آنچه روحانی دارد و احمدی نژاد ندارد
روحانی برخلاف احمدی نژاد یک دیپلمات و حقوقدان است. وی این خصوصیت خود را با فرهمندی ذاتیش درآمیخته است. اگر چه این خمیر مایه فرهمندانه نوع مطلوب اقتدار نیست اما اگر این خصوصیت را که در معرض لغزش به سمت جباریت و تک صدایی است را به اخلاق مهار کرد آنگاه تأثیر شگرفی در مناسبات و بر هم زدن معادلات سیاسی دارد. احمدی نژاد که مروج پوپولیسم است و لیدر این تفکر در سالهای گذشته بوده در نقطه مقابل شیخ دیپلمات میایستد که بر خلاف احمدی نژاد گرایش به خرد و عقلانیت در اداره امور دارد.
ایمان یعقوبی در بهار نیوز نوشت: قدرت از پیچیدهترین مقولات سیاسی است به گونهای که توافق عمومی بر روی مفهوم و حوزه عملیاتی آن دری به تطورات فلسفی میگشاید. شناخت ماهوی قدرت و ساختارهای آن به عنوان اهرم و موتور محرکه حاکمیت در اداره جامعه لازم و مهم است. اینکه اعمال قدرت از سوی دولت به رضایت عموم بیانجامد یا گام در وادی استبداد و خودکامگی بگذارد تا حد زیادی تحت شعاع فرهنگ عمومی و آگاهیهای مدنی است.
جهان سوم و کشورهای در حال توسعه معمولاً به لحاظ ساختار سیاسی وضعیتی پیچیده و غیر شفاف دارند. در این کشورها مهم بدست آوردن قدرت و تأمین منافع گروهی و یا فردی است. گذار تدریجی از این حالت به بوروکراسی شفاف و منسجم سیری است که درست یا نادرست در حال پیمایش است. این نادرستی از آن رو است که بوروکراسی در ذات خود گرایش به انحصار دارد و در مواقعی خود، تهدیدی برای دموکراسی است.
در نظامهای دموکراتیک از آن جهت که نقش احزاب در ساختار سیاسی، نهادینه و پذیرفته شده است پس اجتماع و نهادهای مدنی و احزاب منشأ قدرت هستند. در ایران ما به دلیل عدم توسعه یافتگی احزاب و نهادهای دموکراتیک، منشأ قدرت از اجتماع به سمت کانونهای خاص تغییر جهت میدهد. رابطه بین قدرت و ثروت در نظامهای حاکم در دنیا موضوعی تقریباً غیرقابل انکار است. شاید خوش بینترین فیلسوفان که روزگاری تز زیربنا بودن اقتصاد مارکس را بیرحمانه به نقد کشیدند این روزها انتظار چنین شوی ناخوشایندی را نداشتند.
در جهان معاصر این ثروت و سرمایه است که قدرت را تعیین میکند. در کشور ما هم اقتصاد پول محور مشوق و قوام بخش قدرت سیاسی است. همزمانی این دو، و نبود نهادهای نظارتی قدرتمند بلایی است که هم سیاست را عاری از اخلاق نموده و هم اقتصاد را به فساد کشانده است. رسیدن به قدرت از مسیر سرمایه در قالب حامیان متمول و یا ثروت فردی بیماری مزمن سیاست است چرا که هر گاه چنین افرادی به قدرت رسند وامدار حامیان خویشند و سهم خواهی حامیان سابق، دولت را ناگزیر به ادای دین خواهد نمود. دولتی که میبایست مدافع قانون و حقوق شهروندی باشد خود بزرگترین نافرمان از قانون میشود. سیاست به بدترین شکل ممکن دین خود را به اقتصاد ادا میکند.
این امر روی نانوشته سخن کارل مارکس است که گفت: سرمایه دار هر چه را نخواهد دولت هم نمیخواهد. در شرایط کنونی بازتعریف قدرت و مرزبندی آن با اقتدار گریزناپذیر است. قدرت و اعمال آن کنشی است جبارانه ولو به زور و اکراه و توأم با نارضایتی و اقتدار، اعمال قدرت با چاشنی رضایت عمومی است. بوروکراسی ارتباط نزدیکی با قدرت طلبی دارد و از سوی دیگر میتواند جانشین اقتدار نسبی باشد اما همین بوروکراسی جز لاینفک دموکراسیهای مدرن است و نمیتوان آن را از بین برد. هر چند تقابلی ذاتی میان بوروکراسی و دموکراسی وجود دارد.
آنجا که دموکراسی دستوری و از بالا به پایین نبوده و مبتنی بر آرای عمومی مردم باشد به کمک رهبران فرهمند که در رأس احزاب و نهادهای مدنی قرار دارند میتوان اثرات تحمیق کننده بوروکراسی را در مواقع ضرور کمرنگ کرد. لاجرم این دو هووی سیاسی باید تن به زندگی مسالمت آمیز دهند. دولت روحانی که امروز آماج حملات مخالفین است، متهم به قدرت طلبی و انحصار قدرت است، ولیکن این کنش روحانی و دولتش را میتوان واکنشی به حملات و فشارهای گروهای مخالف خود که کمر همت به تضعیف و زمینگیر کردن آن دارند تعبیر کرد. مقایسهای کوتاه و اجمالی میان دولت تدبیر و امید با دولت پاکدستان و دلواپسان کار را بسیار آسان میکند.
روحانی برخلاف احمدی نژاد یک دیپلمات و حقوقدان است. وی این خصوصیت خود را با فرهمندی ذاتیش درآمیخته است. اگر چه این خمیر مایه فرهمندانه نوع مطلوب اقتدار نیست اما اگر این خصوصیت را که در معرض لغزش به سمت جباریت و تک صدایی است را به اخلاق مهار کرد آنگاه تأثیر شگرفی در مناسبات و بر هم زدن معادلات سیاسی دارد. احمدی نژاد که مروج پوپولیسم است و لیدر این تفکر در سالهای گذشته بوده در نقطه مقابل شیخ دیپلمات میایستد که بر خلاف احمدی نژاد گرایش به خرد و عقلانیت در اداره امور دارد.
این چنین است که دولت دلواپسان پاکدست، به دلیل عدم آشنایی با قوانین حاکم بر روابط بین الملل و درک نادرست از اوضاع منطقه و جهان به ماجراجویی میپردازد، سیاست تهاجمی در پیش میگیرد و کشور را به بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سختی میکشاند. اما دولت روحانی با شناخت صحیح از شرایط جهانی راه تعامل با دنیا را برمی گزیند و کشور را به ساحل آرامش میرساند.
این همه تفاوت از کجا ناشی میشود؟
در کنار گرایشات فکری و خاستگاههای سیاسی دو دولت باید نیم نگاهی به مرزبندی بین قدرت و اقتدار داشت. در امر مقایسه دولتین میتوان مدعی شد احمدی نژاد به دنبال اعمال قدرت به شیوه خاص خود، به خطرناکترین امر ممکن یعنی تولید اقتدار روی آورد. تولید اقتدار خود گرایش به استبداد دارد و در پی ناکامی پدیده اصولگرایی در کسب اقتدار، نهایتاً چراغ آزادیهای مدنی و منتقدین را خاموش میکند و در پی بسط قدرت با تکیه بر اجبار، اکراه، تقابل و قانون گریزی زنجیرهای از نزدیکان فکری خود را اندام وار وارد دستگاههای دولتی مینماید تا پایههای قدرت خویش را تثبیت کند. نمونه بارز این اقدام اعطای هزاران بورسیه تحصیلی غیر قانونی است.
اما حسن روحانی دارای اقتدار ذاتی است و همین برگ برنده وی در حرکت قدرتمندانه و عزتمندانه در داخل و نیز عرصههای بین المللی است. فرزینهای دولت بخصوص دکتر ظریف کاردان و محبوب خود حکایتی جداگانه دارند که شرحش در این مقال نمیگنجد. مهمترین حامیان دولت آقایان هاشمی، خاتمی و سیدحسن خمینی هر یک در مدل ماکس وبر واجد تعاریف اقتدار از سنتی و کاریزماتیک و قانونی - عقلانی هستند. روحانی به واسطه رأی مردم و فرآیند انتخابی قانونی در مدل وبر دارای اقتدار قانونی و عقلانی نیز میباشد، این در حالی ست که احمدی نژاد و یارانش فاقد چنین خصوصیاتی حتی از نوع اقتدار سنتی هستند.
تلاش احمدی نژاد و یاران دلواپس وی برای تولید اقتدار، در واقع حرکتی در جهت بر هم زدن فضای سیاسی و نظم اجتماعی بود تا بحران مقبولیت و محبوبیت خود را بپوشانند که متأسفانه این عمل باعث گرایش وی و دولت متبوعش به خودکامگی و تفسیر خودخواهانه و منفعت طلبانه از قانون گردید. بر خلاف احمدی نژاد و دوستانش، یک رهبر فرهمند میتواند نقش بهم زدن شرایط و تغییر آن خصوصاً در زمان انتخابات به نفع طیف خود را به خوبی ایفا کند. در پاسخ به این شبهه که آیا اعمال قدرت از سوی دولت دکتر روحانی مجاز است باید گفت: اقتدار دولت و نه قدرت طلبی آن، بر اساس مدل قانونی - عقلانی توسط حسن روحانی رواست چون دارای دو پارامتر مهم خردگرایی و قانونمندی بر پایه مقبولیت و محبوبیت است.
از سوی دیگر برخلاف قدرت طلبی اصولگرایان، اقتدار اصلاحطلبان و اعتدالگرایان که سالها خارج از ساختار قدرت بودهاند منجر به ایجاد تعادل و توازن قدرت در سطح کلان مدیریتی و سیاسی کشور میشود اما اعمال قدرت از سوی اصولگرایان که خود را صاحبان قدرت میپندارند و در سالهای اخیر نیز بر مسند قدرت بودهاند باعث بر هم خوردن هر چه بیشتر تعادل و انحصاری شدن قدرت در دست این طیف میشود. این امر نه تنها کمکی به بهبود شرایط نمیکند بلکه معضلی پیچیدهتر به وجود میآورد. همین اقتدار دولت اعتدال مخالفین را برآن داشته است تا حملات هدفمند خود را به دولت افزایش دهند. حوزه این اقدامات از دیپلماسی خارجی تا اقتصاد گسترده است.
اقتصاد بیماری که در دولت پاکدستان تا مرز فروپاشی پیش رفته بود، تبدیل به ارثیه شومی برای دولت تدبیر و امید گشت. اگرچه سیاستهای اقتصادی دولت تا حدی آرامش روانی و ثبات را به اقتصاد برگردانده است و سرمایهگذاران خارجی را به سمت بازار کشور میکشاند اما برای درمان این بیماری مزمن راه درازی مانده است. پروژه افشای حقوق دریافتی مدیران ارشد که به تازگی کلید خورده است نمونهی دیگری از تقابل سخت مخالفین روحانی و کاسبان تحریم با دولت وی و حامیانش است.
ورود مقتدرانه رئیسجمهور و خطاهای فاحش دلواپسان در قالب عدم درک صحیح از ریشههای این پرداختهای نامتعارف دامان خود آنها را گرفته است. چنین پرداختهایی غیرقابل قبول است و غير قابل توجیه. یقیناً حتی در صورت ختم این پرروژه اتاق فکر مخالفین برای ضربه زدن به دولت تدبیر و امید، دوباره طرحی نو میاندازند و در سال منتهی به انتخابات ریاستجمهوری شاهد رونمایی از چنین پروژههايي خواهیم بود.
جهان سوم و کشورهای در حال توسعه معمولاً به لحاظ ساختار سیاسی وضعیتی پیچیده و غیر شفاف دارند. در این کشورها مهم بدست آوردن قدرت و تأمین منافع گروهی و یا فردی است. گذار تدریجی از این حالت به بوروکراسی شفاف و منسجم سیری است که درست یا نادرست در حال پیمایش است. این نادرستی از آن رو است که بوروکراسی در ذات خود گرایش به انحصار دارد و در مواقعی خود، تهدیدی برای دموکراسی است.
در نظامهای دموکراتیک از آن جهت که نقش احزاب در ساختار سیاسی، نهادینه و پذیرفته شده است پس اجتماع و نهادهای مدنی و احزاب منشأ قدرت هستند. در ایران ما به دلیل عدم توسعه یافتگی احزاب و نهادهای دموکراتیک، منشأ قدرت از اجتماع به سمت کانونهای خاص تغییر جهت میدهد. رابطه بین قدرت و ثروت در نظامهای حاکم در دنیا موضوعی تقریباً غیرقابل انکار است. شاید خوش بینترین فیلسوفان که روزگاری تز زیربنا بودن اقتصاد مارکس را بیرحمانه به نقد کشیدند این روزها انتظار چنین شوی ناخوشایندی را نداشتند.
در جهان معاصر این ثروت و سرمایه است که قدرت را تعیین میکند. در کشور ما هم اقتصاد پول محور مشوق و قوام بخش قدرت سیاسی است. همزمانی این دو، و نبود نهادهای نظارتی قدرتمند بلایی است که هم سیاست را عاری از اخلاق نموده و هم اقتصاد را به فساد کشانده است. رسیدن به قدرت از مسیر سرمایه در قالب حامیان متمول و یا ثروت فردی بیماری مزمن سیاست است چرا که هر گاه چنین افرادی به قدرت رسند وامدار حامیان خویشند و سهم خواهی حامیان سابق، دولت را ناگزیر به ادای دین خواهد نمود. دولتی که میبایست مدافع قانون و حقوق شهروندی باشد خود بزرگترین نافرمان از قانون میشود. سیاست به بدترین شکل ممکن دین خود را به اقتصاد ادا میکند.
این امر روی نانوشته سخن کارل مارکس است که گفت: سرمایه دار هر چه را نخواهد دولت هم نمیخواهد. در شرایط کنونی بازتعریف قدرت و مرزبندی آن با اقتدار گریزناپذیر است. قدرت و اعمال آن کنشی است جبارانه ولو به زور و اکراه و توأم با نارضایتی و اقتدار، اعمال قدرت با چاشنی رضایت عمومی است. بوروکراسی ارتباط نزدیکی با قدرت طلبی دارد و از سوی دیگر میتواند جانشین اقتدار نسبی باشد اما همین بوروکراسی جز لاینفک دموکراسیهای مدرن است و نمیتوان آن را از بین برد. هر چند تقابلی ذاتی میان بوروکراسی و دموکراسی وجود دارد.
آنجا که دموکراسی دستوری و از بالا به پایین نبوده و مبتنی بر آرای عمومی مردم باشد به کمک رهبران فرهمند که در رأس احزاب و نهادهای مدنی قرار دارند میتوان اثرات تحمیق کننده بوروکراسی را در مواقع ضرور کمرنگ کرد. لاجرم این دو هووی سیاسی باید تن به زندگی مسالمت آمیز دهند. دولت روحانی که امروز آماج حملات مخالفین است، متهم به قدرت طلبی و انحصار قدرت است، ولیکن این کنش روحانی و دولتش را میتوان واکنشی به حملات و فشارهای گروهای مخالف خود که کمر همت به تضعیف و زمینگیر کردن آن دارند تعبیر کرد. مقایسهای کوتاه و اجمالی میان دولت تدبیر و امید با دولت پاکدستان و دلواپسان کار را بسیار آسان میکند.
روحانی برخلاف احمدی نژاد یک دیپلمات و حقوقدان است. وی این خصوصیت خود را با فرهمندی ذاتیش درآمیخته است. اگر چه این خمیر مایه فرهمندانه نوع مطلوب اقتدار نیست اما اگر این خصوصیت را که در معرض لغزش به سمت جباریت و تک صدایی است را به اخلاق مهار کرد آنگاه تأثیر شگرفی در مناسبات و بر هم زدن معادلات سیاسی دارد. احمدی نژاد که مروج پوپولیسم است و لیدر این تفکر در سالهای گذشته بوده در نقطه مقابل شیخ دیپلمات میایستد که بر خلاف احمدی نژاد گرایش به خرد و عقلانیت در اداره امور دارد.
این چنین است که دولت دلواپسان پاکدست، به دلیل عدم آشنایی با قوانین حاکم بر روابط بین الملل و درک نادرست از اوضاع منطقه و جهان به ماجراجویی میپردازد، سیاست تهاجمی در پیش میگیرد و کشور را به بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سختی میکشاند. اما دولت روحانی با شناخت صحیح از شرایط جهانی راه تعامل با دنیا را برمی گزیند و کشور را به ساحل آرامش میرساند.
این همه تفاوت از کجا ناشی میشود؟
در کنار گرایشات فکری و خاستگاههای سیاسی دو دولت باید نیم نگاهی به مرزبندی بین قدرت و اقتدار داشت. در امر مقایسه دولتین میتوان مدعی شد احمدی نژاد به دنبال اعمال قدرت به شیوه خاص خود، به خطرناکترین امر ممکن یعنی تولید اقتدار روی آورد. تولید اقتدار خود گرایش به استبداد دارد و در پی ناکامی پدیده اصولگرایی در کسب اقتدار، نهایتاً چراغ آزادیهای مدنی و منتقدین را خاموش میکند و در پی بسط قدرت با تکیه بر اجبار، اکراه، تقابل و قانون گریزی زنجیرهای از نزدیکان فکری خود را اندام وار وارد دستگاههای دولتی مینماید تا پایههای قدرت خویش را تثبیت کند. نمونه بارز این اقدام اعطای هزاران بورسیه تحصیلی غیر قانونی است.
اما حسن روحانی دارای اقتدار ذاتی است و همین برگ برنده وی در حرکت قدرتمندانه و عزتمندانه در داخل و نیز عرصههای بین المللی است. فرزینهای دولت بخصوص دکتر ظریف کاردان و محبوب خود حکایتی جداگانه دارند که شرحش در این مقال نمیگنجد. مهمترین حامیان دولت آقایان هاشمی، خاتمی و سیدحسن خمینی هر یک در مدل ماکس وبر واجد تعاریف اقتدار از سنتی و کاریزماتیک و قانونی - عقلانی هستند. روحانی به واسطه رأی مردم و فرآیند انتخابی قانونی در مدل وبر دارای اقتدار قانونی و عقلانی نیز میباشد، این در حالی ست که احمدی نژاد و یارانش فاقد چنین خصوصیاتی حتی از نوع اقتدار سنتی هستند.
تلاش احمدی نژاد و یاران دلواپس وی برای تولید اقتدار، در واقع حرکتی در جهت بر هم زدن فضای سیاسی و نظم اجتماعی بود تا بحران مقبولیت و محبوبیت خود را بپوشانند که متأسفانه این عمل باعث گرایش وی و دولت متبوعش به خودکامگی و تفسیر خودخواهانه و منفعت طلبانه از قانون گردید. بر خلاف احمدی نژاد و دوستانش، یک رهبر فرهمند میتواند نقش بهم زدن شرایط و تغییر آن خصوصاً در زمان انتخابات به نفع طیف خود را به خوبی ایفا کند. در پاسخ به این شبهه که آیا اعمال قدرت از سوی دولت دکتر روحانی مجاز است باید گفت: اقتدار دولت و نه قدرت طلبی آن، بر اساس مدل قانونی - عقلانی توسط حسن روحانی رواست چون دارای دو پارامتر مهم خردگرایی و قانونمندی بر پایه مقبولیت و محبوبیت است.
از سوی دیگر برخلاف قدرت طلبی اصولگرایان، اقتدار اصلاحطلبان و اعتدالگرایان که سالها خارج از ساختار قدرت بودهاند منجر به ایجاد تعادل و توازن قدرت در سطح کلان مدیریتی و سیاسی کشور میشود اما اعمال قدرت از سوی اصولگرایان که خود را صاحبان قدرت میپندارند و در سالهای اخیر نیز بر مسند قدرت بودهاند باعث بر هم خوردن هر چه بیشتر تعادل و انحصاری شدن قدرت در دست این طیف میشود. این امر نه تنها کمکی به بهبود شرایط نمیکند بلکه معضلی پیچیدهتر به وجود میآورد. همین اقتدار دولت اعتدال مخالفین را برآن داشته است تا حملات هدفمند خود را به دولت افزایش دهند. حوزه این اقدامات از دیپلماسی خارجی تا اقتصاد گسترده است.
اقتصاد بیماری که در دولت پاکدستان تا مرز فروپاشی پیش رفته بود، تبدیل به ارثیه شومی برای دولت تدبیر و امید گشت. اگرچه سیاستهای اقتصادی دولت تا حدی آرامش روانی و ثبات را به اقتصاد برگردانده است و سرمایهگذاران خارجی را به سمت بازار کشور میکشاند اما برای درمان این بیماری مزمن راه درازی مانده است. پروژه افشای حقوق دریافتی مدیران ارشد که به تازگی کلید خورده است نمونهی دیگری از تقابل سخت مخالفین روحانی و کاسبان تحریم با دولت وی و حامیانش است.
ورود مقتدرانه رئیسجمهور و خطاهای فاحش دلواپسان در قالب عدم درک صحیح از ریشههای این پرداختهای نامتعارف دامان خود آنها را گرفته است. چنین پرداختهایی غیرقابل قبول است و غير قابل توجیه. یقیناً حتی در صورت ختم این پرروژه اتاق فکر مخالفین برای ضربه زدن به دولت تدبیر و امید، دوباره طرحی نو میاندازند و در سال منتهی به انتخابات ریاستجمهوری شاهد رونمایی از چنین پروژههايي خواهیم بود.
تبلیغات متنی
-
خبر تازه از پرونده الهه حسیننژاد؛ مبلغ دیه واریز شد
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
نرخ دلار ریزشی شد
-
احتمال موافقت ایران با انتقال اورانیومها به روسیه
-
دستور توقیف املاک ساعدینیا صادر شد
-
پاداش فرهنگیان بعد از ۳۰ سال یکجا پرداخت شد
-
چگونه از طلا در برابر طلایاب محافظت کنیم؟
-
خلاصه فوتسال ایران ۷ - ازبکستان ۴
-
دود غلیط آسمان غرب تهران را پوشاند
-
عکس بازار جنتآباد قبل از حادثه آتشسوزی
-
جزئیات جدید از مذاکرات ایران و آمریکا در ترکیه
-
پیشنهاد یک روزنامه به قوه قضائیه: بازداشتشدگان حوادث اخیر را آزاد کنید
-
ادعای یک خبرگزاری درباره ناوگروه «آبراهام لینکلن»
-
طرح ترافیک برای سال آینده ۴۱ درصد گران شد
-
جشنواره گل ایران برابر ازبکستان در جام ملتهای آسیا
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
احتمال موافقت ایران با انتقال اورانیومها به روسیه
-
دستور توقیف املاک ساعدینیا صادر شد
-
عکس بازار جنتآباد قبل از حادثه آتشسوزی
-
جزئیات جدید از مذاکرات ایران و آمریکا در ترکیه
-
ادعای یک خبرگزاری درباره ناوگروه «آبراهام لینکلن»
-
نمایی از آتشسوزی هولناک بازار جنتآباد از آسمان
-
طلا وارد کانال ۱۸ میلیون شد
-
مستند جنجالی ملانیا ترامپ سلاخی شد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
-
جدول لیگ برتر بعد از شکست استقلال
-
سارا منجزیپور: باید از فولاد باشیم تا دوام بیاوریم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
احمدی نژاد دوستت داریم
اقا ایمان فقط مونده بود تو نظر بدی بسه دیگه روحانی اگرراست میگه با کار درست کردن جواب همه رو بده
فقط احمدی نژاد
احمدی دوست داریم
دکتراحمدی نژاد. شجاعت. غیرت. پاکی. مردم داری. سیاست ولایی. عزت. حامی ضعفا. پیروخط امام ورهبری. حافظ خون شهدا.ووووووورادارد....
خلاصه عملکرد دولت روحانی در این سه سال:
"تقصیر دولت قبلی بود"
روحانی به برادر ش بگویید تعیین تکلیف برای ریس بانکها نکنه نظر خودش همین 4سال کافی است
آنچه روحانی ووزرایش دارند.درهمه ناکامیها. گفتن تقصیر زاحمدی نژاداست.وآنچه احمدی نژادداردازدعای فرج امام زمان .عج. است.که باتمامی دشمنان قدر.مانند استکبارجهانی.و جیره خواران داخلی وکل حامیان فتنه مبارزه میکند.وهرچه بدش رامیگویندمحبوبترمیشود.عدوشودسبب خیرچون خداخواهد.
اینها کوچکترین نمونه های تفاوت روحانی با احمدی نژاد در برخورد با منتقدان خود است
ما باقی و عملگرایی پیشکش
بابا ایقد زور نزنین ... با این خراب کاریهاش خواهید دید
پاسخ ها
چرا از حق می ترسید احمدی ترس ندارد احمدی پیرو محمدی حق پیروز است
بله زهی خیال باطل تایید دیگه تو کار نیس قول دلت نده گناه داری
متشکریم دکتر روحانی موفق وموید باشی
روحانی دوستت داریم
فقط دولت پاک روحانی
دوستت داریم روحانی
فقط روحانی
روحانی بزرگواری
زمان احمدی نژاد برای یارانه دادن مشکلی نبود ولی الان......
نظر مردم برعکس نظر شماست آقای روحانی حقوقدان است ومیدان چطوری حقوقهای نجومی به مدیرانش پرداخت کند
خیلی مقاله جالبی بود.
فقط احمدی نژاد
احمدی نژاد دوستت داریم
روحانی دوست داریم
سلام .....جناب احمدی نژاد چند دفعه سفر به کرمان داشت هرمشکلی که داشتیم نامه دادیم مشکلمون حل کرد خدا خیرش بده......حالا روحانی امد گفتن 111 بگیر مشکلتونو بگین هر موقع زنگ میزنیم میگه در حال حاظر پاسخگو نمیباشد حالا چه دلخوشی به روحانی شما قضاوت کنین
بذار یه سال از اتمام دولت اقای روحانی بگذره .باز همین اقایان به اصطلاح کارشناس نظرشان در مورد دولت اقای روحانی 180 درجه تغییر میکنه
درست گفتی ،لباسشان فرق میکند.