انکار ناگهانی مردی که همسر و دو کودک خردسالش را کشت
مردی که به خاطر عصبانیت همسر و دو فرزندش را به قتل رسانده است وقتی در جلسه دادگاه حاضر شد، اتهام قتل را انکار کرد.
اعتمادآنلاین: مردی که به خاطر عصبانیت همسر و دو فرزندش را به قتل رسانده است وقتی در جلسه دادگاه حاضر شد، اتهام قتل را انکار کرد.

مردی که به خاطر عصبانیت همسر و دو فرزندش را به قتل رسانده است وقتی در جلسه دادگاه حاضر شد، اتهام قتل را انکار کرد.
یک سال و نیم پیش خبر پیدا شدن اجساد یک زن جوان به نام ماریا و دو فرزند پنج و دو و نیمسالهاش به ماموران داده شد. بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقات را آغاز کردند. آنها متوجه شدند احتمالاً عامل قتل پدر خانواده است چراکه به گفته همسایهها، او دقایقی قبل از اینکه همسایهها متوجه ماجرا شوند خانه را ترک کرد.
ماموران ابتدا از پدر ماریا پرسوجو کرند. این مرد گفت: داماد من پسرخالهام است. او چند سال قبل با ماریا ازدواج کرد. ما اهل افغانستان هستیم اما دخترم در ایران به دنیا آمده است.
او توضیح داد: پسرخالهام از او خواستگاری کرد و من هم موافقت کردم. دخترم بلافاصله بعد از ازدواج باردار شد و دو فرزند داشت. البته من میدانستم اختلافهایی با همسرش دارد اما اصلاً تصور نمیکردم شیرمحمد او را بکشد.
ماموران با ردیابیهای انجامگرفته متهم را شناسایی کردند. شیرمحمد در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت: من و زنم به خاطر مسائل مالی خیلی با هم درگیری داشتیم. او خرجی بیشتری میخواست و به من میگفت تو خسیس هستی. من خسیس نبودم ولی زنم ولخرج بود. یک روز قبل از حادثه با زنم جروبحث کردیم و او را زدم. سر این مساله با هم قهر بودیم. روز حادثه هم دوباره جروبحث کردیم. زانوی من درد میکرد و خیلی ناراحت بودم. درد زانو هم مرا عصبیتر کرده بود. وقتی جروبحثمان شروع شد دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و او را زدم. چند ضربه که با چاقو زدم، زنم جانش را از دست داد.
متهم درباره قتل دو فرزندش گفت: بچهها ترسیده بودند و گریه میکردند. من هم برای اینکه صدایشان را قطع کنم هر دوی آنها را کشتم و بعد فرار کردم.
با توجه به اینکه تنها ولی دم پدر ماریا بود، او برای دامادش درخواست قصاص کرد و معاون اول قوه قضائیه نیز بابت قتل دو بچه کوچک برای متهم درخواست مجازات کرد.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی با توجه به اینکه اولیای دم حضور نداشتند، متهم در جایگاه حاضر شد. او به طور ناگهانی همهچیز را انکار کرد و گفت: من زن و بچههایم را نکشتم و اتهام را قبول ندارم. روز حادثه دور میدان ایستادم و یک نفر مرا برای کار ساختمان برد. تا شب هم سر کار بودم. وقتی برگشتم دیدم زن و بچههایم را کشتهاند.
متهم گفت: من کارگر روزمزد بودم و یک جای ثابت کار نمیکردم که بتوانم صاحبکارم را بیاورم و از او تحقیق شود. برای همین مامور آگاهی مرا متهم کرد و من هم نتوانستم ثابت کنم که در خانه نبودم. اعترافات قبلی من درست نیست.
در پایان وکیل متهم دفاعیات خود را مطرح کرد و هیات قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
ارسال نظر