افزایش نگرانیها درباره آسمان تنهای ایران
بعد مهم دیگر ماجرا، تبعات گستردهتر این محدودیتها برای هوانوردی ایران است. مسئله فقط افزایش هزینهها یا دشوار شدن فعالیت شرکتهای هواپیمایی نیست؛ تداوم این شرایط میتواند به کاهش ارتباطات هوایی، محدود شدن همکاریهای بینالمللی، فرسودگی زیرساختها و افزایش فشار بر شبکه حملونقل هوایی کشور منجر شود.
برترینها: خبر تازه درباره فشار آمریکا بر صنعت هوانوردی ایران، در نگاه اول ممکن است فقط به لغو یا دشوار شدن چند پرواز خارجی محدود به نظر برسد، اما ابعاد ماجرا فراتر از تعداد سفرهایی است که ممکن است متوقف شوند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، مدعی شده که از ۲۳ سپتامبر(اول مهر)، شرکتها و فرودگاههای خارجی در صورت ارائه سوخت، خدمات فرودگاهی یا فروش بلیت به شرکتهای هواپیمایی ایرانی، ممکن است با خطر قطع دسترسی به نظام مالی دلاری روبهرو شوند. اهمیت این تهدید در همینجاست؛ چراکه برای فعالیت بینالمللی یک شرکت هواپیمایی، خود هواپیما تنها حلقه ماجرا نیست. سوختگیری، خدمات زمینی، فرود، تعمیر و نگهداری، فروش بلیت و نقلوانتقال مالی، مجموعهای از خدمات بههمپیوستهاند که اختلال در هرکدام میتواند پرواز خارجی را دشوارتر و پرهزینهتر کند. از سوی دیگر، آنچه واشنگتن مطرح کرده صرفاً متوجه شرکتهای ایرانی نیست و میتواند طرفهای خارجیِ همکار با آنها را نیز تحت فشار قرار دهد.

به همین دلیل، سؤال اصلی فقط این نیست که چند پرواز از ایران کم میشود؛ بحث بر سر این است که این فشارها تا چه اندازه میتواند ارتباط هوایی ایران با جهان را محدود کند و چه پیامدهایی برای مسافران، ایرلاینها و کل شبکه حملونقل هوایی کشور داشته باشد.
باید چارهای اندیشید
حسین قتیب، تحلیلگر مسائل سیاسی در صفحه شخصی خود نوشت: ممکن است عدهای خبر امروز درباره محدودیتهای تازه علیه شرکتهای هواپیمایی ایران را اینطور کوچک کنند که خب، چند نفر کمتر به پاتایا میروند، چند نفر کمتر در استانبول خرید میکنند و چند سفر دوبی هم سختتر میشود. اما مسئله اصلاً این نیست. ما این الگو را قبلاً هم دیدهایم. بعد از آتشبس آوریل و آغاز محاصره دریایی، عدهای با دیدن عبور چند کشتی ایرانی گفتند پس محاصرهای در کار نیست. در حالی که اساساً مسئله این نبود که آیا یک کشتی توانسته عبور کند یا نه. مسئله این بود که آزادی عمل ایران در دریا تا چه اندازه محدود شده و چه کسی دارد قواعد عبور و مرور را تعیین میکند.
خبر امروز درباره هوانوردی هم باید در همان چارچوب دیده شود. اینکه یک هواپیمای ایرانی هنوز بتواند از تهران بلند شود یا در یک فرودگاه خارجی بنشیند، اصل مسئله را عوض نمیکند. سؤال این است که ایران تا چه اندازه میتواند شبکه هوایی خودش را مستقل از فشار خارجی اداره کند، هواپیماهایش را در خارج بنشاند، سوخت و خدمات بگیرد و ارتباط عادی هواییاش را حفظ کند.
اینها اتفاقات جدا از هم نیستند. قطعات یک پازلاند. یک قطعه در دریاست، یک قطعه در هوا، قطعات دیگر در بانک، بیمه، تجارت، انرژی و حملونقل. هر کدام را اگر جدا نگاه کنیم، میشود اهمیتش را پایین آورد. یک کشتی هنوز عبور کرده، یک هواپیما هنوز پرواز میکند، یک مسیر بانکی هنوز باز است. اما وقتی این قطعات را کنار هم میگذارید، تصویر متفاوتی شکل میگیرد: کوچکشدن تدریجی فضای مانور ایران.

بعد مهم دیگر ماجرا، تبعات گستردهتر این محدودیتها برای هوانوردی ایران است. مسئله فقط افزایش هزینهها یا دشوار شدن فعالیت شرکتهای هواپیمایی نیست؛ تداوم این شرایط میتواند به کاهش ارتباطات هوایی، محدود شدن همکاریهای بینالمللی، فرسودگی زیرساختها و افزایش فشار بر شبکه حملونقل هوایی کشور منجر شود. هرچه وابستگی این بخش به مسیرها، خدمات و همکاریهای محدود بیشتر شود، مدیریت بحرانها و حفظ ارتباطات هوایی نیز دشوارتر خواهد شد. به همین دلیل، این موضوع را نمیتوان صرفاً یک مسئله اقتصادی یا مربوط به صنعت هواپیمایی دانست؛ تبعات آن میتواند در حوزههای مختلف خود را نشان دهد و هزینههای بیشتری به کشور تحمیل کند. در چنین شرایطی، مهمتر از هر چیز باید برای این مشکلات چارهای اندیشید و راههایی برای کاهش آسیبپذیری هوانوردی ایران، حفظ ارتباطات خارجی و جلوگیری از عمیقتر شدن این محدودیتها پیدا کرد.
کاربران چه گفتند؟
محمد مدعی شد: هواپیمایی پگاسوس، تهران را از صفحه رزرواسیون خود حذف کرده است. سایت هواپیمایی ترکیه هم پس از انتخاب تهران بعنوان مقصد و پیش از ارائه قیمت کلا سفید می شود. در سایت هواپیمایی ارمنستان هم انتخاب تهران ممکن نیست.
امین علیاکبریان(فعال حوزه فناوری اطلاعات): هیچ اقدامی رو نباید بی پاسخ گذاشت حتی اقدامات کوچک. هر تحریم یا محدودیت حتی برای سفر تفریحی به تایلند یا ترکیه، باید پاسخ محکم و قاطع و حساب شده بگیره. نریم تو خواب اینکه اینکه اهمیتی نداره یا اهمیتش کمه. هر اقدامی در شرایط جنگی یک همکاری جنگی با کشور متخاصم ایران باید محسوب بشه. کاش دستگاه سیاست خارجی تغییر ریل بده و با شرایط جدید منطقه و قدرت ایران به هر اقدامی عکس العمل واقعی به و نه صرفا بیانیه خوانی.
مهرداد: زیر میز زدن سیاست یا استراتژی نیست. دقیقا چکار باید کرد؟ مذاکره و گرفتن معافیت؟ ایجاد مسیرهای جایگزین برای سوخت و خدمات زمینی؟ توسعه ناوگان و تأمین قطعات از منابع غیر غربی؟ توافق با کشورهایی که حاضر به ادامه همکاری هستن؟ تفاهم با آمریکا؟ اقدامات متقابل؟ یا آماده شدن برای سناریوی نظامی؟ اگه قرار هست هشدار بدیم، سوال اصلی این هست که دقیقا کدوم بخش از این زنجیره رو میشه شکست؟ با چه ابزارهایی و هزینه اون برای ایران چقدر خواهد بود؟
و دانیال: قوانین هوانوردی غیر نظامی ICAO CIVIL AVIATION برای ایمن سازی آسمان هاست. سرویس ندادن و ... باعث به خطر افتادن جان انسانها در آسمان و روی زمین میشه. اگه یه لابی قوی وکیل و حقوقدان داشتیم، به راحتی میشد این تحریم رو به چالش بکشونیم ولی برخی به فکر منافع خودشون هست فقط!
ارسال نظر