معمای پیچیده گم شدن مرد جوان در مسیر خانه
پرونده قتل مرد جوان در حالی رسیدگی شد که تحقیقات برای پیدا کردن جسد او به جایی نرسیده و تنها متهم پرونده نیز همه چیز را انکار کرده است.
اعتمادآنلاین: پرونده قتل مرد جوان در حالی رسیدگی شد که تحقیقات برای پیدا کردن جسد او به جایی نرسیده و تنها متهم پرونده نیز همه چیز را انکار کرده است.

متهم پرونده صبح امروز پای میز محاکمه رفت و مدعی شد به خاطر فشارهایی که بر او وارد شده، به قتل اعتراف کرده، اما بیگناه است.
ماموران پلیس چند سال قبل با شکایت زنی در جریان گم شدن جوانی به نام محمود قرار گرفتند. مادر محمود گفت پسرش در حال برگشت به خانه ناپدید شد. بررسیهای ماموران برای پیدا کردن محمود راه به جایی نبرد تا اینکه خانواده محمود به پلیس گزارش دادند تلفن او روشن شده و در دست مردی غریبه است. برادر محمود به ماموران گفت: من از طریق یکی از دوستان محمود در جریان روشن شدن تلفن او قرار گرفتم و بعد خودم زنگ زدم. مردی پشت خط گفت تلفن را پیدا کرده است.
پلیس با ردزنیهایی که انجام داد موفق شد مردی را که تلفن همراه محمود در دست او بود، پیدا کند. متهم که یاسر نام دارد به همراه زنش بازداشت شد چرا که گفتههای آنها متناقض بود.
تحقیقات از این زوج مشخص کرد متهم اصلی پرونده یاسر است. او به قتل اعتراف کرد و گفت برای سرقت اموال مقتول این کار را کرده است.
متهم مدعی شد جسد را در پردیس رها کرده است، اما وقتی جسد پیدا نشد، منکر همه چیز شد. در نهایت با توجه به مدارک موجود در پرونده و صدور کیفرخواست، صبح امروز متهم در شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. در جلسه رسیدگی، مادر مقتول درخواست قصاص کرد. او گفت همچنان به خواسته خودش باقی است و گذشت نمیکند.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. وقتی قاضی از او پرسید آیا اتهام قتل عمد و سرقت را قبول دارد، گفت: این اتهام را قبول ندارم و با مقتول هم هیچ رفاقت و آشنایی یا دوستی نداشتم.
قاضی گفت: پس چرا به قتل اعتراف کردی؟
متهم جواب داد: هرچه اعتراف کردم دروغ است. من ۱۶ ماه در اداره آگاهی بودم و تحت فشار شدیدی قرار داشتم. بچههایم وضعیت خوبی نداشتند، چون زنم هم با من بازداشت بود. برای اینکه زنم آزاد شود، اعتراف کردم.
قاضی گفت: تو اعتراف کردی که محمود را به قتل رساندی. گفتهای او را در افسریه سوار کردی و به سمت گرمسار رفتی ودر راه حتی سیگار خریدی. آدرس دکه سیگارفروشی را هم دادی. علاوه بر موبایل که دست تو است کیف محمود هم در خانه تو پیدا شده است. در ماشینت خون پیدا شده که متعلق به تو نیست. البته خون خودت هم پیدا شده، اما خون فرد دیگری هم در ماشین بوده است. وقتی که دوست محمود تماس میگیرد و زن تو گوشی را جواب میدهد، زنت میگوید گوشی را در شهر دماوند پیدا کردهاید. حالا تو میگویی در گرمسار پیدا کردیم. بعد دوباره قتل را منکر شدی و گفتی جسد را در حالیکه حیوانات آن را خورده بودند، دیدهای. درباره این همه مدرک و تناقض چطور پاسخ میدهی؟
متهم گفت: من هیچ کاری نکردم. فقط گوشی را پیدا کردم. کیف و گوشی یکجا بود. آن را پیدا کردم و به خانه بردم. بعد یک نفر تماس گرفت و گفت صاحب خط ۳۳ روز است گم شده و من هم گفتم که به خانوادهاش بگویید گوشی پیش من است.
قاضی گفت: هر آنچه قبلا گفته بودی مورد تحقیقات میدانی پلیس قرار گرفته و همه مسیر درست بوده و شواهد نشان میدهد تو آن مسیر را رفتهای.
متهم گفت: من آن مسیر را رفتم ولی قتلی مرتکب نشدم. فقط کنار یک آتشنشانی گوشی را پیدا کردم. چیز دیگری نمیدانم.
یاسر درباره خونی که پیدا شده است هم گفت: من قبلا دعوا کرده بودم. خونی که پیدا شده شاید مال کسی است که قبلا با او درگیر شده بودم. چون سابقهدار هستم، پلیس چنین اتهامی را به من وارد کرده است.
سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من مدتهای طولانی در اختیار اداره آگاهی بود. ۱۶ ماه زمان کمی نیست. ماموران هم به شکل کلاسیک تحقیقات کردند و مدارکی که میتواند علیه موکل من باشد جمعآوری کردند، اما مدارکی را که بی گناهی او را ثابت میکند، بررسی نکردند. بازپرس هم سعی در جمع کردن هرچه سریعتر پرونده داشت. جسدی هم پیدا نشده است پس موکل من باید تبرئه شود.
قاضی گفت: همه مدارک در پرونده موجود است. ماموران پلیس دو بار مسیری را که موکل شما اعتراف کرده رفته، عین به عین بررسی و شواهد را جمعآوری کردند. حتی درباره زمانبندی که موکل شما گفته تردید ایجاد کردند. نکته دیگر اینکه ردیابی موبایل را هم بررسی و اعلام کردند موبایل مقتول در یافت آباد آنتندهی داشته است. این مساله به نفع موکل شماست. اگر پلیس میخواست صرفا یک قاتل معرفی کند همان ابتدا از متهم اعتراف میگرفت و لازم نبود ۱۶ ماه تحقیق کند.
سپس وکیل متهم گفت: مقتول اعتیاد داشت، خودکشی کرده بود و چک داشت و اختلافات مالی هم داشت. شاید اوردوز کرده یا جایی خودش را مخفی کرده است.
در این هنگام مادر مقتول اعتراض کرد و گفت: من آخرین نفری بودم که با پسرم صحبت کردم. او در بازار مبلساز بود و بسیار فرد موفقی بود. اعتیاد هم نداشت جایی هم اگر میخواست برود به من میگفت. این حرفها دروغ است. اگر پسر من خودکشی کرده حتما باید پرونده پزشکی داشته باشد یا اینکه ردی از این خودکشی وجود داشته باشد. حتی اگر اعتیاد هم داشت باید کسی در این باره چیزی میگفت.
قاضی گفت: مدارک در پرونده نشان میدهد که پسر شما فردی سالم بوده و ادعای آقای وکیل در مقام دفاع در مدارک پرونده نیست. نگران نباشید ما همه چیز را بررسی میکنیم.
در پایان متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من اتهام را قبول ندارم. اگر من را قصاص کنید و بعد مقتول برگردد چه کسی پاسخگو است؟
قاضی گفت: مدارک بررسی میشود اگر حکم اشتباه بدهیم خودمان هم پاسخگو هستیم. اما یادت باشد که هیچ پاسخی برای وسایلی که از مرد گمشده پیش تو بوده است ندادی.
در پایان هیات قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
ارسال نظر