کودک ۲ساله قربانی شکنجه وحشیانه +عکس
کودکی ۲ ساله که توسط یک مرد کارتنخواب در میان زبالهها بیهوش پیدا شده بود، با تلاش پزشکان بیمارستان شهدای تجریش در شمال تهران زنده ماند.
جام جم: کودکی ۲ ساله که توسط یک مرد کارتنخواب در میان زبالهها بیهوش پیدا شده بود، با تلاش پزشکان بیمارستان شهدای تجریش در شمال تهران زنده ماند.
این در حالی است که پزشکان نظر دادند او بارها شکنجه و سوزانده شده است.
روز هفتم بهمنماه مرد بیخانمانی در شرق تهران در جستجوی غذا از میان زبالهها بود که چشمش به پسری خردسال افتاد. او چند بار کودک خردسال را تکان داد تا بیدار شود اما کودک بیهوش بود.
مرد که به شدت ترسیده بود، خواست از آن محل فرار کند، اما چهره معصومانه پسر کوچولو مانع از این کار شد. او را بغل گرفت و پس از طی مسافتی به بیمارستان الغدیر رساند و از پرستاران برای نجات این کودک، کمک خواست. پرستاران اورژانس بلافاصله کودک را به بخش مراقبتهای ویژه منتقل کردند و تلاش برای نجات او آغاز شد.
در پی این موضوع، مسوولان بیمارستان در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ و اورژانس اجتماعی، ماجرا را گزارش کردند و مانع از خروج مردی شدند که کودک را به بیمارستان رسانده بود.
ماموران کلانتری و مددکاران اورژانس اجتماعی با حضور در بیمارستان در تحقیق از این مرد متوجه شدند، او کودک را از میان زبالهها پیدا کرده و به بیمارستان آورده است.
در مرحله بعد معلوم شد آثار سوختگی و کبودی بسیاری در بدن پسر کوچولو دیده میشود و نشان میدهد او بارها شکنجه شده و ضربه سختی به سرش اصابت کرده و احتمال دادند او از بلندی سقوط کرده است.
کودک آسیب دیده پس از یک روز برای ادامه درمان به بیمارستان شهدای تجریش تهران منتقل شد.پسر خردسال که بر اثر اصابت به ناحیه سرش همچنان بیهوش بود، سرانجام با تلاش پزشکان پس از ۴ روز در حالی که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد، در بخش مراقبتهای ویژه به هوش آمد.
ردپای یک زن به عنوان تنها مظنون
در حالی که تحقیق برای مشخص شدن هویت پسر کوچولو و یافتن خانوادهاش آغاز شده بود، یکی از مسوولان بیمارستان الغدیر با پلیس تماس گرفت و خبر داد، زنی که خود را عمه این کودک معرفی کرده، به بیمارستان آمده و ساعاتی بعد ناپدید شده است.
در ادامه تحقیقات معلوم شد چند روز پس از انتقال پسر کوچولو به بیمارستان شهدای تجریش، زنی به بیمارستان الغدیر مراجعه کرده و با معرفی خود به عنوان عمه کودک، اطلاعاتی درباره او به مسوولان بیمارستان ارائه کرده است. او گفته است این کودک علی نام داشته و ۲ ساله است.
همچنین عنوان کرده والدین علی معتاد بوده و در حال حاضر در زندان به سر میبرند. او گفته بود در این مدت از علی نگهداری میکرده تا این که روز حادثه پس از بازگشت به خانه متوجه غیبت کودک شده است و پس از جستجوی فراوان همسایهها گفتهاند او از بالکن خانه به پایین سقوط کرده، اما نمیدانند چه کسی او را با خود برده است.
در این هنگام وقتی مسوولان بیمارستان از او مدرک هویتی خواستهاند به یکباره فرار کرده است.
به این ترتیب با اطلاعات به دست آمده، جستجو برای یافتن زن غریبه که ادعا میکرده عمه کودک آسیبدیده بوده، آغاز شده است تا راز این کودکآزاری فاش شود.
روز گذشته خبرنگار ما با مراجعه به بیمارستان شهدای تجریش تهران به ملاقات علی رفت:
در انتهای بخش اطفال بیمارستان، علی در اتاقی که ۴ تخت دارد، آرام روی تخت سوم نشسته و فقط نیم نگاهی به ماشین کوچولو و خرس قهوهایرنگش میاندازد.
نزدیکتر شدم، اما ترسید و خودش را روی تخت جمع و جور کرد. وقتی دستم را روی سرش کشیدم و دستانش را بوسیدم، به آرامی لبخند زد. نامش را که صدا زدم، دوباره خندید.
وقتی گفتم مامانت کو، بابات کو، ریز خندید و گفت: خاله، سفر سفر. پس عمه کو. در همین موقع با وحشت به اطراف نگاه کرد. میترسید حرفی بزند. کمی آرامش کردم و دوباره صورت کوچولویش را بوسیدم.
دستم را به آرامی گرفت و عروسکش را به من داد. چند بار دیگر که اسمش را صدا زدم، خندید اما چشمانش پر از غصه بود. هیچکس نمیدانست چه کسی و چرا بدن نحیف علی کوچولو را شکنجه کرده است؟
در حالی که علی با اسباب بازیهایش بازی میکرد، او را با دنیای کودکیاش تنها گذاشتم و از اتاق بیرون آمدم.
این در حالی است که پزشکان نظر دادند او بارها شکنجه و سوزانده شده است.
روز هفتم بهمنماه مرد بیخانمانی در شرق تهران در جستجوی غذا از میان زبالهها بود که چشمش به پسری خردسال افتاد. او چند بار کودک خردسال را تکان داد تا بیدار شود اما کودک بیهوش بود.
مرد که به شدت ترسیده بود، خواست از آن محل فرار کند، اما چهره معصومانه پسر کوچولو مانع از این کار شد. او را بغل گرفت و پس از طی مسافتی به بیمارستان الغدیر رساند و از پرستاران برای نجات این کودک، کمک خواست. پرستاران اورژانس بلافاصله کودک را به بخش مراقبتهای ویژه منتقل کردند و تلاش برای نجات او آغاز شد.
در پی این موضوع، مسوولان بیمارستان در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ و اورژانس اجتماعی، ماجرا را گزارش کردند و مانع از خروج مردی شدند که کودک را به بیمارستان رسانده بود.
ماموران کلانتری و مددکاران اورژانس اجتماعی با حضور در بیمارستان در تحقیق از این مرد متوجه شدند، او کودک را از میان زبالهها پیدا کرده و به بیمارستان آورده است.
در مرحله بعد معلوم شد آثار سوختگی و کبودی بسیاری در بدن پسر کوچولو دیده میشود و نشان میدهد او بارها شکنجه شده و ضربه سختی به سرش اصابت کرده و احتمال دادند او از بلندی سقوط کرده است.
کودک آسیب دیده پس از یک روز برای ادامه درمان به بیمارستان شهدای تجریش تهران منتقل شد.پسر خردسال که بر اثر اصابت به ناحیه سرش همچنان بیهوش بود، سرانجام با تلاش پزشکان پس از ۴ روز در حالی که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد، در بخش مراقبتهای ویژه به هوش آمد.
ردپای یک زن به عنوان تنها مظنون
در حالی که تحقیق برای مشخص شدن هویت پسر کوچولو و یافتن خانوادهاش آغاز شده بود، یکی از مسوولان بیمارستان الغدیر با پلیس تماس گرفت و خبر داد، زنی که خود را عمه این کودک معرفی کرده، به بیمارستان آمده و ساعاتی بعد ناپدید شده است.
در ادامه تحقیقات معلوم شد چند روز پس از انتقال پسر کوچولو به بیمارستان شهدای تجریش، زنی به بیمارستان الغدیر مراجعه کرده و با معرفی خود به عنوان عمه کودک، اطلاعاتی درباره او به مسوولان بیمارستان ارائه کرده است. او گفته است این کودک علی نام داشته و ۲ ساله است.
همچنین عنوان کرده والدین علی معتاد بوده و در حال حاضر در زندان به سر میبرند. او گفته بود در این مدت از علی نگهداری میکرده تا این که روز حادثه پس از بازگشت به خانه متوجه غیبت کودک شده است و پس از جستجوی فراوان همسایهها گفتهاند او از بالکن خانه به پایین سقوط کرده، اما نمیدانند چه کسی او را با خود برده است.
در این هنگام وقتی مسوولان بیمارستان از او مدرک هویتی خواستهاند به یکباره فرار کرده است.
به این ترتیب با اطلاعات به دست آمده، جستجو برای یافتن زن غریبه که ادعا میکرده عمه کودک آسیبدیده بوده، آغاز شده است تا راز این کودکآزاری فاش شود.
روز گذشته خبرنگار ما با مراجعه به بیمارستان شهدای تجریش تهران به ملاقات علی رفت:
در انتهای بخش اطفال بیمارستان، علی در اتاقی که ۴ تخت دارد، آرام روی تخت سوم نشسته و فقط نیم نگاهی به ماشین کوچولو و خرس قهوهایرنگش میاندازد.
نزدیکتر شدم، اما ترسید و خودش را روی تخت جمع و جور کرد. وقتی دستم را روی سرش کشیدم و دستانش را بوسیدم، به آرامی لبخند زد. نامش را که صدا زدم، دوباره خندید.
وقتی گفتم مامانت کو، بابات کو، ریز خندید و گفت: خاله، سفر سفر. پس عمه کو. در همین موقع با وحشت به اطراف نگاه کرد. میترسید حرفی بزند. کمی آرامش کردم و دوباره صورت کوچولویش را بوسیدم.
دستم را به آرامی گرفت و عروسکش را به من داد. چند بار دیگر که اسمش را صدا زدم، خندید اما چشمانش پر از غصه بود. هیچکس نمیدانست چه کسی و چرا بدن نحیف علی کوچولو را شکنجه کرده است؟
در حالی که علی با اسباب بازیهایش بازی میکرد، او را با دنیای کودکیاش تنها گذاشتم و از اتاق بیرون آمدم.
تبلیغات متنی
-
از دیوارنگاره جدید میدان ولیعصر رونمایی شد
-
شوک جدید به دارندگان پراید؛ قیمت عجیب لاستیک اعلام شد
-
افشاگری رویترز از مفاد توافق آمریکا و عربستان
-
روایت خبرگزاری فارس از دستگیری رشید مظاهری
-
مجری مشهور به آنتن صداوسیما بازگشت
-
دیدار وزیران کشور ایران و پاکستان در تهران
-
قیمت عجیب کیسه فریزر کاربران را شوکه کرد
-
انعطاف محدود آمریکا در مذاکرات با ایران
-
مهدی رسولی: من موشک هایپرسونیک هستم!
-
افزایش ۵۰۰هزار تومانی کالابرگ منتفی است؟
-
قتل زن جوان با دارو توسط مرد متاهل
-
اتفاق بیسابقه در بازار لوازم خانگی
-
راهکار جالب مرد ایرانی برای فرار از دعوا با همسرش!
-
اعضای کنست به انحلال آن رأی دادند
-
سرمربی جدید تیم ملی ایتالیا مشخص شد
-
افشاگری رویترز از مفاد توافق آمریکا و عربستان
-
روایت خبرگزاری فارس از دستگیری رشید مظاهری
-
انعطاف محدود آمریکا در مذاکرات با ایران
-
عربستان برای عراق پیام تهدیدآمیز فرستاد
-
گوشت دو میلیونی، مردم را به آغوش سویا هل داد
-
تماس دراماتیک ترامپ و نتانیاهو درباره ایران
-
بیانیه مشترک چین و روسیه با محوریت ایران
-
برای بنزین اتفاق بدی افتاده که به ما نگفتهاید؟
-
پشتپرده آن شایعه عجیب و آمریکایی درباره احمدینژاد
-
لبنیات از این تاریخ دوباره گران خواهد شد
-
پای شطرنجباز معروف ایرانی حین مسابقه شطرنج شکست!
-
واکنش خواهر پژمان به خبر حکم شلاق برای برادرش
-
خانههایی در تهران که فقط برای بقا مناسب هستند
-
زمان و مدت حمله احتمالی آمریکا به ایران مشخص شد
-
خودکشی یک جنگزده در هتل لاله بحثبرانگیز شد
-
گزارش تصویری پرحرفوحدیث ایرنا ادیت شد
-
سنای آمریکا قطعنامه پایان جنگ ایران را تصویب کرد
-
چرخش معنادار چین علیه اقدام جنگی ایران
-
ترامپ تاریخ حمله به ایران را مشخص کرد
-
یک سریال ایرانی در حد غافلگیرکنندهای جذاب شده است
-
تنها تصاویر منتشرشده از پگاه آهنگرانی در کن
-
سه فرضیه پررنگ درباره تعویق حمله آمریکا به ایران
-
حکم شلاق برای پژمان جمشیدی صادر شد؟!
-
زمان و مدت حمله احتمالی آمریکا به ایران مشخص شد
-
گزارش اکسیوس از آخرین تحولات میان ایران و آمریکا
-
ادعای نیویورکتایمز درباره طرح آمریکا برای رهبری ایران
-
زیرنویس فوری شبکه خبر بعد از تصمیم امشب ترامپ
-
لفظ باورنکردنی یک رسانه برای اشکان خطیبی
-
خبر جدید یک منبع آگاه درباره گره بزرگ در مذاکرات
-
پشتپرده آن شایعه عجیب و آمریکایی درباره احمدینژاد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
خدای من قیافه این بچه رو آدم می بینه اشک توی چشاش جمع می شه. عزیزکم وای چقدر قلبم شکست. ):
واقعا خیلی بی رحمن اخه چطور دلشون میاد وقتی عکس علی کوچولو رو دیدم خیلی گریه کردم خدا لعنتشو کنه این جو ر ادما یه مشت حیوون بیشتر نیستن حیف اسم حیوون که روشون بذاری
خدا لعنتشون کنه انشاا... تو همین دنیا نتیجه عملشونو میبینن
علی باهات موافقم امیدوارم تو همین دنیا جزای عملشون رو ببینن
بعد اینکه رفته دیدنش آزار داشته خانواده ای که آزارش داد ن رو به یادش می اورده مامانت کو عمت کو
پاسخ ها
بله اگه روانی نبودن که با این طفل معصوم اینکارو نمیکردن
آدمیت مرده است گرجه آدم زنده است
این اتفاقات بر میگرده به والدین مخصوصا که 2سال داره.
یک نفر هست والدینش مردن؛ که یتیم شده . اما ینفر مثله این کودک بعدها متوجه میشه که زندن اما نیستن!!!
بخدا خیلی سخته!!
elahi bemiram bahash chikar kardan
در حال حاضر مطمئنا خيلي از خانواده ها هستند كه حاضر به قبول مسوليت اين كودك هستند. پيدا كردن خانواده اين كودك چه فايدهاي دارد؟ بر فرض كه پيدا شود. 1-عمه محكوم شده به پرداخت جريمه يا زندان كه خود باعث مي شود خانواده عمه از هم بپاشد،و يك معضل اجتماعي شديد تر ايجاد شود.و يا به آغوش خانواده پدر ومادر معتاد زندان رفته باز گردد.وخود تبديل به يك معضل اجتماعي گرددو شايد يكي از همين قاتل ها يا متجاوزين يا سارقين و... گردد. در هر حال و با توجه به بودجه محدود مراكز بهزيستي از يك سو و تكرار پذيري اين گونه حوادث پيشنهاد مي شود تا ،نظر سنجي صورت بگيرد، وبر اساس خرد جمعي و نظرات مردم بهترين شيوه وتسهيل ترين راه ممكن را به قانون گذاران پيشنهاد شود.تا در واگذاري اين كودكان به خانواده داراي شرايط فرهنگي ،اجتماعي و اقتصادي مناسب محدودتي وجود نداشته باشد.
پاسخ ها
ممنون امیر جان از توضیحات زیبایت ،
با ایده شما موافق هستم .
کاملا باهاتون موافقم امیرخان. متاسفانه مراکز بهزیستی خیلی سخت می گیرن که البته تا حدودی هم لازم است و منطقی به نظر می رسد. ولی در نهایت خیلی متاثر شدم و امیدوارم حداقل در این مورد تصمیم درستی گرفته شود.
ممنون از نظر خوب شما آقا امیر.کاملاً درست فرمودین.امید به اینکه مسئولان نیز اینگونه فکر و درایتی داشته باشن.
khodayaaaaaaaaaaaaaaaaaaa daram divune misham eshala bemiran be ruze siyah bioftan dasteshun cholag beshe khodaya ma darim be chi tabdil mishim sad rahmat be heyvun ...........khodaya harchi zaleme az ru zamin mahvesh kon
inghadr motasef shodam ke ba khodam migam mage emkan dare kasi ba ye bache in raftaro dashte bashe hata ye kafar delesh nemiyad injori bashe
تنم لرزید به خدا
الهی بمیرم براش خداکنه هرچه زودترخوب بشه {خدایا} {خداوندا} تقاص این طفل معصوم وازاونایی که این بچه روبه این روز انداختن بگیر
حیوون...
یعنی یه آدم چقدر میتونه سنگ دل باشه.خدا کنه ضربه روحی که الان بهش وارد شده فرداها تو زندگیش تآثیر نزاره.فقط یه زندگی جدید با آدمای جدید میتونن آینده این بچه معصوم و عوض کنن
salam faghat to yek kalame kholase migam vaghean vasashon moteasefam
kheyli ghamgin shodam ey kaashdar har zamani kasi behemoon ehtiaj dare zood be daddesh beresiim ma irani hastiiiiiiim