۱۶۰۶۳۰۰
۰
۰
پ

آخرین تماس همایون قبل از شهادت؛ مادر، آمریکا زد

حمله بامداد ۲۶ تیر به جنوب کشور، تنها سازه‌ها و راه‌های ارتباطی را ویران نکرد؛ برای برخی خانواده‌ها، این شب به نقطه‌ای تبدیل شد که زندگی را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد. همایون و مازیار چترزرین، دو برادر هرمزگانی که هر دو تحت پوشش بهزیستی بودند، در حالی که برای ساعتی گردش از خانه خارج شده بودند، در جریان این حمله جان باختند. برادرشان اکنون از آخرین تماس تلفنی همایون و لحظه‌ای می‌گوید که مادری، برای همیشه پشت خط بی‌پاسخ ماند.

خبرآنلاین: بامداد ۲۶ تیر، حمله آمریکا به جنوب ایران، جان دو برادر هرمزگانی را گرفت؛ دو برادری که خانواده می‌گویند هیچ نسبتی با میدان نبرد نداشتند و تنها برای ساعتی از خانه خارج شده بودند.

6448543

حسن چترزرین، برادر همایون و مازیار می‌گوید همایون ۳۲ سال داشت و پس از یک سانحه رانندگی در سال ۱۳۹۵ بینایی یکی از چشم‌هایش را از دست داده بود. مازیار، برادر ۱۱ ساله خانواده نیز از بدو تولد دچار مشکل بینایی بود و هر دو تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار داشتند.

او می‌گوید وابستگی این دو برادر به یکدیگر مثال‌زدنی بود؛ همایون از کودکی مسئولیت مراقبت از مازیار را بر عهده داشت و در کنار تأمین معاش خانواده، بیشتر کارهای برادر کوچک‌ترش را نیز انجام می‌داد.

به گفته حسن چترزرین، شب حادثه مازیار از همایون خواست تا برای گردش به آب‌گرم روستا بروند. ساعتی بعد، نخستین انفجار رخ داد و موج آن مردم را هراسان به خیابان‌ها کشاند.

به گفته او، آخرین تماس همایون با خانواده درست پس از انفجار اول برقرار شد. «بعد از انفجار اول، همایون با مادرم تماس گرفت و گفت: "مادر، شما کجایید؟ آمریکا زد." همان لحظه انفجار دوم رخ داد، برق قطع شد و ارتباط تلفنی هم از بین رفت. مادرم مدام شماره همایون را می‌گرفت، اما تماس برقرار نمی‌شد. چند دقیقه بعد که تماس وصل شد، دیگر همایون زنده نبود که پاسخ مادرم را بدهد.»

6448541

آخرین تماس همایون قبل از شهادت؛ «مادر، آمریکا زد...» / چند دقیقه بعد دیگر کسی پاسخ تلفن را نداد

برادر این دو شهید می‌گوید پس از شنیدن خبر اصابت به پل روستا، همراه خانواده به محل حادثه رفتند. شعله‌های آتش و احتمال وقوع انفجارهای بعدی باعث شده بود کسی جرئت نزدیک شدن به خودروهای سقوط‌کرده را نداشته باشد، اما او با یک چراغ‌قوه خود را به خودروی برادرش رساند.

او می‌گوید نخستین کسی بوده که پیکر همایون و مازیار را دیده است؛ «صورت‌هایشان سالم بود، اما ترکش‌ها به سر، دست و پاهایشان اصابت کرده بود. انگار فقط خوابیده بودند.»

همایون با مستمری بهزیستی و مسافرکشی، هزینه زندگی خانواده را تأمین می‌کرد و نان‌آور اصلی خانه بود. مازیار نیز آرزو داشت در آینده پلیس شود؛ آرزویی که هرگز فرصت تحقق پیدا نکرد.

حسن چترزرین می‌گوید خانواده هنوز از شوک این حادثه خارج نشده‌اند. به گفته او، مادرشان همچنان گاهی شماره همایون را می‌گیرد، خواهر کوچک‌ترشان مرگ دو برادر را باور نکرده و از شب حادثه در انزوای کامل به سر می‌برد. او در پایان ابراز امیدواری می‌کند که جنگ هرچه زودتر پایان یابد تا خانواده‌های دیگری داغدار عزیزانشان نشوند.

با سفارش پک تقویت موی اسپیرولینا، ریزش موهات رو ریشه ای درمان کن! تحت لیسانس آلمان

خرید محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج