شمقدری: آوینی درباره «عروس» اشتباه کرد
جواد شمقدری در یادداشتی که سینما پرس آن را منتشر کرده، ناگفتههایی تازه از شهید آوینی را بازگو کرده است.
کافه سینما: جواد شمقدری در یادداشتی که سینما پرس آن را منتشر کرده، ناگفتههایی تازه از شهید آوینی را بازگو کرده است.
یا بصیر
«آقا مرتضی» و ما
زمانی که بارش معنوی نظریه های هنری و سینمایی شهید بزرگوار آوینی، مشام جان زیبا پسند جویندگان حقیقت را سیراب می کرد و روح های خسته از رنج و زخم دیدگاههای هنری لیبرالیستی و کمونیستی را التیام می بخشید، پروژه مصادره شخصیت آوینی به نفع همان جریان غالب هنری کلید خورد. توطئه ای که متاسفانه باغفلت دوستان ذوق زده و تایید بعضی همراهان شهید،خیلی زود اجرایی شد و خروجی آن به ساخت مستند «مرتضی و ما» منتهی شد.
اگر چه آن روزها تلاش شد این تصمیم غلط را تصمیمی شجاعانه حقنه کنند و آن را آغازی بر گسترش و نفوذ معنوی مرتضی بر جریانات و افرادی بدانند که تا قبل از آن شمشیر بر اندیشه و راه مرتضی می کشیدند! راهی که همان دفاع از ارزشهای اسلام وانقلاب بود؛ اما کافی بود فقط کمی آنسوتر از نوک بینی خود را می دیدند تا نگران شوند که چگونه جریان خوش غنوده بر دامنه مستی و تمدن و فرهنگ لذت جوی غربی، یکی از میراث های فکری و هنری جبهه فرهنگی انقلاب را به تاراج می برد!
مرتضی آوینی مشی جستجوگر و روحی حقیقت طلب داشت. فطرت پاکش او را وادار میکرد بدون حب و بغض و بدون پیش داوری به هر کوی مدعی حقیقت پرسه زند و از هر دکان نظریه پردازی کالایی طلب کند؛ همین ویژگی بود که وقتی او خود را درآبشار پر ترّنم معنویت بخش جبهه ها و در میان بسیجیان عاشق امام غرق شده دید، براین غوطه خوردن خوش لغزید و مستی این رقص سماع چنان او را در خود پیچانده بود که وقتی با پذیرش قطعنامه به یکباره این ریزش فروزان آبشار هستی بخش قطع گردید، آوینی خود را همچون ماهی دید که به یکباره بر پهنه کویر بی حاصل و خشکی افتاده است .
همان روزها که عاشقان امام تلاش میکردند تلخی را که از خوراندن جام تلخ بر امام در کامشان نشسته بود با دیدار یکدیگر و گفتگو کمی بکاهند، به سراغ آوینی رفتم.
او نیز بشدت پکر و بلکه باید گفت هراسان و سرگردان بود. به او گفتم دنیا که به آخر نرسیده، راه سینمای مستند جنگ بسته شده اما می توانیم با سینمای داستانی جنگ، نقبی به این گذشته بزنیم. او اندکی فکر کرد و گویی با خودش حرف می زد و بدون آنکه مرا ببیند و خوب یادم است که نگاهش را نیز به سمت بالا گرفته بود ، گفت: « شمقدری جان، دیگر از دستش دادیم، سینما و فیلمسازی در این میانه چکاره اند! من که شاید دیگر اینها همه را رها کنم». از اتاق خارج شد. راستش این کلمات برای مدتی مرا هم در یک خلا رها کرد که گویی نمی توانستم خودم را باز یابم.
چندی بعد دیدم مجله سوره راه اندازی شده و آوینی آنجا قلم می زند، به سراغش رفتم؛ چون احساس کردم آقا مرتضی راهی برای رهایی خود از آن بی تکلیفی یافته است. حتی فکر کردم شاید همکاری با وی در آن مجله مرا هم کمی آرام تر کند. با مهربانی و با همان لبخندهای بسیار صادقانه اش مرا پذیرفت، ذهنش خسته بود چون یادم است یکی از همان ذهن های خسته و پریشان ، ساعتی او را به گفتگو گرفته بود و شاید هم ، آن میهمان می خواست از خلال این دیدار مفرّی برای همه سرگردانی های خود بیابد؛ ( انشالله یافته باشد). همراه آقا مرتضی از اتاقش بیرون آمدیم و آن میهمان را که گوشه ای چمباتمه زده و به دیوار تکیه داده و سخت در فکر بود به حال خودش رها کرد و مرا به اتاق کناری که اتاق کنفرانس بود برد و منتظر سخن من شد.
این آغازی شد که مدت بسیار کوتاهی به آن مجله بروم و چند مطلب و مقاله اندکی بنگارم و وی از روی لطفی که داشت آنها را در سوره چاپ کند. البته من دیدم نمی توانم با این روش خود را آرام کنم ، بی حاشیه از مجله بیرون خزیدم، گویی هیچ وقت آنجا نبودم.
خب این فاصله گرفتن ، برای من فرصت خوبی شد، فیلمنامه «بربال فرشتگان» را نوشتم و مشتاقانه دنبال ساخت آن راه افتادم، تصور میکردم به اولین جایی که بروم یعنی همان حوزه هنری، بدون فوت وقت مرا یاری خواهند رساند و آن را خواهم ساخت. اما با حقیقت تلخی روبرو شدم، امکان ساخت آن به همین سادگی ها نیست!
دوره سختی را گذراندم؛ به سراغ خیلی ها رفتم و کمتر نتیجه ای گرفتم. این تلاش به دو سال هم رسید. یاد کلام آقا مرتضی افتادم که گفته بود: «سینما و فیلمسازی این وسط چکاره اند؟» و گفتم شاید بی جهت تقلا میکنم اساسا این عرصه از آن از مابهتران! است وما زحمت خود را به سوی دیگر باید ببریم. حقیقتا تصمیم گرفتم از سینما بروم. در دانشگاه علم وصنعت به رویم باز بود تا تحصیل را در رشته مهندسی ادامه دهم. ورود به سینما بخاطر عهدی بود که نمی خواستم عهد شکنی کرده باشم؛ برای همین تصمیم گرفتم سرنوشت آتی خود را به دست کسی بسپارم که بهترین راهنمایم هست. رنجنامه ای به رهبر معظم انقلاب نوشتم و پاسخ آن همان بود که فیلم «بر بال فرشتگان» ساخته شد و برخلاف ارادۀ بعضی در سینما ماندنی شدم و آن معرکه گردانان هنر و سینمای این مرز و بوم نیز، برای بقای خودشان هم که شده رنج تحمل مرا همچون «کاکتوسی»(۱) در دستانشان پذیرا شدند!
در این ایام پر رنج، هرماه منتظر سوره آقا مرتضی بودم و از مطالب متفاوت آن لذت می بردم. چندی بعد حرفهای متفاوت تر و به زعم من نه از جنس آقا مرتضی در مجله می دیدم، زمانی شوکه شدم که آن را در قلم آوینی نیز دیدم. همه رفاقت ها و حریم ها را نادیده گرفتم و به سراغش رفتم. البته نمی دانم شرایط چگونه بود که این بار، سخت توانستم وقت دیداری را از او بگیرم، این نیز بر عصبانیت من افزوده بود. آن روزها آوینی مسئول واحد تلویزیونی حوزه هنری شده بود . حتی به ذهنم رسید که اصلا چرا آنها از ساخت بربال فرشتگان حمایت نکنند!
با این همه طلبکاری به سراغ آوینی رفتم. نمی دانم جلسه چگونه آغاز و پایان یافت؛ فقط این بخش بخوبی یادم مانده و روح بزرگ شهید را که باور دارم ناظر است در این ماه مبارک رمضان به شهادت می گیرم که اگر خلاف می گویم خداوند در این ماه مغفرت و آمرزش ، مرا نبخشد؛ به آوینی گفتم که این چه حرفی است که شما زده اید و آن را در مجله خوشنام بچه های انقلاب و جنگ تیتر درشت کرده اید که «عروس؛ سینمای مطلوب» است؟
و آوینی که شاید انتظار چنین عصبانیتی را از من نداشت، دوباره با همان لبخندهای صادقانه اش که البته این بار تلخی آن را می دیدم دستان مرا در میان دو دست خودش گرفت؛ صدایش را آرامتر و لحظه ای سکوت کرد و بعد شمرده گفت: « اشتباه کردم»! من که هنوز این همه نشانه را نمی فهمیدم، آرام نگرفتم و گفتم: « اینجا توی این اتاق این را به من میگید؟ این را باید با تیتر درشتر بزنید» و او دستان مرا در دست داشت یا رها کرد بیادم نمی آید؛ اما کلامش هنوز برایم همچنان آشکار است: «جبران این اشتباه راه دیگه ای داره، دعا کن شهدا مرا با خودشان ببرند».
زمان زیادی نکشید آقا مرتضی از آن مسئولیت برکنار یا خودش کنار آمد نمیدانم، فقط شنیدم به توصیه رهبر معظم انقلاب به مناطق جنگی رفته است. سفری که حاصلش فصل جدیدی به روی سینما و فرهنگ دفاع مقدس گشود و بی تردید سفرهای معنوی راهیان نور مدیون آن قدم هایی است که برای اولین بار پس از قطعنامه، با دوربین و یاران با وفایش به کوچه پس کوچه های خرمشهر و آبادان و بعدها به فکه رفت و در هر سو به دنبال نشان و تاثیری از شهدا می گشت و در نهایت در یک نمایش باشکوه بی مثال با شهدای فکه همسفر شد و چنان اوج گرفت که رهبر معظم انقلاب اسلامی در یک اقدام غیر منتظره در تشییع پیکر مطهرش حضور یافتند.
آخرین دیدار کاملا تصادفی من با آقا مرتضی در زیر بارش برف و در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۷۱ بود. روز قبل، فیلم سینمایی «بربال فرشتگان» سیمرغ بهترین فیلم اول را در اختتامیه جشنواره فیلم فجر به همراه دو سیمرغ دیگر دریافت کرده بود. آقا مرتضی آن سال داور فجر بود. این عزیز خودش را به من رساند و در حالی که انبوه جمعیت ما را با خود می برد رو به من گفت: «مرا ببخشید بیشتر از این نتوانستم کاری کنم، خیلی اصرار کردم، تا این جایزه ها را به این فیلم بدهند».
نمی دانستم که چرا اصرار داشت این مطالب را به من بگوید؛ تنها این به ذهن خودخواهانه من رسید که شاید آقا مرتضی می خواست در راستای اصلاح آن تیتر درشت «عروس؛ سینمای مطلوب» بگوید قدمی عملی برداشته است.
به هرحال آن هنرمند ، عارف و قهرمان بزرگ جبهه فرهنگی انقلاب، حدود دو ماه بعد آخرین اثر هنرمندانه خودش را بر تارک هستی نقش زد تا بار دیگر ملائک را به سجده بر آدم دلالت کند. آقا مرتضی با شهادت خویش در رمل های فکه، سمت و سوی حقیقت هنر انقلاب اسلامی را نشان داد؛ تا آنجا که مستحق واژه زیبا و توصیف بی بدیلی در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی شد؛ آنجا که لقب "سید شهیدان اهل قلم" را به او دادند.
در این تعبیر زیبا، واژه ای از سینما! نیست که این خود جای تحلیل و بررسی دارد. اما فقط می خواهم بگویم، بهتر است همه ما از این رفتار منیت خواه الصاق اندیشه ها و دلمشغولی های خویش به این روح متفکر و رشد یافته بر دامنه مکتب عملی امام خمینی(ره) و امتحان پس داده در رکاب امام خامنه ی، دست برداریم و بگذاریم تشنگان اندیشه های ناب، خود از این جریان زلال سیراب شوند و با ظرفهای کوچک وتاریخ مصرف گذشته ، انحصار برداشت از اندیشه و راه وروش فیلمسازی آقا مرتضی را محدود نسازیم و برای سرمنشاء آن آدرس های انحرافی ندهیم. والله المستعان.
پی نوشت ۱: کاکتوس مجموعه طنزی بود که به قلم شهید آوینی در سوره منتشر می گردید.
یا بصیر
«آقا مرتضی» و ما
زمانی که بارش معنوی نظریه های هنری و سینمایی شهید بزرگوار آوینی، مشام جان زیبا پسند جویندگان حقیقت را سیراب می کرد و روح های خسته از رنج و زخم دیدگاههای هنری لیبرالیستی و کمونیستی را التیام می بخشید، پروژه مصادره شخصیت آوینی به نفع همان جریان غالب هنری کلید خورد. توطئه ای که متاسفانه باغفلت دوستان ذوق زده و تایید بعضی همراهان شهید،خیلی زود اجرایی شد و خروجی آن به ساخت مستند «مرتضی و ما» منتهی شد.
اگر چه آن روزها تلاش شد این تصمیم غلط را تصمیمی شجاعانه حقنه کنند و آن را آغازی بر گسترش و نفوذ معنوی مرتضی بر جریانات و افرادی بدانند که تا قبل از آن شمشیر بر اندیشه و راه مرتضی می کشیدند! راهی که همان دفاع از ارزشهای اسلام وانقلاب بود؛ اما کافی بود فقط کمی آنسوتر از نوک بینی خود را می دیدند تا نگران شوند که چگونه جریان خوش غنوده بر دامنه مستی و تمدن و فرهنگ لذت جوی غربی، یکی از میراث های فکری و هنری جبهه فرهنگی انقلاب را به تاراج می برد!
مرتضی آوینی مشی جستجوگر و روحی حقیقت طلب داشت. فطرت پاکش او را وادار میکرد بدون حب و بغض و بدون پیش داوری به هر کوی مدعی حقیقت پرسه زند و از هر دکان نظریه پردازی کالایی طلب کند؛ همین ویژگی بود که وقتی او خود را درآبشار پر ترّنم معنویت بخش جبهه ها و در میان بسیجیان عاشق امام غرق شده دید، براین غوطه خوردن خوش لغزید و مستی این رقص سماع چنان او را در خود پیچانده بود که وقتی با پذیرش قطعنامه به یکباره این ریزش فروزان آبشار هستی بخش قطع گردید، آوینی خود را همچون ماهی دید که به یکباره بر پهنه کویر بی حاصل و خشکی افتاده است .
همان روزها که عاشقان امام تلاش میکردند تلخی را که از خوراندن جام تلخ بر امام در کامشان نشسته بود با دیدار یکدیگر و گفتگو کمی بکاهند، به سراغ آوینی رفتم.
او نیز بشدت پکر و بلکه باید گفت هراسان و سرگردان بود. به او گفتم دنیا که به آخر نرسیده، راه سینمای مستند جنگ بسته شده اما می توانیم با سینمای داستانی جنگ، نقبی به این گذشته بزنیم. او اندکی فکر کرد و گویی با خودش حرف می زد و بدون آنکه مرا ببیند و خوب یادم است که نگاهش را نیز به سمت بالا گرفته بود ، گفت: « شمقدری جان، دیگر از دستش دادیم، سینما و فیلمسازی در این میانه چکاره اند! من که شاید دیگر اینها همه را رها کنم». از اتاق خارج شد. راستش این کلمات برای مدتی مرا هم در یک خلا رها کرد که گویی نمی توانستم خودم را باز یابم.
چندی بعد دیدم مجله سوره راه اندازی شده و آوینی آنجا قلم می زند، به سراغش رفتم؛ چون احساس کردم آقا مرتضی راهی برای رهایی خود از آن بی تکلیفی یافته است. حتی فکر کردم شاید همکاری با وی در آن مجله مرا هم کمی آرام تر کند. با مهربانی و با همان لبخندهای بسیار صادقانه اش مرا پذیرفت، ذهنش خسته بود چون یادم است یکی از همان ذهن های خسته و پریشان ، ساعتی او را به گفتگو گرفته بود و شاید هم ، آن میهمان می خواست از خلال این دیدار مفرّی برای همه سرگردانی های خود بیابد؛ ( انشالله یافته باشد). همراه آقا مرتضی از اتاقش بیرون آمدیم و آن میهمان را که گوشه ای چمباتمه زده و به دیوار تکیه داده و سخت در فکر بود به حال خودش رها کرد و مرا به اتاق کناری که اتاق کنفرانس بود برد و منتظر سخن من شد.
این آغازی شد که مدت بسیار کوتاهی به آن مجله بروم و چند مطلب و مقاله اندکی بنگارم و وی از روی لطفی که داشت آنها را در سوره چاپ کند. البته من دیدم نمی توانم با این روش خود را آرام کنم ، بی حاشیه از مجله بیرون خزیدم، گویی هیچ وقت آنجا نبودم.
خب این فاصله گرفتن ، برای من فرصت خوبی شد، فیلمنامه «بربال فرشتگان» را نوشتم و مشتاقانه دنبال ساخت آن راه افتادم، تصور میکردم به اولین جایی که بروم یعنی همان حوزه هنری، بدون فوت وقت مرا یاری خواهند رساند و آن را خواهم ساخت. اما با حقیقت تلخی روبرو شدم، امکان ساخت آن به همین سادگی ها نیست!
دوره سختی را گذراندم؛ به سراغ خیلی ها رفتم و کمتر نتیجه ای گرفتم. این تلاش به دو سال هم رسید. یاد کلام آقا مرتضی افتادم که گفته بود: «سینما و فیلمسازی این وسط چکاره اند؟» و گفتم شاید بی جهت تقلا میکنم اساسا این عرصه از آن از مابهتران! است وما زحمت خود را به سوی دیگر باید ببریم. حقیقتا تصمیم گرفتم از سینما بروم. در دانشگاه علم وصنعت به رویم باز بود تا تحصیل را در رشته مهندسی ادامه دهم. ورود به سینما بخاطر عهدی بود که نمی خواستم عهد شکنی کرده باشم؛ برای همین تصمیم گرفتم سرنوشت آتی خود را به دست کسی بسپارم که بهترین راهنمایم هست. رنجنامه ای به رهبر معظم انقلاب نوشتم و پاسخ آن همان بود که فیلم «بر بال فرشتگان» ساخته شد و برخلاف ارادۀ بعضی در سینما ماندنی شدم و آن معرکه گردانان هنر و سینمای این مرز و بوم نیز، برای بقای خودشان هم که شده رنج تحمل مرا همچون «کاکتوسی»(۱) در دستانشان پذیرا شدند!
در این ایام پر رنج، هرماه منتظر سوره آقا مرتضی بودم و از مطالب متفاوت آن لذت می بردم. چندی بعد حرفهای متفاوت تر و به زعم من نه از جنس آقا مرتضی در مجله می دیدم، زمانی شوکه شدم که آن را در قلم آوینی نیز دیدم. همه رفاقت ها و حریم ها را نادیده گرفتم و به سراغش رفتم. البته نمی دانم شرایط چگونه بود که این بار، سخت توانستم وقت دیداری را از او بگیرم، این نیز بر عصبانیت من افزوده بود. آن روزها آوینی مسئول واحد تلویزیونی حوزه هنری شده بود . حتی به ذهنم رسید که اصلا چرا آنها از ساخت بربال فرشتگان حمایت نکنند!
با این همه طلبکاری به سراغ آوینی رفتم. نمی دانم جلسه چگونه آغاز و پایان یافت؛ فقط این بخش بخوبی یادم مانده و روح بزرگ شهید را که باور دارم ناظر است در این ماه مبارک رمضان به شهادت می گیرم که اگر خلاف می گویم خداوند در این ماه مغفرت و آمرزش ، مرا نبخشد؛ به آوینی گفتم که این چه حرفی است که شما زده اید و آن را در مجله خوشنام بچه های انقلاب و جنگ تیتر درشت کرده اید که «عروس؛ سینمای مطلوب» است؟
و آوینی که شاید انتظار چنین عصبانیتی را از من نداشت، دوباره با همان لبخندهای صادقانه اش که البته این بار تلخی آن را می دیدم دستان مرا در میان دو دست خودش گرفت؛ صدایش را آرامتر و لحظه ای سکوت کرد و بعد شمرده گفت: « اشتباه کردم»! من که هنوز این همه نشانه را نمی فهمیدم، آرام نگرفتم و گفتم: « اینجا توی این اتاق این را به من میگید؟ این را باید با تیتر درشتر بزنید» و او دستان مرا در دست داشت یا رها کرد بیادم نمی آید؛ اما کلامش هنوز برایم همچنان آشکار است: «جبران این اشتباه راه دیگه ای داره، دعا کن شهدا مرا با خودشان ببرند».
زمان زیادی نکشید آقا مرتضی از آن مسئولیت برکنار یا خودش کنار آمد نمیدانم، فقط شنیدم به توصیه رهبر معظم انقلاب به مناطق جنگی رفته است. سفری که حاصلش فصل جدیدی به روی سینما و فرهنگ دفاع مقدس گشود و بی تردید سفرهای معنوی راهیان نور مدیون آن قدم هایی است که برای اولین بار پس از قطعنامه، با دوربین و یاران با وفایش به کوچه پس کوچه های خرمشهر و آبادان و بعدها به فکه رفت و در هر سو به دنبال نشان و تاثیری از شهدا می گشت و در نهایت در یک نمایش باشکوه بی مثال با شهدای فکه همسفر شد و چنان اوج گرفت که رهبر معظم انقلاب اسلامی در یک اقدام غیر منتظره در تشییع پیکر مطهرش حضور یافتند.
آخرین دیدار کاملا تصادفی من با آقا مرتضی در زیر بارش برف و در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۷۱ بود. روز قبل، فیلم سینمایی «بربال فرشتگان» سیمرغ بهترین فیلم اول را در اختتامیه جشنواره فیلم فجر به همراه دو سیمرغ دیگر دریافت کرده بود. آقا مرتضی آن سال داور فجر بود. این عزیز خودش را به من رساند و در حالی که انبوه جمعیت ما را با خود می برد رو به من گفت: «مرا ببخشید بیشتر از این نتوانستم کاری کنم، خیلی اصرار کردم، تا این جایزه ها را به این فیلم بدهند».
نمی دانستم که چرا اصرار داشت این مطالب را به من بگوید؛ تنها این به ذهن خودخواهانه من رسید که شاید آقا مرتضی می خواست در راستای اصلاح آن تیتر درشت «عروس؛ سینمای مطلوب» بگوید قدمی عملی برداشته است.
به هرحال آن هنرمند ، عارف و قهرمان بزرگ جبهه فرهنگی انقلاب، حدود دو ماه بعد آخرین اثر هنرمندانه خودش را بر تارک هستی نقش زد تا بار دیگر ملائک را به سجده بر آدم دلالت کند. آقا مرتضی با شهادت خویش در رمل های فکه، سمت و سوی حقیقت هنر انقلاب اسلامی را نشان داد؛ تا آنجا که مستحق واژه زیبا و توصیف بی بدیلی در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی شد؛ آنجا که لقب "سید شهیدان اهل قلم" را به او دادند.
در این تعبیر زیبا، واژه ای از سینما! نیست که این خود جای تحلیل و بررسی دارد. اما فقط می خواهم بگویم، بهتر است همه ما از این رفتار منیت خواه الصاق اندیشه ها و دلمشغولی های خویش به این روح متفکر و رشد یافته بر دامنه مکتب عملی امام خمینی(ره) و امتحان پس داده در رکاب امام خامنه ی، دست برداریم و بگذاریم تشنگان اندیشه های ناب، خود از این جریان زلال سیراب شوند و با ظرفهای کوچک وتاریخ مصرف گذشته ، انحصار برداشت از اندیشه و راه وروش فیلمسازی آقا مرتضی را محدود نسازیم و برای سرمنشاء آن آدرس های انحرافی ندهیم. والله المستعان.
پی نوشت ۱: کاکتوس مجموعه طنزی بود که به قلم شهید آوینی در سوره منتشر می گردید.
تبلیغات متنی
-
تصویری از «اسفندیار» سریال سوجان در ۵۱ سالگی
-
چرا جنگنده F-۲۲ رپتور هرگز از ناوهای هواپیمابر عملیات نمیکند؟
-
عکسهایی از ترافیک وحشتناک تهران در زمستان ۱۳۵۴
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
تضمین مهم باکو به تهران: خاک و آسمان ما علیه شما استفاده نمیشود
-
فرزندان مقامات ایرانی از آمریکا اخراج میشوند
-
استفاده مستقیم از اینترنت ماهوارهای در آیفون ممکن میشود
-
وزیر دفاع عربستان وارد واشنگتن شد
-
۱۵۰ نفر از مصدومان وقایع اخیر همچنان بین مرگ و زندگی
-
استایل گنگ روسی امیرحسین فتحی در فیلم «مارون»
-
فال روزانه جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
سرمربی محبوب بارسلوناییها گزینه هدایت رئال مادرید!
-
جلیلی: ترامپ سرنگون خواهد شد
-
ترامپ: ما تروریستها را از غزه بیرون کردیم
-
وزارت دفاع اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه را محکوم کرد
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
فرزندان مقامات ایرانی از آمریکا اخراج میشوند
-
۱۵۰ نفر از مصدومان وقایع اخیر همچنان بین مرگ و زندگی
-
واکنش قالیباف به تروریستی اعلام شدن سپاه
-
ترامپ توییت اخیر خود در مورد ایران را پین کرد
-
بیانیه وزارت خارجه ایران پیرامون مصوبه اروپا در مورد سپاه
-
واکنش رسایی به اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه
-
هگست: آمادهایم تا هر آنچه ترامپ در مورد تهران از ما بخواهد را انجام دهیم
-
سخنگوی ارتش: پاسخ ما به خطای دشمن بلادرنگ است
-
واکنش وزیر خارجه اسرائیل به اقدام اروپا علیه سپاه
-
دکلمه شعر پرویز پرستویی برای مادران داغدیده
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رقص هادی چوپان در تلویزیون حاشیهساز شد
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر