۱۶۱۳۱۰۱
۳ نظر
۱۷۴۳
۳ نظر
۱۷۴۳
پ

آقای قاضی! حکم طلاق را صادر کنید؛ زندگی لاکچری می‌خواهم

زوجی جوان با فاصله از هم روی نیمکت دادگاه خانواده نشسته بودند. مرد سرش را پایین انداخته بود و با انگشتانش حلقه ازدواجش را آرام می‌چرخاند. دقایقی بعد وارد شعبه دادگاه شدند و با فاصله چند صندلی از هم نشستند.

روزنامه ایران: زوجی جوان با فاصله از هم روی نیمکت دادگاه خانواده نشسته بودند. مرد سرش را پایین انداخته بود و با انگشتانش حلقه ازدواجش را آرام می‌چرخاند. دقایقی بعد وارد شعبه دادگاه شدند و با فاصله چند صندلی از هم نشستند.

قاضی پس از مطالعه مختصر پرونده نگاهی به زن جوان انداخت و گفت: «دخترم در دادخواست خودت نوشته‌ای ادامه زندگی برایتان ممکن نیست، چرا؟ علت را برای من توضیح دهید.»

5265435

 عاطفه چند لحظه سکوت کرد و بعد آرام گفت: «آقای قاضی شوهرم سعید مرد بدی نیست... اهل کار و خانواده است، اما از این زندگی یکنواخت خسته شده‌ام نه سرگرمی دارم نه تفریحی نه سفری نه هیجانی، فقط روزها سپری می‌شود هیچ عشقی بین ما نیست. فقط کار و و روزمرگی. وقتی به زندگی دوستانم نگاه می‌کنم حسرت می‌خورم. یکی از آنها مدام با شوهرش در سفرهای خارجی است و یکی دیگر اوقاتش را در بهترین کافه‌ها و رستوران‌های شهر و باشگاه‌های ورزشی سپری می‌کند. حتی در فامیل خودشان هم مردها دائم در حال خرید سرویس طلا یا ماشین‌های مدل جدید و خانه‌های لاکچری برای همسرانشان هستند اما نمی‌دانم چرا سعید هیچ کاری برای من نمی‌کند.» 

سعید که تا آن لحظه سکوت کرده بود، آهی کشید و گفت: «آقای قاضی... من کارمند یک شرکت خصوصی هستم. از صبح تا شب کار می‌کنم. تا بتوانم پولی پس‌انداز کنم و زندگی و آینده بهتری داشته باشم، اما با این حال همسرم مدام دنبال گوشی جدید و خودروی شاسی بلند و زندگی لاکچری و چشم و هم‌چشمی است.»

قاضی رو به عاطفه کرد و پرسید: «خانم، آخرین باری که بابت زحمات همسرتان از او تشکر کردید، چه زمانی بود؟» عاطفه سکوت کرد و چیزی نگفت. قاضی دوباره پرسید: «آخرین باری که بدون مقایسه، از زندگی خودتان احساس رضایت کردید، کی بود؟» زن جوان با صدایی لرزان گفت: «راستش را بخواهید یادم نمی‌آید...»

سعید گفت: «آقای قاضی من از کار و تلاش خسته نشده‌ام، از این خسته شده‌ام که هر کاری می‌کنم برای همسرم کافی نیست. انگار همیشه با آدم‌هایی رقابت می‌کردم که اصلاً نمی‌شناختم و اصلاً شرایط یکسانی نداشتیم.»

 قاضی پرونده را بست و گفت: «بزرگ‌ترین اشتباه بسیاری از زوج‌های جوان این است که زندگی واقعی خود را با تصاویر و لحظه‌های انتخاب‌شده دیگران در فضای مجازی مقایسه می‌کنند، هیچ‌کس از پشت پرده زندگی آنها خبر ندارد؛ اما همان تصاویر، آرامش خیلی از خانواده‌ها را از بین می‌برد.»

زن جوان با چشمانی اشک‌بار گفت: «جناب قاضی، حکم طلاق را صادر کنید، چرا که حرمت‌ها در زندگی ما از بین رفته است و امکان ادامه دادن نیست.»

اما قاضی از این زوج خواست یک ماه به کلاس‌های مشاوره بروند و اگر مشکلشان حل نشد آن وقت حکم طلاق را صادر کند.

کشف راز کاهش وزن یک نوشیدنی با 5گیاه خاص

خرید محصول
دندانپزشکی تخصصی ایثار - ایمپلنت دندان دیجیتال

۲۵٪ تخفیف ایمپلنت دندان و خدمات دندانپزشکی

اقساطی بدون نیاز به چک و ضامن

ویزیت و مشاوره رایگان ←

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ناشناس

    چقدرم که آقای قاضی حوصله داره بگه دخترم

  • ناشناس

    حالا خوبه مرد کاری و درستی گیرت اومده همونم جای شکر داره خیلی از آدما حتی حسرت داشتن یه همسر سالم و پاک می‌خورن، در کل در ایران جز با زیر‌آبی رفتن کسی نمی‌تونه لاکچری زندگی کنه لاکچری زندگی کردن واسه یه قشر خاص و محدود هستش اینجا


    خبری خداوکیلی مشکلت چیه نظراتمو قبول نمی‌کنی

  • ناشناس

    خدا بهت صبر بده مرد، ایشالا طلاقشو بده و مجردی لذتشو ببر

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج