نمی خواهم گواهینامه بگیرم
طلاق زوج جوان به خاطر نداشتن گواهینامه
هفته پیش زن ومردی جوان به دادگاه خانواده رفتند تا پس از سال ها زندگی در کنار هم، فقط به خاطر اینکه مرد گواهینامه رانندگی نداشت از هم جدا شوند.
هفت صبح: هفته پیش زن ومردی جوان به دادگاه خانواده رفتند تا پس از سال ها زندگی در کنار هم، فقط به خاطر اینکه مرد گواهینامه رانندگی نداشت از هم جدا شوند. حمیدرضا 5 سال پیش بود که به خواستگاری یکی از همکارانش رفت، مریم آن موقع 26 ساله بود و در شرکتی که حمیدرضا مدیر آن بود کار می کرد.
دختر جوان با تصور اینکه شباهت های زیادی بین او و مدیر شرکت وجود دارد پذیرفت تا با او ازدواج کند و به این ترتیب آنها زندگی شان را در حالی شروع کردند که فکر می کردند هیچ مشکلی نمی تواند مانع خوشبختی آنها شود اما آن روزها شاید اصلا باورشان هم نمی شد که این مساله که حمیدرضا گواهینامه رانندگی ندارد بتواند زندگی آرامشان را به دریای توفانی تبدیل کند.
مرد جوان پس از اینکه مقابل قاضی قرار گرفت از قاضی دادگاه خانواده خواست به او اجازه بدهد قبل از اینکه درخواست زن را برای طلاق بخواند همه ماجرا را تعریف کند. قاضی عموزادی زمانی که اضطراب مرد را دید به او اطمینان داد که حرف هایش را پس از بررسی کامل پرونده خواهد شنید.
چند لحظه بعد زن جوان کنار شوهرش ایستاده بود و با ناراحتی به او نگاه می کرد. چهره مرد پر از نگرانی بود. قاضی پس از بررسی پرونده و مرور درخواست طلاق، از همسرش خواست دلیل ارائه درخواست طلاق را بگوید.
مریم که با دیدن حال حمیدرضا بغض کرده بود رو به قاضی گفت: «آقای قاضی من 5 سال پیش که با این مرد ازدواج کردم به او گفتم که از هیجان متنفر هستم. او در همان روزهای اول آشنایی یک روز مرا به رستورانی دعوت کرد و از من خواست آماده شوم تا او دنبالم بیاید و با هم به رستوران برویم. من هم قبول کردم اما زمانی که سوار ماشین حمیدرضا شدم آنقدر با سرعت می راند که ترسیدم. اول فکر کردم چون من به او گوشزد کرده ام که از هیجان متنفر هستم او می خواهد با من شوخی کند اما دقت کردم دیدم چهره او بسیار جدی است و قصد شوخی ندارد. نیم ساعتی می شد که در خیابان ها می راند تا به رستوران مورد علاقه اش رسیدیم. باورتان نمی شود. سرعت ماشین این آقا از 120 پایین تر نیامد. من نفهمیدم چطور غذا خوردم. دست هایم می لرزید. خیلی ترسیده بودم. او که حال مرا دید یک لبخند زد و گفت که به رانندگی اش اطمینان داشته باشم. از رستوران برگشتیم و او باز هم با سرعت راند.»
مریم زمانی که از رستوران به خانه رسید با حمیدرضا تماس گرفت و از او خواست که اگر قصد ازدواج با او را دارد بهتر است با احتیاط رانندگی کند.
مرد جوان هم پذیرفت اما هر بار که مریم در ماشین حمیدرضا می نشست قصه از نو تکرار می شد تا اینکه سرانجام پس از 3 سال زندگی مشترک، زن جوان از شوهرش پرسید که چرا گواهینامه اش را به او نشان نمی دهد و در این زمان بود که حمیدرضا گفت گواهینامه ندارد و سال هاست که بدون گواهینامه رانندگی می کند.
زن جوان به اینجای ماجرا که می رسد با عصبانیت رو به قاضی عموزادی می گوید: «باورم نمی شد 3 سال در ماشین مردی نشسته باشم که حتی گواهینامه ندارد و با سرعت 100 تا 130 کیلومتر در ساعت در اتوبان ها می راند و حرکات مارپیچ خطرناک انجام می داد.»
از او خواستم که به کلاس رانندگی برود و گواهینامه بگیرد ولی حمیدرضا حرفم را گوش نمی داد. هر روزمی گفت فردا می روم و فردای آن روز می گفت فردا می روم، 2 سال دیگر هم مرا با وعده امروز و فردا گول زد اما دیگر نمی توانم در ماشین کسی بنشینم که بدون احتیاط رانندگی می کند وگواهینامه هم ندارد. می خواهم طلاق بگیرم. مهریه ام را هم می بخشم و اجرت المثل هم نمی خواهم، ادعایی هم درخصوص جهیزیه ندارم. فقط حکم طلاق می خواهم. این مرد 2 سال است که با روحیه من بازی می کند.»
قاضی پس از شنیدن حرف های مریم از شوهرش خواست درباره مشکلاتش به دادگاه توضیح دهد.
حمیدرضا بعد از شنیدن حرف های همسرش شروع به صحبت می کند: «من از ابتدا هم گواهینامه نداشتم اما این خانم هنگام عقد به من نگفت که گواهینامه اینقدر برایش مهم است. اصلا من دوست دارم بدون گواهینامه پشت فرمان بنشینم. تاکنون یک بار هم تصادف نکرده ام پس دلیلی برای اضطراب و نگرانی نیست. این خانم نمی خواهد زندگی کند و بهانه می گیرد.»
دلیلت برای اینکه جهت گرفتن گواهینامه اقدام نمی کنی چیست؟
این را قاضی عموزادی می پرسد و مرد جوان در حالی که به آرامی صحبت می کند می گوید که 4 بار در امتحان رانندگی رد شده است و پس از آن دیگر برای گرفتن گواهینامه اقدام نکرده و نمی کند.
حمیدرضا ادامه می دهد: «آقای قاضی این خانم می تواند سوار ماشین من نشود و خودش به تنهایی با ماشین خودش هر جا که می خواهد برود، گواهینامه بهانه است.»
دختر جوان با تصور اینکه شباهت های زیادی بین او و مدیر شرکت وجود دارد پذیرفت تا با او ازدواج کند و به این ترتیب آنها زندگی شان را در حالی شروع کردند که فکر می کردند هیچ مشکلی نمی تواند مانع خوشبختی آنها شود اما آن روزها شاید اصلا باورشان هم نمی شد که این مساله که حمیدرضا گواهینامه رانندگی ندارد بتواند زندگی آرامشان را به دریای توفانی تبدیل کند.
مرد جوان پس از اینکه مقابل قاضی قرار گرفت از قاضی دادگاه خانواده خواست به او اجازه بدهد قبل از اینکه درخواست زن را برای طلاق بخواند همه ماجرا را تعریف کند. قاضی عموزادی زمانی که اضطراب مرد را دید به او اطمینان داد که حرف هایش را پس از بررسی کامل پرونده خواهد شنید.
چند لحظه بعد زن جوان کنار شوهرش ایستاده بود و با ناراحتی به او نگاه می کرد. چهره مرد پر از نگرانی بود. قاضی پس از بررسی پرونده و مرور درخواست طلاق، از همسرش خواست دلیل ارائه درخواست طلاق را بگوید.
مریم که با دیدن حال حمیدرضا بغض کرده بود رو به قاضی گفت: «آقای قاضی من 5 سال پیش که با این مرد ازدواج کردم به او گفتم که از هیجان متنفر هستم. او در همان روزهای اول آشنایی یک روز مرا به رستورانی دعوت کرد و از من خواست آماده شوم تا او دنبالم بیاید و با هم به رستوران برویم. من هم قبول کردم اما زمانی که سوار ماشین حمیدرضا شدم آنقدر با سرعت می راند که ترسیدم. اول فکر کردم چون من به او گوشزد کرده ام که از هیجان متنفر هستم او می خواهد با من شوخی کند اما دقت کردم دیدم چهره او بسیار جدی است و قصد شوخی ندارد. نیم ساعتی می شد که در خیابان ها می راند تا به رستوران مورد علاقه اش رسیدیم. باورتان نمی شود. سرعت ماشین این آقا از 120 پایین تر نیامد. من نفهمیدم چطور غذا خوردم. دست هایم می لرزید. خیلی ترسیده بودم. او که حال مرا دید یک لبخند زد و گفت که به رانندگی اش اطمینان داشته باشم. از رستوران برگشتیم و او باز هم با سرعت راند.»
مریم زمانی که از رستوران به خانه رسید با حمیدرضا تماس گرفت و از او خواست که اگر قصد ازدواج با او را دارد بهتر است با احتیاط رانندگی کند.
مرد جوان هم پذیرفت اما هر بار که مریم در ماشین حمیدرضا می نشست قصه از نو تکرار می شد تا اینکه سرانجام پس از 3 سال زندگی مشترک، زن جوان از شوهرش پرسید که چرا گواهینامه اش را به او نشان نمی دهد و در این زمان بود که حمیدرضا گفت گواهینامه ندارد و سال هاست که بدون گواهینامه رانندگی می کند.
زن جوان به اینجای ماجرا که می رسد با عصبانیت رو به قاضی عموزادی می گوید: «باورم نمی شد 3 سال در ماشین مردی نشسته باشم که حتی گواهینامه ندارد و با سرعت 100 تا 130 کیلومتر در ساعت در اتوبان ها می راند و حرکات مارپیچ خطرناک انجام می داد.»
از او خواستم که به کلاس رانندگی برود و گواهینامه بگیرد ولی حمیدرضا حرفم را گوش نمی داد. هر روزمی گفت فردا می روم و فردای آن روز می گفت فردا می روم، 2 سال دیگر هم مرا با وعده امروز و فردا گول زد اما دیگر نمی توانم در ماشین کسی بنشینم که بدون احتیاط رانندگی می کند وگواهینامه هم ندارد. می خواهم طلاق بگیرم. مهریه ام را هم می بخشم و اجرت المثل هم نمی خواهم، ادعایی هم درخصوص جهیزیه ندارم. فقط حکم طلاق می خواهم. این مرد 2 سال است که با روحیه من بازی می کند.»
قاضی پس از شنیدن حرف های مریم از شوهرش خواست درباره مشکلاتش به دادگاه توضیح دهد.
حمیدرضا بعد از شنیدن حرف های همسرش شروع به صحبت می کند: «من از ابتدا هم گواهینامه نداشتم اما این خانم هنگام عقد به من نگفت که گواهینامه اینقدر برایش مهم است. اصلا من دوست دارم بدون گواهینامه پشت فرمان بنشینم. تاکنون یک بار هم تصادف نکرده ام پس دلیلی برای اضطراب و نگرانی نیست. این خانم نمی خواهد زندگی کند و بهانه می گیرد.»
دلیلت برای اینکه جهت گرفتن گواهینامه اقدام نمی کنی چیست؟
این را قاضی عموزادی می پرسد و مرد جوان در حالی که به آرامی صحبت می کند می گوید که 4 بار در امتحان رانندگی رد شده است و پس از آن دیگر برای گرفتن گواهینامه اقدام نکرده و نمی کند.
حمیدرضا ادامه می دهد: «آقای قاضی این خانم می تواند سوار ماشین من نشود و خودش به تنهایی با ماشین خودش هر جا که می خواهد برود، گواهینامه بهانه است.»
تبلیغات متنی
-
شمسآذر پیشنهاد سنگین زنوزی را نپذیرفت!
-
پیشنهاد جدید و جالب دانشمندان برای پیشگیری از آلزایمر
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
شریعتمداری: سفیران اروپایی را اخراج کنید
-
اقدام عجیب صداوسیما درباره کنفرانس خبری عراقچی
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
چرا در زمستان بیشتر گرسنه میشویم؟
-
درخواست سنتکام از سپاه درباره رزمایش تنگه هرمز
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
این ارز دیجیتال از فهرست ۱۰ دارایی بزرگ خارج شد
-
گوترش: سازمان ملل در خطر فروپاشی قرار دارد
-
بازیگر زن مشهور درگذشت
-
انتشار اسناد جدید از ردپای ترامپ در پروندۀ اپستین
-
عوارض زیاد نشستن پشت میز
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
درخواست سنتکام از سپاه درباره رزمایش تنگه هرمز
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیام فوری نماینده رهبر انقلاب درباره شرایط جنگ
-
رقم قرارداد خرید جدید پرسپولیس فاش شد
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
تاااااااااااااابلوهه که گواهینامه بهانه است
همینه دیگه.زندگی که الکی شکل بگیرد الکی هم از هم می پاشد