زندگی غمبار دخترانی در گروگان
یک ماه پیش، نخستین گروه بیش از ۲۰۰ دانشآموزی که دو سال پیش توسط گروه شبه نظامی بوکوحرام ربوده شده بودند، در شمال شرقی نیجریه آزاد شدند.
روزنامه ایران:یک ماه پیش، نخستین گروه بیش از ۲۰۰ دانشآموزی که دو سال پیش توسط گروه شبه نظامی بوکوحرام ربوده شده بودند، در شمال شرقی نیجریه آزاد شدند.
یکی از این دخترها، زمانی که به ملاقات رئیس جمهوری محمد بوهاری رفته بود، مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
این دختر داستان غم انگیز این سالها را این گونه تعریف کرد:
چگونه ربوده شدیم!
به روایت خبرنگار تایم، او گفت: «گروه بوکوحرام، من و بقیه دخترها را از مدرسهمان در شهر چیبوک ربودند. بعد ما را چند هفته در یک مکان زندانی کردند و پس از آن به جایی در جنگل سامبیسا انتقال دادند. در آنجا، دخترهای بزرگتر را مجبور کردند با شبه نظامیان ازدواج کنند. آن روزها مرا مجبور به ازدواج نکردند، چون به نظرشان دختر کوچکی بودم. میترسیدم که مرا هم مجبور به ازدواج با کسی کنند که نه میشناختم و نه دوستش داشتم، اما بیتوجهی آنها به من آرامم کرده بود.»
او درباره حملات هوایی که برای از بین بردن این گروه صورت میگرفت اشاره کرد و معنایش جابهجایی مداوم این شبه نظامیان برای فرار از لو رفتن بود. بعد دخترها را به چند گروه کوچکتر تقسیم کرده و به مکانهای مختلفی بردند.
ازدواج
او ادامه داد: «من همراه پنج دختر دیگر به ساختمان بزرگی برده شدیم که دور تا دورش را حصار کشیده بودند و هیچ راه فراری از آن وجود نداشت. ما از نردبان بلندی بالا رفتیم و وارد ساختمان شدیم. وقتی وارد شدیم دیگر راهی برای بیرون آمدن نداشتیم. در آنجا کنار دخترهای دیگری بودیم که قبلاً ربوده شده بودند و به زبانهای دیگری حرف
میزدند.»
«شش ماه آنجا زندانی بودیم تا بدترین روز ممکن برایم فرا رسید؛ مرا مجبور کردند با یکی از شبه نظامیان ازدواج کنم. آن مرد به من گفت که گروه بوکوحرام او را هم ربوده و مجبور کرده که جنگجو شود»
«غذای ما کیسه ذرتی بود که گوشه اتاق میگذاشتند و ما آن را در آب خیس میکردیم و خام خام میخوردیم. بعد سنگی را یافتیم که با آن میتوانستیم دانههای ذرت را له کنیم تا خوردنشان راحتتر شود. برگهای درختها هم انتخابهای بعدی ما بود.»
دعا کردن
مدت کوتاهی بعد، مردهای بوکوحرام به روستاها حمله کردند تا مواد غذایی، وسایل آشپزخانه و پخت و پز بدزدند.
این دختر میگوید: «یک روز صدای انفجار شدیدی به گوشمان رسید؛ انفجاری که باعث شد تا سوراخ بزرگی در حصار ساختمان ایجاد شود و بعضی از دخترها از این فرصت برای فرار به جنگل استفاده کردند. اما آنها خیلی زود دستگیر شدند، چون تعداد زیادی از شبه نظامیان در جنگل اردو زده بودند.»
«حالا ازدواج کرده بودم و امکان فرار نبود. میترسیدم دیگر نتوانم مادرم را ببینم. هر روز یک ساعت دو زانو مینشستم و دعا میکردم. بعد همراه شوهرم به منطقه دیگری در جنگل سامبیسا برده شدیم. آنجا با چوب و علف خانهای جنگلی ساختیم.»
در این زمان از آن گروه فقط سه دختر باقی مانده بود؛ بقیه دخترها گم شده بودند، شاید در حملات نظامی کشته شده بودند. شبه نظامیان زنها و بچههای زیادی داشتند.
فرار
حالا حملات هوایی زیاد شده بود و شوهر او دیگر دلش نمیخواست بجنگد. آن زمان آنها یک نوزاد کوچک داشتند. برای همین تصمیم گرفتند فرار کنند. پس از فرار، وارد یکی از روستاهای اطراف شدند.
او گفت: «ما حدود دو تا سه هفته در روستا بودیم. شوهرم از ترس اینکه دستگیر شود، خودش را در جنگل پنهان کرد. من به آنها گفتم که ما از دست شبه نظامیان بوکوحرام فرار کردهایم. وقتی دوباره مادرم را دیدم، مرا نشناخت و پرسید: دخترم، واقعاً خودتی؟»
سخن آخر
بعد از اینکه حال آنها کمی بهتر شد، این دختر به بقیه گفت که شوهرش آدم خوبی است و او هم ربوده شده.
از وقتی که این دختر نجات پیدا کرده، ارتباط کمی با دنیای بیرون دارد. شاید پس از دو سال زندانی بودن در چنگالهای بوکوحرام، این آزادی کم باشد، اما به هر حال آزادی است.
یکی از این دخترها، زمانی که به ملاقات رئیس جمهوری محمد بوهاری رفته بود، مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
این دختر داستان غم انگیز این سالها را این گونه تعریف کرد:
چگونه ربوده شدیم!
به روایت خبرنگار تایم، او گفت: «گروه بوکوحرام، من و بقیه دخترها را از مدرسهمان در شهر چیبوک ربودند. بعد ما را چند هفته در یک مکان زندانی کردند و پس از آن به جایی در جنگل سامبیسا انتقال دادند. در آنجا، دخترهای بزرگتر را مجبور کردند با شبه نظامیان ازدواج کنند. آن روزها مرا مجبور به ازدواج نکردند، چون به نظرشان دختر کوچکی بودم. میترسیدم که مرا هم مجبور به ازدواج با کسی کنند که نه میشناختم و نه دوستش داشتم، اما بیتوجهی آنها به من آرامم کرده بود.»
او درباره حملات هوایی که برای از بین بردن این گروه صورت میگرفت اشاره کرد و معنایش جابهجایی مداوم این شبه نظامیان برای فرار از لو رفتن بود. بعد دخترها را به چند گروه کوچکتر تقسیم کرده و به مکانهای مختلفی بردند.
ازدواج
او ادامه داد: «من همراه پنج دختر دیگر به ساختمان بزرگی برده شدیم که دور تا دورش را حصار کشیده بودند و هیچ راه فراری از آن وجود نداشت. ما از نردبان بلندی بالا رفتیم و وارد ساختمان شدیم. وقتی وارد شدیم دیگر راهی برای بیرون آمدن نداشتیم. در آنجا کنار دخترهای دیگری بودیم که قبلاً ربوده شده بودند و به زبانهای دیگری حرف
میزدند.»
«شش ماه آنجا زندانی بودیم تا بدترین روز ممکن برایم فرا رسید؛ مرا مجبور کردند با یکی از شبه نظامیان ازدواج کنم. آن مرد به من گفت که گروه بوکوحرام او را هم ربوده و مجبور کرده که جنگجو شود»
«غذای ما کیسه ذرتی بود که گوشه اتاق میگذاشتند و ما آن را در آب خیس میکردیم و خام خام میخوردیم. بعد سنگی را یافتیم که با آن میتوانستیم دانههای ذرت را له کنیم تا خوردنشان راحتتر شود. برگهای درختها هم انتخابهای بعدی ما بود.»
دعا کردن
مدت کوتاهی بعد، مردهای بوکوحرام به روستاها حمله کردند تا مواد غذایی، وسایل آشپزخانه و پخت و پز بدزدند.
این دختر میگوید: «یک روز صدای انفجار شدیدی به گوشمان رسید؛ انفجاری که باعث شد تا سوراخ بزرگی در حصار ساختمان ایجاد شود و بعضی از دخترها از این فرصت برای فرار به جنگل استفاده کردند. اما آنها خیلی زود دستگیر شدند، چون تعداد زیادی از شبه نظامیان در جنگل اردو زده بودند.»
«حالا ازدواج کرده بودم و امکان فرار نبود. میترسیدم دیگر نتوانم مادرم را ببینم. هر روز یک ساعت دو زانو مینشستم و دعا میکردم. بعد همراه شوهرم به منطقه دیگری در جنگل سامبیسا برده شدیم. آنجا با چوب و علف خانهای جنگلی ساختیم.»
در این زمان از آن گروه فقط سه دختر باقی مانده بود؛ بقیه دخترها گم شده بودند، شاید در حملات نظامی کشته شده بودند. شبه نظامیان زنها و بچههای زیادی داشتند.
فرار
حالا حملات هوایی زیاد شده بود و شوهر او دیگر دلش نمیخواست بجنگد. آن زمان آنها یک نوزاد کوچک داشتند. برای همین تصمیم گرفتند فرار کنند. پس از فرار، وارد یکی از روستاهای اطراف شدند.
او گفت: «ما حدود دو تا سه هفته در روستا بودیم. شوهرم از ترس اینکه دستگیر شود، خودش را در جنگل پنهان کرد. من به آنها گفتم که ما از دست شبه نظامیان بوکوحرام فرار کردهایم. وقتی دوباره مادرم را دیدم، مرا نشناخت و پرسید: دخترم، واقعاً خودتی؟»
سخن آخر
بعد از اینکه حال آنها کمی بهتر شد، این دختر به بقیه گفت که شوهرش آدم خوبی است و او هم ربوده شده.
از وقتی که این دختر نجات پیدا کرده، ارتباط کمی با دنیای بیرون دارد. شاید پس از دو سال زندانی بودن در چنگالهای بوکوحرام، این آزادی کم باشد، اما به هر حال آزادی است.
تبلیغات متنی
-
آقای گلزار این روزها یک دفعه نگرانتان شدیم!
-
کار استقلال با ستاره خارجیاش به شکایت میکشد
-
جمله مشکوک و غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله به ایران
-
امتیازات استقلال و تراکتور صدای اوسمار را درآورد
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
عکس شوکهکنندهای که از منوی یک رستوران منتشر شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
قلم قرمز اوسمار روی نام دو بازیکن پرسپولیس
-
زلزله این نقطه از کشور را لرزاند
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
امروز رامین باعث فحش خوردن ساپینتو شد
-
پیغام فوری اردن درباره احتمال درگیری نظامی با ایران
-
یک ترفند طلایی برای خلاص شدن از شر شلوغی خانه
-
جمله مشکوک و غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله به ایران
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
چرخش ۱۸۰ درجهای وزارت خارجه نسبت به خبر مذاکرات!
-
جزئیات جدید از گفتوگوی احتمالی ایران و آمریکا
-
سند دیدار جفری اپستین و احمدینژاد لو رفت!
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
موشکهای عراقی برای مقابله با آمریکا آماده شدند
-
«فارس» دستور هستهای پزشکیان را از کانال خود حذف کرد
-
پهپاد ایرانی به نزدیکترین فاصله با ناو لینکلن رسید
-
چرا حمله به ایران برای ترامپ دشوار است؟
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر