پشتپرده مصاحبه اخیر جیدی ونس چه خبر است؟
جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶، برابر با ۲۳ تیر ۱۴۰۵ مصاحبه مفصل و بسیار پرمطلبی با جوروگان، پادکستر معروف آمریکایی برای حدود سه ساعت داشت.
دکتر سید محمدکاظم سجادپور در روزنامه اطلاعات نوشت: جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶، برابر با ۲۳ تیر ۱۴۰۵ مصاحبه مفصل و بسیار پرمطلبی با جوروگان، پادکستر معروف آمریکایی برای حدود سه ساعت داشت.

در این مصاحبه بسیار طولانی، ونس از جزئیات تنشهای درونی آمریکا در مورد کشمکش و جنگ با ایران پرده برداشت و منظومه و مجموعهای از کنشگران آمریکایی و اسرائیلی را جانبدار تنش بیپایان با ایران و شیوه برخورد نظامی پایدار با کشور عزیز ما دانست. مخصوصاً از مایکپنس، معاون رئیسجمهور در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ نام برد. مصاحبه او روشنکننده تنشهای چندلایهای است که در مورد تجاوز آمریکا علیه ایران در محافل سیاسی واشنگتن در جریان میباشد.
چگونه میتوان این مصاحبه طولانی که بخش قابل توجهی از آن به مثلث آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران تعلق گرفته را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید «ونس و جایگاه او در سیاست آمریکا»، سپس «عمدهترین نکات مطرح شده توسط او در مورد مثلث منازعه آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران» و سرانجام «معناشناسی استراتژیک گفتمان او» را مورد توجه قرار داد.
اما قبل از ورود به مباحث مزبور سه نکته مقدماتی نیاز به توضیح دارد. اول آنکه پادکستها در سیاست آمریکا و در فضای رسانههای اجتماعی نوین، نقش بسیار اساسی دارند و افرادی که این پادکستها را اداره میکنند، از مؤثرترین شکلدهندگان به افکار عمومی میباشند. در میان این پادکسترها، جوروگان جایگاه ویژهای دارد؛ برخی، از حدود ۲۰۰ میلیون مراجعه کننده به پادکستهای جوروگان سخن میگویند. نکته دوم آنکه سیاست در گوشه و کنار جهان برآیند ساختارها، شخصیتها و گفتمانها میباشد؛ درخصوص ایالات متحده نیز چنین است و لذا با توجه به ساختارها، نقش افراد و گفتمانهای آنها حائز اهمیت میباشد. نکته سوم آنکه در آمریکا سیاست داخلی بسیار پرتنش و بیش از هر زمان دیگر دو قطبی شده است. توجه به این نکات در درک جایگاه و حرفهای ونس در مورد تنش با ایران، کمک کننده است.
اما ونس که پنجاهمین معاون رئیس جمهور آمریکا قلمداد میشود بسیار جوان و با بیش از ۴۰ سال سن، بیتردید صرفاً به حفظ شغل فعلی خود توجه ندارد، بلکه خود را رئیس جمهور آینده آمریکا میبیند. ونس، یکی از جاهطلبترین شخصیتهای سیاسی آمریکا، اما با یک زندگی خاص است. او سرگذشت خود را در کتابی با نام محلّی که در آن بزرگ شده، یعنی هیلبلیالگی منتشر کرده و از رهگذر انتشار آن کتاب پرفروش و فیلمی که براساس آن ساخته شده، ثروت قابل توجهی را به دست آورده است. او فرزند طلاق است و کودکی سختی داشته و در عنفوان جوانی به ارتش آمریکا پیوست و به عراق اعزام شد. تجربه نظامی عراق بر او اثر جدی گذاشته و دیدگاه او در مورد نسبت بکارگیری قدرت نظامی برای تغییرات سیاسی را تحت تأثیر قرار داده است.
ونس رشته حقوق خوانده، مدتی در کارهای حقوقی بوده و نهایتاً از ایالت اوهایو به مجلس سنا راه یافته و از آن رهگذر به معاونت ترامپ رسیده است. او از نظر مذهبی نیز مسیری خاص داشته و از پروتستان به بیخدایی و نهایتاً به کاتولیسم روی آورده و اخیراً کتاب دوم خود در مورد پیوستن به کاتولیک را منتشر ساخته است.اما مهمتر از همه، او سخنگوی جناح خاصی از حزب محافظهکار است که به «آمریکا اول» معروفند و مخالف ورود آمریکا به جنگهای بیپایان بوده و در درون حزب جمهوریخواه، در مقابل جناح نومحافظهکار قرار میگیرند که در پی تغییر رژیم در کشورهای مخالف آمریکا میباشند.
در مصاحبه سه ساعته با جوروگان، تقریباً از هر دری سخن گفته شده ولی هیچکدام از آنها بدون حساب و کتاب نیست؛ از مسائل مهاجرت، کارگری، مناسبات اجتماعی و طیفهای درونی حزب جمهوریخواه گرفته تا مباحث سیاست خارجی و البته جنگ با ایران.
تجاوز آمریکا علیه ایران و نقش اسرائیل، بخش قابل ملاحظه و نسبتاً طولانی از این پادکست است. چند نکته مهم که از این بخش در خور عنایت میباشند بدین قرارند.
اول، ونس سعی میکند که از تجاوز ترامپ به ایران دفاع کرده ولی آن را در قالب جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای توجیه کند. دوم، ونس به حملات سازمان یافته جناح تندروها در حزب جمهوریخواه که از آنها با عنوان بازها یاد میکند علیه شخص او، مذاکره با ایران و امضای یادداشت تفاهم پرده برمیدارد و از هزینههای هنگفتی که علیه مذاکره با ایران و لزوم تداوم تنش نظامی بین ایران و آمریکا میشود سخن میگوید؛ همچنین از بکارگیری فضای رسانههای اجتماعی در این کارزار پرتنش صحبت میکند.
نکته سوم نیز از همه مهمتر نقش عناصری در دولت اسرائیل در این چارچوب را برجسته میداند. بحث او در مورد اسرائیل مبسوط و از نگاه «آمریکا اول» صورت بندی شده است. او در عین اینکه اسرائیل را متحد آمریکا میداند، از لزوم توجه به منافع آمریکا و پیگیری آن سخن میگوید و از صحبتهای او روشن میشود که منافع آمریکا و اسرائیل الزاماً یکسان نیست. افول حمایت از اسرائیل در افکار عمومی آمریکا از محورهای قابل اعتنا در این مصاحبه میباشد. در یک کلام، مذاکره را در منفعت آمریکا توصیف کرده و جنگ و تنش بیپایان نظامی بین ایران و آمریکا را خواست اسرائیل و جناح تندرو حزب جمهوریخواه معرفی میکند.
زمان، محتوا و نحوه بیان ونس در این مصاحبه، از بار راهبردی برخوردار بوده و معنای آن این است که اولاً از نظر سیاست داخلی، مبارزه انتخاباتی ۲۰۲۸ نقداً شروع شده و در درون حزب جمهوریخواه، دو کاندیدای مطرح یعنی شخص ونس و روبیو وزیر خارجه میباشند و سرنوشت آنها به پرونده تنش با ایران گره خورده است.
دوم آنکه دو دستور کار مختلف که از دو خواستگاه ایدئولوژیک متفاوت برخاسته، در رابطه با ایران، تنش بین ونس و روبیو را شکل میدهد. پایان تنش از طریق مذاکره، ونس را بالا میبرد و ادامه تنش نظامی، روبیو را از حمایت جناحهای تند طرفدار اسرائیل برخوردار میکند.
سوم آنکه، شمشیر از رو بستن در مقابل جناحهای جنگطلب و خواستار تداوم تنش نظامی، موضوع اسرائیل و مناسبات تلآویو و واشنگتن را در محور گفتمانهای انتخاباتی ۲۰۲۸ قرار خواهد داد.
به نظر میرسد رژیم صهیونیستی مانند گذشته نمیتواند کار خود را در افکار عمومی جلو ببرد. از این جهت زاویهای که ونس گرفته، در خور توجه میباشد.اما فراتر آنچه بر همه این کنش و واکنشها فائق میآید، به لطف و فضل الهی، مقاومت و درایت مردم و مسئولین ایران است. چگونگی مدیریت این تنشهای چندلایه، خود موضوعی جدی و در خور بحث مستقل دیگری است .
ارسال نظر