همسرکشی در خیابان پس از مشاجره
مردی که همسرش را بعد از مشاجره لفظی در حوالی میدان آزادی به قتل رسانده است، خودش را به پلیس معرفی کرد.
روزنامه شرق: مردی که همسرش را بعد از مشاجره لفظی در حوالی میدان آزادی به قتل رسانده است، خودش را به پلیس معرفی کرد.
ماموران کلانتری شهرک گلستان صبح روز سهشنبه هفته پیش باخبر شدند جسدی در حوزه استحفاظیشان پیدا شده است. گزارشهای اولیه حکایت از آن داشت که جنازه را به آتش کشیدهاند. وقتی ماموران به محل اعلامشده رفتند، متوجه شدند چندکارگر، پیکر مشتعل زنی حدودا ٣٠ساله را مشاهده و آتش را خاموش کردهاند.
کارآگاهان جنایی بعد از اطلاع از ماجرا رسیدگی به پرونده را برعهده گرفتند و شناسایی هویت مقتول را در اولویت کاری قرار دادند. آنها ابتدا به بررسی پرونده افراد گمشده پرداختند و متوجه شدند مقتول زنی ٢٧ساله به نام سحـر است که خانوادهاش با مراجعه به پایگاهدوم پلیس آگاهی تهران مفقودشدن او را اطلاع داده بودند. خانواده مقتول پس از حضور در پلیس آگاهی دخترشان را شناسایی و عنوان کردند از طریق دامادشان در جریان ناپدیدشدن سحر قرار گرفتند
. آنها توضیح دادند شوهر ٢٨ساله سحر به نام ایمان یکروز پیش از کشف جسد با مراجعه به خانه آنها گفت برای خرید دارو به داروخانه رفته اما پس از بازگشت به محل پارک خودرو سحر را در ماشین ندیده و با جستوجوی اطراف او را پیدا نکرده است.
کارآگاهان با توجه به اظهارات خانواده سحر تصمیم گرفتند از شوهر او تحقیق کنند اما معلوم شد ایمان ناپدید شده است و هیچکس از او اطلاعی ندارد به این ترتیب تلاشها برای یافتن ایمان آغاز شد تا اینکه ساعت١٩ یکشنبه هفته جاری مردی با مراجعه به کلانتری شهرکقدس به ماموران اعلام کرد همسرش را به قتل رسانده و پس از ارتکاب جنایت جسد را به آتش کشیده است. پس از انتقال این متهم به پلیس آگاهی مشخص شد او همان ایمان است.
«ایمان» با اعترافات صریح به قتل همسرش، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: «ساعت١٩ روز حادثه دنبال سحر رفتم تا او را از خانه پدرش به منزل خودمان ببرم. پس از انجام خرید برای خانه در نزدیکیهای میدان آزادی، سحر درباره ارتباطش با یکی از دوستانش به نام سعیده که در آمریکا زندگی میکند، حرف زد. او کاملا میدانست هیچ علاقهای به صحبت درباره سعیده و خانوادهاش ندارم چراکه پیش از ازدواج من و سحر، برادر سعیده خواستگار سحر بود و سعیده نیز دیگر در ایران حضور نداشت. به همین علت، من دلیلی برای ادامه ارتباط سعیده و سحر نمیدیدم.»
ایمان در ادامه اعترافاتش گفت: «سحر وقتی عصبانی میشد دیگر قابلکنترل نبود. من نیز به همین علت سعی میکردم با او جروبحث نکنم اما زمانیکه موضوع سعیده و خانوادهاش را مطرح کرد، در یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم و شروع به مشاجره لفظی با او کردم. سحر قصد داشت در ماشین سروصدا راه بیندازد من نیز برای ساکتکردن او، گلویش را گرفتم و فشار دادم اما ناگهان متوجه شدم سحر دیگر نفس نمیکشد و او را خفه کردهام.»
ایمان درباره آتشزدن جسد همسرش به کارآگاهان گفت: «بسیار ترسیده بودم. درحالیکه جسد سحر روی صندلی بود، سراسیمه به سمت اتوبان آزادگان مسیر جنوببهشمال حرکت کردم و متوجه جاده خاکی در حاشیه اتوبان شدم. پس از ورود به جاده خاکی، گودالی را پیدا کردم که بهنظر میرسید در آنجا در حال ساختن چیزی شبیه به کانال هستند. جسد را در تاریکی شب از ماشین خارج و داخل گودال پرتاب کردم و بهسرعت از محل دور شدم. ساعت ششصبح روز بعد مقداری بنزین تهیه کردم و مجددا به همان گودال رفتم. اینبار جسد را آتش زدم و از محل فرار کردم. پس از آن، ساعت هشتصبح به در منزل خانواده سحر رفتم و با آنها راهی دادسرا شدم تا پرونده مفقودشدن او را پیگیری کنیم.»
ایمان درباره طرح داستان خرید دارو از داروخانه نیز به کارآگاهان گفت: «سحر و خانوادهاش ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتند و اگر روزی همدیگر را نمیدیدند، چندبار تلفنی با هم صحبت میکردند. اطمینان داشتم آنها بهزودی نگران غیبت سحر خواهند شد. به همین علت ساعت ٢٠:٣٠ روز قتل به داروخانهای در خیابان امیرکبیر رفتم و مقداری دارو خریدم تا در زمان تحقیقات پلیس بتوانم داستان خودم را درباره مراجعه به داروخانه و ناپدیدشدن سحر ثابت کنم.»
متهم درباره ناپدیدشدن خودش نیز توضیح داد: «چندساعت پس از طرح شکایت در خصوص مفقودشدن سحر تصمیم به فرار گرفتم. به همین علت، بدوناطلاع هیچکس از تهران خارج شدم و به گیلان رفتم. آنجا خانهای را اجاره کردم. تصمیم داشتم به فرار ادامه دهم اما پس از چندساعت، دچار عذاب وجدان شدیدی شدم. دیگر نمیتوانستم تحمل کنم. به این نتیجه رسیدم بهتر است به تهران برگردم و خودم را به پلیس معرفی کنم.»
ایمان در آخر اعترافاتش عنوان کرد: «من قصد کشتن همسرم را نداشتم. من واقعا همسرم را دوست داشتم و فکر میکنم او هم مرا دوست داشت. نمیدانم یک دعوای ساده چرا باید به اینجا کشیده شود. من با تمام وجود از کرده خود پشیمانم و آماده پذیرش هرحکمی هستم.»
سرهنگ آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تایید این خبر گفت: «با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت توسط مقام قضایی صادر شده و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار ادارهدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.»
ماموران کلانتری شهرک گلستان صبح روز سهشنبه هفته پیش باخبر شدند جسدی در حوزه استحفاظیشان پیدا شده است. گزارشهای اولیه حکایت از آن داشت که جنازه را به آتش کشیدهاند. وقتی ماموران به محل اعلامشده رفتند، متوجه شدند چندکارگر، پیکر مشتعل زنی حدودا ٣٠ساله را مشاهده و آتش را خاموش کردهاند.
کارآگاهان جنایی بعد از اطلاع از ماجرا رسیدگی به پرونده را برعهده گرفتند و شناسایی هویت مقتول را در اولویت کاری قرار دادند. آنها ابتدا به بررسی پرونده افراد گمشده پرداختند و متوجه شدند مقتول زنی ٢٧ساله به نام سحـر است که خانوادهاش با مراجعه به پایگاهدوم پلیس آگاهی تهران مفقودشدن او را اطلاع داده بودند. خانواده مقتول پس از حضور در پلیس آگاهی دخترشان را شناسایی و عنوان کردند از طریق دامادشان در جریان ناپدیدشدن سحر قرار گرفتند
. آنها توضیح دادند شوهر ٢٨ساله سحر به نام ایمان یکروز پیش از کشف جسد با مراجعه به خانه آنها گفت برای خرید دارو به داروخانه رفته اما پس از بازگشت به محل پارک خودرو سحر را در ماشین ندیده و با جستوجوی اطراف او را پیدا نکرده است.
کارآگاهان با توجه به اظهارات خانواده سحر تصمیم گرفتند از شوهر او تحقیق کنند اما معلوم شد ایمان ناپدید شده است و هیچکس از او اطلاعی ندارد به این ترتیب تلاشها برای یافتن ایمان آغاز شد تا اینکه ساعت١٩ یکشنبه هفته جاری مردی با مراجعه به کلانتری شهرکقدس به ماموران اعلام کرد همسرش را به قتل رسانده و پس از ارتکاب جنایت جسد را به آتش کشیده است. پس از انتقال این متهم به پلیس آگاهی مشخص شد او همان ایمان است.
«ایمان» با اعترافات صریح به قتل همسرش، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: «ساعت١٩ روز حادثه دنبال سحر رفتم تا او را از خانه پدرش به منزل خودمان ببرم. پس از انجام خرید برای خانه در نزدیکیهای میدان آزادی، سحر درباره ارتباطش با یکی از دوستانش به نام سعیده که در آمریکا زندگی میکند، حرف زد. او کاملا میدانست هیچ علاقهای به صحبت درباره سعیده و خانوادهاش ندارم چراکه پیش از ازدواج من و سحر، برادر سعیده خواستگار سحر بود و سعیده نیز دیگر در ایران حضور نداشت. به همین علت، من دلیلی برای ادامه ارتباط سعیده و سحر نمیدیدم.»
ایمان در ادامه اعترافاتش گفت: «سحر وقتی عصبانی میشد دیگر قابلکنترل نبود. من نیز به همین علت سعی میکردم با او جروبحث نکنم اما زمانیکه موضوع سعیده و خانوادهاش را مطرح کرد، در یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم و شروع به مشاجره لفظی با او کردم. سحر قصد داشت در ماشین سروصدا راه بیندازد من نیز برای ساکتکردن او، گلویش را گرفتم و فشار دادم اما ناگهان متوجه شدم سحر دیگر نفس نمیکشد و او را خفه کردهام.»
ایمان درباره آتشزدن جسد همسرش به کارآگاهان گفت: «بسیار ترسیده بودم. درحالیکه جسد سحر روی صندلی بود، سراسیمه به سمت اتوبان آزادگان مسیر جنوببهشمال حرکت کردم و متوجه جاده خاکی در حاشیه اتوبان شدم. پس از ورود به جاده خاکی، گودالی را پیدا کردم که بهنظر میرسید در آنجا در حال ساختن چیزی شبیه به کانال هستند. جسد را در تاریکی شب از ماشین خارج و داخل گودال پرتاب کردم و بهسرعت از محل دور شدم. ساعت ششصبح روز بعد مقداری بنزین تهیه کردم و مجددا به همان گودال رفتم. اینبار جسد را آتش زدم و از محل فرار کردم. پس از آن، ساعت هشتصبح به در منزل خانواده سحر رفتم و با آنها راهی دادسرا شدم تا پرونده مفقودشدن او را پیگیری کنیم.»
ایمان درباره طرح داستان خرید دارو از داروخانه نیز به کارآگاهان گفت: «سحر و خانوادهاش ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتند و اگر روزی همدیگر را نمیدیدند، چندبار تلفنی با هم صحبت میکردند. اطمینان داشتم آنها بهزودی نگران غیبت سحر خواهند شد. به همین علت ساعت ٢٠:٣٠ روز قتل به داروخانهای در خیابان امیرکبیر رفتم و مقداری دارو خریدم تا در زمان تحقیقات پلیس بتوانم داستان خودم را درباره مراجعه به داروخانه و ناپدیدشدن سحر ثابت کنم.»
متهم درباره ناپدیدشدن خودش نیز توضیح داد: «چندساعت پس از طرح شکایت در خصوص مفقودشدن سحر تصمیم به فرار گرفتم. به همین علت، بدوناطلاع هیچکس از تهران خارج شدم و به گیلان رفتم. آنجا خانهای را اجاره کردم. تصمیم داشتم به فرار ادامه دهم اما پس از چندساعت، دچار عذاب وجدان شدیدی شدم. دیگر نمیتوانستم تحمل کنم. به این نتیجه رسیدم بهتر است به تهران برگردم و خودم را به پلیس معرفی کنم.»
ایمان در آخر اعترافاتش عنوان کرد: «من قصد کشتن همسرم را نداشتم. من واقعا همسرم را دوست داشتم و فکر میکنم او هم مرا دوست داشت. نمیدانم یک دعوای ساده چرا باید به اینجا کشیده شود. من با تمام وجود از کرده خود پشیمانم و آماده پذیرش هرحکمی هستم.»
سرهنگ آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تایید این خبر گفت: «با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت توسط مقام قضایی صادر شده و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار ادارهدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.»
تبلیغات متنی
-
پزشکیان: قدرت خرید مردم بهتر شده است!
-
غذای خوشمزه با گوشت و بادمجان که هر بار دلتان را میبرد
-
زمان بازگشایی گذرگاه رفح اعلام شد
-
ارتش آمریکا: ناو آبراهام لینکلن به خاورمیانه رسید
-
گزارشی از خنثی شدن حمله به سفارت اسرائیل در باکو
-
تقلید نخستوزیر انگلیس از مکرون جلبتوجه کرد
-
دانشگاه علم و صنعت هم میزبان پارچهنوشت مشهور شد
-
ترفند سایت شهرداری برای کاهش آلودگی هوای تهران!
-
ترکیب استقلال مقابل استقلال خوزستان اعلام شد
-
نتانیاهو: حمله احتمالی ایران به اسرائیل، اشتباه بزرگی است
-
این ۲۳ بیماری پشت سردردهای میگرنی پنهان است
-
رونمایی از کمپ تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶
-
پاسخ ایران به شروط آمریکا تقریبا مشخص شد
-
بلاتر خواستار تحریم جام جهانی شد
-
دوربین تلفن همراه نتانیاهو جنجال به پا کرد
-
ارتش آمریکا: ناو آبراهام لینکلن به خاورمیانه رسید
-
ترفند سایت شهرداری برای کاهش آلودگی هوای تهران!
-
نتانیاهو: حمله احتمالی ایران به اسرائیل، اشتباه بزرگی است
-
پاسخ ایران به شروط آمریکا تقریبا مشخص شد
-
قیمت شیر برای چندمین بار گران شد
-
صادرات برق ایران به عراق متوقف شد
-
دسترسی اینترنتی ایرانیها به سطح ۲ میرسد
-
بورس ۱۰۳ هزار واحد دیگر ریخت
-
محمد فاضلی: ما شکست خوردیم
-
منشا صدای شلیک و انفجار در پارچین مشخص شد
-
نشانهها میگویند اینترنت حالا حالاها وصل نخواهد شد!
-
قیمت طلا و سکه رکوردهای جدیدی ثبت کرد
-
اختلاف نظر در دولت آمریکا برای حمله به ایران
-
محصولات ایرانخودرو ۵۰ درصد گران شد!
-
این بانک خصوصی در مسیر مشابه بانک آینده؟
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
اوج بارشها را مردم این مناطق تجربه خواهند کرد
-
فاصله دقیق ناو «آبراهام لینکلن» با ایران فاش شد
-
موضع غیرمنتظره خبرگزاری فارس درباره قطع اینترنت
-
میثاقی: شاید بازیهای استقلال سه بر صفر شود!
-
قیچی برگردان استثنایی یامال، زیباترین گل فصل اسپانیا
-
پیشبینی بارشهای پیدرپی در بهمنماه
-
شاید علیرضا دبیر خبر مهم دیروز را نشنیده باشد
-
اتمام حجت اوسمار با ستاره خارجی پرسپولیس
-
یاسر آسانی برای یک استقلالی، ماشین خرید
-
تلاش لحظه آخری پزشکیان برای به تعویق انداختن جنگ
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
-
گزارش جدید نت بلاکس از وضعیت اتصال اینترنت در ایران
-
پیغام دولت به جبلی و رفقا: خرجتان را دربیاورید
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
یک لحظه انعطاف نداشته باشی یا قاتل می شوی ویا مقتول چقدر خوب است بر اعصابمان مسلط باشیم .
چقدر غم انگیز. امان از کنترل نکردن خشم.
رووووواااااااااااااااااانی بهتر نبود این قضیه با لطافت حل میشد