۱۶۱۴۵۶۶
۳۶
۳۶
پ

چرا نفت ۲۰۰ دلار نشد؟

این واقعیت را باید در نظر گرفت که قدرت یک گلوگاه به تعداد گزینه‌هایی نیز بستگی دارد که جهان در صورت بسته ‌شدن آن در اختیار دارد. شاید به همین دلیل مهم‌ترین پیام نفت زیر ۱۰۰ دلار این نباشد که بازار جنگ را باور نکرده است. بازار جنگ را دیده، برای آن حق بیمه ژئوپلیتیک در نظر گرفته و بازار فیزیکی نیز نشانه‌های جدی کمبود را بروز داده است.

روزنامه سازندگی در گزارشی نوشت: اگر جنگ خلیج فارس چند دهه پیش رخ داده بود شاید معامله‌گران نفت امروز اعداد بسیار بزرگ‌تری را روی تابلوهای بازار می‌دیدند. تنگه هرمز، مهم‌ترین گلوگاه نفتی جهان به‌شدت مختل شده، صادرات نفت کشورهای خلیج فارس کاهش یافته، نفتکش‌های ایرانی هدف حمله قرار گرفته‌اند، حوثی‌ها به تأسیسات انرژی عربستان حمله کرده‌اند و بخشی از مسیر دریای سرخ نیز ناامن است. با این‌ حال، صبح سه‌شنبه هشتم سپتامبر، نفت برنت با وجود صعود تا ۹۹.۴۶ دلار همچنان نتوانست، مرز روانی ۱۰۰ دلار را بشکند.

نفت

این درحالی است که پیش از جنگ حدود یک‌پنجم نفت و فرآورده‌های نفتی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این تناقض، پرسشی مهم ایجاد کرده است. اینکه آیا بازار نفت دیگر از هرمز به اندازه گذشته نمی‌ترسد؟

برخی می‌گویند، هرمز همچنان بسیار مهم است اما اقتصاد جهان برای زندگی با هرمز ناامن، آماده‌تر از گذشته شده است. افزایش تولید نفت در خارج از خلیج فارس، خطوط لوله جایگزین، ذخایر عظیم استراتژیک و تجاری، کاهش تقاضای چین و مهم‌تر از همه تغییر انتظارات معامله‌گران باعث شده هر بشکه نفتی که از هرمز خارج نمی‌شود الزاماً یک بشکه کمبود در بازار جهانی ایجاد نکند. اعداد، ابعاد شوک را نشان می‌دهند.

طبق گزارش تازه رویترز، صادرات نفت تولیدکنندگان خاورمیانه که پیش از آغاز جنگ حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز بود اکنون به حدود ۱۱ میلیون بشکه رسیده است. در هفته پیش از دور تازه درگیری‌ها در ۳۰ آگوست حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز از هرمز عبور می‌کرد اما پس از تشدید درگیری، جریان قابل مشاهده به کمتر از ۲ میلیون بشکه کاهش یافته است.

با وجود این، میانگین متحرک روزانه هنوز حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه برآورد می‌شود و برخی برآوردهای صنعتی، حجم واقعی صادرات را ۶ تا ۸ میلیون بشکه در روز می‌دانند. این اعداد در مقایسه با وضعیت عادی بسیار پایین‌اند. داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه ۲۰.۹‌ میلیون بشکه نفت و فرآورده از هرمز عبور می‌کرد که معادل ۲۰‌ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و یک‌چهارم کل تجارت دریایی نفت جهان بود. علاوه بر آن بیش از ۲۰‌ درصد تجارت جهانی LNG نیز از همین مسیر عبور می‌کرد. بنابراین نمی‌توان گفت، اهمیت هرمز از بین رفته است اما بازار اکنون میان اختلال هرمز و قطع کامل عرضه، تفاوت می‌گذارد. در این میان برخی معتقدند که نفت راه دیگری پیدا می‌کند و اولین ضربه‌گیر بازار، مسیرهای جایگزین است.

کشورهای خلیج فارس طی سال‌ها میلیاردها دلار برای ساخت زیرساخت‌هایی هزینه کرده‌اند که در زمان بحران بتواند، بخشی از نفت را بدون عبور از هرمز به بازار برساند. عربستان خط لوله شرق-غرب را در اختیار دارد که نفت را از مناطق شرقی کشور به ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند. امارات نیز خط لوله‌ای دارد که نفت را به فجیره در دریای عمان می‌رساند. برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد خطوط لوله عربستان و امارات در مجموع می‌توانند حدود ۴.۷‌ میلیون بشکه در روز ظرفیت دور زدن هرمز را فراهم کنند. امارات نیز قصد دارد تا سال ۲۰۲۷ خط لوله دیگری با ظرفیت ۱.۵‌ میلیون بشکه در روز احداث کند. حتی ایران خط لوله گوره- جاسک را برای همین هدف ساخته است هرچند ظرفیت مؤثر آن فعلاً حدود ۳۰۰‌ هزار بشکه در روز برآورد می‌شود. جنگ باعث شده، استفاده از مسیرهای دیگر نیز افزایش یابد.

صادرات از بندر سیدی کریر مصر در ماه آگوست به حدود ۲.۱۴‌ میلیون بشکه در روز رسیده است. یعنی بیش از دو برابر ماه ژوئن. صادرات عراق در آگوست به حدود ۲.۳۴‌ میلیون بشکه در روز برگشته، امارات نزدیک ۲.۹‌ میلیون بشکه صادر کرده و صادرات نفت خام کویت نیز در ژوئیه و آگوست به حدود یک میلیون بشکه در روز رسیده است. تولیدکنندگان همچنین از انتقال کشتی‌به‌کشتی در خارج از هرمز استفاده می‌کنند. یعنی نفتی که نمی‌تواند از مسیر معمول حرکت کند تا حدی مسیر دیگری پیدا می‌کند. ضربه‌گیر دوم، تغییر نقشه تولید نفت جهان است. شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ در جهانی اتفاق افتاد که بخش بزرگی از ظرفیت صادراتی نفت در اختیار تعداد محدودی از تولیدکنندگان خاورمیانه بود.

امروز چنین نیست. انقلاب نفت شیل آمریکا، توسعه میادین کانادا، برزیل، گویان و دیگر مناطق باعث شده، جغرافیای عرضه متنوع‌تر شود. برآورد ریستاد انرژی که رویترز نقل کرده، نشان می‌دهد فقط آمریکا، کانادا و گویان قرار است در سال جاری در مجموع حدود ۱.۴‌ میلیون بشکه در روز به تولید خود اضافه کنند. صادرات نفت روسیه نیز با وجود جنگ و تحریم همچنان قابل‌توجه است و در ژوئیه و آگوست حدود ۵.۵‌ میلیون بشکه در روز بوده است. بنابراین اختلال خلیج فارس همچنان شوکی بزرگ است اما جهان برای هر بشکه نفت الزاماً فقط یک فروشنده ندارد. این شاید مهم‌ترین تغییر ساختاری بازار نفت باشد. هرچه عرضه جهانی متنوع‌تر شود، قدرت هر گلوگاه جغرافیایی برای تعیین قیمت کاهش پیدا می‌کند؛ نه به این معنا که گلوگاه بی‌اهمیت می‌شود بلکه به این معنا که اقتصاد جهان برای دور زدن آن گزینه‌های بیشتری دارد. اما شاید مهم‌ترین پاسخ معمای نفت زیر ۱۰۰ دلار را نه در عرضه بلکه در تقاضا باید جست‌وجو کرد. چین طی دو دهه گذشته، موتور اصلی رشد تقاضای نفت جهان بوده است. هر افزایش قابل‌توجه در مصرف چین می‌توانست، تعادل بازار را تغییر دهد. اکنون این رابطه در حال تغییر است.

برآورد ریستاد نشان می‌دهد، تخریب تقاضا در بخش پتروشیمی و سوخت حمل‌ونقل در ۳ ‌ماهه سوم به حدود ۳.۵‌ میلیون بشکه در روز رسیده است. بیش از نیمی از آن مربوط به چین است که برقی ‌شدن حمل‌ونقل و استفاده از زغال‌سنگ در برخی فرآیندهای شیمیایی، تقاضا برای نفت را محدود کرده است. واردات دریایی نفت خام چین در ژوئیه و آگوست به حدود ۷ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است. درحالی‌ که در فوریه بیش از ۱۱‌ میلیون بشکه بود. این تغییر بسیار مهم است. شوک عرضه، زمانی قیمت را منفجر می‌کند که خریداران برای به‌دست آوردن بشکه‌های محدود با یکدیگر رقابت کنند.

اگر بزرگ‌ترین واردکننده جهان خودش تقاضای کمتری داشته باشد، شدت این رقابت کاهش می‌یابد. چین با داشتن ذخایر بالا یک مزیت دیگر نیز دارد. کپلر ذخایر نفت چین را حدود ۱.۱۷‌ میلیارد بشکه برآورد می‌کند. این انبار عظیم به پکن اجازه می‌دهد در دوره‌های اختلال، بخشی از نیاز خود را به‌جای بازار روز از ذخایر تأمین کند. در واقع چین از یک خریدار صرف نفت به بازیگری تبدیل شده که می‌تواند با زمان‌بندی خرید و آزادسازی ذخایر بر بازار اثر بگذارد. تا جایی ‌که برخی تحلیلگران آن را اوپک جدید تقاضا می‌نامند. جهان یک ضربه‌گیر دیگر مثل ذخایر اضطراری کشورهای توسعه‌یافته نیز دارد.

پس از اختلال بی‌سابقه ناشی از جنگ، اعضای آژانس بین‌المللی انرژی با آزادسازی ۴۰۰‌ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردند که بزرگ‌ترین اقدام جمعی در بیش از ۵۰ سال تاریخ این سازمان است. ذخایر استراتژیک قرار نیست برای همیشه جای تولید از دست‌رفته را بگیرند. کارکرد اصلی آنها خریدن «زمان» است. اگر بازار بداند، دولت‌ها صدها میلیون بشکه نفت آماده ورود به بازار دارند، احتمال شکل‌گیری هجوم خریداران و افزایش انفجاری قیمت کمتر می‌شود.

بنابراین بازار امروز فقط حجم نفت موجود در نفتکش‌ها را قیمت‌گذاری نمی‌کند، موجودی انبارها و توانایی دولت‌ها برای آزاد کردن آنها را هم می‌بیند. با این ‌همه یک نکته عجیب وجود دارد. اینکه شاید نگاه کردن صرف به شاخص برنت، تصویر ناقصی از بحران بدهد. بازار فیزیکی نفت بسیار ملتهب‌تر از قیمت شاخص جهانی است. طبق داده‌های رویترز، پرمیوم نفت دوبی و عمان برای محموله‌های نوامبر به حدود ۱۹ تا ۲۰ دلار در هر بشکه رسیده است. معاملات نقدی دوبی حدود ۱۰۵.۱۰ دلار و قرارداد عمان حدود ۱۰۴.۵۴ دلار معامله شده‌اند. دیوید فایف، اقتصاددان ارشد، وضعیت بازار فیزیکی را فوق‌العاده فشرده توصیف کرده است. این شکاف نکته مهمی را آشکار می‌کند. برنت یک شاخص مالی جهانی است اما پالایشگاهی که امروز به نفت فیزیکی مشخصی در آسیا نیاز دارد ممکن است عملاً بیش از ۱۰۰ دلار بپردازد.

بازار فرآورده‌ها حتی نگران‌کننده‌تر است. قیمت دیزل در آمریکا به رکورد رسیده و مدیران صنعت هشدار داده‌اند، عرضه جهانی دیزل با نزدیک شدن زمستان همچنان محدود خواهد ماند. کمبود ظرفیت پالایشگاهی، اختلالات لجستیکی و محدودیت صادرات روسیه باعث شده فرآورده‌ها حتی از نفت خام نیز آسیب‌پذیرتر باشند. بنابراین شاید گزاره نفت هنوز ۱۰۰ دلاری نشده نیاز به یک تبصره داشته باشد. اینکه شاخص برنت هنوز ۱۰۰ دلاری نشده اما بخش‌هایی از بازار فیزیکی عملاً از این مرز عبور کرده‌اند.

به ‌هر حال، قیمت نفت فقط نتیجه کمبود امروز نیست و حاصل تصور معامله‌گران از فرداست. اگر بازار معتقد باشد اختلال هرمز دائمی نیست، حاضر نیست تمام کاهش عرضه امروز را به قیمت‌های بلندمدت منتقل کند. تجربه ماه‌های گذشته نیز این انتظار را تقویت کرده است. در دوره توافق موقت ایران و آمریکا در ماه ژوئیه، صادرات از هرمز دوباره تا حدود ۱۶‌ میلیون بشکه در روز افزایش یافت و به سطوح نزدیک پیش از جنگ رسید. بازار بنابراین می‌داند که نفت پشت هرمز نابود نشده و بخش بزرگی از آن منتظر امکان صادرات است. هر آتش‌بس یا توافق سیاسی می‌تواند، میلیون‌ها بشکه را سریع به بازار برگرداند.

با این‌ حال بانک‌های سرمایه‌گذاری محتاط‌تر شده‌اند. مورگان استنلی اکنون متوسط برنت در سه‌ماهه چهارم را ۱۰۰ دلار پیش‌بینی می‌کند. گلدمن ساکس نیز پیش‌بینی دسامبر خود را ۵ دلار افزایش داده و بر این فرض است که اختلال کشتیرانی خاورمیانه تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. از اینجا می‌توان به پرسش اصلی برگشت. اینکه آیا قدرت هرمز در قیمت‌گذاری نفت کاهش یافته است؟ تا حدی بله، اما نه به این دلیل که هرمز اهمیت‌اش را از دست داده است. پیش از جنگ روزانه نزدیک ۲۱‌ میلیون بشکه نفت و فرآورده و بیش از ۲۰‌ درصد LNG تجارت‌ شده جهان از این گذرگاه عبور می‌کرد.

هیچ مجموعه‌ای از خطوط لوله موجود نمی‌تواند همه این ظرفیت را جایگزین کند. اگر هرمز برای مدت طولانی و به‌طور کامل بسته شود، آثار آن همچنان می‌تواند بسیار بزرگ باشد. آنچه تغییر کرده، توانایی اقتصاد جهان برای جذب شوک است. تولید نفت، جغرافیای متنوع‌تری پیدا کرده، آمریکا خود به تولیدکننده بزرگ تبدیل شده، عربستان و امارات مسیرهای جایگزین ساخته‌اند، کشورهای مصرف‌کننده ذخایر استراتژیک عظیمی دارند و بزرگ‌ترین خریدار نفت جهان نیز به دلیل برقی ‌شدن حمل‌ونقل و ذخایر گسترده کمتر از گذشته ناچار است هر بشکه موجود در بازار را بخرد. این تفاوت مهمی است.

این واقعیت را باید در نظر گرفت که قدرت یک گلوگاه به تعداد گزینه‌هایی نیز بستگی دارد که جهان در صورت بسته ‌شدن آن در اختیار دارد. شاید به همین دلیل مهم‌ترین پیام نفت زیر ۱۰۰ دلار این نباشد که بازار جنگ را باور نکرده است. بازار جنگ را دیده، برای آن حق بیمه ژئوپلیتیک در نظر گرفته و بازار فیزیکی نیز نشانه‌های جدی کمبود را بروز داده است. اما معامله‌گران همزمان دارند چیزی دیگر را قیمت‌گذاری می‌کنند. جهان امروز برای زندگی با هرمز مختل‌ شده، ابزارهای بیشتری نسبت به گذشته دارد. بنابراین هرمز هنوز می‌تواند، بازار نفت را تکان دهد اما ظاهراً دیگر به آسانی گذشته، نمی‌تواند آن را به گروگان بگیرد.

محتوای حمایت شده

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج