پرونده قتل ۳ سرباز با آزادی قاتل بسته شد
پرونده پسر جوانی که ۱۷ سال قبل به دلیل انتقام از پدر دختر مورد علاقهاش، سه سرباز وظیفه را به قتل رسانده و سرباز دیگری را مجروح کرده بود، با پرداخت دیه به سرباز مجروح بسته شد.
روزنامه شرق: پرونده پسر جوانی که ۱۷ سال قبل به دلیل انتقام از پدر دختر مورد علاقهاش، سه سرباز وظیفه را به قتل رسانده و سرباز دیگری را مجروح کرده بود، با پرداخت دیه به سرباز مجروح بسته شد.
شامگاه پانزدهم مهر سال ١٣٧٨ خبر درگیری مرگبار چند سرباز با پسر جوانی در حوالی کوههای محله کوی فراز به مأموران کلانتری اوین اعلام شد. زمانیکه مأموران به محل وقوع جرم رسیدند با جسد خونین سه سرباز وظیفه که با شلیک گلوله به قتل رسیده بودند و پیکر نیمهجان سرباز وظیفه دیگری که با شلیک چندین تیر بهشدت زخمی شده بود، مواجه شدند که سرباز مجروح برای مداوا به بیمارستان انتقال یافت.
دقایقی از حضور مأموران انتظامی در محل قتل سه سرباز نگذشته بود که خبر رسید پسر مسلحی دو پسر و یک دختر کوچک خانوادهای را در منزلشان گروگان گرفته و تهدید به قتل کرده است، با اعلام این خبر مأموران برای آزادی گروگانها وارد عمل شدند.
تحقیقات اولیه مأموران حاکی از آن بود که گروگانگیر پسر ٢٥سالهای به نام شاپور و قاتل سه سرباز وظیفه است. شاپور دقایقی بعد از قتل سه سرباز وظیفه و زخمیکردن سرباز وظیفه دیگر، اسلحه «ژ٣» و سلاح کمری آنها را سرقت کرده و اعضای این خانواده را گروگان گرفته است.
بررسیهای تکمیلی نشان داد شاپور عاشق دختر این خانواده است و زمانیکه با جواب منفی پدر این دختر روبهرو شده، پس از قتل سه سرباز وظیفه، اسلحه آنها را برای قتل پدر دختر این خانواده، به سرقت برده و به منزل پدر دختر جوان رفته است اما آنجا به دلیل نبود پدر دختر جوان اعضای خانوادهاش را گروگان گرفته است. سرانجام ساعاتی بعد مأموران انتظامی پس از درگیری مسلحانه موفق شدند گروگانها را از دست شاهپور آزاد و وی را دستگیر کنند.
شاپور پس از انتقال به اداره آگاهی به قتل سه سرباز وظیفه و زخمیکردن سرباز دیگر اعتراف کرد و درباره انگیزه خود از این اقدام جنونآمیز، به کارآگاهان گفت: دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی هستم و از سه سال قبل عاشق دختر همسایهمان شدم. پدر و مادرم با آنها رفتوآمد داشتند و در این مدت چند بار به خواستگاری دخترشان رفتند، اما همیشه پدر وی مخالف ازدواج ما بود و هر بار به خواستگاری من جواب رد میداد. من و دختر موردعلاقهام همدیگر را دوست داشتیم اما پدر وی مخالف بود و چندی پیش اعلام کرد هرگز با ازدواج ما موافق نیست. من نیز از او کینه شدیدی به دل و تصمیم گرفتم پدر دختر موردعلاقهام را به قتل برسانم.
وی درباره نقشه و نحوه تهیه سلاح به کارآگاهان گفت: مدتی دنبال تهیه اسلحه بودم اما موفق نشدم تا اینکه یک روز با مادرم برای خرید به فروشگاه رفاه رفتم و در آنجا با دو سرباز وظیفه به نامهای آرش و پویا آشنا شدم. ارتباط دوستانه ما با هم ادامه داشت تا اینکه فهمیدم آنها با دو سرباز وظیفه دیگر که در اطراف معدنی در کوههای شمال تهران نگهبانی میدهند، دوست هستند، پس از این تصمیم گرفتم تا اسلحه آنها را برای انتقام از پدر دختر موردعلاقهام سرقت کنم. چند روز بعد از آشنایی، آرش به من گفت اگر فشنگ داشته باشم، میتوانم همراه آنها به کوه بروم و با اسلحه دوست سربازشان در کوهها تیراندازی کنیم.
وی ادامه داد: من نیز فشنگ تهیه کرده بودم و تصمیم گرفتم تصمیم خود را عملی کنم، بههمیندلیل عصر روز ١٥ مهر آرش و پویا را سوار ماشینم کردم و به طرف کوی فراز رفتیم. زمانیکه آنجا رسیدیم، هوا تاریک شده بود، خودرو را کنار تپهای متوقف کردم و با پای پیاده سهنفری به راه افتادیم. از دور کیوسک نگهبانیای را دیدم که سرباز وظیفهای در حال نگهبانی بود. زمانیکه به کیوسک رسیدیم، آرش من را به سرباز داخل کیوسک معرفی کرد و گفت برای تیراندازی تعدادی فشنگ آوردهایم.
شاپور نحوه قتل سه سرباز وظیفه را اینگونه شرح داد: زمانیکه سرباز داخل کیوسک اسلحه «ژ٣» خود را به من داد، گفت ابتدا تیراندازی کنم. وقتی اسلحه را گرفتم بهسرعت آن را مسلح کردم و به طرف آنها نشانه گرفتم. آنها شوکه شده بودند و گمان کردند شوخی میکنم. ابتدا به سمت سرباز وظیفهای که اسلحه را به من داده بود، شلیک کردم و بعد پویا را هدف قرار دادم و آخر کار نیز به سوی آرش شلیک کردم.
شاپور افزود: زمانیکه آنها نقش بر زمین شدند، اسلحه کمری آرش را نیز برداشتم و فرار کردم. در حال فرار بودم که فهمیدم سرباز دیگری در تعقیب من است. به سمت او نیز شلیک کردم و به فرارم ادامه دادم، سپس بهسرعت خودم را به منزل دختر موردعلاقهام رساندم تا پدر او را بکشم، اما وقتی وارد خانه آنها شدم دو پسر و دختر کوچکش تنها در خانه بودند. آنها بهشدت ترسیده بودند و تلفنی موضوع را به پدرشان خبر دادند.
پدر دختر موردعلاقهام تلفنی من را به آرامش دعوت کرد اما من با شلیک چند تیر به تلویزیون به او هشدار دادم هرچه زودتر خودش را به منزلشان برساند اما متوجه شدم پلیس خانه را محاصره کرده. تسلیم مأموران نشدم و چند تیر شلیک و تهدید کردم برای من مقداری مواد منفجره تهیه کنند. قصد داشتم با مواد منفجره به زندگی خود پایان دهم اما پدرم آنجا آمد و با گریه و التماس، من را راضی کرد تا خودم را تسلیم کردم.
شاپور پس از پایان تحقیقات تکمیلی در شعبه ١٦٠٢ دادگاه عمومی تهران محاکمه و به جرم سه قتل عمد به سه بار قصاص، به جرم ورود به عنف به دو سال حبس، به جرم تخریب به دو سال حبس و به جرم اختلال در نظم، به یک سال حبس و ٧٤ ضربه شلاق محکوم شد. رأی دادگاه پس از تأیید در شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی فرستاده شد. همزمان با سیر تشریفات اجرای حکم، متهم با پرداخت دیه موفق به گرفتن رضایت از اولیای دم مقتولان شد و از قصاص رهایی یافت.
چند ماه قبل شاهپور پس از سپریکردن دوران محکومیتش از زندان آزاد شد تا اینکه آرش تنها سرباز نجاتیافته از آن ماجرا به دادسرای جنایی رفت و از متهم درخواست دیه کرد. بعد از ثبت درخواست دیه برای آرش، شاهپور به دادسرای امور جنایی تهران احضار و سرانجام چند روز پیش با پرداخت ١١٠ میلیون تومان به آرش، رضایت وی را نیز جلب کرد و پس از گذشت ١٧ سال این پرونده بسته شد.
شامگاه پانزدهم مهر سال ١٣٧٨ خبر درگیری مرگبار چند سرباز با پسر جوانی در حوالی کوههای محله کوی فراز به مأموران کلانتری اوین اعلام شد. زمانیکه مأموران به محل وقوع جرم رسیدند با جسد خونین سه سرباز وظیفه که با شلیک گلوله به قتل رسیده بودند و پیکر نیمهجان سرباز وظیفه دیگری که با شلیک چندین تیر بهشدت زخمی شده بود، مواجه شدند که سرباز مجروح برای مداوا به بیمارستان انتقال یافت.
دقایقی از حضور مأموران انتظامی در محل قتل سه سرباز نگذشته بود که خبر رسید پسر مسلحی دو پسر و یک دختر کوچک خانوادهای را در منزلشان گروگان گرفته و تهدید به قتل کرده است، با اعلام این خبر مأموران برای آزادی گروگانها وارد عمل شدند.
تحقیقات اولیه مأموران حاکی از آن بود که گروگانگیر پسر ٢٥سالهای به نام شاپور و قاتل سه سرباز وظیفه است. شاپور دقایقی بعد از قتل سه سرباز وظیفه و زخمیکردن سرباز وظیفه دیگر، اسلحه «ژ٣» و سلاح کمری آنها را سرقت کرده و اعضای این خانواده را گروگان گرفته است.
بررسیهای تکمیلی نشان داد شاپور عاشق دختر این خانواده است و زمانیکه با جواب منفی پدر این دختر روبهرو شده، پس از قتل سه سرباز وظیفه، اسلحه آنها را برای قتل پدر دختر این خانواده، به سرقت برده و به منزل پدر دختر جوان رفته است اما آنجا به دلیل نبود پدر دختر جوان اعضای خانوادهاش را گروگان گرفته است. سرانجام ساعاتی بعد مأموران انتظامی پس از درگیری مسلحانه موفق شدند گروگانها را از دست شاهپور آزاد و وی را دستگیر کنند.
شاپور پس از انتقال به اداره آگاهی به قتل سه سرباز وظیفه و زخمیکردن سرباز دیگر اعتراف کرد و درباره انگیزه خود از این اقدام جنونآمیز، به کارآگاهان گفت: دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی هستم و از سه سال قبل عاشق دختر همسایهمان شدم. پدر و مادرم با آنها رفتوآمد داشتند و در این مدت چند بار به خواستگاری دخترشان رفتند، اما همیشه پدر وی مخالف ازدواج ما بود و هر بار به خواستگاری من جواب رد میداد. من و دختر موردعلاقهام همدیگر را دوست داشتیم اما پدر وی مخالف بود و چندی پیش اعلام کرد هرگز با ازدواج ما موافق نیست. من نیز از او کینه شدیدی به دل و تصمیم گرفتم پدر دختر موردعلاقهام را به قتل برسانم.
وی درباره نقشه و نحوه تهیه سلاح به کارآگاهان گفت: مدتی دنبال تهیه اسلحه بودم اما موفق نشدم تا اینکه یک روز با مادرم برای خرید به فروشگاه رفاه رفتم و در آنجا با دو سرباز وظیفه به نامهای آرش و پویا آشنا شدم. ارتباط دوستانه ما با هم ادامه داشت تا اینکه فهمیدم آنها با دو سرباز وظیفه دیگر که در اطراف معدنی در کوههای شمال تهران نگهبانی میدهند، دوست هستند، پس از این تصمیم گرفتم تا اسلحه آنها را برای انتقام از پدر دختر موردعلاقهام سرقت کنم. چند روز بعد از آشنایی، آرش به من گفت اگر فشنگ داشته باشم، میتوانم همراه آنها به کوه بروم و با اسلحه دوست سربازشان در کوهها تیراندازی کنیم.
وی ادامه داد: من نیز فشنگ تهیه کرده بودم و تصمیم گرفتم تصمیم خود را عملی کنم، بههمیندلیل عصر روز ١٥ مهر آرش و پویا را سوار ماشینم کردم و به طرف کوی فراز رفتیم. زمانیکه آنجا رسیدیم، هوا تاریک شده بود، خودرو را کنار تپهای متوقف کردم و با پای پیاده سهنفری به راه افتادیم. از دور کیوسک نگهبانیای را دیدم که سرباز وظیفهای در حال نگهبانی بود. زمانیکه به کیوسک رسیدیم، آرش من را به سرباز داخل کیوسک معرفی کرد و گفت برای تیراندازی تعدادی فشنگ آوردهایم.
شاپور نحوه قتل سه سرباز وظیفه را اینگونه شرح داد: زمانیکه سرباز داخل کیوسک اسلحه «ژ٣» خود را به من داد، گفت ابتدا تیراندازی کنم. وقتی اسلحه را گرفتم بهسرعت آن را مسلح کردم و به طرف آنها نشانه گرفتم. آنها شوکه شده بودند و گمان کردند شوخی میکنم. ابتدا به سمت سرباز وظیفهای که اسلحه را به من داده بود، شلیک کردم و بعد پویا را هدف قرار دادم و آخر کار نیز به سوی آرش شلیک کردم.
شاپور افزود: زمانیکه آنها نقش بر زمین شدند، اسلحه کمری آرش را نیز برداشتم و فرار کردم. در حال فرار بودم که فهمیدم سرباز دیگری در تعقیب من است. به سمت او نیز شلیک کردم و به فرارم ادامه دادم، سپس بهسرعت خودم را به منزل دختر موردعلاقهام رساندم تا پدر او را بکشم، اما وقتی وارد خانه آنها شدم دو پسر و دختر کوچکش تنها در خانه بودند. آنها بهشدت ترسیده بودند و تلفنی موضوع را به پدرشان خبر دادند.
پدر دختر موردعلاقهام تلفنی من را به آرامش دعوت کرد اما من با شلیک چند تیر به تلویزیون به او هشدار دادم هرچه زودتر خودش را به منزلشان برساند اما متوجه شدم پلیس خانه را محاصره کرده. تسلیم مأموران نشدم و چند تیر شلیک و تهدید کردم برای من مقداری مواد منفجره تهیه کنند. قصد داشتم با مواد منفجره به زندگی خود پایان دهم اما پدرم آنجا آمد و با گریه و التماس، من را راضی کرد تا خودم را تسلیم کردم.
شاپور پس از پایان تحقیقات تکمیلی در شعبه ١٦٠٢ دادگاه عمومی تهران محاکمه و به جرم سه قتل عمد به سه بار قصاص، به جرم ورود به عنف به دو سال حبس، به جرم تخریب به دو سال حبس و به جرم اختلال در نظم، به یک سال حبس و ٧٤ ضربه شلاق محکوم شد. رأی دادگاه پس از تأیید در شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی فرستاده شد. همزمان با سیر تشریفات اجرای حکم، متهم با پرداخت دیه موفق به گرفتن رضایت از اولیای دم مقتولان شد و از قصاص رهایی یافت.
چند ماه قبل شاهپور پس از سپریکردن دوران محکومیتش از زندان آزاد شد تا اینکه آرش تنها سرباز نجاتیافته از آن ماجرا به دادسرای جنایی رفت و از متهم درخواست دیه کرد. بعد از ثبت درخواست دیه برای آرش، شاهپور به دادسرای امور جنایی تهران احضار و سرانجام چند روز پیش با پرداخت ١١٠ میلیون تومان به آرش، رضایت وی را نیز جلب کرد و پس از گذشت ١٧ سال این پرونده بسته شد.
تبلیغات متنی
-
نشان مخصوص برای «جام جهانی اولی ها» در آمریکا!
-
توئیت مقام دولت رئیسی درباره اینترنت پرو جلبتوجه کرد
-
عکس خانوادگی یک فضانورد که روی ماه جا ماند
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
تصمیم اندونزی برای عبور نفتکشهای ایران از تنگه لومبوک
-
بازیگری که فاتحه خواندن سر خاکش را دید!
-
خداحافظی یک ستاره بعد از جام جهانی ۲۰۲۶
-
تفسیر بازیکن پیشین تیم ملی از لبخند قلعهنویی
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
تصویری از آتشسوزی شدید یک کشتی در ساحل دبی
-
احتمال رایگان شدن دائمی اتوبوس و مترو در تهران
-
شرط سنگین برای فسخ قرارداد رضاییان با استقلال
-
پزشکیان: معنای مذاکره تسلیم نیست
-
راننده کامیونِ توقیفی، ۱۲ ساله از آب درآمد!
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
دولت باید دیه سربازان وطن را پرداخت میکرد
و قاتل اعدام یا محکوم به حبس ابد
پاسخ ها
واقعا با نقشه رفته پسر و برادر 3 تا خونه رو کشته. داغدارشون کرده. ازاد و تمام؟
بااین قانون رضایت هرجنایتکارپولداربه راحتی ادم میکشه وکسی کاری نمی تواند بکند
ادم میمونه چی بگه .3 تا قتل انجام داده اونم عمدی
وااا مگه ميشه؟؟
گروگان گرفتن جرم نيست؟
جنبه عمومي پس چي ميشه؟
چه تضمینی اومده بیرون.حبس ابد
.
پول فقط پوله که حلال مشکلاته اگه پشتوانه نداشت اگه پول نداشت تا حالا استخوانهایش هم پودر شده بودند فکر کنم حالا معشوقش یه دو جین بچه هم داشته باشه اخه حماقت تاکی تا کجا
سربازهای بیچاره چه گناهی کرده بودن؟ ... خانواده مقتول ک بخاطر پول از خون پسرشون گذشتند
این حکم و این تصمیم شرم آور و تاسف بار است. سه نفر انسان بی گناه که پاسدار وطن بودند وحشیانه به قتل برسونی و ...
حداقل این جور خبرارو ننویسید
چرا نظرمو سانسور کردین مگه دروغ گفتم؟؟ پول چقد ارزش داشت ک خانواده مقتولا از خون جووناشون گذشتن؟؟ وااای بر ادم پول پرست و دنیا پرست
پاسخ ها
اخه بدیش این بود عمدا و با نقشه سه نفرو کشته. ای خدا
سربازای بیگناه ب چ جرمی کشته شدن؟؟ شاپور ایشالله ک خیر از زندگیت نبینی تا زنده ای
واقعا شرم آور ه ...
راحت رفته سه تا سرباز را کشته و گروگان گیری ام کردی حالا راحت برا خودش میگرده بیچاره سربازا گناهشان چی بود خدا لعنتت کنه که سه تا جوون را راحت کشتی
احتمالا از تبصرهای بعنوان قصور سرباز در نگهداری اسلحه استفاده شده که مجبور ب دریافت دیه شدن
و وکیل مشاوره استادی در این پرونده نقش داشتن .
مظلوم سرباز
باید سربازی لعو بشه
تاکی باید یه عده آماتور مظلوم رو بفرستیم جلوی جنایتکارای حرفه ای
...
سربازی باید لغو بشه . دوسال از عمر ی جوون مفت میگیرن با ماهی هفتاد هزار تومن !!!!!سربازی رفتن مگه مرگه که حق باشه
پاسخ ها
سال 78 که من سرباز بودم حقوق بود 3500 تومن تازه اونم چند برج روندادن.
هر کی پول داشت بزنه بکشه؟
شنیدم قصاص میخواهی بکنی باید پولش رو اماده کنی بدی به خانواده قاتل؟؟؟ این درسته؟
پاسخ ها
بله وقتی تقاضای قصاص میکنی باید بخشی از دیه رو بدی تا قاتل قصاص بشه
با پول چه کارها که نمیشود کرد. زده سه نفر رو کشته، باباجونش پولشونو داده. و همین قاتل الان آزادانه تو خیابونا میگرده تا جوانان دیگه رو هم بکشه
فقط میگم خیلی متأسفم
آخه یعنی باید همیشه پول تو این مملکت حرفه اولو بزنه .این پسره ی پررو اینقدر عقل داشته که بدونه داره چکار میکنه چرا سه تا سرباز بیگناهو کشتی و بعد پول میدی میای بیرون .این قاتل حداقل باید تا آخر عمرش تو زندان میبود نه اینکه پولدار ه و هر کاری دلش خواست بکنه باید دیگران پند میگرفتن که پول همه چیز نیست ولی مثل اینکه اینجا همه چیزه .قاتل برو بمیر خدا ازت نمیگذره
سربازی حق و نیاز هر کشوریه مخصوصا کشوری مثل ایران
من خودم سربازم و الان 13 ماه از خدمتم میگذره
توی آموزشی به ما مشخصاً گفتن که سلاح حتی خالی و بدون فشنگ بدون تشریفات اداری یا بدون دلیل موجه تحویل مافوق هم نشه
موقه نگهبانی به هیچ وجه محل نگهبانی ترک نشه و اجازه ندیم هیچ فردی به 100 متری ما نزدیک بشه
مگر این که رمز شب و مجوز عبور داشته باشه و صرفاً از منطقه بخواد عبور کنه که باز هم باید 20 متر فاصله داشته باشیم
توی سهل انگاری این سربازا هیچ شکی نیست
اما این حکم شدیداً غیر مسئولانه هست
یا خیلی خیلی پولدارن یا حسابی خانواده ها رو ترسوندن.....
امیدوارم بقیه زندگی ... بشه