسان نیست که وقتی زمان زیادی را با شریک زندگی خود گذراندهاند، درخواست زمانی برای تنها بودن کنند. گاهی این تنها بودن با دعوا اتفاق می افتد یا با ناراحتی به دست می آید که عملا تنهایی با کیفیتی نیست و تماما به خود خوری ذهنی می گذرد.
این تنهایی نیاز مردان است اما اغلب مردان این فضا را برای خود ایجاد نمی کنند و در روابط خود با آن دست و پنجه نرم می کنند زیرا نگران آسیب رساندن به احساسات شریک زندگی خود هستند. با این حال، اگر هر کس زمان بیشتری برای پرورش فردیت و رفاه شخصی خود داشته باشد، کل رابطه بهتر میشود. زنان باید درک کنند مردان به این تنهایی احتیاج دارد وگرنه به لحاظ روانی آسیب می بینند و باید سعی کنند این تنهایی و فاصله بدون تنش و ایجاد عذاب وجدان در طرف مقابل فراهم شود.
۴. اعتماد به حرفهای شریک زندگی
اعتماد کردن موضوع مهمی برای مردان است و مردی که با همسر خود در مورد موضوعاتی اختلاف نظر دارد، مدام با حس اعتماد خود در ارتباط با شریک زندگی اش در جنگ است. گاهی نمی داند که حرفای همسرش از روی صداقت است یا نیرنگ. این موضوع به ویژه در مورد مسائل مالی نمود بیشتری دارد و همین موضوع مشکلات ذهنی بیشماری برایش ایجاد می کند که در موردش نمی تواند حتی با اطرافیانش صحبت کند.
بسیاری از مردان یا در واقع بسیاری از شرکای عاشقانه، اعتماد صرف به سخنان کسی که دوستش دارند آنهم بدون هیچ عملی، را دشوار میدانند. به خصوص زمانی که هماهنگی در رابطه وجود ندارد، تحمل و احساس حمایت از زبان پر آب و تاب همسر و وعدههای گرمی که می دهد، میتواند ایجاد اعتماد را دشوار باشد. و همین چالش اساسی بسیاری از مردان است.
در حالی که گفته میشود ارتباط مثبت، سلامت رابطه را افزایش میدهد و شدت تعاملات منفی را کاهش میدهد، اگر یک شریک دائماً با بیاعتمادی و تردید در مورد شریک زندگی خود دست و پنجه نرم کند، میتواند به مرور زمان بین آنها شکاف ایجاد کند.
۵. ترس از جایگزین شدن
طبق مطالعهای از مجله روانشناسی اجتماعی تجربی آمریکا، احساس جایگزین شدن اغلب به طور منفی بر اعتماد تأثیر میگذارد، به خصوص برای زوج هایی که با عزت نفس پایین دست و پنجه نرم میکنند. بنابراین، برای مردانی که اغلب این حس جایگزین شدن را بیشتر در روابط عاشقانه تجربه میکنند، این یک مبارزه اساسی است با خودشان در ذهنشان است.
برای برخی، ممکن است یک مبارزه کاملاً درونی باشد که باعث نگرانی و استرس میشود. برای برخی دیگر، ممکن است سوخت پشت رفتارهای حسادتآمیز یا کنترلگرانه خاص باشد، حتی اگر کلماتی برای بیان آشفتگی درونی خود نداشته باشند.
۶. کمبود لمس و محبت فیزیکی
مردان برای پرورش یک رابطه عاشقانه سالم به سطحی از لمس و صمیمیت فیزیکی نیاز دارند. بنابراین، اگر یک گسست عاطفی بین زوجین وجود داشته باشد که مانع از تمایل شریک زندگی آنها به نزدیکی فیزیکی شود، مردان برای ابراز احساسات خود با مشکل مواجه خواهند شد و این از درون ذهن شان را آزار می دهد. در چنین رابطه ای هر کسی در نهایت با نیازهای برآورده نشدهای روبرو میشود که ذهنش را آزار می دهد.
۷. در دام یک تصویر غیرمنتظره گرفتار شدن
چه اشکال گمراهکننده مردانگی یک مرد باشد و چه مبارزات و روابط گذشته شریک زندگی اش، تصویرسازی او از خودش برای اینکه یک شریک کامل از هر لحاظ در زندگی دو نفره شان باشد مانند آنچه در فیلمها دیده می تواند آسیب های زیادی را به روانش بزند که برخی از مردان اینگونه اند. این طرز تفکر از کامل بودن و اینکه نمی تواند چنین باشد موجب می شود تا استرس و اضطراب زیادی را در ذهنش به وجود بیاورد و رنج زیادی در مورد برآورده کردن استانداردهای غیرواقعی متحمل شود.
زوجین باید بدانند نه تنها عنصر مقایسه به روابط آسیب میرساند و عزت نفس زوجین را تحت فشار قرار میدهد، بلکه موجب می شود آنها از یکدیگر رنجیده خاطر شوند. حتی اگر مردان آشکارا در مورد آن صحبت نکنند و حتی سعی در رسیدن به آن استاندارد نداشته باشند.
۸. فشار برای رقابت
در حالی که رقابت به بخشی طبیعی از فرهنگ ما تبدیل شده و باعث انواع آشفتگیهای درونی و فشارهای رابطهای میشود، بسیاری از مردان فشار بیشتری را برای رقابت با دیگران احساس میکنند. در حالی که برنده شدن به تنهایی ممکن است یکی از هنجارهای مردانه کمضرر باشد. همانطور که یک مطالعه از مجله آمریکایی سلامت مردان نشان میدهد، اما همچنان میتواند باعث ایجاد فشار بین شرکا شود، زیرا حسادت یا رفتارهای معاملهگرایانه را در خانه برمیانگیزد. بنابراین، حتی زمانی که همسرشان آنها را با استانداردها و افراد غیرواقعی مقایسه نکند، این مرد ممکن است همچنان با تمایلات خود برای رقابت، گاهی اوقات به صورت ناخودآگاه در ذهنش با آن دست و پنجه نرم کند.
۹. فشار برای تأمین
مردی که با فشار برای تأمین معاش در حال بررسی صورتحسابها است، در ذهنش مدام با خود در جنگ است.
مسائل مالی و استرس مالی اغلب نقشهای بسیار تأثیرگذاری در انواع روابط ایفا میکنند و بسیاری از زوج ها اغلب متوجه میشوند که ارتباط آنها هنگام وجود فشار مالی بدتر میشود.
بنابراین، برای مردانی که تحت فشارند و هویت «تأمینکنندگی» دارند، مواجهه با فشار مالی ممکن است علاوه بر عدم صراحت و ارتباط با شریک زندگی، آنها را تحت فشار ذهنی قرار دهد. آنها در نهایت با احساسات درونی بیکفایتی و همچنین انزوا دست و پنجه نرم می کنند در حالیکه در همان زمان بیشتر دلشان بیشترین همکاری و درک شدن را از سوی همسر می خواهد.
۱۰. نگه داشتن احساسات
علاوه بر اجتناب از درگیریها، بسیاری از مردان با هنجارهای غیرواقعی مردانگی مانند نگه داشتن احساسات خود مواجه هستند. به آنها گفته میشود که قوی بودن به معنای گریه نکردن و فرو خوردن احساسات پیچیده در درونشان است اما این گریه نکردن اغلب با خشم جایگزین میشود البته به قیمت از دست دادن اطرافیان.
آنها تمام این احساسات و عواطف را سرکوب میکنند و سعی در مدیریت پنهان آن نیز دارند. متاسفانه آنها انرژی بیشتری را صرف پنهان کردن انگیزههایی میکنند که به طور طبیعی و ذاتی باید با صدای بلند بیان شود.
۱۱. تنش انباشته شده
رنجش و تنش در یک رابطه معمولاً زمانی افزایش مییابد که شرکا احساسات خود را پنهان و سرکوب میکنند. اغلب مردانی که سعی در حفظ نسخهای سمی از قدرت دارند، به روشهایی فوقالعاده ناسالم رنج خود را در درون مدیریت می کنند. طنز و شوخیهای رکیک به وسیله اصلی آنها برای رهایی از تنش تبدیل میشود. آنها حتی مسائل اصلی که باید به آنها پرداخته شود را نادیده میگیرند.
مردها در مورد تنش ها و رنج های خود حرف نمی زنند و از روشهای سطحی برای اجتناب و دور کردن خود از آن رنج استفاده میکنند که اغلب بی فایده است.
ارسال نظر