سرنوشت نوجوان متهم به قتل
پسری که در نوجوانی مرتکب قتل شده بود، وقتی در جلسه رسیدگی حاضر شد، اعلام کرد از کرده خودش بهشدت پشیمان است و خواستار بخشش از سوی اولیای دم شد.
روزنامه شرق: پسری که در نوجوانی مرتکب قتل شده بود، وقتی در جلسه رسیدگی حاضر شد، اعلام کرد از کرده خودش بهشدت پشیمان است و خواستار بخشش از سوی اولیای دم شد.
مأموران پلیس شهرری دو سال قبل در جریان قتل جوانی قرار گرفتند که دوستانش او را به دلیل شدت جراحات به بیمارستان برده و او در آنجا جان خود را از دست داده بود. وقتی پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد، مشخص شد مقتول که بابک نام داشت در پی درگیری با دو برادر به قتل رسیده است. این دو برادر که پویا و پدرام نام دارند، اختلاف قدیمی با بابک داشتند و همین هم باعث درگیری بین آنها شد.
پلیس متوجه شد بعد از زخمیشدن بابک، پدرام از محل فرار کرده است، اما برادرش شناسایی و بازداشت شد. این جوان به پلیس گفت: من نمیدانم پدرام کجاست اما وقتی خون را دید، بهشدت ترسید و فرار کرد. درگیری بین من و بابک بود؛ ما با هم اختلاف داشتیم و دعوا کردیم. برادرم به هواخواهی من آمد و بعد هم با واردکردن ضربه شیشه او را زخمی کرد. زمانی که این اتفاق افتاد، ما سعی کردیم به بابک کمک کنیم اما برادرم ترسیده بود و فرار کرد.
چند روز بعد، مأموران پدرام را بازداشت کردند. این جوان به قتل اعتراف کرد و گفت: من اهل درگیری نیستم؛ نزاع را بابک شروع و با برادرم دعوا کرد، من هم تازه بینیام را عمل کرده بودم و روی بینیام چسب بود؛ نمیخواستم درگیر شوم که ضربهای به صورتم وارد شود. وقتی دیدم برادرم دعوا میکند، جلو رفتم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است که مقتول به سمت من هم حمله کرد و با من درگیر شد.
چون زورم به او نمیرسید و میخواستم کاری کنم که از من دور شود، از مغازهای که دعوا روبهروی آن اتفاق افتاد یک شیشه نوشابه برداشتم، آن را شکستم و به سمت بابک رفتم تا او را بترسانم. بابک به من حمله کرد و من هم شیشه را به سمتش پرت کردم و نمیدانم چه شد که یکباره خون از بدنش فواره زد و روی زمین افتاد. من هم فرار کردم و به سمت گمرک رفتم و بعد فهمیدم چه اتفاقی افتاده است و مدتی بعد هم دستگیر شدم.
با توجه به اعترافات متهم و مدارک موجود در پرونده، کیفرخواست علیه این نوجوان صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده، نماینده دادستان خواستار مجازات متهم براساس مدارک موجود شد و سپس نوبت به اولیای دم رسید و آنها درخواست قصاص کردند و گفتند حاضر به گذشت نیستند.
وقتی نوبت به متهم رسید، او گفت: من قبول دارم ضربه را زدم و از کاری که کردم به شدت پشیمان هستم. زمانی که این اتفاق افتاد، من سن خیلی کمی داشتم؛ حالا ١٨ سال دارم و آنموقع بچه بودم. نمیدانستم چه میکنم و از کاری که کردم خیلی پشیمان هستم. من اصلا اهل دعوا نبودم. نمیخواهم طوری حرف بزنم که اولیای دم بیشتر از این ناراحت شوند اما خواهش میکنم آنها به اشتباه فرزند خودشان هم فکر کنند.
خودشان میدانند او چقدر پرخاشگر بود. متهم درباره اینکه آلت قتاله را چه کرد و چطور متوجه مرگ مقتول شد، گفت: وقتی دعوا کردیم و من بابک را زخمی کردم، آنقدر ترسیدم که فرار کردم. سوار ماشین شدم و به سمت گمرک رفتم. یادم نمیآید شیشه خونی را در ماشین گذاشتم یا جایی اطراف پل پرت کردم. بعد از اینکه پیاده شدم با یکی از دوستان تماس گرفتم و از او خواستم از حال بابک خبر بگیرد، چند دقیقه بعد به من گفت بابک بهتر شده و او را به بیمارستان بردهاند.
اما وقتی با پدرم صحبت کردم، گفت بابک فوت شده است. متهم گفت: من واقعا نمیدانستم ضربهای که میزنم باعث مرگ مقتول میشود و اصلا نمیدانستم کارم چه مجازاتی دارد؛ البته حالا میدانم اما آنموقع اصلا حرمت کاری که کردم را نمیدانستم و خیلی پشیمان هستم. او در آخرین دفاع گفت: از کارم پشیمانم، از کارم پشیمانم و باز هم میگویم از کارم پشیمانم. از اولیای دم درخواست بخشش دارم. هیأت قضات با پایان جلسه رسیدگی اعلام کردند پس از لایحه روانشناس که بهعنوان مشاور در دادگاه حضور دارد، رأی خود را صادر میکنند.
مأموران پلیس شهرری دو سال قبل در جریان قتل جوانی قرار گرفتند که دوستانش او را به دلیل شدت جراحات به بیمارستان برده و او در آنجا جان خود را از دست داده بود. وقتی پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد، مشخص شد مقتول که بابک نام داشت در پی درگیری با دو برادر به قتل رسیده است. این دو برادر که پویا و پدرام نام دارند، اختلاف قدیمی با بابک داشتند و همین هم باعث درگیری بین آنها شد.
پلیس متوجه شد بعد از زخمیشدن بابک، پدرام از محل فرار کرده است، اما برادرش شناسایی و بازداشت شد. این جوان به پلیس گفت: من نمیدانم پدرام کجاست اما وقتی خون را دید، بهشدت ترسید و فرار کرد. درگیری بین من و بابک بود؛ ما با هم اختلاف داشتیم و دعوا کردیم. برادرم به هواخواهی من آمد و بعد هم با واردکردن ضربه شیشه او را زخمی کرد. زمانی که این اتفاق افتاد، ما سعی کردیم به بابک کمک کنیم اما برادرم ترسیده بود و فرار کرد.
چند روز بعد، مأموران پدرام را بازداشت کردند. این جوان به قتل اعتراف کرد و گفت: من اهل درگیری نیستم؛ نزاع را بابک شروع و با برادرم دعوا کرد، من هم تازه بینیام را عمل کرده بودم و روی بینیام چسب بود؛ نمیخواستم درگیر شوم که ضربهای به صورتم وارد شود. وقتی دیدم برادرم دعوا میکند، جلو رفتم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است که مقتول به سمت من هم حمله کرد و با من درگیر شد.
چون زورم به او نمیرسید و میخواستم کاری کنم که از من دور شود، از مغازهای که دعوا روبهروی آن اتفاق افتاد یک شیشه نوشابه برداشتم، آن را شکستم و به سمت بابک رفتم تا او را بترسانم. بابک به من حمله کرد و من هم شیشه را به سمتش پرت کردم و نمیدانم چه شد که یکباره خون از بدنش فواره زد و روی زمین افتاد. من هم فرار کردم و به سمت گمرک رفتم و بعد فهمیدم چه اتفاقی افتاده است و مدتی بعد هم دستگیر شدم.
با توجه به اعترافات متهم و مدارک موجود در پرونده، کیفرخواست علیه این نوجوان صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده، نماینده دادستان خواستار مجازات متهم براساس مدارک موجود شد و سپس نوبت به اولیای دم رسید و آنها درخواست قصاص کردند و گفتند حاضر به گذشت نیستند.
وقتی نوبت به متهم رسید، او گفت: من قبول دارم ضربه را زدم و از کاری که کردم به شدت پشیمان هستم. زمانی که این اتفاق افتاد، من سن خیلی کمی داشتم؛ حالا ١٨ سال دارم و آنموقع بچه بودم. نمیدانستم چه میکنم و از کاری که کردم خیلی پشیمان هستم. من اصلا اهل دعوا نبودم. نمیخواهم طوری حرف بزنم که اولیای دم بیشتر از این ناراحت شوند اما خواهش میکنم آنها به اشتباه فرزند خودشان هم فکر کنند.
خودشان میدانند او چقدر پرخاشگر بود. متهم درباره اینکه آلت قتاله را چه کرد و چطور متوجه مرگ مقتول شد، گفت: وقتی دعوا کردیم و من بابک را زخمی کردم، آنقدر ترسیدم که فرار کردم. سوار ماشین شدم و به سمت گمرک رفتم. یادم نمیآید شیشه خونی را در ماشین گذاشتم یا جایی اطراف پل پرت کردم. بعد از اینکه پیاده شدم با یکی از دوستان تماس گرفتم و از او خواستم از حال بابک خبر بگیرد، چند دقیقه بعد به من گفت بابک بهتر شده و او را به بیمارستان بردهاند.
اما وقتی با پدرم صحبت کردم، گفت بابک فوت شده است. متهم گفت: من واقعا نمیدانستم ضربهای که میزنم باعث مرگ مقتول میشود و اصلا نمیدانستم کارم چه مجازاتی دارد؛ البته حالا میدانم اما آنموقع اصلا حرمت کاری که کردم را نمیدانستم و خیلی پشیمان هستم. او در آخرین دفاع گفت: از کارم پشیمانم، از کارم پشیمانم و باز هم میگویم از کارم پشیمانم. از اولیای دم درخواست بخشش دارم. هیأت قضات با پایان جلسه رسیدگی اعلام کردند پس از لایحه روانشناس که بهعنوان مشاور در دادگاه حضور دارد، رأی خود را صادر میکنند.
تبلیغات متنی
-
ساپینتو در قبرس هم وارد بحران شد
-
تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران
-
فال روزانه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
شبیه ترین بازیکن به مسی از نگاه خود او
-
تاج در تلویزیون برای آمریکا چند شرط گذاشت
-
سرمربی جدید تیم فوتبال امید ایران معرفی شد
-
آزادی پسر ۱۲ ساله نرماشیری از چنگال آدمربایان
-
پسر دستش را تتو کرد، پدر کشته شد
-
ماجرای لکههای مشاهده شده در اطراف جزیره خارگ
-
شاهکار پسر محبوب استقلال در قطر
-
انفجار بمب در عراق دو زخمی به جا گذاشت
-
سرمربی تیم ملی ایران بعد از جامجهانی مشخص شد
-
فروش میوه بصورت «دانهای» شد!
-
۵۰ درصد کارکنان ادارات این استان دورکار شدند
-
تنها پرسپولیسی که میخواهد استقلال به آسیا برود!
-
تاج در تلویزیون برای آمریکا چند شرط گذاشت
-
ماجرای لکههای مشاهده شده در اطراف جزیره خارگ
-
سرمربی تیم ملی ایران بعد از جامجهانی مشخص شد
-
فروش میوه بصورت «دانهای» شد!
-
دیدار ونس و نخستوزیر قطر درباره مذاکرات با ایران
-
موافقت روسیه با آتشبس پیشنهادی ترامپ
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
-
تلویزیون جبلی به سریال خودش هم رحم نکرد!
-
تصاویری از رانش شدید زمین در سوادکوه
-
اولین واکنش به ادعای حمله ایران به نفتکش چینی
-
چند مفقودی در پی حمله دیشب آمریکا به میناب
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
ادعای سنتکام مبنیبر حمله به دو نفتکش ایرانی
-
آقای قلعهنویی ما مردم را رها کن، آمریکا هم خوش بگذرد!
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
شغل محبوب سالهای اخیر در آستانه ورشکستگی کامل
-
چند نشانه که میگوید این جنگ طولانی خواهد شد
-
پخش تصاویری از جورجیا ملونی جنجالی شد
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
تاوان سفر به آمریکا و کانادا در زمان جنگ برای دو چهره مشهور
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
با نظر به اهمیت موضوع و گفته های متهمین و آنهایی که در زندان هستند، بهترین واژه به جای، داراتادیب و زندان، همان کلمه و واژه، ندامتگاه. معقول تر و پر معنی تر است، لطفاً به مسوولین و دست اندر کاران این. واژه ندامتگاه پیشنهاد میشود