شكست حسن روحانی شكست كيست؟
عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: اين روزها مصادف با پانزدهمين سالگرد ترور ناجوانمردانه دوست عزيزمان آقاي حجاريان است، اميدواريم ايشان سالهاي سال نيز در ميان ما باشند و گرچه بعيد است سلامت جسمي ايشان به گذشته بازگردد ولي حداقل بايد دعا كنيم كه در همين حد باقي بمانند.
روزنامه اعتماد: عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: اين روزها مصادف با پانزدهمين سالگرد ترور ناجوانمردانه دوست عزيزمان آقاي حجاريان است، اميدواريم ايشان سالهاي سال نيز در ميان ما باشند و گرچه بعيد است سلامت جسمي ايشان به گذشته بازگردد ولي حداقل بايد دعا كنيم كه در همين حد باقي بمانند؛ ولي از بخت خوش اينكه قوه فكري ايشان به سلامت است و همچنان خواهد بود و به همين دليل هم گفتوگوهايش همچنان خواندني است.
ايشان گفتوگوي مفصلي که انجام داده كه به طور طبيعي در اين گفتوگو به موضوعات متنوعي اشاره شده است. در اين ميان برخي نكات آن برجستهتر شده و در ساير رسانهها نيز به صورت ناقص بازنشر يافته است كه ممكن است به دليل وجود برخي كلمات موجب سوء تعبير شود.
يك نكته مهم آن گفتوگو، درباره مشكلات پيش روي دولت روحاني است و گفتهاند كه: «روحاني چند ماه ديگر گرفتاريهاي عجيب وغريبي خواهد داشت؛ بيپولي، پروژههاي عمراني، اخراج كارگران، ناتواني در پرداخت يارانه، حتي بخشي از حقوق كارمندان و...». سپس در جاي ديگري متذكر شدهاند كه «بايد از روحاني دفاع كنيم. چارهاي نداريم. ما از او حمايت كرديم تا رييسجمهور شود، حالا هم بايد حمايتش كنيم تا ادامه دهد.» و در ادامه در برابر اين سوال كه: و اگر شكست بخورد اصلاحطلبان هم شكست خوردهاند؟ پاسخ ميدهد كه: «نه. شكست روحاني شكست ما نيست. او اصلاحطلب نبوده است».
همچنين درباره اين سوال كه به نظر شما اصلاحطلبان الان دچار بحران استراتژي و راهبرد هستند، پاسخ ميدهد كه: «بله، تا حدودي هستند. در كل ميدانند چه بايد كرد اما نميدانند از چه طريقي.» تمام بحث اين يادداشت درباره اين چند بخش از گفتوگو است. به طور كلي ذهنيت موجود در پس اين گفتار كه شكست روحاني را شكست اصلاحطلبان نميداند، ناشي از همان فقدان راهبردي است كه در بخش ديگر سخنان جناب حجاريان وجود دارد.
در واقع چگونه ميتوان گفت نيرويي كه دچار بحران در راهبرد است، ميتواند نسبت خود را با دولت موجود بدان حد دقيق تعريف و مرزبندي كند كه با قاطعيت، شكست آن را شكست خود نداند؟ گروهي كه تا اين حد مرزبندي دارد، حتما راهبردي قابل فهم هم دارد. اين همه مرز كشيدن ميان اصلاحات و دولت و حتي حكومت، ناشي از فقدان راهبرد است، چون درك مشخصي از دلايل روي كار آمدن اين دولت وجود ندارد و به همين دليل است كه حمايت از آن را ناشي از اجبار و نه انتخاب ميداند. همچنين توضيح داده نميشود كه اگر نيرويي دچار بحران در راهبرد است به طوري كه حتي اختيار و اراده كافي براي خروج از اجبار سياسي ندارد، چگونه ميتوان به آينده آن اميدوار بود؟
واقعيت اين است كه مساله امروز ما در سطح سياست، مساله ملي و نه رقابتهاي جناحي و حزبي است و هنگامي كه مساله ملي است، شكست دولت و حكومت، شكست همه است و نه يك جناح مشخص. اينطور نيست كه بتوان جريده رفت و خود را از زير بار مسووليت رها كرد و با خوشخيالي مدعي شد كه شكست فلاني ربطي به ما ندارد زيرا كه ما از روي اجبار آن را انتخاب و حمايت كردهايم. هيچ كس اصلاحطلبان را مجبور نكرده بود كه از كسي حمايت يا او را انتخاب كنند. اصولا به كار بردن چنين استدلالي براي نيروي سياسي كه خود را پيشرو ميداند، متناقضنماست.
نيرويي كه خود را سرآمد و پيشرو ميداند، در هر مقطعي به صورت غيرمسوولانه مدعي نفي انتخاب خود نميشود. جالب اينكه همه آنان وقتي بحث انتخاب دولت ميشود، خودشان را عامل پيروزي روحاني ميدانند و حتي خواهان حضور اصلاحطلبان هم در دولت ميشوند كه حضور هم دارند ولي وقتي كه موقع شكست ميشود، جاخالي ميدهند كه اين دولت ما نيست. كسي كه جلوي آنان را نگرفته، ميتوانستند دولت خودشان را بر سر كار آورند. اگر نتوانستند، قرار نيست كه ديگران جلوي نيروي سياسي مدعي پيشگامي و پيشرو بودن فرش قرمز پهن كنند و با سلام و صلوات آنان را به صندلي قدرت برسانند. البته آقاي حجاريان در جاي ديگر گفتوگوي خود بر فراتر از حزبي و گروهي بودن شكست و پيروزي روحاني تاكيد كردهاند ولي بخشهاي پيشين از سخنان وي زمينه سوءتعبير را فراهم ميكند.
مشكل گروههاي بيراهبرد اين است كه همهچيزهاي خوب را ميخواهند، يكجا هم ميخواهند، بدون آنكه به تبعات آنها ملزم باشند. هم ميخواهند آورنده روحاني محسوب شوند و هم مسووليتي را در شكستهاي احتمالي او نپذيرند. هم ميخواهند مسائل را در سطح ملي و فراجناحي مطرح كنند و هم ميخواهند هنگام تحليل، از منظر گروهي و جناحي ابراز عقيده كنند.
هم ميخواهند در همه سطوح قدرت حضور داشته باشند و هم اينكه همچنان فاصله خود را افزايش داده و مرزبنديها را شديد كنند. هم ميخواهند كارها درست شود و به نام آنان باشد، هم اينكه خود را در پيشبرد آن كارها منفعل معرفي كنند و در نهايت بگويند كه «نگذاشتند». كسي هم نيست كه بگويد اگر ميگذاشتند كه ديگر نيازي به اصلاحطلبان نبود.
آقاي حجاريان به درستي متذكر شدند كه اصلاحطلبان ميدانند چه بايد كرد اما نميدانند از چه طريقي بايد اقدام كرد. ولي نكته اينجاست كه كار اصلي سياستمداران همين بخش دوم است. خب اگر نميدانند از چه طريق اين كارها را انجام دهند، ديگر چه داعيهاي به عنوان يك نيروي سياسي در ميان است؟نكته مهم ديگري كه آقاي حجاريان گفتهاند اين است كه «روحاني اصلاحطلب نيست». اين گزاره اگر به معناي عضويت وي در گروه اصلاحطلبان است، قطعا درست است ولي اصلاحطلبي به معناي صفت رفتاري، سرقفلي كسي نيست و بر حسب اينكه هر فرد يا گروهي تا چه حد به پروژه اصلاحات كمك ميكند، بايد درباره او قضاوت كرد. چه بسا افرادي كه اصلاحطلب بوده باشند ولي در عمل خلاف آن رفتار كرده باشند و برعكس.
امروز پرونده اصلاحطلبي فراتر از چارچوب اصلاحطلباني است كه به قول آقاي حجاريان، از نظر راهبردي در بحران هستند. هر كس كه بتواند پرچم اين پروژه را بلند كند، بايد او را كمك كرد. به طور قطع كمكي كه دولت كنوني ميتواند به پروژه اصلاحطلبي كند، بسيار مهمتر از اقداماتي است كه برخي مدعيان اصلاحات درصدد انجامش هستند. شكست اين دولت در مرحله فعلي، شكست اصلاحات نيست چون اصلاحات در ميدان واقعي سياست حضور درخوري ندارد بلكه اين شكست در سطح ملي است. پس مبادا كه به اين پروژه كمك كنيم.
نكته آخر اينكه آقاي حجاريان به درستي اشاره ميكند كه «اصلاحات عملا با ضعفهايي كه آخر كار نشان داد، پلهاي پشت سر را خراب كرد. با آمدن احمدينژاد هم خيلي پلها خراب شد و به عقب رفتيم.» پرسشي كه در اين ميان بايد طرح كرد اين است كه آيا اكنون و پس از خراب شدن پلها به اين گزاره رسيدهايم يا همان زماني كه اين پلها تخريب ميشد و در بازي ديگران افتاديم چنين دامي را حس كرديم؟ اگر الان فهميده ايم پس ايراد اصلي به درك نادرست ما از اين فرآيند است كه اين درك نادرست ميتواند كماكان وجود داشته باشد ولي اگر آن زمان متوجه شديم چرا همان زمان براي جلوگيري از عوارض بيشتر، اين خطر را گوشزد و بيان نكرديم؟ از اين بدتر اينكه شايد آن زمان هم گفته شد در حالي كه فرصت شنيدن را از خود سلب كرديم. در هر دو صورت در اين زمينه مسووليت سياسي وجود دارد كه بايد در برابر آن پاسخگو باشيم.
ايشان گفتوگوي مفصلي که انجام داده كه به طور طبيعي در اين گفتوگو به موضوعات متنوعي اشاره شده است. در اين ميان برخي نكات آن برجستهتر شده و در ساير رسانهها نيز به صورت ناقص بازنشر يافته است كه ممكن است به دليل وجود برخي كلمات موجب سوء تعبير شود.
يك نكته مهم آن گفتوگو، درباره مشكلات پيش روي دولت روحاني است و گفتهاند كه: «روحاني چند ماه ديگر گرفتاريهاي عجيب وغريبي خواهد داشت؛ بيپولي، پروژههاي عمراني، اخراج كارگران، ناتواني در پرداخت يارانه، حتي بخشي از حقوق كارمندان و...». سپس در جاي ديگري متذكر شدهاند كه «بايد از روحاني دفاع كنيم. چارهاي نداريم. ما از او حمايت كرديم تا رييسجمهور شود، حالا هم بايد حمايتش كنيم تا ادامه دهد.» و در ادامه در برابر اين سوال كه: و اگر شكست بخورد اصلاحطلبان هم شكست خوردهاند؟ پاسخ ميدهد كه: «نه. شكست روحاني شكست ما نيست. او اصلاحطلب نبوده است».
همچنين درباره اين سوال كه به نظر شما اصلاحطلبان الان دچار بحران استراتژي و راهبرد هستند، پاسخ ميدهد كه: «بله، تا حدودي هستند. در كل ميدانند چه بايد كرد اما نميدانند از چه طريقي.» تمام بحث اين يادداشت درباره اين چند بخش از گفتوگو است. به طور كلي ذهنيت موجود در پس اين گفتار كه شكست روحاني را شكست اصلاحطلبان نميداند، ناشي از همان فقدان راهبردي است كه در بخش ديگر سخنان جناب حجاريان وجود دارد.
در واقع چگونه ميتوان گفت نيرويي كه دچار بحران در راهبرد است، ميتواند نسبت خود را با دولت موجود بدان حد دقيق تعريف و مرزبندي كند كه با قاطعيت، شكست آن را شكست خود نداند؟ گروهي كه تا اين حد مرزبندي دارد، حتما راهبردي قابل فهم هم دارد. اين همه مرز كشيدن ميان اصلاحات و دولت و حتي حكومت، ناشي از فقدان راهبرد است، چون درك مشخصي از دلايل روي كار آمدن اين دولت وجود ندارد و به همين دليل است كه حمايت از آن را ناشي از اجبار و نه انتخاب ميداند. همچنين توضيح داده نميشود كه اگر نيرويي دچار بحران در راهبرد است به طوري كه حتي اختيار و اراده كافي براي خروج از اجبار سياسي ندارد، چگونه ميتوان به آينده آن اميدوار بود؟
واقعيت اين است كه مساله امروز ما در سطح سياست، مساله ملي و نه رقابتهاي جناحي و حزبي است و هنگامي كه مساله ملي است، شكست دولت و حكومت، شكست همه است و نه يك جناح مشخص. اينطور نيست كه بتوان جريده رفت و خود را از زير بار مسووليت رها كرد و با خوشخيالي مدعي شد كه شكست فلاني ربطي به ما ندارد زيرا كه ما از روي اجبار آن را انتخاب و حمايت كردهايم. هيچ كس اصلاحطلبان را مجبور نكرده بود كه از كسي حمايت يا او را انتخاب كنند. اصولا به كار بردن چنين استدلالي براي نيروي سياسي كه خود را پيشرو ميداند، متناقضنماست.
نيرويي كه خود را سرآمد و پيشرو ميداند، در هر مقطعي به صورت غيرمسوولانه مدعي نفي انتخاب خود نميشود. جالب اينكه همه آنان وقتي بحث انتخاب دولت ميشود، خودشان را عامل پيروزي روحاني ميدانند و حتي خواهان حضور اصلاحطلبان هم در دولت ميشوند كه حضور هم دارند ولي وقتي كه موقع شكست ميشود، جاخالي ميدهند كه اين دولت ما نيست. كسي كه جلوي آنان را نگرفته، ميتوانستند دولت خودشان را بر سر كار آورند. اگر نتوانستند، قرار نيست كه ديگران جلوي نيروي سياسي مدعي پيشگامي و پيشرو بودن فرش قرمز پهن كنند و با سلام و صلوات آنان را به صندلي قدرت برسانند. البته آقاي حجاريان در جاي ديگر گفتوگوي خود بر فراتر از حزبي و گروهي بودن شكست و پيروزي روحاني تاكيد كردهاند ولي بخشهاي پيشين از سخنان وي زمينه سوءتعبير را فراهم ميكند.
مشكل گروههاي بيراهبرد اين است كه همهچيزهاي خوب را ميخواهند، يكجا هم ميخواهند، بدون آنكه به تبعات آنها ملزم باشند. هم ميخواهند آورنده روحاني محسوب شوند و هم مسووليتي را در شكستهاي احتمالي او نپذيرند. هم ميخواهند مسائل را در سطح ملي و فراجناحي مطرح كنند و هم ميخواهند هنگام تحليل، از منظر گروهي و جناحي ابراز عقيده كنند.
هم ميخواهند در همه سطوح قدرت حضور داشته باشند و هم اينكه همچنان فاصله خود را افزايش داده و مرزبنديها را شديد كنند. هم ميخواهند كارها درست شود و به نام آنان باشد، هم اينكه خود را در پيشبرد آن كارها منفعل معرفي كنند و در نهايت بگويند كه «نگذاشتند». كسي هم نيست كه بگويد اگر ميگذاشتند كه ديگر نيازي به اصلاحطلبان نبود.
آقاي حجاريان به درستي متذكر شدند كه اصلاحطلبان ميدانند چه بايد كرد اما نميدانند از چه طريقي بايد اقدام كرد. ولي نكته اينجاست كه كار اصلي سياستمداران همين بخش دوم است. خب اگر نميدانند از چه طريق اين كارها را انجام دهند، ديگر چه داعيهاي به عنوان يك نيروي سياسي در ميان است؟نكته مهم ديگري كه آقاي حجاريان گفتهاند اين است كه «روحاني اصلاحطلب نيست». اين گزاره اگر به معناي عضويت وي در گروه اصلاحطلبان است، قطعا درست است ولي اصلاحطلبي به معناي صفت رفتاري، سرقفلي كسي نيست و بر حسب اينكه هر فرد يا گروهي تا چه حد به پروژه اصلاحات كمك ميكند، بايد درباره او قضاوت كرد. چه بسا افرادي كه اصلاحطلب بوده باشند ولي در عمل خلاف آن رفتار كرده باشند و برعكس.
امروز پرونده اصلاحطلبي فراتر از چارچوب اصلاحطلباني است كه به قول آقاي حجاريان، از نظر راهبردي در بحران هستند. هر كس كه بتواند پرچم اين پروژه را بلند كند، بايد او را كمك كرد. به طور قطع كمكي كه دولت كنوني ميتواند به پروژه اصلاحطلبي كند، بسيار مهمتر از اقداماتي است كه برخي مدعيان اصلاحات درصدد انجامش هستند. شكست اين دولت در مرحله فعلي، شكست اصلاحات نيست چون اصلاحات در ميدان واقعي سياست حضور درخوري ندارد بلكه اين شكست در سطح ملي است. پس مبادا كه به اين پروژه كمك كنيم.
نكته آخر اينكه آقاي حجاريان به درستي اشاره ميكند كه «اصلاحات عملا با ضعفهايي كه آخر كار نشان داد، پلهاي پشت سر را خراب كرد. با آمدن احمدينژاد هم خيلي پلها خراب شد و به عقب رفتيم.» پرسشي كه در اين ميان بايد طرح كرد اين است كه آيا اكنون و پس از خراب شدن پلها به اين گزاره رسيدهايم يا همان زماني كه اين پلها تخريب ميشد و در بازي ديگران افتاديم چنين دامي را حس كرديم؟ اگر الان فهميده ايم پس ايراد اصلي به درك نادرست ما از اين فرآيند است كه اين درك نادرست ميتواند كماكان وجود داشته باشد ولي اگر آن زمان متوجه شديم چرا همان زمان براي جلوگيري از عوارض بيشتر، اين خطر را گوشزد و بيان نكرديم؟ از اين بدتر اينكه شايد آن زمان هم گفته شد در حالي كه فرصت شنيدن را از خود سلب كرديم. در هر دو صورت در اين زمينه مسووليت سياسي وجود دارد كه بايد در برابر آن پاسخگو باشيم.
تبلیغات متنی
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
شهرداری تهران: از شنیدن صدای انفجار نترسید!
-
پوستر جدید صداوسیما توجهها را جلب کرد
-
دولت با حقوق ۱۸ میلیونی به خودش مدال افتخار داد
-
طرز تهیه اسپاگتی با سس ماست و دانه کاج
-
کاخ گلستان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
-
واکنش شهرداری تهران به سوختن بازارچه جنتآباد
-
ترافیک نیمهسنگین تا سنگین در محورهای شمال
-
جنگ تعرفهای دولت با خودروهای بنزینی
-
تصاویری از جشن نیمه شعبان در مشهد
-
حرکت قابلتقدیر بایرن مونیخ برای مردم ایران
-
ورود پژمان جمشیدی به جشنواره فجر ممنوع شد
-
رشیدپور منفجر شد: شما حتی عذرخواهی هم بلد نیستید!
-
افغانستانیها سالانه ۷ میلیارد دلار از ایران خارج میکنند!
-
رویترز: ایران فقط درباره مساله هستهای گفتوگو میکند
-
شهرداری تهران: از شنیدن صدای انفجار نترسید!
-
دولت با حقوق ۱۸ میلیونی به خودش مدال افتخار داد
-
کاخ گلستان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
-
حرکت قابلتقدیر بایرن مونیخ برای مردم ایران
-
ورود پژمان جمشیدی به جشنواره فجر ممنوع شد
-
رشیدپور منفجر شد: شما حتی عذرخواهی هم بلد نیستید!
-
افغانستانیها سالانه ۷ میلیارد دلار از ایران خارج میکنند!
-
ترامپ: جمعه بیواسطه با ایران مذاکره میکنیم!
-
مطهری: ایران و آمریکا به توافقات اولیه رسیدهاند
-
اولین تصویر از جسد سیف الاسلام قذافی
-
فریدونشهر اصفهان زیر بارش برف دفن شد
-
ویتکاف و نتانیاهو ۳ ساعت فقط درباره ایران حرف زدند
-
کنایه سنگین رسایی به معاون پزشکیان درباره صلح
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
الناز ملک: برای احترام به یکی از جانباختگان در جشنواره حاضر شدم!
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
پیروزی حسن روحانی پیروزی کیست ؟
حسن روحانی شکست ناپذیر است.