تسلا به آسمان رسید، اما آرزوهای ما هنوز پلاک نشده است!
ما هنوز درگیر دستاندازهای خیابان و چالههای جیبمان هستیم که ایلان ماسک تصمیم گرفته خودروها را از زمین بلند کند. حالا اگر روزی تسلا رودستر به تهران برسد، احتمالاً زاکانی باید برای ترافیک هوایی هم فکری کند، پراید باید در رقابتی تازه شرکت کند و میرسلیم هم فرصتی دیگر برای اثبات برتری خودروهای داخلی به دست بیاورد.
برترینها: ما هنوز درگیر دستاندازهای خیابان و چالههای جیبمان هستیم که ایلان ماسک تصمیم گرفته خودروها را از زمین بلند کند. حالا اگر روزی تسلا رودستر به تهران برسد، احتمالاً زاکانی باید برای ترافیک هوایی هم فکری کند، پراید باید در رقابتی تازه شرکت کند و میرسلیم هم فرصتی دیگر برای اثبات برتری خودروهای داخلی به دست بیاورد. در سرزمینی که بعضیها هنوز برای خرید یک خودروی معمولی حسابوکتاب میکنند، خبر خودرویی که سودای پرواز دارد، بیش از آنکه نوید آینده بدهد، بهانهای شده برای خندیدن به فاصلهای که میان رؤیای جهان و واقعیت زندگی ما افتاده است؛ خندهای که ته آن، چیزی جز یک آه بلند نیست.

وقتی پراید هم وارد رقابت فضایی میشود
در ایران، هیچ فناوری تازهای بدون حضور پراید به رسمیت شناخته نمیشود! هنوز پای محصولی از آن سوی دنیا به میان نیامده، مقایسهها آغاز میشود و کاربران با همان سرعتی که خبر را میخوانند، برایش یک رقیب وطنی پیدا میکنند. این بار هم رودستر تسلا، با تمام ادعاهای فناورانهاش، مقابل خودرویی قرار گرفته که سالهاست در حافظه جمعی ایرانیها جایگاهی فراتر از یک وسیله نقلیه دارد.
پراید در این روایت، دیگر فقط یک خودرو نیست؛ شخصیتی است که از دل تجربههای روزمره مردم بیرون آمده است. خودرویی که کاربران در شوخیهایشان برایش قابلیتهایی قائل میشوند که هیچ دفترچه راهنمایی تأییدشان نمیکند. یکی از جهشهای ناگهانیاش میگوید، دیگری از تواناییاش در عبور از دستاندازها داستان میسازد و آن یکی معتقد است اگر قرار باشد روزی خودروی ایرانی پرواز کند، احتمالاً پراید پیش از همه به باند پرواز خواهد رسید؛ البته باندی که شاید از یک خیابان پرچاله شروع شود.
در این میان، مقایسه پراید و تسلا بیشتر از آنکه مسابقهای واقعی میان دو خودرو باشد، شوخی تلخی با فاصله میان رؤیای صنعت خودرو و تجربه روزمره مصرفکننده ایرانی است. آنطرف دنیا، شرکتها از پیشرانههای پیشرفته و آینده حملونقل حرف میزنند؛ اینطرف، مشتری هنوز ممکن است برای خرید خودرویی معمولی با قیمتهای سرسامآور، کیفیت محل بحث و هزینههای نگهداری روبهرو باشد. بنابراین عجیب نیست که در شبکههای اجتماعی، پراید ناگهان رقیب فضایی پیدا کند؛ وقتی واقعیت بهاندازه کافی خندهدار و تلخ است، طنز فقط کافی است آن را کمی بزرگتر کند.
تسلا به آسمان رسید، اما در قاب تلویزیون سقوط کرد
صداوسیما هم از پرواز رودستر بینصیب نماند؛ البته نه برای تحسین فناوری آن، بلکه برای اعلام بدبختتر شدن ایلان ماسک! کارشناس این رسانه، خودروی پرنده تسلا را نمایشی برای بالا بردن سهام شرکت دانست؛ گویی پیش از آنکه خودرو روی زمین امتحانش را پس بدهد، باید در استودیوی تلویزیون از آزمون موفقیت عبور کند. اینطور که پیداست، رودستر هرچقدر هم از زمین بلند شود، تا وقتی در قاب صداوسیما به رسمیت شناخته نشود، هنوز چرخهایش روی زمین است!
میرسلیم و دفاعی که از پراید تا آسمان ادامه دارد
در این میان، نام مصطفی میرسلیم هم نمیتوانست از ماجرا دور بماند. او سالهاست با مواضعش درباره صنعت خودرو و دفاع از تولید داخلی شناخته میشود و همین سابقه باعث شده نامش در شوخیهای مربوط به خودروهای خارجی و داخلی، جایگاهی ویژه داشته باشد.

برای کاربران ایرانی، کافی است خودرویی تازه با فناوری عجیب معرفی شود تا بتوانند واکنش احتمالی مدافعان سرسخت صنعت خودرو را پیشبینی کنند. در این روایت طنزآمیز، حتی اگر روزی رودستر واقعاً بتواند از زمین بلند شود، باز هم ممکن است بحث به اینجا برسد که چرا باید از محصول خارجی تعریف کنیم، وقتی میتوان خودروی داخلی را با تغییراتی مناسب به همان جایگاه رساند!
این البته بازسازی طنزآمیز ذهنیت کاربران است، نه نقلقولی واقعی از میرسلیم درباره همین مدل. بااینحال، سابقه اظهارنظرهای او درباره خودروهای داخلی و خارجی باعث شده چنین شوخیهایی برای مخاطب ایرانی آشنا باشد. در فضای مجازی، میرسلیم به نمادی از جدالی قدیمی تبدیل شده است؛ جدال میان دفاع از تولید ملی و مطالبه کیفیتی که مردم انتظار دارند در برابر پولی که میپردازند دریافت کنند.
پلاک ملی برای خودرویی که هنوز روی زمین جا نیفتاده است
حالا فرض کنیم همه موانع فناوری و تولید کنار بروند و رودستر یا خودرویی با قابلیتهای مشابه روزی امکان ورود به بازار ایران را پیدا کند. تازه آنوقت ماجراهای ایرانی آغاز میشود؛ از قیمت و واردات گرفته تا مجوز تردد، بیمه، استانداردهای ایمنی و مقررات مربوط به استفاده از قابلیتهای پروازی.
آیا چنین خودرویی میتواند پلاک ملی بگیرد؟ اگر بگیرد، در کدام دسته از وسایل نقلیه قرار میگیرد؟ خودروی سواری است، وسیله پرنده است یا ترکیبی از هر دو؟ برای حرکت روی خیابان باید تابع مقررات خودرو باشد و برای بلند شدن از زمین، تابع مقررات هوانوردی؟ چه نهادی مسئول تأیید ایمنی آن خواهد بود و اگر حادثهای در ارتفاع رخ دهد، مسئولیت با چه کسی است؟
این پرسشها فعلاً فرضیاند و پاسخ قطعی درباره ورود یا شمارهگذاری چنین محصولی در ایران وجود ندارد. اما تصور مواجهه یک فناوری متفاوت با ساختارهای اداری و مقرراتی کشور، بهتنهایی سوژهای آماده برای طنز است. شاید پیش از آنکه خودرو از زمین بلند شود، لازم باشد از چندین مرحله بررسی و تأیید عبور کند؛ آنقدر که سرنشینش برای نخستین پرواز، ابتدا باید در صفی طولانی روی زمین منتظر بماند.
از ترافیک همت تا دور دور در فرشته
بااینحال، اگر روزی چنین خودرویی به ایران برسد، بعید نیست نخستین تصاویرش نه از یک مسیر عمومی برای کاهش ترافیک، بلکه از خیابانهای لوکس شمال تهران منتشر شود. تصور کنید رودستر بهجای آنکه راهکاری برای جابهجایی بهتر مردم باشد، به وسیلهای برای نمایش ثروت تبدیل شود؛ خودرویی که صاحبانش با آن در خیابان فرشته دور دور میکنند و هر بار که از زمین فاصله میگیرد، چند تلفن همراه برای ثبت لحظه تاریخی بالا میرود.

در چنین سناریویی، خودرو قرار نیست ترافیک را حل کند؛ قرار است خودش به بخشی از نمایش ترافیک تبدیل شود. مردم روی آسفالت در صف حرکت میمانند و چند نفر در ارتفاع، توجه خیابان را به خود جلب میکنند. شاید هم پس از مدتی، رقابت تازهای شکل بگیرد: چه کسی خودروی گرانقیمتتری دارد و چه کسی میتواند آن را نمایشیتر به حرکت درآورد؟
نقی معمولی؛ پیشگام پرواز پیش از ایلان ماسک؟
برای مخاطب ایرانی، ایده خودرویی که از زمین بلند میشود، حتی پیش از آنکه در اخبار فناوری مطرح شود، یادآور جهان طنز تلویزیونی است. نقی معمولی و فضای اغراقآمیز مجموعه «پایتخت» از آن دست ارجاعهایی هستند که میتوانند در ذهن مخاطب، مرز میان خیال و واقعیت را به هم بریزند. در شوخیهای اینترنتی، کافی است پای خودروی پرنده به میان بیاید تا کسی بپرسد آیا نقی معمولی پیشتر این ایده را در ذهنش نپرورانده بود؟
در ایران، رودستر پیش از آنکه به خط تولید برسد، به مقصدی دیگر رسیده است: به قلب طنز عمومی. اینجا مردم با آن شوخی میکنند، آن را با پراید مقایسه میکنند، درباره پلاکش خیالپردازی میکنند و از زبان شخصیتهای شناختهشده برایش آینده میسازند.
شاید روزی خودروها واقعاً از روی خیابانها بلند شوند، اما برای مردمی که هنوز در حسرت خرید یک خودروی ایمن، باکیفیت و متناسب با درآمدشان ماندهاند، پرواز خودروها بیشتر شبیه رؤیایی دور از دسترس باشد تا نشانهای از آینده. شاید آن روز، عدهای در آسمان دور دور کنند و عدهای دیگر همچنان روی زمین، حساب دخلوخرجشان را بگیرند تا ببینند اصلاً میتوانند از پس هزینههای یک خودروی معمولی بربیایند یا نه.
تلختر آنکه در این ماجرا، مسئله فقط فاصله ما با فناوریهای روز دنیا نیست؛ فاصله میان رؤیاهایی است که برای بعضیها به واقعیت تبدیل میشوند و آرزوهای کوچکی که برای بعضی دیگر، هر روز دستنیافتنیتر میشوند. یکی نگران ترافیک هوایی تهران است و دیگری هنوز پشت ترافیک زمینی زندگیاش گیر افتاده؛ یکی به این فکر میکند که خودروی پرندهاش را کجا پارک کند و دیگری حساب میکند آیا با حقوق ماه آیندهاش میتواند قسط خودرویی را بدهد که حتی روی زمین هم خیال پرواز ندارد.
شاید روزی آسمان هم به خیابانهای ما اضافه شود، اما کاش پیش از آن، روی همین زمین فرصتی برای نفس کشیدن، آسوده زندگی کردن و رسیدن به آرزوهای معمولی فراهم شود. به هر حال، مردم این سرزمین فعلاً خودروی پرنده نمیخواهند؛ گاهی فقط میخواهند زندگیشان اینقدر سخت از زمین بلند نشود.
ارسال نظر