دو سال طول کشید تا ثابت کردم زنده ام
تقریبا حدود دو سال طول کشید تا توانستم ثابت کنم که من زنده هستم. در آن دو سال چندین بار می خواستم که ماشین به نام بزنم اما چون شناسنامه نداشتم نمی توانستم چیزی را به نام خودم ثبت کنم.
مجله سرنخ: هیچ وقت فکر نمی کرد یک دل درد ساده و مراجعه او به بیمارستان آغاز ماجرایی شود که دو سال تمام اسم او را وارد فهرست مردگان کند. مرد جوان بی آنکه خودش خبر داشته باشد به عنوان یک فرد فوت شده به ثبت احوال معرفی شده بود و همین مساله باعث شد برگه هویتش باطل شود. او وقتی پی به این ماجرا برد که زمان دریافت یارانه ها فرا رسید و پولی به حسابش واریز نشد. برای همین ماجرا را پیگیری کرد تا اینکه متوجه شد اسمش در فهرست مردگان ثبت شده است. علی طهماسبی که از این ماجرا حسابی شوکه شده بود، 2 سال تمام تلاش و دوندگی کرد تا توانست زنده بودنش را ثابت کند و دوباره شناسنامه بگیرد. اما ماجرا چه بود و چرا چنین اتفاقی افتاده بود؟
گواهی فوت اشتباهی
جوان 27 ساله که این روزها با مادرش در رشت زندگی می کند وقتی یاد دردسرهایی می افتد که برای اثبات زنده بودنش با آنها دست به گریبان بود، لبخندی می زند و می گوید: «پدر من سال ها قبل فوت کرد و به همین خاطر من و مادرم تصمیم گرفتیم از همدان به رشت برویم تا در کنار خانواده مادرم زندگی کنیم. مدتی گذشت و سال 88 بود که خانوارها باید اطلاعات خود را به سازمان آمار می دادند تا اسامی آنها در سیستم برای دریافت یارانه ثبت شود. به همین خاطر من اسم خودم و مادرم را در فرم نوشتم و آن را به مرکز آمار تحویل دادم.
بعد از مدتی که دور اول یارانه ها به حساب سرپرست های خانواده ها واریز شد متوجه شدم که فقط برای مادرم پول واریز شده است. به خاطر همین به مرکز آمار رفتم تا دلیل واریزنشدن یارانه خودم را جویا شوم.
زمانی که کارمند مرکز آمار صفحه مربوط به اطلاعات خانوار ما را بررسی کرد با تعجب گفت که اسم شما در فهرست مردگان ثبت شده و به همین دلیل برایتان یارانه واریز نشده است. با شنیدن این جمله داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم. مگر امکان داشت که من مرده باشم؟
احتمال د ادم که اشتباها در زمان تکمیل فرم به جای اسم خودم اسم پدرم که چند سال پیش فوت کرده بود را نوشته ام. برای همین بررسی کردیم اما به نتیجه ای نرسیدیم. امکان بازنگری فرم وجود نداشت و نمی دانستم چطور این اتفاق افتاده بود.
مرد جوان که اسم خود را در لیست متوفیان می دید، برای فهمیدن علت ماجرا تصمیم گرفت راهی ثبت احوال شود. او در ادامه می گوید: «همان روز به سازمان ثبت احوال رشت رفتم ولی چون شناسنامه من صادره از شهرستان بهار بود کارمند ثبت احوال به من گفت که اگر بخواهند از طریق نامه نگاری با سازمان ثبت احوال بهار موضوع را پیگیری کنند مدت زمان زیادی طول می کشد و بهتر است شخصا به صورت حضوری به آنجا بروم تا درگیر نامه نگماری های ا داری نشوم.
بالاخره راهی شهر پدری ام شدم و با در دست داشتن شناسنامه به سازمان ثبت احوال بهار رفتم. وقتی موضوع را برای آنها تعریف کردم در ابتدا فکر می کردند که با آنها شوخی می کنم یا اینکه دیوانه هستم و آنها را سر کار گذاشته ام. اما وقتی جدیت من را دیدند، کارمندی که در آنجا بود شنا سنامه ام را گرفت و بعد از اینکه اطلاعات من را وارد رایانه کرد با تعجب رو به من گفت: «در اینجا نوشته شده علی طهماسبی در تاریخ 87/6/5 در بیمارستان به علت خونریزی داخلی فوت کرده است و الان نیز گواهی فوت شما وجود دارد.»
مرد جوان می گوید: «اگر تا آن لحظه تصور می کردم که هنگام پر کردن فرم درخواست یارانه اشتباه کرده و اسم پدرم را به جای اسم خودم نوشته ام، با شنیدن حرف های کارمند ثبت احوال مطمئن شدم اتفاق عجیبی افتاده که اسم من در فهرست مردگان وارد شده است. وقتی آن کارمند گواهی فوتم را دستم داد برای چند لحظه سر جایم خشکم زد.»
برای علی رفتار سازمان ثبت احوال جالب تر از اتفاقی بود که برایش افتاده بود. «کارمند ثبت احوال وقتی که اسم مرا در لیست متوفیان دید، همانجا شناسنامه ام را گرفت و مهر ابطال روی آن زد و بعد هم گفت اگر می خواهی ثابت کنی که زنده هستی از سازمان ثبت احوال در دادسرا شکایت کن تا از طریق مراجع قانونی به کار تو رسیدگی شود.»
دل درد پر دردسر
مرد جوان می گوید: «برایم سوال پیش آمده بود که چرا بیمارستان اسم من را به عنوان متوفی به ثبت احوال داده است. برای همین به آنجا هم رفتم اما جوابی به من ندادند. چون این ماجرا برایم جالب بود به دنبال پاسخی برایش بودم.
سرانجام به یاد موضوعی افتادم که چند وقت پیش پای من را به همان بیمارستان باز کرده بود. تابستان سال ۸۷ بود که برای گذراندن تعطیلات از رشت به شهرستان بهار رفته بودیم. در یکی از آن روزها دل درد شدیدی باعث شد که کارم به اورژانس بکشد. چند ساعتی را در بخش اورژانس بستری شدم و بعد از تزریق آمپول و سرم، وضع جسمانیم بهبود پیدا کرد و از آنجا مرخص شدم. وقتی بیشتر تحقیق کردم متوجه شدم روزی که برای دل درد به بیمارستان رفته بودم، همان روزی بوده که بیمارستان اسم و مشخصات مرا به عنوان فوت شده برای ثبت احوال فرستاده است. برای همین احتمال می دهم که شاید در آن روز مسوول قسمت اداری بیمارستان به اشتباه اسم من را جزو افراد فوتی آن روز رد کرده است. این بود که بار دیگر به بیمارستان برگشتم اما بازهم جوابی به من ندادند.»
در هر صورت و به هر دلیلی، علی اسمش در لیست مردگان ثبت شده و شناسنامه اش باطل شده بود. او دیگر هیچ کار حقوقی و اداری ای را نمی توانست انجام دهد. آن هم بدون شناسنامه و با هویت یک مرده.
به همین خاطر با طرح شکایت علیه سازمان ثبت احوال شهرستان بهار خواستار پیگیری شکایتش شد.
او می گوید: «تقریبا حدود دو سال طول کشید تا توانستم ثابت کنم که من زنده هستم. در آن دو سال چندین بار می خواستم که ماشین به نام بزنم اما چون شناسنامه نداشتم نمی توانستم چیزی را به نام خودم ثبت کنم. این دوران که حالا برایم خنده دار به نظر می رسد مشکلات زیادی را برایم به وجود آورد. بزرگترین مشکل من فاصله شهر رشت و بهار بود.
محل زندگی من رشت بود و من با ید برای حضور در جلسات دادگاه به شهرستان بهار می رفتم. همه اینها باعث شده بود که در این دو سال حسابی خسته شوم. اما بالاخره این تلاش ها جواب داد و بعد از اینکه من چند شاهد را با خودم به دادگاه بردم و تحقیقات محلی توسط نیروی انتظامی انجام شد، توانستم رای دادگاه را مبنی بر زنده بودنم بگیرم و سازمان ثبت احوال موظف شد شناسنامه جدیدی را با همان مشخصات قبلی برایم صادر کند.»
علی طهماسبی توانست در تاریخ ۹۱/۱/۷ شناسنامه خود را تحویل بگیرد و به عنوان یک شهروند زنده به زندگی ادامه دهد و اجازه پیدا کند تا به صورت قانونی به انجام کارهای حقوقی و اداری خود بپردازد. این در حالی است که هیچ وقت به طور رسمی مشخص نشد که اسم او چگونه وارد فهرست مردگان شده بود.
گواهی فوت اشتباهی
جوان 27 ساله که این روزها با مادرش در رشت زندگی می کند وقتی یاد دردسرهایی می افتد که برای اثبات زنده بودنش با آنها دست به گریبان بود، لبخندی می زند و می گوید: «پدر من سال ها قبل فوت کرد و به همین خاطر من و مادرم تصمیم گرفتیم از همدان به رشت برویم تا در کنار خانواده مادرم زندگی کنیم. مدتی گذشت و سال 88 بود که خانوارها باید اطلاعات خود را به سازمان آمار می دادند تا اسامی آنها در سیستم برای دریافت یارانه ثبت شود. به همین خاطر من اسم خودم و مادرم را در فرم نوشتم و آن را به مرکز آمار تحویل دادم.
بعد از مدتی که دور اول یارانه ها به حساب سرپرست های خانواده ها واریز شد متوجه شدم که فقط برای مادرم پول واریز شده است. به خاطر همین به مرکز آمار رفتم تا دلیل واریزنشدن یارانه خودم را جویا شوم.
زمانی که کارمند مرکز آمار صفحه مربوط به اطلاعات خانوار ما را بررسی کرد با تعجب گفت که اسم شما در فهرست مردگان ثبت شده و به همین دلیل برایتان یارانه واریز نشده است. با شنیدن این جمله داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم. مگر امکان داشت که من مرده باشم؟
احتمال د ادم که اشتباها در زمان تکمیل فرم به جای اسم خودم اسم پدرم که چند سال پیش فوت کرده بود را نوشته ام. برای همین بررسی کردیم اما به نتیجه ای نرسیدیم. امکان بازنگری فرم وجود نداشت و نمی دانستم چطور این اتفاق افتاده بود.
مرد جوان که اسم خود را در لیست متوفیان می دید، برای فهمیدن علت ماجرا تصمیم گرفت راهی ثبت احوال شود. او در ادامه می گوید: «همان روز به سازمان ثبت احوال رشت رفتم ولی چون شناسنامه من صادره از شهرستان بهار بود کارمند ثبت احوال به من گفت که اگر بخواهند از طریق نامه نگاری با سازمان ثبت احوال بهار موضوع را پیگیری کنند مدت زمان زیادی طول می کشد و بهتر است شخصا به صورت حضوری به آنجا بروم تا درگیر نامه نگماری های ا داری نشوم.
بالاخره راهی شهر پدری ام شدم و با در دست داشتن شناسنامه به سازمان ثبت احوال بهار رفتم. وقتی موضوع را برای آنها تعریف کردم در ابتدا فکر می کردند که با آنها شوخی می کنم یا اینکه دیوانه هستم و آنها را سر کار گذاشته ام. اما وقتی جدیت من را دیدند، کارمندی که در آنجا بود شنا سنامه ام را گرفت و بعد از اینکه اطلاعات من را وارد رایانه کرد با تعجب رو به من گفت: «در اینجا نوشته شده علی طهماسبی در تاریخ 87/6/5 در بیمارستان به علت خونریزی داخلی فوت کرده است و الان نیز گواهی فوت شما وجود دارد.»
مرد جوان می گوید: «اگر تا آن لحظه تصور می کردم که هنگام پر کردن فرم درخواست یارانه اشتباه کرده و اسم پدرم را به جای اسم خودم نوشته ام، با شنیدن حرف های کارمند ثبت احوال مطمئن شدم اتفاق عجیبی افتاده که اسم من در فهرست مردگان وارد شده است. وقتی آن کارمند گواهی فوتم را دستم داد برای چند لحظه سر جایم خشکم زد.»
برای علی رفتار سازمان ثبت احوال جالب تر از اتفاقی بود که برایش افتاده بود. «کارمند ثبت احوال وقتی که اسم مرا در لیست متوفیان دید، همانجا شناسنامه ام را گرفت و مهر ابطال روی آن زد و بعد هم گفت اگر می خواهی ثابت کنی که زنده هستی از سازمان ثبت احوال در دادسرا شکایت کن تا از طریق مراجع قانونی به کار تو رسیدگی شود.»
دل درد پر دردسر
مرد جوان می گوید: «برایم سوال پیش آمده بود که چرا بیمارستان اسم من را به عنوان متوفی به ثبت احوال داده است. برای همین به آنجا هم رفتم اما جوابی به من ندادند. چون این ماجرا برایم جالب بود به دنبال پاسخی برایش بودم.
سرانجام به یاد موضوعی افتادم که چند وقت پیش پای من را به همان بیمارستان باز کرده بود. تابستان سال ۸۷ بود که برای گذراندن تعطیلات از رشت به شهرستان بهار رفته بودیم. در یکی از آن روزها دل درد شدیدی باعث شد که کارم به اورژانس بکشد. چند ساعتی را در بخش اورژانس بستری شدم و بعد از تزریق آمپول و سرم، وضع جسمانیم بهبود پیدا کرد و از آنجا مرخص شدم. وقتی بیشتر تحقیق کردم متوجه شدم روزی که برای دل درد به بیمارستان رفته بودم، همان روزی بوده که بیمارستان اسم و مشخصات مرا به عنوان فوت شده برای ثبت احوال فرستاده است. برای همین احتمال می دهم که شاید در آن روز مسوول قسمت اداری بیمارستان به اشتباه اسم من را جزو افراد فوتی آن روز رد کرده است. این بود که بار دیگر به بیمارستان برگشتم اما بازهم جوابی به من ندادند.»
در هر صورت و به هر دلیلی، علی اسمش در لیست مردگان ثبت شده و شناسنامه اش باطل شده بود. او دیگر هیچ کار حقوقی و اداری ای را نمی توانست انجام دهد. آن هم بدون شناسنامه و با هویت یک مرده.
به همین خاطر با طرح شکایت علیه سازمان ثبت احوال شهرستان بهار خواستار پیگیری شکایتش شد.
او می گوید: «تقریبا حدود دو سال طول کشید تا توانستم ثابت کنم که من زنده هستم. در آن دو سال چندین بار می خواستم که ماشین به نام بزنم اما چون شناسنامه نداشتم نمی توانستم چیزی را به نام خودم ثبت کنم. این دوران که حالا برایم خنده دار به نظر می رسد مشکلات زیادی را برایم به وجود آورد. بزرگترین مشکل من فاصله شهر رشت و بهار بود.
محل زندگی من رشت بود و من با ید برای حضور در جلسات دادگاه به شهرستان بهار می رفتم. همه اینها باعث شده بود که در این دو سال حسابی خسته شوم. اما بالاخره این تلاش ها جواب داد و بعد از اینکه من چند شاهد را با خودم به دادگاه بردم و تحقیقات محلی توسط نیروی انتظامی انجام شد، توانستم رای دادگاه را مبنی بر زنده بودنم بگیرم و سازمان ثبت احوال موظف شد شناسنامه جدیدی را با همان مشخصات قبلی برایم صادر کند.»
علی طهماسبی توانست در تاریخ ۹۱/۱/۷ شناسنامه خود را تحویل بگیرد و به عنوان یک شهروند زنده به زندگی ادامه دهد و اجازه پیدا کند تا به صورت قانونی به انجام کارهای حقوقی و اداری خود بپردازد. این در حالی است که هیچ وقت به طور رسمی مشخص نشد که اسم او چگونه وارد فهرست مردگان شده بود.
تبلیغات متنی
-
ویدئویی تماشایی از بارش برف در یکی از زیباترین جادههای ایران
-
خانه موسیقی تهران با نمای پیانو افتتاح شد
-
نشست ۳ ساعته ویتکاف و نتانیاهو با حضور رئیس موساد
-
آیا عدد ۷۲ روی ناو آبراهام لینکلن یک کد سری است؟
-
آقایان مخالف اینترنت! دیگ خشم مردم را جوش نیاورید
-
انتخاب اول خریداران کالابرگ مشخص شد
-
ترامپ: میخواهم پوتین جنگ را تمام کند
-
لحظه اصابت صاعقه به زمین در ایلام
-
ادعای رسانه عبری درباره محور دیدار ویتکاف و نتانیاهو
-
عادی شدن سیگار کشیدن دختران نوجوان جلوی مدرسه
-
حضور پلنگ در حیاط خانه یک روستایی
-
حمله رسایی به معاون پزشکیان قبل از شروع مذاکرات
-
ترافیک پرحجم در محور هراز به دلیل بارش سنگین برف
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
هوای تهران به لطف بارش باران پاک شد
-
نشست ۳ ساعته ویتکاف و نتانیاهو با حضور رئیس موساد
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
پشتپرده اصرار ایران برای تغییر محل مذاکره فاش شد
-
موافقت دولت ترامپ با درخواست تازه ایران
-
بارش برف و باران تا پنجشنبه ادامه دارد
-
سوتی جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ ۱۲ روزه
-
شمخانی: جنگ حتمی است
-
ایران رسماً وارد فاز سالمندی شد
-
بیانیه مهم کاخ سفید درباره مذاکره آمریکا با ایران
-
سردار سپاه: حمله کنند فورا پایگاههای آمریکا را میزنیم
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
بنده خدا چقدر سختی کشیده....فکر کن هیچ هویت قانونی نداشته باشی....راحت میتونی هر کاری خواستی بکنی....!نه ولی خیلی بده
حالا مطمئنی خودتی ؟؟؟ روح نباشی ؟؟؟؟
وای تصورکن اسمت تولیست مرده هاثبت بشه اینجاست که آدم به زنده بودنش شک میکنه