انتقاد فارس از فیلم مانی حقیقی
روایت، شوخیها، خلق فضاهای انتزاعی و غیره در فیلم «پنجاه کیلو آلبالو» شلخته و به دور از منطق درست است اما ابتدا و انتهای داستان (سکانس ازدواج و تغییر زوج) طوری طراحی شده است که هدف اصلی فیلمساز مشخص شود.
خبرگزاری فارس یادداشتی انتقادی در مورد فیلم مانی حقیقی منتشر کرده است که در زیر می خوانید: متاسفانه در سینمای ایران فیلمسازی در سینمای کمدی به دست گرمی برای فیلمساز بدل شده است بعد از ساخت فیلم جدی برای اینکه دست فیلمساز خالی نباشد ساخت فیلمی کمدی را به دست میگیرد. دو فیلم اکران شده با موضوع کمدی که این روزها برپرده سینماها است (من سالوادور نیستم و پنجاه کیلو آلبالو) از این دست فیلم هاست.
فیلم سینمایی «پنجاه کیلو آلبالو» در نگاه اول تنها مجموعهای از موسیقیهایی است که کمتر در سینمای ایران مورد استفاده قرار گرفته است، مجموعه حرکات و رفتارهای هنجار شکنی که تاکنون در سینمای ایران نبوده و فراهم آوردن بستر داستانی که این مهم هم در سینمای ایران تجربه نشده است مواجهه یک زن در برابر دو مرد! اتفاقی که شاید تنها بهانهای که کارگردان توانسته است نظر مسوولان ارشاد را تامین کند بنمایه کمدی فیلم است. اما یک نکته حایز اهمیت است که فیلم با مجموعه این رفتارها، هنجار شکنیها و زیر سوال بردن زمان عده طلاق و تمسخر سنت ازدواج و باورهای مردم و استفاده از بازیگران محبوب سینما و تلویزیون مخاطب را به سینما کشانده و خنده میگیرد. اما این خنده به چه قیمتی است؟
فیلم با ورود نیروی انتظامی به ساختمانی که در آن عروسی در حال برگزار شدن است آغاز میشود و کاملا شرایط جدی را در سکانسهای اولیه شاهد هستیم. رفتارهای بیتعادل و خوش و بشهای متعدد داماد در شب عروسی نشان از استفاده بیحد از مشروبات الکی دارد اما رفتارهای داماد و این نوع نگاهها و خوش و بشها در سینمای ایران به ندرت دیده شده شاید بتوان گفت که اصلا دیده نشده در آن میان یکی از خدمه ها گیلاسهای پر از آب آلبالو را به دست دارد و بدون هیچ توجیهی از این سو به سوی دیگر میرود و بالاخره بهانه را برای به تصویر کشیدن صحنههای بیاساس و پایه فراهم میکند. فیلمساز بهانه ریختن آب آلبالو بر روی «داوود» (ساعد سهیلی) را به دست گرفته و وارد تعریف قصهای میشود که برای مخاطب کاملا غیر قابل توجیه است.
همه اتفاقات براساس حادثه پیش میرود وقتی نیروی انتظامی برای دستگیر کردن داماد خلافکار وارد خانه میشود، همه به یک سو فرار میکنند و داماد برای فرار به سمت اتاق خواب میرود، اتاقی که در طبقه چندم یک برج قرار گرفته است راه مفری برای داماد فراهم نمی آورد اما این اتاق در داستان کاربردهای دیگری نیز دارد، عروس به دنبال داماد به آنجا میآید، دوست عروس (آیدا) هم حضورش در اتاق قابل توجیه است اما حضور داوود در این اتاق توجیهی به جز فراهم آمدن تصاویر دور از اخلاق و عرف روی تختخواب دونفره با حضور علی صادقی و ساعد سهیلی ندارد. حرکات ساعد سهیلی در این اتاق بهانه ای برای پیش بردن داستان و ارایه صحنه های سخیف و مبتذل است.
جالب است که هر ایرادی که به فیلم از کارشناسان مطرح میشود برخی معتقدند فیلم کمدی است و قرار نیست با فیلم جدی مقایسه شود و برخی اینگونه توجیه میکنند که فیلم تنها برای سرگرمی ساخته شده است. اما به این نکته باید توجه کنیم در فیلم کمدی هم قواعدی باید رعایت شود که در این اثر قاعده ای از آثار کمدی رعایت نشده است. هر بار موقعیتی فراهم میشود یا براساس هنجارشکنی است و یا براساس رفتارهای هجو و به قولی فیلمفارسی گونه است. هیچ جای فیلم نمایانگر دانش فیلمنامه نویس و یا آشنایی کارگردان به ظرفیت بازیگران و کمدی نیست همه بازیگران که در فیلم حضور دارند بازی هایی را ارایه دادند که پیش از این در کارهای سینمایی شاهد آن بودیم.
فیلمنامهنویس برای بزرگنمایی قوانین کشور کاملا ساده و بدون هیچ خلاقیتی شخصیتهای داستان را به سفر میفرستد تا در این سفر نیز بتواند آنگونه که میخواهد به محدودیتها و ضعفهایی که در ادارات حاکم است در بستر کمدی توجه شود. مخاطب در این فیلم در ناخودآگاه خود به دختر حق میدهد زیرا براساس اصرار قاضی پرونده، مجبور به گفتن دروغ شده است اما دختر از موقعیتهایی که برایش پیش میآید تنها به منافع فردیاش توجه دارد و هیچگاه و در هیچ یک از موقعیتها به منافع فرد مقابل و احساسات آنها توجهی ندارد. ازدواج صوری، طلاق مصلحتی و… همگی تنها برای رسیدن دختر به موقعیت بهتر است.
فیلمساز ایدهای را مورد توجه قرار داده که ابتدا و انتهای آن ازدواج باشد اما هر دو ازدواجها فقط زوج تغییر می کند و زوجه عوض نمیشود. کاری که برای نشان دادن سیکل دایره ای تعبیه شده است. روایت، نوع شوخیها، خلق فضاهای انتزاعی و موقعیتهای کمدی کاملا شلخته و به دور از منطق درست است اما ابتدا و انتهای داستان به گونهای طراحی شده که هدف اصلی فیلمساز مشخص شود. روایتی هجوگونه که بدون داشتن پیرنگ درست و روابط منطقی بیان روایت شکل گرفته و جلو میرود.
جریان شبهروشنفکری سینما با ساخت آثار خاص و توجه به مفاهیم و نشانهها در آثارش نتوانست آنگونه که در نظر دارد به مخاطب انبوه دست یابد و در ارایه افکار و عقایدش به مخاطبان و اشاعه آن ناموفق بود؛ اما با جمع کردن «پنجاه کیلو آلبالو» این جریان به یکباره به سراغ سینمای مخاطبپسند و کمدی بدون توجه به قواعد این سینما رفت و با استفاده از تعداد زیاد بازیگران در این فیلم مخاطب را به سینما کشاند تا مفاهیمی که سالهاست به آن توجه دارد و برایش از اهمیت خاص برخوردار است از جمله اشاعه فرهنگ بی بندباری و لاابالیگری دست یابد.
فیلم سینمایی «پنجاه کیلو آلبالو» در نگاه اول تنها مجموعهای از موسیقیهایی است که کمتر در سینمای ایران مورد استفاده قرار گرفته است، مجموعه حرکات و رفتارهای هنجار شکنی که تاکنون در سینمای ایران نبوده و فراهم آوردن بستر داستانی که این مهم هم در سینمای ایران تجربه نشده است مواجهه یک زن در برابر دو مرد! اتفاقی که شاید تنها بهانهای که کارگردان توانسته است نظر مسوولان ارشاد را تامین کند بنمایه کمدی فیلم است. اما یک نکته حایز اهمیت است که فیلم با مجموعه این رفتارها، هنجار شکنیها و زیر سوال بردن زمان عده طلاق و تمسخر سنت ازدواج و باورهای مردم و استفاده از بازیگران محبوب سینما و تلویزیون مخاطب را به سینما کشانده و خنده میگیرد. اما این خنده به چه قیمتی است؟
فیلم با ورود نیروی انتظامی به ساختمانی که در آن عروسی در حال برگزار شدن است آغاز میشود و کاملا شرایط جدی را در سکانسهای اولیه شاهد هستیم. رفتارهای بیتعادل و خوش و بشهای متعدد داماد در شب عروسی نشان از استفاده بیحد از مشروبات الکی دارد اما رفتارهای داماد و این نوع نگاهها و خوش و بشها در سینمای ایران به ندرت دیده شده شاید بتوان گفت که اصلا دیده نشده در آن میان یکی از خدمه ها گیلاسهای پر از آب آلبالو را به دست دارد و بدون هیچ توجیهی از این سو به سوی دیگر میرود و بالاخره بهانه را برای به تصویر کشیدن صحنههای بیاساس و پایه فراهم میکند. فیلمساز بهانه ریختن آب آلبالو بر روی «داوود» (ساعد سهیلی) را به دست گرفته و وارد تعریف قصهای میشود که برای مخاطب کاملا غیر قابل توجیه است.
همه اتفاقات براساس حادثه پیش میرود وقتی نیروی انتظامی برای دستگیر کردن داماد خلافکار وارد خانه میشود، همه به یک سو فرار میکنند و داماد برای فرار به سمت اتاق خواب میرود، اتاقی که در طبقه چندم یک برج قرار گرفته است راه مفری برای داماد فراهم نمی آورد اما این اتاق در داستان کاربردهای دیگری نیز دارد، عروس به دنبال داماد به آنجا میآید، دوست عروس (آیدا) هم حضورش در اتاق قابل توجیه است اما حضور داوود در این اتاق توجیهی به جز فراهم آمدن تصاویر دور از اخلاق و عرف روی تختخواب دونفره با حضور علی صادقی و ساعد سهیلی ندارد. حرکات ساعد سهیلی در این اتاق بهانه ای برای پیش بردن داستان و ارایه صحنه های سخیف و مبتذل است.
جالب است که هر ایرادی که به فیلم از کارشناسان مطرح میشود برخی معتقدند فیلم کمدی است و قرار نیست با فیلم جدی مقایسه شود و برخی اینگونه توجیه میکنند که فیلم تنها برای سرگرمی ساخته شده است. اما به این نکته باید توجه کنیم در فیلم کمدی هم قواعدی باید رعایت شود که در این اثر قاعده ای از آثار کمدی رعایت نشده است. هر بار موقعیتی فراهم میشود یا براساس هنجارشکنی است و یا براساس رفتارهای هجو و به قولی فیلمفارسی گونه است. هیچ جای فیلم نمایانگر دانش فیلمنامه نویس و یا آشنایی کارگردان به ظرفیت بازیگران و کمدی نیست همه بازیگران که در فیلم حضور دارند بازی هایی را ارایه دادند که پیش از این در کارهای سینمایی شاهد آن بودیم.
فیلمنامهنویس برای بزرگنمایی قوانین کشور کاملا ساده و بدون هیچ خلاقیتی شخصیتهای داستان را به سفر میفرستد تا در این سفر نیز بتواند آنگونه که میخواهد به محدودیتها و ضعفهایی که در ادارات حاکم است در بستر کمدی توجه شود. مخاطب در این فیلم در ناخودآگاه خود به دختر حق میدهد زیرا براساس اصرار قاضی پرونده، مجبور به گفتن دروغ شده است اما دختر از موقعیتهایی که برایش پیش میآید تنها به منافع فردیاش توجه دارد و هیچگاه و در هیچ یک از موقعیتها به منافع فرد مقابل و احساسات آنها توجهی ندارد. ازدواج صوری، طلاق مصلحتی و… همگی تنها برای رسیدن دختر به موقعیت بهتر است.
فیلمساز ایدهای را مورد توجه قرار داده که ابتدا و انتهای آن ازدواج باشد اما هر دو ازدواجها فقط زوج تغییر می کند و زوجه عوض نمیشود. کاری که برای نشان دادن سیکل دایره ای تعبیه شده است. روایت، نوع شوخیها، خلق فضاهای انتزاعی و موقعیتهای کمدی کاملا شلخته و به دور از منطق درست است اما ابتدا و انتهای داستان به گونهای طراحی شده که هدف اصلی فیلمساز مشخص شود. روایتی هجوگونه که بدون داشتن پیرنگ درست و روابط منطقی بیان روایت شکل گرفته و جلو میرود.
جریان شبهروشنفکری سینما با ساخت آثار خاص و توجه به مفاهیم و نشانهها در آثارش نتوانست آنگونه که در نظر دارد به مخاطب انبوه دست یابد و در ارایه افکار و عقایدش به مخاطبان و اشاعه آن ناموفق بود؛ اما با جمع کردن «پنجاه کیلو آلبالو» این جریان به یکباره به سراغ سینمای مخاطبپسند و کمدی بدون توجه به قواعد این سینما رفت و با استفاده از تعداد زیاد بازیگران در این فیلم مخاطب را به سینما کشاند تا مفاهیمی که سالهاست به آن توجه دارد و برایش از اهمیت خاص برخوردار است از جمله اشاعه فرهنگ بی بندباری و لاابالیگری دست یابد.
تبلیغات متنی
-
تمرین اسرائیل با شبیهسازی سقوط موشکهای ایرانی
-
حمله محمد مهاجری به مجلس: به کجای حاکمیت وصلید که هزینه میتراشید؟
-
۵ ترفند فوری برای مقابله با اضطراب در لحظه
-
رازهای درون اشیا: تصاویری از برش وسایل که هرگز ندیدهاید
-
طلا باز هم به شدت سقوط کرد
-
مراکز امداد خودرو پارس خودرو در تهران
-
رئیس قوه قضاییه: زمان پهلوی مردم تحقیر شدند
-
ستاره خارجی لیگ برتر از ایران رفت
-
مبلغ کالابرگ ماه رمضان رسماً اعلام شد
-
رامین از دویدن زیر پل و وسط خیابان راحت شد!
-
زوج ایدهآل اوسمار در پرسپولیس شکل گرفت
-
اعلام جرم دادستانی علیه مدیر ارشد صداوسیما
-
نماینده جدید ترامپ در عراق مشخص شد
-
توصیه مهناز افشار به بازیگرانی که سودای سیمرغ دارند!
-
ریزش همزمان بازارهای جهانی نفت، طلا و بیت کوین
-
تمرین اسرائیل با شبیهسازی سقوط موشکهای ایرانی
-
طلا باز هم به شدت سقوط کرد
-
رئیس قوه قضاییه: زمان پهلوی مردم تحقیر شدند
-
مبلغ کالابرگ ماه رمضان رسماً اعلام شد
-
اعلام جرم دادستانی علیه مدیر ارشد صداوسیما
-
توصیه مهناز افشار به بازیگرانی که سودای سیمرغ دارند!
-
قهرمان لیگ مشخص شد، مبارکشان باشد!
-
این ۱۶ استان منتظر بارشهای شدید باشند
-
خطخطی صداوسیما روی اعصاب مردم اتفاق اصلی یکشنبه بود
-
اسرائیل برای توافق ایران و آمریکا سه شرط گذاشت!
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
يك فيلم مسخره با فيلمنامه خيلي ضعيفي است كه بعد از ديدن فيلم احساس دور انداختن وقت و پول را به تماشاگر مي دهد