در سالروز درگذشت خسرو شکیبایی
کاش این خبر تکذیب میشد!
هنوز هم بعد از گذشت ۶ سال نمیتوانیم کنار نامش واژه «زنده یاد» بگذاریم ... هنوز هم ترکیب «زندهیاد خسرو شکیبایی» برایمان غریبه است و دردناک.
خبرگزاری ایسنا: ۲۸ تیر ماه سالروز درگذشت خسرو شکیبایی است، اما این اتفاق حتی بعد از گذر این سالها هنوز هم برایمان باور نکردنی نیست.
بامداد جمعه ۲۸ تیر سال ۸۷ چند روز بعد از روز پدر، در آخرین روز از تعطیلاتی چند روزه، بدترین خبر ممکن، منتشر شد و چُرت تابستانی همه را پاره کرد: «خسرو شکیبایی درگذشت». خبر کوتاه بود اما ....
شکیبایی نه خیلی اهل گفتگو بود نه علاقه زیادی به حضور در مجامع داشت. سرش به کار خودش بود اما همیشه خبرساز بود. خیلی اوقات تیتر اول روزنامهها میشد یا عکسش روی جلد نشریات میرفت، ولی در آن روز غم انگیز همه آرزو داشتند اولین خبر خبرگزاریها اشتباه باشد و او با صدای زنگدارش این خبر را تکذیب کند، اما این فقط آرزویی محال بود. بازیگر دوست داشتنی ما ساعتها بود که در بیمارستان «پارسیان» سعادت آباد آرام گرفته بود ...
کسی چه میداند که آدمها به وقت مرگ به چه میاندیشند، به آرزوهای ناکام، راههای نرفته، عشقهای از دست رفته، آرمانهای طلایی نوجوانی یا روزهای پر شر و شور کودکی ...
شاید هم خسرو شکیبایی به دوره نوجوانیاش میاندیشید، همان روزهایی که با پدرش سینما میرفت همان شبهایی که محو جادوی پرده نقرهای میشد و همان لحظاتی که راه زندگیاش را انتخاب کرد و بازیگری را برگزید.
یا شاید در اولین لحظات کوچش به راننده خسته «اتوبوس شب» میاندیشید یا «رضا»ی فیلم «کیمیا»، شاید هم هنوز دلش پیش «اسد» و «صفا»ی فیلم «پری» بود، شاید به «گشتاسب» فیلم «سارا» فکر میکرد... اما کسی چه میداند شاید هم دلش برای شیطنت خواهران دوقلوی «خواهران غریب» تنگ شده بود ... یا اینکه گوشه ذهنش هنوز درگیر مرد روشنفکر «یک بار برای همیشه» بود.
به هر حال بازیگر «حمید هامون» که سرگشته و شیدا در جستجوی معجزه بود تا همچون ابراهیم، آتش را برایش گلستان کند، چشمانش را آرام آرام روی هم گذاشت و خود را به دریای بی انتها و باشکوه مرگ سپرد اما افسوس که این بار برخلاف فیلم «هامون»، نفس دوبارهای در کار نبود ... کسی چه میداند شاید گلستان خسرو شکیبایی فقط در بهشت خدا پیدا میشد.
با بهار آمده بود و با تابستان رفت و دوستدارانش میاندیشند که ای کاش این همه برای رفتن شتاب نداشت و همچون نام خانوادگیاش با شکیبایی میرفت.
غروب جمعه معمولا دلگیر است اما غروب جمعه ۲۸ تیر ماه غمی از جنس دیگر داشت و آخرین خداحافظیاش نامه رفتن «رضا» بود، در فیلم «کیمیا» که با پخش این فیلم از تلویزیون، دوباره خوانده شد. نامهای به نام مادرانه «شکوه» و به حرمت نام مادر. خسرو شکیبایی هم مثل رضا آرام و مظلوم و بی صدا رفت.
او که برایمان شعرهای سهراب، فروغ، سید علی صالحی و محمدرضا عبدالملکیان را خوانده بود، حتی بعد از رفتنش هم چهل حکایت از گلستان سعدی را هدیه گذاشت که حالا بخش دوم آن شامل ۱۲ حکایت دیگر در راه است. هرچند حالا صدای آهنگین «هامون» سینما همان اندازه دل انگیز است که اندوهناک نیز هست.
خسرو شکیبایی ۷ فروردین ۱۳۲۳ در محله مولوی تهران به دنیا آمد و سال ۴۲ وارد عرصه بازیگری تئاتر شد.
سال ۴۶ بعد از پایان دوره سربازی در استودیو «شهاب» آزمون گویندگی داد، قبول شد و بعد از مدتی هم استخدام شد. در آن سالها اغلب به جای بازیگران نیمه معروف صحبت کرد، در عین حال گوینده بازیگرانی چون «چارلتون هستون»،«جیمز میسون»، «بیلی کازبی» و ... هم بود تا اینکه به طور رسمی توسط عباس جوانمرد سرپرست گروه «هنر ملی» به عضویت در این گروه دعوت شد و بعدتر هم به استخدام اداره تئاتر درآمد.
شکیبایی که دانش آموخته تئاتر از دانشکده هنرهای زیباست، در نمایشهایی چون «زیر گذر لوطی صالح»،«سنگ و سرنا» ،«صایادان»، «شب بیست و یکم»، «بیا تا گل برافشانیم»، «تراژدی کسرا»،«همه پسران من» و ... بازی کرد و با هنرمندانی چون محمود استادمحمد، هادی مرزبان، مجید جعفری و ... همکاری داشت.
بازی او در مجموعههای تلویزیونی «مدرس»،«روزی روزگاری»،«کاکتوس»،«تفنگ سرپر»،«خانه سبز» و ... نیز به یادماندنی است.
بامداد جمعه ۲۸ تیر سال ۸۷ چند روز بعد از روز پدر، در آخرین روز از تعطیلاتی چند روزه، بدترین خبر ممکن، منتشر شد و چُرت تابستانی همه را پاره کرد: «خسرو شکیبایی درگذشت». خبر کوتاه بود اما ....
شکیبایی نه خیلی اهل گفتگو بود نه علاقه زیادی به حضور در مجامع داشت. سرش به کار خودش بود اما همیشه خبرساز بود. خیلی اوقات تیتر اول روزنامهها میشد یا عکسش روی جلد نشریات میرفت، ولی در آن روز غم انگیز همه آرزو داشتند اولین خبر خبرگزاریها اشتباه باشد و او با صدای زنگدارش این خبر را تکذیب کند، اما این فقط آرزویی محال بود. بازیگر دوست داشتنی ما ساعتها بود که در بیمارستان «پارسیان» سعادت آباد آرام گرفته بود ...
کسی چه میداند که آدمها به وقت مرگ به چه میاندیشند، به آرزوهای ناکام، راههای نرفته، عشقهای از دست رفته، آرمانهای طلایی نوجوانی یا روزهای پر شر و شور کودکی ...
شاید هم خسرو شکیبایی به دوره نوجوانیاش میاندیشید، همان روزهایی که با پدرش سینما میرفت همان شبهایی که محو جادوی پرده نقرهای میشد و همان لحظاتی که راه زندگیاش را انتخاب کرد و بازیگری را برگزید.
یا شاید در اولین لحظات کوچش به راننده خسته «اتوبوس شب» میاندیشید یا «رضا»ی فیلم «کیمیا»، شاید هم هنوز دلش پیش «اسد» و «صفا»ی فیلم «پری» بود، شاید به «گشتاسب» فیلم «سارا» فکر میکرد... اما کسی چه میداند شاید هم دلش برای شیطنت خواهران دوقلوی «خواهران غریب» تنگ شده بود ... یا اینکه گوشه ذهنش هنوز درگیر مرد روشنفکر «یک بار برای همیشه» بود.
به هر حال بازیگر «حمید هامون» که سرگشته و شیدا در جستجوی معجزه بود تا همچون ابراهیم، آتش را برایش گلستان کند، چشمانش را آرام آرام روی هم گذاشت و خود را به دریای بی انتها و باشکوه مرگ سپرد اما افسوس که این بار برخلاف فیلم «هامون»، نفس دوبارهای در کار نبود ... کسی چه میداند شاید گلستان خسرو شکیبایی فقط در بهشت خدا پیدا میشد.
با بهار آمده بود و با تابستان رفت و دوستدارانش میاندیشند که ای کاش این همه برای رفتن شتاب نداشت و همچون نام خانوادگیاش با شکیبایی میرفت.
غروب جمعه معمولا دلگیر است اما غروب جمعه ۲۸ تیر ماه غمی از جنس دیگر داشت و آخرین خداحافظیاش نامه رفتن «رضا» بود، در فیلم «کیمیا» که با پخش این فیلم از تلویزیون، دوباره خوانده شد. نامهای به نام مادرانه «شکوه» و به حرمت نام مادر. خسرو شکیبایی هم مثل رضا آرام و مظلوم و بی صدا رفت.
او که برایمان شعرهای سهراب، فروغ، سید علی صالحی و محمدرضا عبدالملکیان را خوانده بود، حتی بعد از رفتنش هم چهل حکایت از گلستان سعدی را هدیه گذاشت که حالا بخش دوم آن شامل ۱۲ حکایت دیگر در راه است. هرچند حالا صدای آهنگین «هامون» سینما همان اندازه دل انگیز است که اندوهناک نیز هست.
خسرو شکیبایی ۷ فروردین ۱۳۲۳ در محله مولوی تهران به دنیا آمد و سال ۴۲ وارد عرصه بازیگری تئاتر شد.
سال ۴۶ بعد از پایان دوره سربازی در استودیو «شهاب» آزمون گویندگی داد، قبول شد و بعد از مدتی هم استخدام شد. در آن سالها اغلب به جای بازیگران نیمه معروف صحبت کرد، در عین حال گوینده بازیگرانی چون «چارلتون هستون»،«جیمز میسون»، «بیلی کازبی» و ... هم بود تا اینکه به طور رسمی توسط عباس جوانمرد سرپرست گروه «هنر ملی» به عضویت در این گروه دعوت شد و بعدتر هم به استخدام اداره تئاتر درآمد.
شکیبایی که دانش آموخته تئاتر از دانشکده هنرهای زیباست، در نمایشهایی چون «زیر گذر لوطی صالح»،«سنگ و سرنا» ،«صایادان»، «شب بیست و یکم»، «بیا تا گل برافشانیم»، «تراژدی کسرا»،«همه پسران من» و ... بازی کرد و با هنرمندانی چون محمود استادمحمد، هادی مرزبان، مجید جعفری و ... همکاری داشت.
بازی او در مجموعههای تلویزیونی «مدرس»،«روزی روزگاری»،«کاکتوس»،«تفنگ سرپر»،«خانه سبز» و ... نیز به یادماندنی است.
تبلیغات متنی
-
عبور کمهزینه استقلال از زمستان پُرمخاطره
-
ممنوعیت واردات گاز روسیه قطعی شد
-
نقشه اهداف آمریکایی در تیررس موشکهای ایران
-
ارسال بستههای ۹ قلمی کالابرگ رایگان شد
-
انجام ۱۲۹۸۶ عمل جراحی در حوادث اخیر
-
سومین سوءقصد به آقای شهردار خنثی شد
-
همه چیز درباره چگونگی و زمان دریافت وام ۳۰ میلیونی
-
نماینده مجلس: امکان ندارد مجروحان را در زندان نگه دارند
-
پهپادهای ایران حریف ناو آبراهام لینکلن میشود؟
-
دولت آمریکا علیه این شهر اعلان جنگ کرد!
-
پرونده روزنامه هممیهن در راه دادسرا
-
استقرار موشکهای ایران در سواحل خلیج فارس
-
احمد خاتمی: اغتشاشگران مفسد فیالارض و قاتلاند
-
نقش یک ویتامین در محافظت از بدن در برابر آنفلوآنزا
-
زیبایی و رازآلودی برف نیارق اردبیل در یک قاب
-
نقشه اهداف آمریکایی در تیررس موشکهای ایران
-
انجام ۱۲۹۸۶ عمل جراحی در حوادث اخیر
-
استقرار موشکهای ایران در سواحل خلیج فارس
-
دریادار ایرانی: نیروهای مسلح در آمادگی کامل قرار دارند
-
سنگینترین ریزش بورس رقم خورد
-
حضور کشتیگیران ایران در مسابقات کرواسی ممنوع شد!
-
ترفند ایران برای اختلال در اینترنت استارلینک فاش شد
-
شایعات مضحک درباره محرومیت حامد لک و رامین رضاییان
-
تکذیب تماس عراقچی با ویتکاف از سوی ایران
-
سکه تمام مرز ۱۷۰ میلیون تومانی را شکست
-
توضیح درباره ادعای تیر خلاص زدن به مجروحان اعتراضات
-
وزارت خارجه: هر تعرض، پشیمانی بزرگ به دنبال خواهد داشت
-
انتقاد شدید «مهر» از افزایش آمار کشتهها در ایران اینترنشنال
-
پیشبینی هوا طی ۵ روز آینده اعلام شد
-
تفاهم کامل نمایندگان ترامپ با نتانیاهو درباره ایران
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
دو سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
استقرار زیردریاییهای ایران در تنگه هرمز
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
درخواست بازخواست از صداوسیما در پی اتفاقات اخیر
-
طرز تهیه کیک یخچالی موز و گردو در چند دقیقه
-
ورود کاروان نظامی آمریکا به کشور همسایه ایران
-
اوج بارشها را مردم این مناطق تجربه خواهند کرد
-
بارش برف ۹ جاده را مسدود کرد
-
دیدار فرمانده سنتکام با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
-
خبر مهم درباره اتصال اینترنت در ساعات آینده
-
درگذشت کارگردان جوان سینمای ایران
-
تردد دریایی از بنادر کیش ممنوع شد
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
-
سازمان لیگ، ۲ امتیاز از استقلال و تراکتور کم کرد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
روحش شاد و یادش گرامی
7 سال میگذرد دوست عزیز
روحت شاد عمو خسرو
خانه باید سبز باشه سبز وهمیشه سبز
روحت شاد عمو خسرو
خدا رحمتش کنه بعضی از صداها تا اخر عمر در گوش ادم می ماند.