مقتول پیشنهاد قتل داد!
پسری که متهم است دختر مورد علاقهاش را به قتل رسانده وقتی با درخواست قصاص از سوی اولیایدم روبهرو شد، گفت اگر آنها تصمیم قطعی خود را گرفتهاند تفاضل دیه نمیخواهد و حاضر است حکم اجرا شود.
روزنامه شرق: پسری که متهم است دختر مورد علاقهاش را به قتل رسانده وقتی با درخواست قصاص از سوی اولیایدم روبهرو شد، گفت اگر آنها تصمیم قطعی خود را گرفتهاند تفاضل دیه نمیخواهد و حاضر است حکم اجرا شود.
متهم که جوانی ٢٣ ساله به نام علی است ٢٢ اسفند سال ٩٠ زنی به نام کیانا را به قتل رساند و سپس مأموران پلیس را باخبر کرد.
نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه ٧١ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، کیفرخواست را توضیح داد و گفت: «علی چند سال قبل با زنی به نام کیانا رابطه برقرار کرد و سپس در پی درگیری او را کشت. متهم بعد از بازداشت، به قتل اعتراف کرد. به عنوان نماینده دادستان اعلام میکنم از آنجایی که پرونده یک ولیدم صغیر دارد رئیس قوهقضاییه از سوی او درخواست قصاص کرده است. همچنین با توجه به درخواست اولیایدم خواستار صدور حکم قانونی هستم.»
در ادامه اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست قصاص کردند. مادر مقتول گفت: «دخترم سالها قبل ازدواج کرد و در حالیکه فرزند داشت شوهر اولش فوت شد. بعد با مردی دیگر آشنا شد. آنها همدیگر را دوست داشتند و آن پسر وضع مالی خوبی هم داشت اما از آنجایی که دخترم یکبار ازدواج کرده بود خانواده پسر مخالف بودند. با این حال آنها با هم ازدواج کردند.
مدتی بعد در حالیکه آنها بچهدار شده بودند با اصرار خانواده شوهرش از هم جدا شدند. دخترم اصرار میکرد من بچهاش را نگه دارم که قبول نکردم به همین دلیل با من رفت و آمد نمیکرد اما تلفنی با هم در تماس بودیم. هر روز به من زنگ میزد. یک روز تماس گرفت و گفت با پسری آشنا شده و میخواهد با او ازدواج کند، گفتم این کار را نکن، تو دوبار ازدواج کردهای دوباره اتفاقی که سر ازدواج قبلیات افتاد، رخ میدهد و بدبخت میشوی و با یک بچه برمیگردی.
گفت فکرمان را کردهایم. او ناراحت شد و گوشی را قطع کرد و دیگر به من زنگ نزد. من سه سال است منتظر تلفن دخترم هستم. این جوان آنقدر در حق من نامردی کرد که حتی نگذاشت جنازه دخترم را ببینم و با او خداحافظی کنم. درخواست قصاص دارم و او را نمیبخشم.
سپس علی در جایگاه قرار گرفت. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: دو سال قبل از حادثه با کیانا آشنا شدم. ماجرا از این قرار بود که او مقابل مغازه من آمد و گفت تازه از زندان آزاد شده است و میخواهد تلفن بزند. من هم موبایلم را به او دادم و زنگ زد. دوبار دیگر هم آمد که تلفن کند و بار سوم با هم دوست شدیم و صحبت کردیم. رابطه ما کمکم صمیمی شد تا اینکه مغازهام را فروختم و با کیانا خرج کردیم؛ پول که تمام شد خانهام را فروختم، آن را هم خرج کردیم. همه را مواد کشیدیم. بیپناه شده بودم.
مادرم خانهاش را عوض کرده بود؛ چون من خیلی اذیتش میکردم اما وقتی پیدایش کردم و دوباره سراغش رفتم، مرا در خانه پذیرفت اما خواست مواد را ترک کنم؛ شیشه میکشیدم. به مادرم قول دادم ترک کنم. او هر روز از خانه بیرون میرفت و پیش مادربزرگم زندگی میکرد. خانه را برای من گذاشته بود، برایم غذا میگذاشت، درها را قفل میکرد و میرفت، تا اینکه یک روز وقتی مادرم خانه نبود به کیانا زنگ زدم و گفتم یک انبردست بیاور و به آدرسی که میگویم بیا. او هم آمد، با خودش مواد هم آورد. قفل در را شکست و با هم مواد کشیدیم.
وقتی مادرم آمد و کیانا را دید، ناراحت شد و گفت تو باز هم با این دختر هستی. پلیس را خبر کرد، کیانا هم فرار کرد. به مادرم قول دادم دیگر کاری نکنم. باز در را روی من قفل کرد و این بار به شهرستان رفت و چند روزی نیامد. من هم دوباره به کیانا زنگ زدم، باز مواد آورد و با هم کشیدیم. گفتم چرا هربار که صحبت از ازدواج میکنم، فرار میکنی. مدعی بود مادرش شناسنامهاش را نمیدهد، گفتم حالا زنگ بزن شناسنامه را بگیر. اگر من با تو عقد کنم مادرم در برابر عمل انجامشده قرار میگیرد و دیگر همه چیز تمام میشود و تو زنم میشوی. تلفن کرد و با اصرار من، شناسنامه را خواست. تمام روز منتظر بودم اما شناسنامهای درکار نبود.
به کیانا گفتم به خاطر تو همه چیزم را از دست دادم و حالا حاضر نیستی کنارم بمانی. گفت بیا من را بکش و بعد هم خودکشی کن، گفتم جرأت خودکشی ندارم. اگر داشتم تا به حال صدبار مرده بودم. اصرار کرد، دستم را روی گردنش گذاشتم و او را کشتم. وقتی پاهایش کبود شد، ترسیدم. به اورژانس زنگ زدم با اینکه تکنسین پشت تلفن به من گفت چطور او را احیا کنم اما کار از کار گذشته بود. وقتی تکنسینها آمدند گفتند مرده است.
گفتم من او را کشتهام، به پلیس خبر بدهید، بعد هم جسد را در آمبولانس گذاشتند و به بیمارستان بردند. در آنجا من هم بازداشت شدم و تازه فهمیدم چه شده است. باورم نمیشد کیانا مرده است. او را دوست داشتم با اینکه میدانم تأثیری در رأی ندارد، اما موقع قتل سه شب بود نخوابیده و همه مدت مواد کشیده بودیم.»
متهم در آخرین دفاعیاتش گفت: کیانا به من نگفته بود پسری بزرگ دارد. از پسرش عذرخواهی میکنم ضمن اینکه اگر اولیایدم تصمیم قطعی و واقعی خود را در مورد قصاص من گرفتهاند همینجا اعلام میکنم تفاضل دیه نمیخواهم تا خواستهشان را اجرا کنند.
قضات با پایان جلسه رسیدگی برای صدور رأی دادگاه وارد شور ش
متهم که جوانی ٢٣ ساله به نام علی است ٢٢ اسفند سال ٩٠ زنی به نام کیانا را به قتل رساند و سپس مأموران پلیس را باخبر کرد.
نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه ٧١ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، کیفرخواست را توضیح داد و گفت: «علی چند سال قبل با زنی به نام کیانا رابطه برقرار کرد و سپس در پی درگیری او را کشت. متهم بعد از بازداشت، به قتل اعتراف کرد. به عنوان نماینده دادستان اعلام میکنم از آنجایی که پرونده یک ولیدم صغیر دارد رئیس قوهقضاییه از سوی او درخواست قصاص کرده است. همچنین با توجه به درخواست اولیایدم خواستار صدور حکم قانونی هستم.»
در ادامه اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست قصاص کردند. مادر مقتول گفت: «دخترم سالها قبل ازدواج کرد و در حالیکه فرزند داشت شوهر اولش فوت شد. بعد با مردی دیگر آشنا شد. آنها همدیگر را دوست داشتند و آن پسر وضع مالی خوبی هم داشت اما از آنجایی که دخترم یکبار ازدواج کرده بود خانواده پسر مخالف بودند. با این حال آنها با هم ازدواج کردند.
مدتی بعد در حالیکه آنها بچهدار شده بودند با اصرار خانواده شوهرش از هم جدا شدند. دخترم اصرار میکرد من بچهاش را نگه دارم که قبول نکردم به همین دلیل با من رفت و آمد نمیکرد اما تلفنی با هم در تماس بودیم. هر روز به من زنگ میزد. یک روز تماس گرفت و گفت با پسری آشنا شده و میخواهد با او ازدواج کند، گفتم این کار را نکن، تو دوبار ازدواج کردهای دوباره اتفاقی که سر ازدواج قبلیات افتاد، رخ میدهد و بدبخت میشوی و با یک بچه برمیگردی.
گفت فکرمان را کردهایم. او ناراحت شد و گوشی را قطع کرد و دیگر به من زنگ نزد. من سه سال است منتظر تلفن دخترم هستم. این جوان آنقدر در حق من نامردی کرد که حتی نگذاشت جنازه دخترم را ببینم و با او خداحافظی کنم. درخواست قصاص دارم و او را نمیبخشم.
سپس علی در جایگاه قرار گرفت. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: دو سال قبل از حادثه با کیانا آشنا شدم. ماجرا از این قرار بود که او مقابل مغازه من آمد و گفت تازه از زندان آزاد شده است و میخواهد تلفن بزند. من هم موبایلم را به او دادم و زنگ زد. دوبار دیگر هم آمد که تلفن کند و بار سوم با هم دوست شدیم و صحبت کردیم. رابطه ما کمکم صمیمی شد تا اینکه مغازهام را فروختم و با کیانا خرج کردیم؛ پول که تمام شد خانهام را فروختم، آن را هم خرج کردیم. همه را مواد کشیدیم. بیپناه شده بودم.
مادرم خانهاش را عوض کرده بود؛ چون من خیلی اذیتش میکردم اما وقتی پیدایش کردم و دوباره سراغش رفتم، مرا در خانه پذیرفت اما خواست مواد را ترک کنم؛ شیشه میکشیدم. به مادرم قول دادم ترک کنم. او هر روز از خانه بیرون میرفت و پیش مادربزرگم زندگی میکرد. خانه را برای من گذاشته بود، برایم غذا میگذاشت، درها را قفل میکرد و میرفت، تا اینکه یک روز وقتی مادرم خانه نبود به کیانا زنگ زدم و گفتم یک انبردست بیاور و به آدرسی که میگویم بیا. او هم آمد، با خودش مواد هم آورد. قفل در را شکست و با هم مواد کشیدیم.
وقتی مادرم آمد و کیانا را دید، ناراحت شد و گفت تو باز هم با این دختر هستی. پلیس را خبر کرد، کیانا هم فرار کرد. به مادرم قول دادم دیگر کاری نکنم. باز در را روی من قفل کرد و این بار به شهرستان رفت و چند روزی نیامد. من هم دوباره به کیانا زنگ زدم، باز مواد آورد و با هم کشیدیم. گفتم چرا هربار که صحبت از ازدواج میکنم، فرار میکنی. مدعی بود مادرش شناسنامهاش را نمیدهد، گفتم حالا زنگ بزن شناسنامه را بگیر. اگر من با تو عقد کنم مادرم در برابر عمل انجامشده قرار میگیرد و دیگر همه چیز تمام میشود و تو زنم میشوی. تلفن کرد و با اصرار من، شناسنامه را خواست. تمام روز منتظر بودم اما شناسنامهای درکار نبود.
به کیانا گفتم به خاطر تو همه چیزم را از دست دادم و حالا حاضر نیستی کنارم بمانی. گفت بیا من را بکش و بعد هم خودکشی کن، گفتم جرأت خودکشی ندارم. اگر داشتم تا به حال صدبار مرده بودم. اصرار کرد، دستم را روی گردنش گذاشتم و او را کشتم. وقتی پاهایش کبود شد، ترسیدم. به اورژانس زنگ زدم با اینکه تکنسین پشت تلفن به من گفت چطور او را احیا کنم اما کار از کار گذشته بود. وقتی تکنسینها آمدند گفتند مرده است.
گفتم من او را کشتهام، به پلیس خبر بدهید، بعد هم جسد را در آمبولانس گذاشتند و به بیمارستان بردند. در آنجا من هم بازداشت شدم و تازه فهمیدم چه شده است. باورم نمیشد کیانا مرده است. او را دوست داشتم با اینکه میدانم تأثیری در رأی ندارد، اما موقع قتل سه شب بود نخوابیده و همه مدت مواد کشیده بودیم.»
متهم در آخرین دفاعیاتش گفت: کیانا به من نگفته بود پسری بزرگ دارد. از پسرش عذرخواهی میکنم ضمن اینکه اگر اولیایدم تصمیم قطعی و واقعی خود را در مورد قصاص من گرفتهاند همینجا اعلام میکنم تفاضل دیه نمیخواهم تا خواستهشان را اجرا کنند.
قضات با پایان جلسه رسیدگی برای صدور رأی دادگاه وارد شور ش
تبلیغات متنی
-
پشت پرده عجیب چسب زدن به شیشهها در تهران این روزها
-
بورس ۱۰۳ هزار واحد دیگر ریخت
-
توئیت جنجالی ترامپ علیه کره جنوبی
-
تشخیص سرطان در خانه فقط با تست ادرار!
-
سیدورف کنار دوستان قدیمی، بیخیال استقلال!
-
مدارس تهران چهارشنبه ۸ بهمن تعطیل است؟
-
این ۱۴ سد مهم کشور کمتر از ۱۰ درصد آب دارند
-
رونمایی از تویوتا لندکروزر سری ۷۰، محبوب کلکسیونرها
-
محمد فاضلی: ما شکست خوردیم
-
کری آبیهای دیار کارون برای استقلال
-
منشا صدای شلیک و انفجار در پارچین مشخص شد
-
واکنش سازمان ملل به تحرکات ناو آبراهام لینکولن در خاورمیانه
-
آلبوم موسیقی «شاه اریک» به زودی در بازار
-
نشانهها میگویند اینترنت حالا حالاها وصل نخواهد شد!
-
قیمت طلا و سکه رکوردهای جدیدی ثبت کرد
-
بورس ۱۰۳ هزار واحد دیگر ریخت
-
این ۱۴ سد مهم کشور کمتر از ۱۰ درصد آب دارند
-
محمد فاضلی: ما شکست خوردیم
-
منشا صدای شلیک و انفجار در پارچین مشخص شد
-
نشانهها میگویند اینترنت حالا حالاها وصل نخواهد شد!
-
قیمت طلا و سکه رکوردهای جدیدی ثبت کرد
-
اختلاف نظر در دولت آمریکا برای حمله به ایران
-
محصولات ایرانخودرو ۵۰ درصد گران شد!
-
این بانک خصوصی در مسیر مشابه بانک آینده؟
-
۷ سریال کرهای که ۲۰۲۵ را به آتش کشیدند
-
عکسی درباره ایران که سفارت آمریکا منتشر کرد
-
شش روایت از دی و بهمن ۴۰۴ که در جایی نخواندهاید!
-
فرمانده کتائب حزبالله آماده «عملیات استشهادی» شد
-
انباشت برف ۷ متری در یک گردنه!
-
ورزشگاه تازه تاسیس نیوکمپ را سیل برد!
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
اوج بارشها را مردم این مناطق تجربه خواهند کرد
-
موضع غیرمنتظره خبرگزاری فارس درباره قطع اینترنت
-
ناو آبراهام لینکلن به دریای عرب رسید
-
میثاقی: شاید بازیهای استقلال سه بر صفر شود!
-
فاصله دقیق ناو «آبراهام لینکلن» با ایران فاش شد
-
قیچی برگردان استثنایی یامال، زیباترین گل فصل اسپانیا
-
پیشبینی بارشهای پیدرپی در بهمنماه
-
تلاش لحظه آخری پزشکیان برای به تعویق انداختن جنگ
-
یاسر آسانی برای یک استقلالی، ماشین خرید
-
اتمام حجت اوسمار با ستاره خارجی پرسپولیس
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
-
تاریخ مرحله دوم کالابرگ الکترونیک اعلام شد
-
شاید علیرضا دبیر خبر مهم دیروز را نشنیده باشد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
چه کرده این شیشه با جوونهای مردم.