«جاده خشم» ۳۰ سال پس از «مَد مکس»
"جاده خشم" عنوان قسمت چهارم از مجموعه فیلمهای حادثهای "مدمکس" به کارگردانی "جورج میلر" است که با فاصلهای ۳۰ ساله با فیلم سوم ساخته شد.
روزنامه صبا: جاده خشم عنوان قسمت چهارم از مجموعه فیلمهای حادثهای «مدمکس» به کارگردانی جورج میلر است که با فاصلهای ۳۰ ساله با فیلم سوم ساخته شده است. گرچه بسیاری «جاده آتش» را صرفا نسخهای بازآفرینی شده از سه فیلم پیشین به یاری فناوریهای جدید میدانند اما به نوشته تایبر در بوستون گلوب، میلر فصل جدیدی از جنگ قدرت میان مرد و زن را گشوده است.
درفیلم «مد مکس: جاده خشم» با مردی و زنی همراه میشویم که هر کدام از چیزی میگریزد و در مسیر گریز بههم میرسند. این که مرد از چه میگریزد، به نظر خیلی مهم نمیآید. بلکه داستان برمبنای زن، گریز او و علت این گریز گسترش مییابد.
فیور یوسا، دختر خونسردی که جاده، گریزش را به قتلگاه برای مردانی تبدیل میکند که درتعقیب او و زنان همراهش هستند. در جستوجوی چیست؟ خود در جواب میگوید: «رستگاری» اما حتی نمیداندکه این رستگاری در کجاست؟ جز اینکه در مسیر این رستگاری میخواهد سری به سرزمین مادری بزند.
سرزمینی که شاید مادرش از آن جا آمده باشد. وقتی به آن جا میرسد و زنان باز مانده سرزمین مادریش را باز مییابد، با آنها به این نتیجه میرسد که باید به سوی شرق برانند.
در پشت سر فیور یوسا، غرب است و سرزمینی ویران شده از اقتداری مردانه و ستمگرانه؛ اقتدار و ستمگری پدری یگانه که تنها به منافع خود و تسلط میاندیشد. سرزمینی که در آن وظیفه زنان، از هر رنگ و نژاد، تولید پسرانی سالم و کامل برای یگانه پدر سرزمین غرب است.
زنان از این سلطه، از این که فقط دستگاه تولید مثل باشند، میگریزند و چون زنانیاند که همواره در تاریکی دالانهای تو در توی قلعه، زندانی بوده اند، علیرغم کمال خود در جسمانیت و زیبایی، صرفا با نقص و خشونت مواجهند.
آنها در جنگ و گریز، همراه فیور یوسا که مظهر خشم درون آنهاست که به بیرون و جاده فوران میکند (FURY ROAD)، با وجهِ دیگرگونی از خود و جهان رو بهرو میشوند. در واقع به شناسایی جهانی دیگر با نگاهی دیگر دست مییابند؛ این که ناگهان در ذات زنانه آنها چیزی جز انفعال نیز رخ میدهد؛ این که تصمیم میگیرند و عمل میکنند، کمک میکنند و کمک میگیرند.
اما در شرق چه خبر است که این زنان به سوی آن میگریزند؟ فیور یوسا حس میکند رستگاریاش در شرق است اما او بهرغم تمام قدرتمندیاش، زنی ناقص است، زنی یک دست و شاید در واقع زنی عقیم شده که صرفا از او به عنوان یک ماشین جنگی خوب و کارآمد استفاده میشده و او در مواجهه با نقصی که جامعه مردانه به او تحمیل کرده، تمام توانش را برای رهایی خود و زنان قلعه به کار میگیرد وتا مرز جنون میجنگد و مردانه هم میجنگد چون هرگز فرصتی برای ابراز زنانگی نداشته است.
اما مکس در این میان چه نقشی دارد؟ او یک اصلاحگر است، پاککنندهای که بهزعم خود اشتباهات ذهنی و کرداری فیور یوسا را تصحیح میکند، کمک میکند، اما حضور مردانهاش، زنان را صرفا در مسیر او قرار میدهد.
مکس زنان رهیده اما سرگشته در بیابان را از سفر به سوی شرق، به سوی رستگاری، به سوی سرزمین مادری (بگوییم: سرزمینِ زنان) باز میدارد. زیرا آنها سوخت کمی دارند و نمیدانند که با شرق چه قدر فاصله دارند.
مکس زنان را با دلایل به شدت عقل گرایانهاش از سفر به سوی شرق باز میدارد و زنان که همواره مقهور منطق مذکر بودهاند، این بار نیز به عقلانیت مذکر تن در میدهند.
مکس به آنها بازگشت به عقب و گذشته و سرزمین غرب را پیشنهاد میدهد. به آنها مبارزهای را تحمیل میکند که در واقع مال زنان نیست. شرکت در نبردی که در یک جبههاش مکس قرار دارد و در دیگر سویش یگانه پدر غرب و کلونی مردان! مکس زنان را در جبهه خود آرایش میدهد و آنها را وارد نبرد خود میکند. اگر چه در نهایت پی میبرد که این نبرد برای او هیچ چیزی در پی ندارد و جامعه مردانه پدر را به دست زنان میسپارد و به راه خود میرود، به ناکجاآباد، جایی که از ازل قهرمانان مذکر به آن تعلق داشتهاند. قهرمانان مذکر بیسرزمین و بیوالد و بیگذشته...
اما چرا مکس زنان را از رفتن به شرق، از رفتن به سرزمین مادری، باز میدارد؟ به این دلیل که نمیدانند سرزمین مادری چگونه جایی است؟ یا به این دلیل که سوخت و امکانات کافی ندارند؟ در واقع زنان و مکس از جهانی گریختهاند که آن را خوب میشناسند و با قوانینش آشنایند. آنها زنانی هستند که همواره در جامعهای پدرسالار زندگی کرده و با تمام زیر و بالایش و با تمام گریزگاههایش آشنایند. اما از جهان زنان، جهانی که مادران در شرق بر آن حکم میرانند، چه میدانند؟ چه خاطرهای از خانه مادری دارند؟ آنان گرچه خود زن هستند اما حتی در مواجهه با جهانی زنانه دچار تردید و اضطراب میشوند. چه کار میتوانند بکنند در جایی که نه میشناسندش و نه نسبتی با آن دارند. اما آنان به هر حال در خانه پدری و با قوانین و فضای آن، هر چند تهوعآور، زیسته و نفس کشیدهاند.
پس به گذشته، به پدر، باز میگردند. زیرا آن را میشناسند. آینده مونث، اضطرابآور و دلواپس کننده است. چیزی ناممکن در آن نهفته است، بسیار دور است. آنها هزارههاست که از سرزمین مادری کنده شده و در جهانی تک والدی و پدر-پادشاهی زیست میکنند. جهانی که زنان در قلعههایش مامور به دنیا آوردن مردانی کامل از مردان ناقصی هستند که در اطراف خود میبینند.
البته بازگشت به گذشته مذکر به اندازه گریز از آن، دردناک و پرهزینه است. هیچ چیزی به زنان به آسانی داده نمیشود. آنها باید مدام بجنگند. آنان در چالشِ مدام با مردان و جامعه مذکر ساخته شده پیرامون خود هستند و دامنه این چالش تا درون جمع و حضور زنانه خودشان نیز کشیده شده است. جنگیدن پیدا و پنهان در میان خودشان، برای به چنگ آوردن مردان بالادستِ جامعه. خواهرانگی و مادرانگی و در نهایت شفقتِ خود را نسبت به یکدیگر از دست دادهاند.
«مدمکس» نمیخواهد فیلمی خاص باشد اما به گونهای ناگزیرانه فیلمی پرانرژی است که بهزعم خود، میخواهد به زنان فرصتی در جهان مردانه بدهد، فرصتی برای گرفتن سهم خودشان از خاک، از آب و از سروری. شاید برای همین تاد مککارتی منتقدِ هالیوود ریپورتر آن را فیلمی دیوانهوار میداند که پوزه همه را به خاک مالیده است!
اما فیلم آنگونه که در ذات قهرمانانِ مرد و زنش نهفته است، همچنان سترون و عقیم باقی میماند.
درفیلم «مد مکس: جاده خشم» با مردی و زنی همراه میشویم که هر کدام از چیزی میگریزد و در مسیر گریز بههم میرسند. این که مرد از چه میگریزد، به نظر خیلی مهم نمیآید. بلکه داستان برمبنای زن، گریز او و علت این گریز گسترش مییابد.
فیور یوسا، دختر خونسردی که جاده، گریزش را به قتلگاه برای مردانی تبدیل میکند که درتعقیب او و زنان همراهش هستند. در جستوجوی چیست؟ خود در جواب میگوید: «رستگاری» اما حتی نمیداندکه این رستگاری در کجاست؟ جز اینکه در مسیر این رستگاری میخواهد سری به سرزمین مادری بزند.
سرزمینی که شاید مادرش از آن جا آمده باشد. وقتی به آن جا میرسد و زنان باز مانده سرزمین مادریش را باز مییابد، با آنها به این نتیجه میرسد که باید به سوی شرق برانند.
در پشت سر فیور یوسا، غرب است و سرزمینی ویران شده از اقتداری مردانه و ستمگرانه؛ اقتدار و ستمگری پدری یگانه که تنها به منافع خود و تسلط میاندیشد. سرزمینی که در آن وظیفه زنان، از هر رنگ و نژاد، تولید پسرانی سالم و کامل برای یگانه پدر سرزمین غرب است.
زنان از این سلطه، از این که فقط دستگاه تولید مثل باشند، میگریزند و چون زنانیاند که همواره در تاریکی دالانهای تو در توی قلعه، زندانی بوده اند، علیرغم کمال خود در جسمانیت و زیبایی، صرفا با نقص و خشونت مواجهند.
آنها در جنگ و گریز، همراه فیور یوسا که مظهر خشم درون آنهاست که به بیرون و جاده فوران میکند (FURY ROAD)، با وجهِ دیگرگونی از خود و جهان رو بهرو میشوند. در واقع به شناسایی جهانی دیگر با نگاهی دیگر دست مییابند؛ این که ناگهان در ذات زنانه آنها چیزی جز انفعال نیز رخ میدهد؛ این که تصمیم میگیرند و عمل میکنند، کمک میکنند و کمک میگیرند.
اما در شرق چه خبر است که این زنان به سوی آن میگریزند؟ فیور یوسا حس میکند رستگاریاش در شرق است اما او بهرغم تمام قدرتمندیاش، زنی ناقص است، زنی یک دست و شاید در واقع زنی عقیم شده که صرفا از او به عنوان یک ماشین جنگی خوب و کارآمد استفاده میشده و او در مواجهه با نقصی که جامعه مردانه به او تحمیل کرده، تمام توانش را برای رهایی خود و زنان قلعه به کار میگیرد وتا مرز جنون میجنگد و مردانه هم میجنگد چون هرگز فرصتی برای ابراز زنانگی نداشته است.
اما مکس در این میان چه نقشی دارد؟ او یک اصلاحگر است، پاککنندهای که بهزعم خود اشتباهات ذهنی و کرداری فیور یوسا را تصحیح میکند، کمک میکند، اما حضور مردانهاش، زنان را صرفا در مسیر او قرار میدهد.
مکس زنان رهیده اما سرگشته در بیابان را از سفر به سوی شرق، به سوی رستگاری، به سوی سرزمین مادری (بگوییم: سرزمینِ زنان) باز میدارد. زیرا آنها سوخت کمی دارند و نمیدانند که با شرق چه قدر فاصله دارند.
مکس زنان را با دلایل به شدت عقل گرایانهاش از سفر به سوی شرق باز میدارد و زنان که همواره مقهور منطق مذکر بودهاند، این بار نیز به عقلانیت مذکر تن در میدهند.
مکس به آنها بازگشت به عقب و گذشته و سرزمین غرب را پیشنهاد میدهد. به آنها مبارزهای را تحمیل میکند که در واقع مال زنان نیست. شرکت در نبردی که در یک جبههاش مکس قرار دارد و در دیگر سویش یگانه پدر غرب و کلونی مردان! مکس زنان را در جبهه خود آرایش میدهد و آنها را وارد نبرد خود میکند. اگر چه در نهایت پی میبرد که این نبرد برای او هیچ چیزی در پی ندارد و جامعه مردانه پدر را به دست زنان میسپارد و به راه خود میرود، به ناکجاآباد، جایی که از ازل قهرمانان مذکر به آن تعلق داشتهاند. قهرمانان مذکر بیسرزمین و بیوالد و بیگذشته...
اما چرا مکس زنان را از رفتن به شرق، از رفتن به سرزمین مادری، باز میدارد؟ به این دلیل که نمیدانند سرزمین مادری چگونه جایی است؟ یا به این دلیل که سوخت و امکانات کافی ندارند؟ در واقع زنان و مکس از جهانی گریختهاند که آن را خوب میشناسند و با قوانینش آشنایند. آنها زنانی هستند که همواره در جامعهای پدرسالار زندگی کرده و با تمام زیر و بالایش و با تمام گریزگاههایش آشنایند. اما از جهان زنان، جهانی که مادران در شرق بر آن حکم میرانند، چه میدانند؟ چه خاطرهای از خانه مادری دارند؟ آنان گرچه خود زن هستند اما حتی در مواجهه با جهانی زنانه دچار تردید و اضطراب میشوند. چه کار میتوانند بکنند در جایی که نه میشناسندش و نه نسبتی با آن دارند. اما آنان به هر حال در خانه پدری و با قوانین و فضای آن، هر چند تهوعآور، زیسته و نفس کشیدهاند.
پس به گذشته، به پدر، باز میگردند. زیرا آن را میشناسند. آینده مونث، اضطرابآور و دلواپس کننده است. چیزی ناممکن در آن نهفته است، بسیار دور است. آنها هزارههاست که از سرزمین مادری کنده شده و در جهانی تک والدی و پدر-پادشاهی زیست میکنند. جهانی که زنان در قلعههایش مامور به دنیا آوردن مردانی کامل از مردان ناقصی هستند که در اطراف خود میبینند.
البته بازگشت به گذشته مذکر به اندازه گریز از آن، دردناک و پرهزینه است. هیچ چیزی به زنان به آسانی داده نمیشود. آنها باید مدام بجنگند. آنان در چالشِ مدام با مردان و جامعه مذکر ساخته شده پیرامون خود هستند و دامنه این چالش تا درون جمع و حضور زنانه خودشان نیز کشیده شده است. جنگیدن پیدا و پنهان در میان خودشان، برای به چنگ آوردن مردان بالادستِ جامعه. خواهرانگی و مادرانگی و در نهایت شفقتِ خود را نسبت به یکدیگر از دست دادهاند.
«مدمکس» نمیخواهد فیلمی خاص باشد اما به گونهای ناگزیرانه فیلمی پرانرژی است که بهزعم خود، میخواهد به زنان فرصتی در جهان مردانه بدهد، فرصتی برای گرفتن سهم خودشان از خاک، از آب و از سروری. شاید برای همین تاد مککارتی منتقدِ هالیوود ریپورتر آن را فیلمی دیوانهوار میداند که پوزه همه را به خاک مالیده است!
اما فیلم آنگونه که در ذات قهرمانانِ مرد و زنش نهفته است، همچنان سترون و عقیم باقی میماند.
تبلیغات متنی
-
حرکت جدید، جنجالی و ترسناک در دنیای جراحی زیبایی
-
اقدام نظامی آمریکا وسط مذاکرات خبرساز شد
-
قارچ مرموزی که آدمها را وادار میکند «آدمکهای کوچک» ببینند
-
ترس ریاض و ابوظبی از «زمین سوخته» کارساز شد
-
بیانیه عمان درباره روند گفتوگوهای ایران و آمریکا
-
تمام آن چه که تا این لحظه از مسقط مخابره شده است
-
چگونه بوی بنزین یا روغن ریخته شده را از گاراژ خود از بین ببریم؟
-
مترو تهران اطلاعیه داد
-
اقدام ناگهانی آمریکا، مذاکرات را به خطر انداخت
-
اولین اعلام موضع رسمی تاج درباره ملیپوشان انصرافی
-
چند تصویر از بوکس دختران در تهران جلب توجه کرد
-
فاصله یک هفتهای بخشی از ناوگان آمریکا با ایران
-
پیامی که اکانت وزارت خارجه آمریکا به فارسی منتشر کرد
-
این اسپری، شَر آنفلوآنزا را از سَر بشریت کم میکند
-
اعتراف جنجالی ایلان ماسک درباره جزیره اپستین
-
اقدام نظامی آمریکا وسط مذاکرات خبرساز شد
-
تمام آن چه که تا این لحظه از مسقط مخابره شده است
-
اولین اعلام موضع رسمی تاج درباره ملیپوشان انصرافی
-
چند تصویر از بوکس دختران در تهران جلب توجه کرد
-
فاصله یک هفتهای بخشی از ناوگان آمریکا با ایران
-
تصویر عجیبی که ترامپ از اوباما و زنش منتشر کرد
-
وبسایتی که انسانها را اجاره میدهد!
-
کینه قدیمی عبدالرضا کاهانی از مهران احمدی فاش شد
-
پرواز مشکوک فرمانده سنتکام به محل مذاکرات با ایران
-
خبری عجیب که همزمان با مذاکرات امروز منتشر شد
-
اولین پیشبینی از نتیجه احتمالی مذاکرات امروز مسقط
-
ماجرای سفر سردار رادان با کت و شلوار به مسکو
-
واکنش به زیر گرفتن مردم با خودروی ضدشورش در اردبیل
-
آمریکا به شهروندانش؛ همین حالا ایران را ترک کنید!
-
نطق جنجالی علی مطهری درباره حجاب و مشروبات الکلی
-
جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید لغو شد
-
پیغام صحرا اسداللهی به مردم درباره جشنواره فجر
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
شهر موشکی جدید سپاه با موشک خرمشهر-۴ رونمایی شد
-
صداوسیما گزارش شهر موشکی سپاه را پخش نکرد
-
درباره برند آقای ساعدینیا که محل بحث و جدل شده است
-
امیر جدیدی: عزادارم، در جشنواره فجر شرکت نمیکنم
-
مشاور فرمانده سپاه: آمریکا از شروطش عقبنشینی کرد
-
ارتفاع برف در این منطقه به ۶ متر رسید
-
هفت سریال که در تاریخ نمایش خانگی ایران ماندگار شد
-
قیمت طلا و دلار ناگهان بالا رفت
-
بیانیه مهم ترامپ پیش از آغاز مذاکره با ایران
-
زمان اعلام نتایجِ مذاکرات ایران و آمریکا مشخص شد
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
نطق خبرساز معاون ترامپ قبل از مذاکرات مسقط
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل


ارسال نظر