نوسان نرخ دلار مردی را تبدیل به قاتل کرد!
مردی که به طمع کسب سود از نوسان قیمت دلار، پولهایش را به یکدلال داده و در پی درگیری با او مرتکب قتل شده بود، با تأیید حکم قصاص از سوی دیوانعالی کشور یک قدم به اجرای حکم نزدیک شد.
روزنامه شرق: مردی که به طمع کسب سود از نوسان قیمت دلار، پولهایش را به یکدلال داده و در پی درگیری با او مرتکب قتل شده بود، با تأیید حکم قصاص از سوی دیوانعالی کشور یک قدم به اجرای حکم نزدیک شد.
پلیس دهم دی سال ٩٣ باخبر شد مردی به نام کاوه در انباری به قتل رسیده است. آثار برجایمانده روی گلوی این مرد نشان میداد او خفه شده است و جراحتهای روی بدن او نشان میداد او ابتدا درگیر شده و سپس به قتل رسیده است. بررسیهای پلیسی و بازجویی از نزدیکان کاوه فاش کرد کاوه با مردی به نام شروین اختلافات شدیدی داشته است و روز حادثه آنها با هم درگیر شدهاند.
پسر مقتول در بازجوییها به پلیس گفت: وقتی برای کمک به پدرم به انبار آمدم، کسی آنجا نبود و جسد را پیدا کردم. اما در چند روز گذشته، پدرم با مردی صحبت میکرد و متوجه شده بودم اختلافاتی با هم دارند البته پدرم درباره اینکه با چه کسی صحبت میکند، حرفی نزد و من هم فکر نمیکردم مسئله مهمی باشد اما حالا فکر میکنم کسی که با پدرم درگیری داشت، در این قتل نقش دارد. پلیس متوجه شد نام مرد مظنون شروین است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و آغاز ردیابیها و بررسی آثار برجایمانده در صحنه جرم، تحقیقات ادامه داشت که شروین خود را به مأموران معرفی کرد و گفت قاتل کاوه است.
او گفت: من کاوه را کشتم؛ ما با هم اختلافات شدیدی داشتیم. متهم در بازجوییها گفت: او از من پول گرفته بود که در بازار ارز سرمایهگذاری کند و سودش را بدهد اما بعد از مدتی زیر حرفش زد و به من گفت پول را نگرفته و اصلا پولی در کار نیست. روز حادثه وقتی رفتم با او صحبت کنم، از عصبانیت نتوانستم خودم را کنترل کنم و آنقدر گلویش را فشار دادم که خفه شد.
با اعتراف شروین و بهدستآمدن سایر مدارک و شواهد موجود در پرونده، کیفرخواست علیه متهم صادر شد و هیأت قضات برای رسیدگی به این پرونده تشکیل جلسه دادند. در ابتدای جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و خواستار صدور حکم قانونی شد. سپس نوبت به اولیایدم رسید؛ پسر مقتول که جسد پدرش را پیدا کرده بود و سایر اولیایدم در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند. پسر مقتول به هیأت قضات گفت: من جسد پدرم را پیدا کردم و لحظهای که جنازه را دیدم هرگز فراموش نمیکنم. این مرد باید تاوان کاری را که با ما کرده است، بدهد.
سپس نوبت به متهم رسید؛ او اتهام قتل عمد را قبول کرد و گفت: سالها بود که کاوه را میشناختم و به او اعتماد داشتم. چند روز قبل از روز حادثه به من گفت قیمت دلار در بازار مرتب بالا میرود و اگر پول داشته باشی و سرمایهگذاری کنی، میتوانی سود زیادی به دست بیاوری. من هم قبول کردم. سه میلیون پول داشتم، آن پول را به کاوه دادم تا دلار بخرد. حدود یک هفته از زمانی که پول را داده بودم گذشته بود که صاحبخانه به سراغم آمد و گفت باید پول پیش خانه را بدهم. راستش من پول پیش خانه را گرفته و به کاوه داده بودم و وقتی صاحبخانه از من خواست پول را برگردانم، چارهای نداشتم جز اینکه قبول کنم وگرنه باید وسایلم را در خیابان میگذاشتم و در خیابان زندگی میکردم.
به سراغ کاوه رفتم و پول را خواستم، اول گفت میدهد اما وقتی دید مصر هستم و دست برنمیدارم، گفت اصلا کدام پول؟ من از تو پولی نگرفتم، اگر پول به من دادی رسیدش را نشانم بده که متأسفانه من هم رسید نداشتم. به او گفتم تو به من رسید ندادی، گفت به خاطر اینکه تو به من پول ندادی. سر این موضوع با هم درگیر شدیم و دعوا کردیم، من هم کنترل خودم را از دست دادم، گلویش را فشار دادم تا خفه شد؛ البته نمیخواستم او را بکشم، میخواستم وادارش کنم پولم را پس بدهد. زمانی که صدای قدمهای پای پسر مقتول را شنیدم، از ترس فرار کردم. متهم گفت: از کرده خودم پشیمان و خواستار بخشش از سوی اولیایدم هستم.
با توجه به درخواست اولیایدم و مدارک موجود در پرونده، هیأت قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. رأی صادره مورداعتراض متهم قرار گرفت و او تأکید کرد قصد کشتن نداشته است. این پرونده برای رسیدگی به شعبه ١٦ دیوانعالی کشور فرستاده شد. قضات دیوان بعد از بررسی این پرونده اعتراض متهم را وارد ندانستند و رأی صادره را تأیید کردند. این پرونده با توجه به تأیید رأی به دادسرای جنایی تهران، شعبه اجرای احکام ارسال شد و بعد از انجام مرحله استیذان، نام شروین در فهرست انتظار قصاص قرار خواهد گرفت.
پلیس دهم دی سال ٩٣ باخبر شد مردی به نام کاوه در انباری به قتل رسیده است. آثار برجایمانده روی گلوی این مرد نشان میداد او خفه شده است و جراحتهای روی بدن او نشان میداد او ابتدا درگیر شده و سپس به قتل رسیده است. بررسیهای پلیسی و بازجویی از نزدیکان کاوه فاش کرد کاوه با مردی به نام شروین اختلافات شدیدی داشته است و روز حادثه آنها با هم درگیر شدهاند.
پسر مقتول در بازجوییها به پلیس گفت: وقتی برای کمک به پدرم به انبار آمدم، کسی آنجا نبود و جسد را پیدا کردم. اما در چند روز گذشته، پدرم با مردی صحبت میکرد و متوجه شده بودم اختلافاتی با هم دارند البته پدرم درباره اینکه با چه کسی صحبت میکند، حرفی نزد و من هم فکر نمیکردم مسئله مهمی باشد اما حالا فکر میکنم کسی که با پدرم درگیری داشت، در این قتل نقش دارد. پلیس متوجه شد نام مرد مظنون شروین است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و آغاز ردیابیها و بررسی آثار برجایمانده در صحنه جرم، تحقیقات ادامه داشت که شروین خود را به مأموران معرفی کرد و گفت قاتل کاوه است.
او گفت: من کاوه را کشتم؛ ما با هم اختلافات شدیدی داشتیم. متهم در بازجوییها گفت: او از من پول گرفته بود که در بازار ارز سرمایهگذاری کند و سودش را بدهد اما بعد از مدتی زیر حرفش زد و به من گفت پول را نگرفته و اصلا پولی در کار نیست. روز حادثه وقتی رفتم با او صحبت کنم، از عصبانیت نتوانستم خودم را کنترل کنم و آنقدر گلویش را فشار دادم که خفه شد.
با اعتراف شروین و بهدستآمدن سایر مدارک و شواهد موجود در پرونده، کیفرخواست علیه متهم صادر شد و هیأت قضات برای رسیدگی به این پرونده تشکیل جلسه دادند. در ابتدای جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و خواستار صدور حکم قانونی شد. سپس نوبت به اولیایدم رسید؛ پسر مقتول که جسد پدرش را پیدا کرده بود و سایر اولیایدم در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند. پسر مقتول به هیأت قضات گفت: من جسد پدرم را پیدا کردم و لحظهای که جنازه را دیدم هرگز فراموش نمیکنم. این مرد باید تاوان کاری را که با ما کرده است، بدهد.
سپس نوبت به متهم رسید؛ او اتهام قتل عمد را قبول کرد و گفت: سالها بود که کاوه را میشناختم و به او اعتماد داشتم. چند روز قبل از روز حادثه به من گفت قیمت دلار در بازار مرتب بالا میرود و اگر پول داشته باشی و سرمایهگذاری کنی، میتوانی سود زیادی به دست بیاوری. من هم قبول کردم. سه میلیون پول داشتم، آن پول را به کاوه دادم تا دلار بخرد. حدود یک هفته از زمانی که پول را داده بودم گذشته بود که صاحبخانه به سراغم آمد و گفت باید پول پیش خانه را بدهم. راستش من پول پیش خانه را گرفته و به کاوه داده بودم و وقتی صاحبخانه از من خواست پول را برگردانم، چارهای نداشتم جز اینکه قبول کنم وگرنه باید وسایلم را در خیابان میگذاشتم و در خیابان زندگی میکردم.
به سراغ کاوه رفتم و پول را خواستم، اول گفت میدهد اما وقتی دید مصر هستم و دست برنمیدارم، گفت اصلا کدام پول؟ من از تو پولی نگرفتم، اگر پول به من دادی رسیدش را نشانم بده که متأسفانه من هم رسید نداشتم. به او گفتم تو به من رسید ندادی، گفت به خاطر اینکه تو به من پول ندادی. سر این موضوع با هم درگیر شدیم و دعوا کردیم، من هم کنترل خودم را از دست دادم، گلویش را فشار دادم تا خفه شد؛ البته نمیخواستم او را بکشم، میخواستم وادارش کنم پولم را پس بدهد. زمانی که صدای قدمهای پای پسر مقتول را شنیدم، از ترس فرار کردم. متهم گفت: از کرده خودم پشیمان و خواستار بخشش از سوی اولیایدم هستم.
با توجه به درخواست اولیایدم و مدارک موجود در پرونده، هیأت قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. رأی صادره مورداعتراض متهم قرار گرفت و او تأکید کرد قصد کشتن نداشته است. این پرونده برای رسیدگی به شعبه ١٦ دیوانعالی کشور فرستاده شد. قضات دیوان بعد از بررسی این پرونده اعتراض متهم را وارد ندانستند و رأی صادره را تأیید کردند. این پرونده با توجه به تأیید رأی به دادسرای جنایی تهران، شعبه اجرای احکام ارسال شد و بعد از انجام مرحله استیذان، نام شروین در فهرست انتظار قصاص قرار خواهد گرفت.
تبلیغات متنی
-
سردار آزمون با انتشار چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
بازگشایی مرکز درخواست ویزای بریتانیا در تهران
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
مدیرعامل پلتفرم «کارزار» ممنوع المکالمه شده است!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
افزایش چند صد میلیونی خودروها در بازار امروز
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
در خانه رویاپردازترین زن جهان به روی مردم باز شد!
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
پیشنهاد اعدام بازداشتیها در صورت حمله آمریکا
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
سردار آزمون با انتشار چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
بهنام یخچالی قید تیم ملی را زد؛ نمیتوانم به غم مردم بیتفاوت باشم
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
خبر مربوط به عقبنشینی لینکلن کار ایرانیها بود!
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
چشم در مقابل چشم دنیا را کور میکند
هم كل سرمايش رو از دست داد و هم جانش، زنده باد عدالت!
چه بر سر ما مردم اومده بخاطر سه میلیون که برای خیلی عزیزان پول خرد حساب میشه همدیگه را میکشیم از همین جا از همین سایت خواهش میکنم با میانجی گری و ریش سفیدی جلوگیری بکنه از این که یه خونواده دیگه بی سرپرست بشه . کاوه که خدابیامرز شد . شما حساب بکنید که شروین که به خاطر سه نومن دوستش را کشته بعد از اعدام زن وبچه اش اواره و در به در کجا میشن و چه به روزشون میاد. خدایا به خانواده کاوه صبر بده و انشالله تصمیم درست بگیرن.
وقتی بی ایمانی وبی اعتمادی فراموش میشه همینه به دوستش اعتماد کرده یک لحطه خودمون روبزاریم جای شروین خیلی سخته بهت بگن توکه امانتی دست من ندادی