۱۶۱۸۸۳۲
۴۹
۴۹
پ

عاقبت لات‌بازی و گردن‌کشی برای شاکی آن هم جلوی دادگاه

محکوم به تازیانه ، تاوان سختی برای غرور و خشمِ لحظه‌ای‌اش داد. او که می‌توانست با سکوت و کرنش ، از بندِ آن شلاق‌ها رها شود ، با عربده‌کشی، زنجیرهای سنگین‌تری بر پای خود بست.

خبرآنلاین: محکوم به تازیانه ، تاوان سختی برای غرور و خشمِ لحظه‌ای‌اش داد. او که می‌توانست با سکوت و کرنش ، از بندِ آن شلاق‌ها رها شود ، با عربده‌کشی، زنجیرهای سنگین‌تری بر پای خود بست.

images

چند قدم مانده به ورودی محکمه‌ی کیفری، نزدیک دریچه‌ی تحویل گوشی تلفن همراه، شاهد گفت‌وگوی دو جوان شدم ، یکی آرام و با متانت ، آن یکی پرخاشگر و پرهیاهو ،هر دو رفتاری قرین به پوشش و ظاهرشان داشتند.

جوانی که ظاهرش گواهی می‌داد ماخوذ به حیاست و از جنجال بَری،طوری از مجادله و بگومگو کلافه شده بود که می‌شد خط خطی شدن اعصاب و روان وی را در خطوط نشسته بر پیشانی درهم‌کشیده‌اش دید و لذا مدام تلاش می‌کرد وارد مجادله با جوان مقابل نشود؛ جوانی که پیش از آنکه جای چند زخم چاقو روی بازو و گونه‌هایش، از گذشته‌ی پرتنش او حکایت کند ، نحوه‌ی گفتار و حتی پوشش وی ابتدایی ترین معیار بود برای شناسایی منش و رفتارش .

خلاصه‌ی این مجادله آن بود که یکی شاکی و حاکم حکم کیفری است و آن یکی محکوم به تحمل تازیانه و پرداخت دیه . دو رفیق دوران بچگی و هم‌محله‌ای قدیمی که دست روزگار مسیری متفاوت برایشان رقم زده بود.

او که تا دقایقی دیگر باید تازیانه های حکم دادگاه را تحمل می‌کرد با مرور رفاقت دوران کودکی و خاطرات نوجوانی سعی در جلب رضایت داشت و آن یکی با یادآوری اتفاقات گذشته سوختن فرصت های جلب رضایت را مدام به رخ وی می‌کشید ، در همین اثناء یکباره شاکی از آن جوان ماخوذ به حیا فاصله گرفت و با فریادی که نگاه و توجه همگان را جلب کرد ، گفت : تا صبح هم التماس کنی رضایت نمی‌دهم!

محکومِ پرونده با شنیدن فریاد رفیقِ دوران کودکی‌اش چند ثانیه با نگاهی متعجب به وی خیره ماند. بعد با لحنی تمسخرآمیز و سپس با کلامی خشن که حسابی لاتی‌اش پر شده بود  گفت:خودتی ، این صدا از کجات در آمد ، تو سرِ من داد میزنی؟ تُف به این روزگار که بزبزقندی عربده‌کش شده!

همزمان با بیان این عبارت ، چاقویی را که در دست داشت نزدیک صورت شاکی برد و با حرکت تحقیرآمیزی روی محاسن کم‌پشت چانه‌ی شاکی کشید و بعد با انگشت میانه‌اش حرکتی ناشایست نشان داد و شروع کرد به فحاشی و ناسزا گفتن ؛

فکر کردی کار من و تو با چند ضربه شلاق تموم می‌شه؟ نه‌خیر بچه خونگی... بیا... بیا بریم داخل و تعداد شلاق‌ها را خوب و دقیق بشمار  چون جای هر یکی‌اش باید صد برابر تاوان بدی ، تو رضایت نده تا من روزگارت رو سیاه کنم.

آنچه می‌دیدم مصداق شفاف یک پارادوکس بود ، تصویری که تمامی داده‌های جرم‌شناسی و اهداف مجازات‌ها را زیر سؤال می‌برد!

 تناقضی عجیب درست مقابل محکمه‌ی کیفری!

جوانی به دلیل ارتکاب یک جرم در معرض مجازات قرار داشت و همان لحظه، در تکاپوی گرفتن رضایت ، مرتکب رفتارهایی می‌شد که هر یک واجد عنوان کیفری مستقل بودند.

میان تهدیدات و فحاشی محکوم ، شاکی با همان متانت نشسته بر رفتارش از صف تحویل گوشی خارج شد و چند متر آن‌طرف‌تر، درست مقابل دوربین مداربسته ، ایستاد و شماره‌ای گرفت.

چند دقیقه بعد، دو مأمور نیروی انتظامی با موتورسیکلت رسیدند.

شاکی برگ جلب محکوم را نشان داد و از مأموران خواست درباره‌ی اتفاقاتی که دقایقی قبل رخ داده ، از حاضران تحقیق کنند.

و از بد حادثه ، دهانی که اگر بسته می‌ماند چه بسا گره‌گشای تازیانه‌ها بود ، بسته نماند و شد عامل جرایمی چون توهین و فحاشی و سپس فریادی که از آن بوی الکل به مشام ماموران رسید و اتهام شرب خمر هم اضافه شد به کلکسیون جرایم .

غائله قرار نبود خاتمه یابد و هنگام بازرسی بدنی برای کشف چاقو ، چند گرم گل نیز از جیب محکوم پیدا شد.

محکومی که آمده بود برای رهایی از مجازات ، رضایت شاکی را بگیرد با رفتارهایی حاصلِ جهل و غرور ، کاری کرد تا با چند عنوان اتهامی جدید روبه‌رو شود.

درد و فغان محکوم زمانی به فلک کشیده شد که دید همراه با  برگ جلب ، ورقه‌ای از جیب شاکی روی زمین افتاد ، ورقه‌ای که در صدر آن نوشته شده بود ؛

اعلام رضایت بی قید و شرط !!

و چه تاوان سختی داد کسی که درک نکرده بود فایده‌ی این پند شیخ اجل سعدی شیرازی را ؛

دم فروبستن به وقت گفتن و...

وکیل دادگستری_شیراز 

بدون ورزش لاغر شو لاغری با این پودر جادویی خرید محصول

خرید محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج