رمزگشایی از قتل سرمایه دار بزرگ ایرانی
توطئه قتل یکی از سرشناسترین تجار ایرانی پس از گذشت سه سال پیش روی بازپرس جنایی تهران قرار گرفت.در حالی که تصور میرفت «محمدحسین کانجی» در بستر بیماری درگذشته است مدارکی به دست آمده که نشان میدهد این بازرگان بینالمللی به قتل رسیده است.
روزنامه ایران: توطئه قتل یکی از سرشناسترین تجار ایرانی پس از گذشت سه سال پیش روی بازپرس جنایی تهران قرار گرفت.در حالی که تصور میرفت «محمدحسین کانجی» در بستر بیماری درگذشته است مدارکی به دست آمده که نشان میدهد این بازرگان بینالمللی به قتل رسیده است.
مرگ در خاموشی
در سال ۱۳۸۹ محمدحسین کانجی با همسر و پسر ناتنیاش برای سرکشی به یکی از هتلهای خود راهی مشهد شد و در ۸۵ سالگی دچار سکته مغزی شده و به تهران بازگردانده شد.
وقتی ۴۸ ساعت بعد از بازگشت به تهران مرد ثروتمند به بیمارستان مهراد انتقال یافت، پزشکان متوجه شدند خانواده کانجی با وجود اینکه میتوانستند وی را در مشهد و بلافاصله پس از سکته مغزی به بیمارستان انتقال دهند اما با تأخیر اقدام به این کار کردهاند و کانجی به کما فرو رفته است.
تاجر سرشناس ایرانی با حالت کما در بیمارستان بستری شد و چون مشکلات تنفسی شدیدی داشت وی تحت عمل جراحی قرار گرفت و در حالی که لولهای در گلویش برای رفع مشکلات تنفسی قرار گرفته بود همسر و پسر خواندهاش با وجود بیهوشی کانجی وی را ترخیص کرده و با مهیا کردن سیسییوی خانگی کانجی را به خانهاش در زعفرانیه انتقال میدهند.
این تاجر چای و کنف در حالی که پرستاری شیفتی از بیمارستان و یک فیزیوتراپ مدام وی را تحت نظر داشتند در بیهوشی و کمای مطلق به سر میبرد و تنها به کنشهای سخت و دردناک واکنشهای کوچکی نشان میداد تا اینکه روز ۶ مردادماه سال ۹۰ به کام مرگ فرو میرود.
در حالی که تصور میرفت به خاطر سرشناس بودن کانجی در دنیای تجارت، هتلداری و اقدامات خیرخواهانه در ساخت مدارس و زائرسراها تشییع جنازه باشکوهی برای مرگ وی برگزار شود به خاطر نبود اطلاعرسانی همسر و پسر خواندهاش، کانجی در خاموشی به خاک سپرده میشود.
سفر وراث از پاکستان به ایران
محمدحسین کانجی در پاکستان خواهری داشت و وی وراث اصلی این تاجر به حساب میآمد.
این خواهر که در جریان سکته برادرش قرار گرفته بود در تماس با تهران جوابی قانعکننده در خصوص مرگ و ارثیه برادرش نمیگیرد و دو سال از مرگ کانجی نگذشته بود که این زن نیز در پاکستان میمیرد و از آنجایی که ۹ دختر و پسر داشت آنان که خود را وارث بخش اصلی داراییهای نجومی داییشان میبینند از پاکستان به ایران سفر میکنند.
با این اقدام وقتی خواهرزادههای مرد بازرگان خودشان به پرسوجو پرداختند به موارد مشکوکی برخوردند که نشان میداد داییشان با مرگ طبیعی و برخلاف گواهی فوت به خاطر کهولت سن نمرده است و همین کافی بود تا با وجود گذشت دو سال پرونده مرگ مشکوک تاجر سرشناس پیش روی بازپرس حسینپور در دادسرای امور جنایی تهران قرار گیرد.
تحقیقات جنایی
بازپرس پرونده پس از مطالعه پرونده بالینی محمدحسین کانجی در بیمارستان مهراد و روند سکته مغزی وی در مشهد و نحوه انتقال این تاجر به تهران برای رازگشایی از این معما به تحقیقات از شاهدان و مطلعان پرداخت.بازپرس جنایی که با یک معمای عجیب روبهرو شده بود ابتدا به بررسی شخصیت کانجی پرداخت و خود را در برابر یکی از تاجران بزرگ دنیا در زمینه چای و واردکننده کنف دید که تشییع جنازه بیسر و صدای وی میتوانست پررمز و راز باشد.
این شاخه تجسسی نشان داد کانجی صاحب شرکتهای بزرگی در ایران بود و همزمان سهامدار شرکتهای سرشناسی در سریلانکا و دوبی بود و در تهران، مشهد و چالوس دارای املاک و مستغلات نجومیای بود.
بدین ترتیب بازپرس با مرگ مرموز مردی روبهرو شد که از خیرین مدرسهساز، احداثکننده یتیمخانه و مؤسس بنیاد خیریهای به نام خانه زائران شاهخراسان بود که مسافرخانههایی در تهران، مشهد و قم را شامل میشود تا جایی که سفیر پاکستان در ایران به واسطه اقدامات انساندوستانه وی در سطح بینالملل نشان ستاره قائد اعظم در زمینه بشردوستی را در حضور کمال خرازی وزیر امورخارجه وقت به وی اهدا کرده بود.
ازدواج در ۷۰ سالگی
کانجی صاحب فرزندی نشده بود و در سن ۷۰ سالگی و اردیبهشت ماه سال ۷۴ با زنی که همسرش فوت کرده بود، ازدواج کرد و این در حالی بود که این زن چند فرزند داشت و پسرجوانش در امریکا زندگی میکرد.پس از ازدواج بود که پسرش از امریکا به ایران بازگشت و تحت حمایت جدی کانجی قرار گرفت.
این مرد که در غربت شرایط سختی را میگذراند در شرکت پدرخواندهاش اختیاراتی گرفت و با حمایت کانجی یکی از باشکوهترین مراسم عروسی را برای خود تدارک دید.بازپرس در تحقیق از شاهدان و مطلعان پی برد در زمان مرگ کانجی، همسر و پسرخواندهاش در سفر مشهد بودند و تنها عروس خانواده در خانه حضور داشته است.
اشکهای پنهان
بازپرس حسینپور که به دنبال سرنخی از وقوع یک قتل بود، در این شاخه تحقیقی به زنی با نام سکینه برخورد کرد وی مدت ۲۳ سال در یکی از شرکتهای کانجی کارکرده اما پس از مرگ وی بهطرز مرموزی اخراج شده بود.
سکینه وقتی در برابر بازپرس جنایی قرار گرفت، گفت: «من یک زن پاکستانی ایرانیتبار هستم و در ۲۳ سال کارم در اتاقی کنار دفتر اصلی «کانجی» حضور داشتم و به گفته خود وی من محرم رازش بودهام.»
وی افزود: «کانجی وقتی زنده بود هیچگاه به عملکرد من ایرادی وارد نکرد و با اعتماد به امانتداریام همیشه سپاسگزارم بود.
کانجی که به خاطر موفقیتهایش همیشه مردی سربلند بود بارها به خاطر رفتارهای پسر ناتنیاش نزدم گریه کرد و از ازدواج خود راضی نبود.شاهد بودم پسرناتنیاش را از روی دلسوزی به شرکتش پذیرفت و بزرگترین جشن عروسی را برایش مهیا کرد .»
وی افزود: «بعد از مرگ کانجی، آنها به جای اینکه پزشک معالج خود وی را بر بالینش ببرند از پزشک موردنظر خودشان استفاده کردند.»
سکینه گفت:آنها به من تهمت زدند که فاکتورهایی در شرکت را آتش زدهام یا آنها را در اختیار دیگران قرار دادهام سپس از من در دادسرای ناحیه ۳ تهران شکایت کردند و یک روز مأموران به شرکت آمده و مرا بازداشت کردند. در دادسرا بازپرس برایم وثیقه میلیاردی در نظر گرفت، چهار روز زندانی شدم تا توانستم وثیقه را تهیه کرده و آزاد شوم و دیدم از شرکتی که سالهای زیادی در آنجا کار کردهام اخراج شدهام و پسر ناتنی و مادرش مدیریت کامل همه داراییهای کانجی را برعهده گرفتهاند.
اسناد و مدارک
همزمان با تجسسهای بازپرس ویژه قتل در زمینه مرگ مشکوک تاجر سرشناس وقتی وراث اصلی ثروت کانجی متوجه اسناد و مدارک مرموزی شدند که در آن همه داراییهای داییشان یکی پس از دیگری و در زمانهای مختلف به نام پسر ناتنیاش، همسرش، عروس خانواده و حتی کودک آنها سند خورده بود در دادسرای ناحیه یک تهران به طرح شکایت مبنی بر تحصیل مال نامشروع دست زدند.
مرگ در خاموشی
در سال ۱۳۸۹ محمدحسین کانجی با همسر و پسر ناتنیاش برای سرکشی به یکی از هتلهای خود راهی مشهد شد و در ۸۵ سالگی دچار سکته مغزی شده و به تهران بازگردانده شد.
وقتی ۴۸ ساعت بعد از بازگشت به تهران مرد ثروتمند به بیمارستان مهراد انتقال یافت، پزشکان متوجه شدند خانواده کانجی با وجود اینکه میتوانستند وی را در مشهد و بلافاصله پس از سکته مغزی به بیمارستان انتقال دهند اما با تأخیر اقدام به این کار کردهاند و کانجی به کما فرو رفته است.
تاجر سرشناس ایرانی با حالت کما در بیمارستان بستری شد و چون مشکلات تنفسی شدیدی داشت وی تحت عمل جراحی قرار گرفت و در حالی که لولهای در گلویش برای رفع مشکلات تنفسی قرار گرفته بود همسر و پسر خواندهاش با وجود بیهوشی کانجی وی را ترخیص کرده و با مهیا کردن سیسییوی خانگی کانجی را به خانهاش در زعفرانیه انتقال میدهند.
این تاجر چای و کنف در حالی که پرستاری شیفتی از بیمارستان و یک فیزیوتراپ مدام وی را تحت نظر داشتند در بیهوشی و کمای مطلق به سر میبرد و تنها به کنشهای سخت و دردناک واکنشهای کوچکی نشان میداد تا اینکه روز ۶ مردادماه سال ۹۰ به کام مرگ فرو میرود.
در حالی که تصور میرفت به خاطر سرشناس بودن کانجی در دنیای تجارت، هتلداری و اقدامات خیرخواهانه در ساخت مدارس و زائرسراها تشییع جنازه باشکوهی برای مرگ وی برگزار شود به خاطر نبود اطلاعرسانی همسر و پسر خواندهاش، کانجی در خاموشی به خاک سپرده میشود.
سفر وراث از پاکستان به ایران
محمدحسین کانجی در پاکستان خواهری داشت و وی وراث اصلی این تاجر به حساب میآمد.
این خواهر که در جریان سکته برادرش قرار گرفته بود در تماس با تهران جوابی قانعکننده در خصوص مرگ و ارثیه برادرش نمیگیرد و دو سال از مرگ کانجی نگذشته بود که این زن نیز در پاکستان میمیرد و از آنجایی که ۹ دختر و پسر داشت آنان که خود را وارث بخش اصلی داراییهای نجومی داییشان میبینند از پاکستان به ایران سفر میکنند.
با این اقدام وقتی خواهرزادههای مرد بازرگان خودشان به پرسوجو پرداختند به موارد مشکوکی برخوردند که نشان میداد داییشان با مرگ طبیعی و برخلاف گواهی فوت به خاطر کهولت سن نمرده است و همین کافی بود تا با وجود گذشت دو سال پرونده مرگ مشکوک تاجر سرشناس پیش روی بازپرس حسینپور در دادسرای امور جنایی تهران قرار گیرد.
تحقیقات جنایی
بازپرس پرونده پس از مطالعه پرونده بالینی محمدحسین کانجی در بیمارستان مهراد و روند سکته مغزی وی در مشهد و نحوه انتقال این تاجر به تهران برای رازگشایی از این معما به تحقیقات از شاهدان و مطلعان پرداخت.بازپرس جنایی که با یک معمای عجیب روبهرو شده بود ابتدا به بررسی شخصیت کانجی پرداخت و خود را در برابر یکی از تاجران بزرگ دنیا در زمینه چای و واردکننده کنف دید که تشییع جنازه بیسر و صدای وی میتوانست پررمز و راز باشد.
این شاخه تجسسی نشان داد کانجی صاحب شرکتهای بزرگی در ایران بود و همزمان سهامدار شرکتهای سرشناسی در سریلانکا و دوبی بود و در تهران، مشهد و چالوس دارای املاک و مستغلات نجومیای بود.
بدین ترتیب بازپرس با مرگ مرموز مردی روبهرو شد که از خیرین مدرسهساز، احداثکننده یتیمخانه و مؤسس بنیاد خیریهای به نام خانه زائران شاهخراسان بود که مسافرخانههایی در تهران، مشهد و قم را شامل میشود تا جایی که سفیر پاکستان در ایران به واسطه اقدامات انساندوستانه وی در سطح بینالملل نشان ستاره قائد اعظم در زمینه بشردوستی را در حضور کمال خرازی وزیر امورخارجه وقت به وی اهدا کرده بود.
ازدواج در ۷۰ سالگی
کانجی صاحب فرزندی نشده بود و در سن ۷۰ سالگی و اردیبهشت ماه سال ۷۴ با زنی که همسرش فوت کرده بود، ازدواج کرد و این در حالی بود که این زن چند فرزند داشت و پسرجوانش در امریکا زندگی میکرد.پس از ازدواج بود که پسرش از امریکا به ایران بازگشت و تحت حمایت جدی کانجی قرار گرفت.
این مرد که در غربت شرایط سختی را میگذراند در شرکت پدرخواندهاش اختیاراتی گرفت و با حمایت کانجی یکی از باشکوهترین مراسم عروسی را برای خود تدارک دید.بازپرس در تحقیق از شاهدان و مطلعان پی برد در زمان مرگ کانجی، همسر و پسرخواندهاش در سفر مشهد بودند و تنها عروس خانواده در خانه حضور داشته است.
اشکهای پنهان
بازپرس حسینپور که به دنبال سرنخی از وقوع یک قتل بود، در این شاخه تحقیقی به زنی با نام سکینه برخورد کرد وی مدت ۲۳ سال در یکی از شرکتهای کانجی کارکرده اما پس از مرگ وی بهطرز مرموزی اخراج شده بود.
سکینه وقتی در برابر بازپرس جنایی قرار گرفت، گفت: «من یک زن پاکستانی ایرانیتبار هستم و در ۲۳ سال کارم در اتاقی کنار دفتر اصلی «کانجی» حضور داشتم و به گفته خود وی من محرم رازش بودهام.»
وی افزود: «کانجی وقتی زنده بود هیچگاه به عملکرد من ایرادی وارد نکرد و با اعتماد به امانتداریام همیشه سپاسگزارم بود.
کانجی که به خاطر موفقیتهایش همیشه مردی سربلند بود بارها به خاطر رفتارهای پسر ناتنیاش نزدم گریه کرد و از ازدواج خود راضی نبود.شاهد بودم پسرناتنیاش را از روی دلسوزی به شرکتش پذیرفت و بزرگترین جشن عروسی را برایش مهیا کرد .»
وی افزود: «بعد از مرگ کانجی، آنها به جای اینکه پزشک معالج خود وی را بر بالینش ببرند از پزشک موردنظر خودشان استفاده کردند.»
سکینه گفت:آنها به من تهمت زدند که فاکتورهایی در شرکت را آتش زدهام یا آنها را در اختیار دیگران قرار دادهام سپس از من در دادسرای ناحیه ۳ تهران شکایت کردند و یک روز مأموران به شرکت آمده و مرا بازداشت کردند. در دادسرا بازپرس برایم وثیقه میلیاردی در نظر گرفت، چهار روز زندانی شدم تا توانستم وثیقه را تهیه کرده و آزاد شوم و دیدم از شرکتی که سالهای زیادی در آنجا کار کردهام اخراج شدهام و پسر ناتنی و مادرش مدیریت کامل همه داراییهای کانجی را برعهده گرفتهاند.
اسناد و مدارک
همزمان با تجسسهای بازپرس ویژه قتل در زمینه مرگ مشکوک تاجر سرشناس وقتی وراث اصلی ثروت کانجی متوجه اسناد و مدارک مرموزی شدند که در آن همه داراییهای داییشان یکی پس از دیگری و در زمانهای مختلف به نام پسر ناتنیاش، همسرش، عروس خانواده و حتی کودک آنها سند خورده بود در دادسرای ناحیه یک تهران به طرح شکایت مبنی بر تحصیل مال نامشروع دست زدند.
تبلیغات متنی
-
شکار پهپاد پنهانکار روی عرشه ناو هواپیمابر
-
شهرآوردی برای درمان بیخوابی؛ توپچیها فینالیست شدند
-
بیانیه اتحادیه عرب درباره جنگ احتمالی در ایران
-
اینترنت هنوز به شرایط عادی بازنگشته است
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
گلزن پرسپولیس، تنها نامزد مایکل برای بوندسلیگا!
-
تصویری از ملاقات وینیسیوس و کیم کارداشیان در پاریس!
-
بگذارید هنرمندان از درد مردم حرف بزنند
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
دعوت رسمی نتانیاهو از آذربایجان خبرساز شد
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
ستاره پرسپولیسی یاغی شد!
-
دانشمندان راز بازگشت جوانی را کشف کردند
-
توضیحات مهم وزارت خارجه درباره محل مذاکره با آمریکا
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
روسیه برای یکسره شدن توافق ایران و آمریکا بسته پیشنهادی داد
-
ارتباط ایران با پهپاد ارسالی بر فراز ناو آمریکا قطع شد
-
گزارشی از احتمال انتقال پیام رهبر انقلاب به پوتین توسط لاریجانی
-
مالزی نفتکشهای توقیفی منتسب به ایران را آزاد کرد
-
سکوت هادی چوپان درباره وقایع اخیر شکست
-
نتانیاهو پیش از آغاز مذاکرات، درباره ایران به آمریکا هشدار داد
-
پیغام کاخ سفید درباره مذاکرات بعد از تنش ساعات پیش
-
ایران با کشور همسایه وارد یک معامله عجیب شد
-
یک روایت از علت درخواست ایران برای تغییر محل مذاکره
-
پیغام تلخ علی نصیریان به مردم در تولد ۹۱ سالگیاش
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بیچاره کانجی
پولداری هم دردسر داره هااااا
شبيه سريال هاي تلويزيونه
آخرشش؟؟؟؟؟
خوب اخرش کجا رسید ؟
آينه عبرت براي خيلي ها.
نکته اخلاقی! عمو 70سال مجردبودی.خودت دنبال شرمیگشتی دیگه! آخه زن گرفتنت تو 70سالگی چی بود؟ضمنا یه زن بدون بچه میگرفتی!خدارحمتت کنه.
پول برای خوشبختی شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست.
یعنی ادم برای خوشبخت بودن به پول نیاز دارد ولی اینطور نیست که هر کسی که پول زیادی دارد حتما خوشبخت است.