برای شاعر صبح و آزادی؛ احمد شاملو
شاملو آدم بود، از نوع حسابیاش هم بود. اگر شعرش پرخواننده شد، اگر از قالب یک هنرمند معمولی درآمد و پوسترها و عکسهایش زینتبخش دیوار اتاق جوانان شد
علی مسعودی نیا در وقایع اتفاقیه نوشت: گاهی یک مرور ساده کافی است برای شرمساری؛ یک نگاه گذرا به آنچه داشتیم و آنچه داریم؛ آنچه روزگاری برایمان اسطوره و بت و بزرگ بود و اساطیر و آیکونها و شمایلهایی که حالا داریم. حالا که در ترافیک سلبریتیهای پوشالی فرهنگی گیر کردهایم و مملکت شاعرخیز و روشنفکرنماپرورمان به تولید انبوه آرتیستهای جاهطلب پروپاگاندباز رسیده که متکی به خرده ذوق و استعدادشان، منت زیستنشان میان ما را دمبهدم بر سرمان میگذارند. حالاست که باید به پشت سر نگاه کنیم و ببینیم در روزگار پیشافیسبوکی شاملو داشتیم و گلشیری و «آدم» داشتیم؛ آدمهایی که هنرمند هم بودند اما اولویتشان همیشه آدمبودن بود.
شاملو آدم بود، از نوع حسابیاش هم بود. اگر شعرش پرخواننده شد، اگر از قالب یک هنرمند معمولی درآمد و پوسترها و عکسهایش زینتبخش دیوار اتاق جوانان شد، اگر هر کنش و واکنش او در قبال رخدادهای سیاسی و اجتماعی برای جماعت کثیری دارای اهمیت و محل بحث بود و برای جماعت کثیری خشمبرانگیز و اعصابخردکن و اگر و اگر و اگرهای بسیار دیگر، همه ناشی از همین آدمبودنش بود، نه شاعربودنش. اینکه چند نسل با او و شعرهایش شاعر شدند، عاشق شدند، فریاد زدند، سکوت کردند، پیروز شدند، شکست خوردند، زمین خوردند، زخم برداشتند، برخاستند و زندگی کردند، تصادفی و محصول تبلیغ و باد به بوقکردنهای مرسوم این دیار نیست.
شاملو دریافته بود که بهعنوان یک هنرمند جهان سومی در اقلیمی که همواره سیاست و هنر و مردمش خواهناخواه با دستهایی نامرئی بههم گره میخورند، نمیشود فقط یک آرتیست عافیتطلب بود. این به معنای تقدیس شاملو نیست. همه آدمها خطا و تنگنظری دارند و میشود رفتار و کردار و کارنامهشان را نقد کرد اما او با تمام خطاها و کاستیهای احتمالیاش هرگز در قامت روشنفکری که بر بام برج عاج ایستاده و خود را گالیور و جامعه و مردم عادی را به شکل مشتی کوتوله لیلیپوتی میبیند، ظاهر نشد. همین یک خصلت میتواند مایه خجالت همه آنهایی باشد که به اندازه شاملو هنر ندارند و چنان گرفتار خودبیشپنداریهای ابلهانه شدهاند که حین عبور از خیابان، لباس ایزوله میپوشند تا باکتریهای جامعه آلودهشان نکند.
کاش امیدی بود به تغییر روزگار؛ کاش امیدی بود به تولد بامدادهایی دیگر، کاش میشد کارمان کار باشد و هنرمان هنر و آدمیتمان آدمیت. کاش میشد هنوز شاملووار جایگاهی واقعی و لایزال در دل مردم مهیا کرد و کاش فاصله اهالی اندیشه و هنر با جامعه اینقدر مهیب و درهوار نبود. در این سالمرگ او آرزوی بامداد کنیم... آرزوی شعر خوب... آرزوی پیوند... آرزوی اعتنای جامعه به فرهنگ و اعتنای فرهنگ به جامعه... آرزوی التیام دلهای شکسته و ترمیم سنگهای شکسته... آرزوی بستهشدن چتر بغض و سیاستبازی و منفعتطلبی و کمشدن سایهاش از سر هنر این سرزمین... آرزو کنیم دوباره پوسترهای بزرگ پرتره شاملو و شاملوها زینتبخش دیوار اتاقهای نسل کهنه و نسل نو شود. آمین... .
نظر در تو میکنم ای بامداد که اندُهگنانه نشستهای
کنارِ دریچه خُردی که بر آفاقِ مغربی میگشاید.
من و خورشید را هنوز
امیدِ دیداری هست،
هر چند روزِ من
آری
به پایانِ خویش نزدیک میشود.
شاملو آدم بود، از نوع حسابیاش هم بود. اگر شعرش پرخواننده شد، اگر از قالب یک هنرمند معمولی درآمد و پوسترها و عکسهایش زینتبخش دیوار اتاق جوانان شد، اگر هر کنش و واکنش او در قبال رخدادهای سیاسی و اجتماعی برای جماعت کثیری دارای اهمیت و محل بحث بود و برای جماعت کثیری خشمبرانگیز و اعصابخردکن و اگر و اگر و اگرهای بسیار دیگر، همه ناشی از همین آدمبودنش بود، نه شاعربودنش. اینکه چند نسل با او و شعرهایش شاعر شدند، عاشق شدند، فریاد زدند، سکوت کردند، پیروز شدند، شکست خوردند، زمین خوردند، زخم برداشتند، برخاستند و زندگی کردند، تصادفی و محصول تبلیغ و باد به بوقکردنهای مرسوم این دیار نیست.
شاملو دریافته بود که بهعنوان یک هنرمند جهان سومی در اقلیمی که همواره سیاست و هنر و مردمش خواهناخواه با دستهایی نامرئی بههم گره میخورند، نمیشود فقط یک آرتیست عافیتطلب بود. این به معنای تقدیس شاملو نیست. همه آدمها خطا و تنگنظری دارند و میشود رفتار و کردار و کارنامهشان را نقد کرد اما او با تمام خطاها و کاستیهای احتمالیاش هرگز در قامت روشنفکری که بر بام برج عاج ایستاده و خود را گالیور و جامعه و مردم عادی را به شکل مشتی کوتوله لیلیپوتی میبیند، ظاهر نشد. همین یک خصلت میتواند مایه خجالت همه آنهایی باشد که به اندازه شاملو هنر ندارند و چنان گرفتار خودبیشپنداریهای ابلهانه شدهاند که حین عبور از خیابان، لباس ایزوله میپوشند تا باکتریهای جامعه آلودهشان نکند.
کاش امیدی بود به تغییر روزگار؛ کاش امیدی بود به تولد بامدادهایی دیگر، کاش میشد کارمان کار باشد و هنرمان هنر و آدمیتمان آدمیت. کاش میشد هنوز شاملووار جایگاهی واقعی و لایزال در دل مردم مهیا کرد و کاش فاصله اهالی اندیشه و هنر با جامعه اینقدر مهیب و درهوار نبود. در این سالمرگ او آرزوی بامداد کنیم... آرزوی شعر خوب... آرزوی پیوند... آرزوی اعتنای جامعه به فرهنگ و اعتنای فرهنگ به جامعه... آرزوی التیام دلهای شکسته و ترمیم سنگهای شکسته... آرزوی بستهشدن چتر بغض و سیاستبازی و منفعتطلبی و کمشدن سایهاش از سر هنر این سرزمین... آرزو کنیم دوباره پوسترهای بزرگ پرتره شاملو و شاملوها زینتبخش دیوار اتاقهای نسل کهنه و نسل نو شود. آمین... .
نظر در تو میکنم ای بامداد که اندُهگنانه نشستهای
کنارِ دریچه خُردی که بر آفاقِ مغربی میگشاید.
من و خورشید را هنوز
امیدِ دیداری هست،
هر چند روزِ من
آری
به پایانِ خویش نزدیک میشود.
تبلیغات متنی
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
تصویری از آتشسوزی شدید یک کشتی در ساحل دبی
-
احتمال رایگان شدن دائمی اتوبوس و مترو در تهران
-
شرط سنگین برای فسخ قرارداد رضاییان با استقلال
-
پزشکیان: معنای مذاکره تسلیم نیست
-
راننده کامیونِ توقیفی، ۱۲ ساله از آب درآمد!
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
واکنش تند تاج خطاب به ترامپ: خل و چل!
-
وضعیت دانشآموزان بازگشته از امارات به کجا رسید؟
-
چگونه درخواست بیمه بیکاری بدهیم؟
-
۴ هزار میلیارد بدهید کیفیت ایتا را به اندازه واتساپ میرسانیم!
-
اظهارات جنجالی نخستوزیر ارمنستان درباره قرهباغ
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
امیر مقاره با یک استوری درباره ایران ظاهر شد
-
آمریکا زمانِ مذاکرات اسرائیل و لبنان را اعلام کرد
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر