۱۲۷ نفر قربانی بوتاکس تقلبی
١٢٧ قربانی ژل تاریخ مصرف گذشته، ١٢سال است به دنبال پزشک متخلف میگردند
روزنامه شهروند: ١٢سال جهنمی گذشت. ١٢سالی که در بیمارستانها سرگردان بود. حالا ١٢سال است که با ماسک و عینک آفتابی زندگی میکند. مادری که سال ٨٣ با پرداخت ٣٦٠هزارتومان به تزریق ژل و بوتاکس داد. سالها میگذرد اما حالا ١٥ عمل جراحی انجام داده تا بتواند صورت گذشته خود را بازیابد. بارها تا پای مرگ رفته و آن لحظه آخر، همان دقیقههایی که تنها چند قدم تا خط پایان فاصله داشت، جان دوباره گرفته. هنوز بغض دارد. بغضی دیرینه. هنوز نتوانسته صورت جوانش را بازپس گیرد. به زحمت نفس میکشد. مادر بیماری که صدای خسخس نفسهایش، هر دلی را به درد میآورد.
٤٢سال داشت که به همراه دوستش به مطب پزشک زیبایی رفت. آن روز قرار بود نیلوفر تنها قربانی لیست سیاه این پزشک زیبایی باشد اما در یک لحظه همه چیز تغییر کرد. همراه نیلوفر مادر ٤٢سالهای بود که با اصرارهای پزشک جراح او را ترغیب میکرد تا تن به یک زیبایی مصنوعی دهد. حمیده نمیخواست در صف این رقابت بیپایان باشد اما در صف انتظار نشست تا بیمار بعدی او باشد. شاید میخواست از دوستش پیشی بگیرد و گوی سبقت را برباید اما دیری نپایید که همه چیز تغییر کرد.
جویندگان زیبایی هر راهی را در مسیر زیبابودن آزمایش میکنند. حمیده و نیلوفر هم یکی از هزاران نفری هستند که پا در این مسیر گذاشتند اما حالا پس از ١٢سال طول و دراز هنوز میجنگند. هنوز آثار یکبار تندادن به تزریق بوتاکس و ژل درصورتشان مشهود است. ماسک میزنند و عینک، تا پنهان کنند صورت زیبای دهه٤٠ زندگیشان را. پزشکشان فراری شده. هربار حکم جلب میگیرند. میخواهند بدانند گناهشان چه بوده اما هیچ ردپایی از او نیست. از پزشکی که آنها را بارها تا مرز مرگ برده و آورده است. حمیده به «شهروند» میگوید: با نیلوفر به مطب آقای دکتر رفتیم. بهطور تصادفی در صف قربانیان این عمل زیبایی قرار گرفتم. از همان روز همه زندگیام را باختم.
جوانی و زیباییام را از دست دادم. حالا درگوشه این خانه افتادم. آرزوهایم همه رنگ باخت. پزشک معالج موادی به صورت ما تزریق کرد که تاریخ گذشته بود. مواد درصورتمان مثل مار میخزید. چند روز پس از این جراحی رفتم تا مواد را از صورتم بیرون بکشد اما عفونت کرد. هنوز درد آمپول بزرگی را که داخل گونهها و پوست صورتم کرد، فراموش نمیکنم. صورتم درد دارد درد ١٢ساله. وقتی برای شکایت نزد خودش رفتم، ٣٠ قرص دگزا به من داد. با تزریق قرصها بود که اوضاع بدتر شد. پس از آن بود که سرگردان بیمارستانها شدم. تزریق ژلها تنها عفونت برایم به یادگار گذاشت. از آنجا بود که پایم به دادسرای امور پزشکی باز شد. در این رفت وآمدها بود که متوجه شدم من تنها قربانی این پزشک زیبایی نشدهام. ١٢٧ زن و مرد همراه من بودند.
پا به پای من برای پیگیری شکایتشان به دادسرا میآمدند. همه صورتها بدفرم و ناجور بود. گریههای شاکیان، فضای دادسرا همه و همه باعث میشد ترغیب شوم تا حقم را از این پزشک بگیرم. یکی از شاکیان زن جوانی بود که از کانادا آمده بود. به خاطر هزینههای کم جراحی زیبایی در ایران، آمده بود ژل تزریق کند و برود اما در دام زیبایی افتاده بود که برگشتی نداشت. لبهایش به حدی بزرگ شده بود که هیچ پوششی جز ماسک سفیدرنگ نداشت، حتی جراحیهایی که در کانادا انجام داده بود تا لبهای طبیعیاش را بازیابد، فایدهای نداشت. ٣سال در بیمارستان بستری شدم. تیم متخصص هر روز معاینهام میکرد. ٩٠میلیون هزینه کردم برای ١٥بار جراحیهای مختلف.
جراحیهایی که هربار ٥ساعت بیهوش بودم تا بتوانند عفونتها را از صورتم تخلیه کنند، اما هنوز درخانه هستم. ٣ پسر و یک دختر دارم. نوهام هرگز صورتم را ندیده است، پنهان میکنم اشتباه روزهای جوانیام را با ماسک و عینک. نمیخواهم ببینند چه بر سرخودم آوردم. روزهای نخست ٣ماه در بیمارستان بستری شدم تا عفونت صورتم را خارج کنند. چشمها، گونهها، لبها و تمام صورتم عفونت بود. پوست سرم را پاره کردند تا بتوانند عفونتها را بیرون بکشند، اما فایدهای نداشت جا خوش کرده بودند. هر روز ضیفتر میشدم. مبتلا به دیابت شدم و عوارض هزارساله روی بدن رخنه کرد. ناخنهایم خشک شد تا جایی که دیگر رشد نمیکند.
وقتی برای طرح شکایت به دادسرای جرایم پزشکی میرفتم، متوجه شدم خانواده ٣ زن در میان شاکیها وجود دارند که بر اثر تزریق این ژلهای تاریخ مصرف گذشته مردهاند. جانهایی که به پای جراحی زیبایی داده بودند. میترسیدم اما میخواستم فقط یکبار دیگر پزشک زیباییام را ببینم و تنها این سوال را بپرسم، چرا؟
چرا وقتی میدانست این ژلها تاریخ مصرف گذشتهاند، برای بیمار بعدی تزریق میکرد؟ چرا این صف شکایت را هر روز طولانیتر میکرد؟ ٣سال تمام در بیمارستان بستری شدم. ٣سالی که از خانوادهام دور ماندم. ٣سالی که با دستهای خودم زندگیام را سیاه کردم، اما حالا فراموشی گرفتم. فراموش میکنم چه باید بگویم و چه باید به یاد بیاورم. در زنده ماندن مُردم. حالا پس از گذشت این سالها حکم جلب این پزشک فراری صادر شده است اما او به صورت پنهانی در مطبی دور از چشم همه درحال تزریق ژله است، تا زندگی جویندگان زیبایی را با اشتباهش به خطر بیندازد. او به ١٠میلیارد تومان جریمه نقدی و ١٠سال زندان محکوم شده اما هنوز دستگیر نشده است.
اما نیلوفر که یکی دیگر از قربانیان جراحی زیبایی است، به «شهروند» میگوید: «کاشت پروتز، تزریق ژل، بوتاکس، همهروزه در چهره زنان و حتی مردان در خیابانها به چشم میخورد. زنان و مردان جوان ایرانی دوست دارند زیبا باشند و درواقع میتوان گفت، به نوعی بحران زیبابودن و نگرانی از مورد پسند واقع نشدن دامن جوانان را گرفته است، اما زیبایی مصنوعی به هیچوجه ارزشمند نیست.
زیبایی به سیرت آدمهاست. زیبایی را درصورت افراد جستوجو نکنید.» او هم پس از جراحی بوتاکس مجبور شد تا تن به جراحیهای پی درپیاش در آمریکا بدهد، میگوید: «از زمانی که به مطب این پزشک پا گذاشتم، جوانیام تمام شد. زیباییام سوخت و سرنوشتم سیاه شد. همسرم مرا ترک کرد و من تنها ماندم با صورتی نازیبا.
افسردگی گرفتم تا مدتها از خانه بیرون نمیآمدم تا اینکه تصمیم گرفتم همه چیز را تغییر دهم، اما تغییر نکرد در آخر من ماندم با دردی طول و دراز. ای کاش دوباره به دنیا میآمدم تا اشتباه دوران جوانیام را تکرار نمیکردم. حالا سالهاست که برای جراحیهای زیبایی به خارج از کشور میروم. هزینههای درمانم سر به فلک کشیده. دیگر توانایی پرداخت این همه جراحی زیبایی را ندارم، اما حالا تنها زندهام به خاطر یک اشتباه. اشتباه پزشکی که حالا فراری است.
٤٢سال داشت که به همراه دوستش به مطب پزشک زیبایی رفت. آن روز قرار بود نیلوفر تنها قربانی لیست سیاه این پزشک زیبایی باشد اما در یک لحظه همه چیز تغییر کرد. همراه نیلوفر مادر ٤٢سالهای بود که با اصرارهای پزشک جراح او را ترغیب میکرد تا تن به یک زیبایی مصنوعی دهد. حمیده نمیخواست در صف این رقابت بیپایان باشد اما در صف انتظار نشست تا بیمار بعدی او باشد. شاید میخواست از دوستش پیشی بگیرد و گوی سبقت را برباید اما دیری نپایید که همه چیز تغییر کرد.
جویندگان زیبایی هر راهی را در مسیر زیبابودن آزمایش میکنند. حمیده و نیلوفر هم یکی از هزاران نفری هستند که پا در این مسیر گذاشتند اما حالا پس از ١٢سال طول و دراز هنوز میجنگند. هنوز آثار یکبار تندادن به تزریق بوتاکس و ژل درصورتشان مشهود است. ماسک میزنند و عینک، تا پنهان کنند صورت زیبای دهه٤٠ زندگیشان را. پزشکشان فراری شده. هربار حکم جلب میگیرند. میخواهند بدانند گناهشان چه بوده اما هیچ ردپایی از او نیست. از پزشکی که آنها را بارها تا مرز مرگ برده و آورده است. حمیده به «شهروند» میگوید: با نیلوفر به مطب آقای دکتر رفتیم. بهطور تصادفی در صف قربانیان این عمل زیبایی قرار گرفتم. از همان روز همه زندگیام را باختم.
جوانی و زیباییام را از دست دادم. حالا درگوشه این خانه افتادم. آرزوهایم همه رنگ باخت. پزشک معالج موادی به صورت ما تزریق کرد که تاریخ گذشته بود. مواد درصورتمان مثل مار میخزید. چند روز پس از این جراحی رفتم تا مواد را از صورتم بیرون بکشد اما عفونت کرد. هنوز درد آمپول بزرگی را که داخل گونهها و پوست صورتم کرد، فراموش نمیکنم. صورتم درد دارد درد ١٢ساله. وقتی برای شکایت نزد خودش رفتم، ٣٠ قرص دگزا به من داد. با تزریق قرصها بود که اوضاع بدتر شد. پس از آن بود که سرگردان بیمارستانها شدم. تزریق ژلها تنها عفونت برایم به یادگار گذاشت. از آنجا بود که پایم به دادسرای امور پزشکی باز شد. در این رفت وآمدها بود که متوجه شدم من تنها قربانی این پزشک زیبایی نشدهام. ١٢٧ زن و مرد همراه من بودند.
پا به پای من برای پیگیری شکایتشان به دادسرا میآمدند. همه صورتها بدفرم و ناجور بود. گریههای شاکیان، فضای دادسرا همه و همه باعث میشد ترغیب شوم تا حقم را از این پزشک بگیرم. یکی از شاکیان زن جوانی بود که از کانادا آمده بود. به خاطر هزینههای کم جراحی زیبایی در ایران، آمده بود ژل تزریق کند و برود اما در دام زیبایی افتاده بود که برگشتی نداشت. لبهایش به حدی بزرگ شده بود که هیچ پوششی جز ماسک سفیدرنگ نداشت، حتی جراحیهایی که در کانادا انجام داده بود تا لبهای طبیعیاش را بازیابد، فایدهای نداشت. ٣سال در بیمارستان بستری شدم. تیم متخصص هر روز معاینهام میکرد. ٩٠میلیون هزینه کردم برای ١٥بار جراحیهای مختلف.
جراحیهایی که هربار ٥ساعت بیهوش بودم تا بتوانند عفونتها را از صورتم تخلیه کنند، اما هنوز درخانه هستم. ٣ پسر و یک دختر دارم. نوهام هرگز صورتم را ندیده است، پنهان میکنم اشتباه روزهای جوانیام را با ماسک و عینک. نمیخواهم ببینند چه بر سرخودم آوردم. روزهای نخست ٣ماه در بیمارستان بستری شدم تا عفونت صورتم را خارج کنند. چشمها، گونهها، لبها و تمام صورتم عفونت بود. پوست سرم را پاره کردند تا بتوانند عفونتها را بیرون بکشند، اما فایدهای نداشت جا خوش کرده بودند. هر روز ضیفتر میشدم. مبتلا به دیابت شدم و عوارض هزارساله روی بدن رخنه کرد. ناخنهایم خشک شد تا جایی که دیگر رشد نمیکند.
وقتی برای طرح شکایت به دادسرای جرایم پزشکی میرفتم، متوجه شدم خانواده ٣ زن در میان شاکیها وجود دارند که بر اثر تزریق این ژلهای تاریخ مصرف گذشته مردهاند. جانهایی که به پای جراحی زیبایی داده بودند. میترسیدم اما میخواستم فقط یکبار دیگر پزشک زیباییام را ببینم و تنها این سوال را بپرسم، چرا؟
چرا وقتی میدانست این ژلها تاریخ مصرف گذشتهاند، برای بیمار بعدی تزریق میکرد؟ چرا این صف شکایت را هر روز طولانیتر میکرد؟ ٣سال تمام در بیمارستان بستری شدم. ٣سالی که از خانوادهام دور ماندم. ٣سالی که با دستهای خودم زندگیام را سیاه کردم، اما حالا فراموشی گرفتم. فراموش میکنم چه باید بگویم و چه باید به یاد بیاورم. در زنده ماندن مُردم. حالا پس از گذشت این سالها حکم جلب این پزشک فراری صادر شده است اما او به صورت پنهانی در مطبی دور از چشم همه درحال تزریق ژله است، تا زندگی جویندگان زیبایی را با اشتباهش به خطر بیندازد. او به ١٠میلیارد تومان جریمه نقدی و ١٠سال زندان محکوم شده اما هنوز دستگیر نشده است.
اما نیلوفر که یکی دیگر از قربانیان جراحی زیبایی است، به «شهروند» میگوید: «کاشت پروتز، تزریق ژل، بوتاکس، همهروزه در چهره زنان و حتی مردان در خیابانها به چشم میخورد. زنان و مردان جوان ایرانی دوست دارند زیبا باشند و درواقع میتوان گفت، به نوعی بحران زیبابودن و نگرانی از مورد پسند واقع نشدن دامن جوانان را گرفته است، اما زیبایی مصنوعی به هیچوجه ارزشمند نیست.
زیبایی به سیرت آدمهاست. زیبایی را درصورت افراد جستوجو نکنید.» او هم پس از جراحی بوتاکس مجبور شد تا تن به جراحیهای پی درپیاش در آمریکا بدهد، میگوید: «از زمانی که به مطب این پزشک پا گذاشتم، جوانیام تمام شد. زیباییام سوخت و سرنوشتم سیاه شد. همسرم مرا ترک کرد و من تنها ماندم با صورتی نازیبا.
افسردگی گرفتم تا مدتها از خانه بیرون نمیآمدم تا اینکه تصمیم گرفتم همه چیز را تغییر دهم، اما تغییر نکرد در آخر من ماندم با دردی طول و دراز. ای کاش دوباره به دنیا میآمدم تا اشتباه دوران جوانیام را تکرار نمیکردم. حالا سالهاست که برای جراحیهای زیبایی به خارج از کشور میروم. هزینههای درمانم سر به فلک کشیده. دیگر توانایی پرداخت این همه جراحی زیبایی را ندارم، اما حالا تنها زندهام به خاطر یک اشتباه. اشتباه پزشکی که حالا فراری است.
تبلیغات متنی
-
یک مقصد احتمالی برای اورانیوم غنیشده ایران
-
وقتی پناهیان گرانی طلا و سکه را به مساجد ربط داد
-
عربستان برای خرید ستاره بارسلونا ۴ تن طلا کنار گذاشت
-
تصویر ایرانچک ۵۰۰ هزار تومانی منتشر شد
-
فوت دو دانشجو در کوی دانشگاه علوم پزشکی تهران
-
استوری شجاع خلیلزاده با تاخیر زیاد آپلود شد
-
همه نمایندگان مجلس امروز سبزپوش شدند
-
توقیف ۲ نفتکش به اتهام انتقال ۱۳۰میلیون دلار نفت
-
واکنش نماینده مجلس به تهدید خودروسازان: به درک! برکنارتان میکنیم
-
رهبر انقلاب: ما شروعکننده نیستیم
-
بازداشتیهای زیر ۱۸ سال تعیین تکلیف شدند
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
آقایان وزیر وسط میز پینگ پنگ سوژه رسانهها شدند
-
الجزیره: ایران به پیشنهاد مذاکره مستقیم فکر میکند
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
یک مقصد احتمالی برای اورانیوم غنیشده ایران
-
تصویر ایرانچک ۵۰۰ هزار تومانی منتشر شد
-
فوت دو دانشجو در کوی دانشگاه علوم پزشکی تهران
-
همه نمایندگان مجلس امروز سبزپوش شدند
-
رهبر انقلاب: ما شروعکننده نیستیم
-
بازداشتیهای زیر ۱۸ سال تعیین تکلیف شدند
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
جراحي بوتاکس؟!؟!
خخخخخخخخخ