چند لحظه از زندگی یک صیاد غیرقانونی
دستان سرخش مثل چوب خشک شده است. انگشتانش را نمیتواند خم کند. گونههایش سرخ شده است. نوک بینیاش نقش دماسنجی را دارد که نشان میدهد انگار دما به پایینترین حد ممکن رسیده است. حرف که میزند انگار قلیانی پک زده و حجم انبوهی دود را به شکل بخار به هوا میفرستد.
اقتصاد نیوز: دستان سرخش مثل چوب خشک شده است. انگشتانش را نمیتواند خم کند. گونههایش سرخ شده است. نوک بینیاش نقش دماسنجی را دارد که نشان میدهد انگار دما به پایینترین حد ممکن رسیده است. حرف که میزند انگار قلیانی پک زده و حجم انبوهی دود را به شکل بخار به هوا میفرستد.
چکمهای سیاه و بلند به تن دارد که تا زانویش میرسد. شلوار و کاپشن بادگیری به تن دارد که وقتی در پایان کارش آنها را درمیآورد مشخص میشود لباسهای اصلیاش اینها نیستند. در زیر این شلوار سرمهایرنگ، شلوار سبزرنگ دیگری به تن دارد که به شلوارهای پلنگی (سربازی) معروف هستند. یک کاپشن دیگر هم زیر کاپشن بادگیر سرمهایاش پوشیده تا کمتر سرما را حس کند. با وجود همه این لباسها که به تن کرده یک مرد نحیف به نظر میرسد.
آخرین سالهای جوانیاش را سپری میکند. میگوید از دوران کودکی خود ماهیگیری کرده اما شغل اصلیاش کار در یکی از نهادهای دولتی است و حالا تنها بعد از ظهرها به آب میزند.
یک تیوب سیاه بزرگ را به کمک یک طناب به دوش کشیده است. یک پاروی چوبی کوچک هم به دست چپ دارد. میگوید تیوبش پر از بطریهای نوشابه خانواده است که کمک میکنند تیوب زیر آب نرود. با این حال وسط تیوب، توریای کشیده که داخل آن پر از توپهای پلاستکی قرمز و آبی است. میگوید با تیوب خیالش راحت است که اتفاقی نمیافتد. اما امواج دریا آنقدر خروشان است که هر کسی جرات نمیکند با قایقهای موتوری هم به این آب بزند.
خودش هم میگوید با همه اطمینانی که به این تیوبها هست اما چند ماه پیش یکی از دوستانش نتوانسته از امواج خروشان دریا جان سالم به در ببرد و در حین ماهیگیری جانش را از دست داده است.
کارش غیرقانونی است. خودش هم میگوید که از صیادان شیلات نیست و برای اینکه به او اجازه ماهیگیری بدهند به برخی از ماموران ناظر مبلغی را میدهد. اما این تنها ریسک کارش نیست. هر بار که میخواهد کارش را شروع کند میداند ممکن است آخرین لحظات زندگیاش باشد. برای همین در کنار تیوبش از یک آهن شبیه لنگر هم استفاده میکند تا قایق کوچک گردش بیشتر قابل اطمینان باشد.
سوار قایق تیوبیاش که میشود، چندان نیاز نیست که پارو بزند. قایق سوار بر موج حرکت میکند. امواج که به قایقش برخورد میکنند از شدت ضربه هر تکه از آبها به یک سمت پرت میشوند. با دستانش که دیگر فقط توان کشیدن تورها را دارند شروع به جمع کردن تورهایی میکند که چند ساعت پیش آنها را به کمک چند تکه چوب در یک منطقه خاص نصب کرده بود.
تور را که جمع میکند، چند ماهی لابه لای تورش میبیند. هنوز تعدادشان مشخص نیست اما به نظر میرسد تعدادشان هر چقدر که باشد مرد را ناراضی نمیکند. آرام آرام به سختی قایق را به سمت ساحل هدایت میکند. به ساحل که میرسد ماهیها را در گونی نارنجیاش میگذارد و تند تند به سمت توری دیگری میدود که در نزدیکی ساحل نصب کرده بود. میگوید: در فصل نزدیک به تخمریزی ماهیها، آنها به عمق آب نمیروند و اکنون کار صید نسبت به زمان تخمریزی آنها راحتتر است.
هر ساله از اواسط فروردینماه دیگر صید ماهیها به دلیل تخمریزی آنها غیرقانونی اعلام میشود و به نظر میرسد حتی همین صیادان بدون مجوز هم در فصول تخمریزی ماهیها دست از کار میکشند. با این حال به نظر میرسد هر روز اینجا تا پایان فصل ماهیگیری برای این صیادان ارزشمند است و آنها حتی روز تعطیل قبل از سیزده به در را هم نمیخواهند از دست بدهند.
کار مرد که تمام میشود دیگر شب شده است. لباسهای بادگیرش را در میآورد، چکمهاش را از پا میکند و کفش مشکی دیگری به پا میکند. ماهیهایش را در گونی میگذارد و میگوید که فردا صبح در بازار ماهیفروشان در کمترین زمان ممکن این ماهیها را میتواند بفروشد. به راه میافتد. در چند قدمی مانده به خودرویش دزدگیر را میزند و سوار خودرو ۲۰۶ خاکستریاش میشود و به سمت خانهاش بازمیگردد.
اینها روایتی چند دقیقهای از لحظات زندگی صیادانی است که کسب و کارشان جنگ با دریای شمال کشور شده است؛ جنگی که پیروزیاش صید چندین ماهی سفید است که شاید بتوانند هر کدام از آنها را با نرخ ۲۰ هزار تومان بفروشند و شکست آنها وداع با زندگیای است که چندین سال طول کشیده تا پایههای آن را با همین ماهیگیری بنا کنند.
چکمهای سیاه و بلند به تن دارد که تا زانویش میرسد. شلوار و کاپشن بادگیری به تن دارد که وقتی در پایان کارش آنها را درمیآورد مشخص میشود لباسهای اصلیاش اینها نیستند. در زیر این شلوار سرمهایرنگ، شلوار سبزرنگ دیگری به تن دارد که به شلوارهای پلنگی (سربازی) معروف هستند. یک کاپشن دیگر هم زیر کاپشن بادگیر سرمهایاش پوشیده تا کمتر سرما را حس کند. با وجود همه این لباسها که به تن کرده یک مرد نحیف به نظر میرسد.
آخرین سالهای جوانیاش را سپری میکند. میگوید از دوران کودکی خود ماهیگیری کرده اما شغل اصلیاش کار در یکی از نهادهای دولتی است و حالا تنها بعد از ظهرها به آب میزند.
یک تیوب سیاه بزرگ را به کمک یک طناب به دوش کشیده است. یک پاروی چوبی کوچک هم به دست چپ دارد. میگوید تیوبش پر از بطریهای نوشابه خانواده است که کمک میکنند تیوب زیر آب نرود. با این حال وسط تیوب، توریای کشیده که داخل آن پر از توپهای پلاستکی قرمز و آبی است. میگوید با تیوب خیالش راحت است که اتفاقی نمیافتد. اما امواج دریا آنقدر خروشان است که هر کسی جرات نمیکند با قایقهای موتوری هم به این آب بزند.
خودش هم میگوید با همه اطمینانی که به این تیوبها هست اما چند ماه پیش یکی از دوستانش نتوانسته از امواج خروشان دریا جان سالم به در ببرد و در حین ماهیگیری جانش را از دست داده است.
کارش غیرقانونی است. خودش هم میگوید که از صیادان شیلات نیست و برای اینکه به او اجازه ماهیگیری بدهند به برخی از ماموران ناظر مبلغی را میدهد. اما این تنها ریسک کارش نیست. هر بار که میخواهد کارش را شروع کند میداند ممکن است آخرین لحظات زندگیاش باشد. برای همین در کنار تیوبش از یک آهن شبیه لنگر هم استفاده میکند تا قایق کوچک گردش بیشتر قابل اطمینان باشد.
سوار قایق تیوبیاش که میشود، چندان نیاز نیست که پارو بزند. قایق سوار بر موج حرکت میکند. امواج که به قایقش برخورد میکنند از شدت ضربه هر تکه از آبها به یک سمت پرت میشوند. با دستانش که دیگر فقط توان کشیدن تورها را دارند شروع به جمع کردن تورهایی میکند که چند ساعت پیش آنها را به کمک چند تکه چوب در یک منطقه خاص نصب کرده بود.
تور را که جمع میکند، چند ماهی لابه لای تورش میبیند. هنوز تعدادشان مشخص نیست اما به نظر میرسد تعدادشان هر چقدر که باشد مرد را ناراضی نمیکند. آرام آرام به سختی قایق را به سمت ساحل هدایت میکند. به ساحل که میرسد ماهیها را در گونی نارنجیاش میگذارد و تند تند به سمت توری دیگری میدود که در نزدیکی ساحل نصب کرده بود. میگوید: در فصل نزدیک به تخمریزی ماهیها، آنها به عمق آب نمیروند و اکنون کار صید نسبت به زمان تخمریزی آنها راحتتر است.
هر ساله از اواسط فروردینماه دیگر صید ماهیها به دلیل تخمریزی آنها غیرقانونی اعلام میشود و به نظر میرسد حتی همین صیادان بدون مجوز هم در فصول تخمریزی ماهیها دست از کار میکشند. با این حال به نظر میرسد هر روز اینجا تا پایان فصل ماهیگیری برای این صیادان ارزشمند است و آنها حتی روز تعطیل قبل از سیزده به در را هم نمیخواهند از دست بدهند.
کار مرد که تمام میشود دیگر شب شده است. لباسهای بادگیرش را در میآورد، چکمهاش را از پا میکند و کفش مشکی دیگری به پا میکند. ماهیهایش را در گونی میگذارد و میگوید که فردا صبح در بازار ماهیفروشان در کمترین زمان ممکن این ماهیها را میتواند بفروشد. به راه میافتد. در چند قدمی مانده به خودرویش دزدگیر را میزند و سوار خودرو ۲۰۶ خاکستریاش میشود و به سمت خانهاش بازمیگردد.
اینها روایتی چند دقیقهای از لحظات زندگی صیادانی است که کسب و کارشان جنگ با دریای شمال کشور شده است؛ جنگی که پیروزیاش صید چندین ماهی سفید است که شاید بتوانند هر کدام از آنها را با نرخ ۲۰ هزار تومان بفروشند و شکست آنها وداع با زندگیای است که چندین سال طول کشیده تا پایههای آن را با همین ماهیگیری بنا کنند.
تبلیغات متنی
-
مردی که دو دهه در سردترین جنگل جهان دوام آورد
-
گبرلو، حساب پناهی را از فرخنژاد و کرمی جدا کرد
-
جزئیات «پیشنهاد جدید» مصر برای مذاکره ایران و آمریکا
-
توضیح کرملین درباره امکان انتقال اورانیوم مازاد ایران
-
واکنش تند رضا رشیدپور به اظهارات زننده مجری شبکه افق
-
جزئیات خبر آمادهسازی قبر برای سربازان آمریکایی
-
پزشکیان دستور آغاز مذاکرات با آمریکا را صادر کرد
-
یک خبرگزاری داخلی مدعی مذاکره ایران و آمریکا شد
-
خرید ۴ قسطه بسته LTE تا ۳۰۰۰ گیگ حجم | بدون ضامن و کارمزد
-
کاهش هزار تومانی نرخ دلار در بازار امروز
-
وقتی فضای مجازی نداریم، شورایعالیفضایمجازی میخواهیم چکار؟
-
ایران تمام سفرای عضو اتحادیه اروپا را احضار کرد
-
بابک زنجانی کارزار مبارزه با فساد راه انداخت!
-
لحظه فرو رفتن پمپبنزین در یک شکاف ۱۵ متری
-
بورس کانال ۴ میلیونی را فتح کرد
-
گبرلو، حساب پناهی را از فرخنژاد و کرمی جدا کرد
-
پزشکیان دستور آغاز مذاکرات با آمریکا را صادر کرد
-
یک خبرگزاری داخلی مدعی مذاکره ایران و آمریکا شد
-
کاهش هزار تومانی نرخ دلار در بازار امروز
-
ایران تمام سفرای عضو اتحادیه اروپا را احضار کرد
-
بابک زنجانی کارزار مبارزه با فساد راه انداخت!
-
محدودیتهای ترافیکی آخر هفته اعلام شد
-
خانم الناز ملک، میدانستی فحش میخوری، خب نمیرفتی!
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
لودگی دو مجری شبکه سه روی آنتن زنده خبرساز شد
-
مجری مسئلهساز شبکه افق عذرخواهی کرد
-
تمرین اسرائیل با شبیهسازی سقوط موشکهای ایرانی
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اندونگ نه؛ بمب پرسپولیس یک استقلالی دیگر است
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
تکذیب شایعه حمله پهپادی به ساختمان نیروی دریایی سپاه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر