درخواست طلاق یک کودک سر راهی
زن جوان وقتی متوجه شد كه كودكی سرراهی است برای فرار از ترحم همسرش دادخواست طلاق داد.
زن جوان با مراجعه به دادگاه خانواده به قاضی گفت: می خواهم از همسرم جدا شوم. او مرد بسیار خوبی است اما به خاطر مشكلی كه دارم احساس می كنم علاقه ای به من ندارد وتنها از روی ترحم با من زندگی می كند و تحمل این شرایط برایم غیر ممكن شده است.
قاضی كه با صحبتهای زن جوان گیج شده بود از او خواست تا در مورد مشكلش بیشتر توضیح دهد. تیناهم ادامه داد: در یك خانواده با محبت بزرگ شدم و تنها فرزند آنها بودم. پدرم از نظر مالی در وضعت متوسط بود اما من در زندگی ام احساس كمبودی نمی كردم.
از همان ابتدا همیشه هر آنچه كه درخواست می كردم پدر و مادرم برایم فراهم می كردند تا اینكه بزرگتر شدم و یك روز از سر كنجكاوی آلبوم های قدیمی را بررسی كردم و در كمال ناباوری متوجه شدم كه هیچ عكسی از دوران بارداری و زمان تولدم در آلبوم های خانوادگی مان وجود ندارد. من كه در آن زمان دختری ۱۱ ساله و بسیار كنجكاو بودم به دنبال جواب این سوال گشتم كه با پاسخ های پدر و مادرم آرام شده و به شرایط عادی خود بازگشتم.
مادرم مدعی بود كه به خاطر تغییر ظاهری اش تمایلی به داشتن عكس نداشته اما پس از به دنیا آمدنم هر روز چندین عكس انداخته و آنها را در آلبوم شخصی ام نگهداری كرده است. كم كم به روال عادی زندگی برگشتم و موضوع را به دست فراموشی سپردم.
سال ها گذشت و در دانشگاه با یكی از همكلاسی هایم آشنا و كم كم به یكدیگر علاقه مند شدیم و پس از چند ماه همراه خانواده اش به خواستگاری ام آمدند و با موافقت خانواده ها روزی را به عنوان روز عقد مشخص كردیم. همه فكر و ذهنم برای برگزاری مراسم شیك و با شكوه عقد و عروسی بود. بالاخره آن روز فرارسید. دقایقی قبل از برگزاری مراسم مادرم محمدحسن - همسرم - را صدا زد و همراه هم به اتاقی رفتند و دقایقی بعد متوجه تغیر رفتار همسرم شدم و علت را از او جویا شدم. اما او كه سعی می كرد خود را عادی نشان دهد مدعی شد كه مادرم از او خواسته كه بیشتر مراقب من باشد و به قول خود كمی نصیحت مادرانه برای یك زندگی خوب داشته و هیچ اتفاق دیگری پیش نیامده است.
من كه حرف های همسرم را باور نكرده بودم سراغ مادرم رفتم اما او هم صحبت های همسرم را تكرار كرد. به هر حال مراسم برگزار شد و ما زندگی مشترك خود را آغاز كردیم، اما همچنان به رفتارهای همسرم مشكوك بودم و دلم گواهی می داد كه اتفاقی پیش آمده كه من از آن بی اطلاع هستم. از زندگی خود بسیار راضی بودم به داشتن همسرم افتخار می كردم اما گاهی احساس می كردم كه توجه و علاقه اش به من نوعی تظاهر است تا اینكه بالاخره به حقیقت تلخ زندگی ام پی بردم .
زن جوان كه گریه امانش را بریده بود در ادامه گفت : یك روز كه در خانه بودم تلفن زنگ خورد، تماس گیرنده كه شخصی ناشناس بود ادعا می كرد كه من را به خوبی می شناسد. او مدعی بود كه كودكی سر راهی بودم كه از سوی پدر و مادرم از بهزیستی به عنوان فرزندخوانده آنها شناسنامه صادر شده است. حرف های آخر زن ناشناس را نمی شنیدم و احساس می كردم دنیا روی سرم خراب شده است. بلافاصله لباس پوشیده و سراغ مادرم رفتم و امیدوار بودم تا تمام حرف های زن ناشناس را تكذیب كند. اما در كمال ناباوری تمام حرف ها یی كه پشت تلفن شنیده بودم حقیقت داشت و من كودكی سرراهی بودم كه در یك ماهگی ام پشت در یك مسجد رها شده و پس از آن به بهزیستی منتقل و به فرزند خواندگی پدر و مادرم در آمده بودم.
همسرم نیز قبل از ازدواج از این موضوع مطلع شده و با علم به این امر من را پذیرفته است. دیگر نمی توانستم شرایط را تحمل كنم. وقتی تمام حرف ها را در كنار هم می چیدم احساس می كردم كه همسرم نیز علاقه ای به من ندارد و تنها از روی ترحم و دلسوزی پذیرفته كه با من زندگی كند بنابراین می خواهم از او جداشوم. در همین میان مرد جوان كه تازه وارد جلسه شده بود به قاضی گفت: صحبت های همسرم را پشت در شنیدم و به او حق می دهم كه درحال حاضر روحیه اش بهم ریخته باشد اما باور كنید به همسرم علاقه مند هستم و گذشته ی او برایم اهمیتی ندارد و از تینا می خواهم كه برای جدایی عجله نكند ضمن اینكه حاضرم به هر شكل ممكن به او كمك كنم تا هویتش را پیدا كند.
زن جوان كه صدای هق هقش فضای دادگاه را پر كرده بود به قاضی گفت :من عاشقانه همسرم را دوست دارم و حالا كه او نیز به زندگی با من علاقه دارد از جدایی پشیمانم و می خواهم دادخواستم را پس بگیرم و به زندگی با او ادامه دهم . قاضی پس از شنیدن اظهارات زوج جوان و بنا به درخواست هردو پرونده را مختومه اعلام كرد.
منبع : برنا نیوز
قاضی كه با صحبتهای زن جوان گیج شده بود از او خواست تا در مورد مشكلش بیشتر توضیح دهد. تیناهم ادامه داد: در یك خانواده با محبت بزرگ شدم و تنها فرزند آنها بودم. پدرم از نظر مالی در وضعت متوسط بود اما من در زندگی ام احساس كمبودی نمی كردم.
از همان ابتدا همیشه هر آنچه كه درخواست می كردم پدر و مادرم برایم فراهم می كردند تا اینكه بزرگتر شدم و یك روز از سر كنجكاوی آلبوم های قدیمی را بررسی كردم و در كمال ناباوری متوجه شدم كه هیچ عكسی از دوران بارداری و زمان تولدم در آلبوم های خانوادگی مان وجود ندارد. من كه در آن زمان دختری ۱۱ ساله و بسیار كنجكاو بودم به دنبال جواب این سوال گشتم كه با پاسخ های پدر و مادرم آرام شده و به شرایط عادی خود بازگشتم.
مادرم مدعی بود كه به خاطر تغییر ظاهری اش تمایلی به داشتن عكس نداشته اما پس از به دنیا آمدنم هر روز چندین عكس انداخته و آنها را در آلبوم شخصی ام نگهداری كرده است. كم كم به روال عادی زندگی برگشتم و موضوع را به دست فراموشی سپردم.
سال ها گذشت و در دانشگاه با یكی از همكلاسی هایم آشنا و كم كم به یكدیگر علاقه مند شدیم و پس از چند ماه همراه خانواده اش به خواستگاری ام آمدند و با موافقت خانواده ها روزی را به عنوان روز عقد مشخص كردیم. همه فكر و ذهنم برای برگزاری مراسم شیك و با شكوه عقد و عروسی بود. بالاخره آن روز فرارسید. دقایقی قبل از برگزاری مراسم مادرم محمدحسن - همسرم - را صدا زد و همراه هم به اتاقی رفتند و دقایقی بعد متوجه تغیر رفتار همسرم شدم و علت را از او جویا شدم. اما او كه سعی می كرد خود را عادی نشان دهد مدعی شد كه مادرم از او خواسته كه بیشتر مراقب من باشد و به قول خود كمی نصیحت مادرانه برای یك زندگی خوب داشته و هیچ اتفاق دیگری پیش نیامده است.
من كه حرف های همسرم را باور نكرده بودم سراغ مادرم رفتم اما او هم صحبت های همسرم را تكرار كرد. به هر حال مراسم برگزار شد و ما زندگی مشترك خود را آغاز كردیم، اما همچنان به رفتارهای همسرم مشكوك بودم و دلم گواهی می داد كه اتفاقی پیش آمده كه من از آن بی اطلاع هستم. از زندگی خود بسیار راضی بودم به داشتن همسرم افتخار می كردم اما گاهی احساس می كردم كه توجه و علاقه اش به من نوعی تظاهر است تا اینكه بالاخره به حقیقت تلخ زندگی ام پی بردم .
زن جوان كه گریه امانش را بریده بود در ادامه گفت : یك روز كه در خانه بودم تلفن زنگ خورد، تماس گیرنده كه شخصی ناشناس بود ادعا می كرد كه من را به خوبی می شناسد. او مدعی بود كه كودكی سر راهی بودم كه از سوی پدر و مادرم از بهزیستی به عنوان فرزندخوانده آنها شناسنامه صادر شده است. حرف های آخر زن ناشناس را نمی شنیدم و احساس می كردم دنیا روی سرم خراب شده است. بلافاصله لباس پوشیده و سراغ مادرم رفتم و امیدوار بودم تا تمام حرف های زن ناشناس را تكذیب كند. اما در كمال ناباوری تمام حرف ها یی كه پشت تلفن شنیده بودم حقیقت داشت و من كودكی سرراهی بودم كه در یك ماهگی ام پشت در یك مسجد رها شده و پس از آن به بهزیستی منتقل و به فرزند خواندگی پدر و مادرم در آمده بودم.
همسرم نیز قبل از ازدواج از این موضوع مطلع شده و با علم به این امر من را پذیرفته است. دیگر نمی توانستم شرایط را تحمل كنم. وقتی تمام حرف ها را در كنار هم می چیدم احساس می كردم كه همسرم نیز علاقه ای به من ندارد و تنها از روی ترحم و دلسوزی پذیرفته كه با من زندگی كند بنابراین می خواهم از او جداشوم. در همین میان مرد جوان كه تازه وارد جلسه شده بود به قاضی گفت: صحبت های همسرم را پشت در شنیدم و به او حق می دهم كه درحال حاضر روحیه اش بهم ریخته باشد اما باور كنید به همسرم علاقه مند هستم و گذشته ی او برایم اهمیتی ندارد و از تینا می خواهم كه برای جدایی عجله نكند ضمن اینكه حاضرم به هر شكل ممكن به او كمك كنم تا هویتش را پیدا كند.
زن جوان كه صدای هق هقش فضای دادگاه را پر كرده بود به قاضی گفت :من عاشقانه همسرم را دوست دارم و حالا كه او نیز به زندگی با من علاقه دارد از جدایی پشیمانم و می خواهم دادخواستم را پس بگیرم و به زندگی با او ادامه دهم . قاضی پس از شنیدن اظهارات زوج جوان و بنا به درخواست هردو پرونده را مختومه اعلام كرد.
منبع : برنا نیوز
تبلیغات متنی
-
عراقچی: خبر رد پیشنهاد ایران برای چند روز پیش هست
-
عشق مشترک یک پدر و پسر برای مردم جذاب از آب درآمد
-
وقتی ذهن برای مقابله با دلشوره سناریوهای ترسناک میسازد
-
پیام عراقچی از دهلی: آتشبس شکننده است
-
رابطه امباپه و آربلوا در قلب مادرید به کما رفت!
-
اقدام باورنکردنی ترامپ در ضیافت رئیسجمهور چین!
-
پنج شرط رد شده ایران توسط آمریکا مشخص شد
-
ابوالفضل پورعرب: دوست دارم نقش یک روحانی را بازی کنم
-
لفاظی تازه ترامپ: کار ایران تمام است!
-
تصویری از شهدای میناب در پایتخت هندوستان
-
انتقاد فرهیختگان از موضع اصغر فرهادی در جشنواره کن
-
فرمانده ارتش: مسئله مرگ برای رزمندگان ما حل شده است
-
گفتوگوی زیباکلام و مطهرنیا ناگهان غیرمنتظره شد!
-
تصاویری از حضور اعضای تیم ملی کشتی در تجمعات شبانه
-
افشاگری داغ؛ ایال زمیر هم با رئیس امارات دیدار کرد!
-
عراقچی: خبر رد پیشنهاد ایران برای چند روز پیش هست
-
عشق مشترک یک پدر و پسر برای مردم جذاب از آب درآمد
-
پیام عراقچی از دهلی: آتشبس شکننده است
-
پنج شرط رد شده ایران توسط آمریکا مشخص شد
-
لفاظی تازه ترامپ: کار ایران تمام است!
-
انتقاد فرهیختگان از موضع اصغر فرهادی در جشنواره کن
-
فرمانده ارتش: مسئله مرگ برای رزمندگان ما حل شده است
-
گفتوگوی زیباکلام و مطهرنیا ناگهان غیرمنتظره شد!
-
افشاگری داغ؛ ایال زمیر هم با رئیس امارات دیدار کرد!
-
اشکهای حسامالدین آشنا در ساعات اخیر وایرال شد
-
نخستین تصاویر از فتوکال فیلم فرهادی در کن ۲۰۲۶
-
این عکس را فورا به دست مهدی چمران برسانید!
-
سفر معنادار پوتین به پکن تنها چند روز پس از ترامپ!
-
لحظه پایان سفر پرسروصدای ترامپ به چین
-
پاسخ نهایی آمریکا به پیشنهاد مکتوب ایران
-
معین برای حضور ایران در جام جهانی آهنگ خواند!
-
نامه محرمانه ترامپ در ساعات اخیر صدر اخبار شد
-
صابریننیوز، لیست ترور اسرائیل را منتشر کرد
-
عجب زندگی پر از جنجالی دارید خانم گلشیفته فراهانی!
-
معین خیلی شیک و مجلسی از خجالت تاج درآمد!
-
محمد عباسی اعدام شد
-
بیسیمچیمدیا، خبر جنجالی ایران اینترنشنال را تکذیب کرد
-
سیگنال تازه و معناداری که امارات به ایران فرستاد
-
واکنش فوری به خبر داغ پیرامون مکرون و گلشیفته
-
ادعای ونس درباره گزینه نظامی ترامپ علیه ایران
-
اقدام توجهبرانگیز امارات در آستانه جنگ احتمالی
-
این تصویر از عراقچی در اجلاس بریکس وایرال شد
-
۳ ترفند حیرتآور مستاجران تهرانی برای مقابله با تورم!
-
نخستین تصاویر از ورود ترامپ و ایلان ماسک به پکن
-
جزئیات مکالمه قالیباف با ونس در مذاکره لو رفت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

ارسال نظر