ریشه بیکاری فارغ التحصیلان
يكي از مسائلي كه در كشور ما مرسوم است پرسيدن آينده شغلي افراد از دوران كودكيشان است. اين مسئله در ديد و بازديدهاي خانوادگي، موضوع انشاء در مدرسه، صحبتهاي دوستانه كودكان و نوجوانان و حتي برخي بازيها به كرات مطرح ميشود.
روزنامه جوان: يكي از مسائلي كه در كشور ما مرسوم است پرسيدن آينده شغلي افراد از دوران كودكيشان است. اين مسئله در ديد و بازديدهاي خانوادگي، موضوع انشاء در مدرسه، صحبتهاي دوستانه كودكان و نوجوانان و حتي برخي بازيها به كرات مطرح ميشود.
جالب است بسياري از پاسخها يعني انتخاب شغل آينده در گرو راه يافتن به دانشگاه است.
كودكان، پدر و مادرها و شايد خيليهاي ديگر اين تصور را دارند كه بايد براي رسيدن به شغل به دانشگاه رفت. البته مسلم است براي كسب عناويني همچون دكتر، مهندس و خيلي ديگر از صفتها بايد وارد دانشگاه شد و تحصيلات دانشگاهي داشت اما اين تصور كه با ورود به دانشگاه ميتوان مهندس يا پزشك شد يك خيال خام است.
بگذاريد مرور كنيم از لحظهاي كه وارد دانشگاه ميشويم تا موقعي كه از دانشگاه خارج ميشويم چه اتفاقاتي رخ ميدهد و ما چه به دست ميآوريم و آيا آنچه كه به دست ميآوريم ما را به هدفمان يعني يك مهندس يا هر عنوان ديگري كه بتواند در جامعه شغلي داشته باشد، ميرساند؟
وقتي بعد از تلاشهاي شبانهروزي و گذشتن از سد كنكور جواز ورود به دانشگاه را كسب ميكنيم دانشجويان بسته به نوع دانشگاه به چند نوع تقسيم ميشوند كه عبارتند از: دانشجويان دانشگاههاي دولتي درجه يك كه نوع ايدهآل جامعه ماست، دانشجويان ساير دانشگاههاي دولتي، دانشجويان دانشگاه آزاد، دانشجويان دانشگاههاي غيرانتفاعي، دانشجويان دانشگاه پيام نور و ساير دانشگاهها.
اين دستهبندي به اين دليل است كه نوع آموزشها و اعتبار اين دانشگاهها متفاوت است و در جامعه، بين فارغالتحصيلان اين دانشگاهها تفاوت قائل ميشوند. اما نقطه مشتركي بين همه فارغالتحصيلان اين دانشگاهها عليرغم همه ديدگاههاي متفاوت وجود دارد و آن بيكاري و نداشتن شغل در جامعه پس از فارغالتحصيلي است. متأسفانه در دانشگاههاي كشور ما تنها و تنها به يك مسئله اهميت داده ميشود و آن مسئله تحصيل و گذراندن دروس است و تنها تفاوتي كه در دستهبندي فوق وجود دارد تقاوت در نحوه كيفيت ارائه دروس، رتبه ورودي دانشجويان، سطح اساتيد و اعتبار علمي است كه اين دانشگاهها را متفاوت از يكديگر جلوه ميدهد. دانشگاه در طي حداقل چهار سال تحصيل، نه تنها دانشجو را با هيچ كدام از واقعيات جامعه آشنا نميكند بلكه با كشيدن حصاري اطراف دانشگاه محيط دانشگاه را از جامعه جدا كرده و يك شخصيت كاذب به دانشجو ميدهد و او را تافتهاي جدا بافته بار ميآورد.
دانشجو در طول حداقل چهار سال تحصيل در دانشگاه از طرف هيچ نهادي در دانشگاه براي اينكه در سطح جامعه براي رشد و پيشرفت هزاران نفر به جز او در حال رقابت هستند، آماده نميشود و همچون دوران كودكي انتظار دارد پس از فارغالتحصيلي به مهندس رؤياهايش تبديل شود.
از طرفي پول نفت و اقتصاد رانتي كشور باعث شده كه دانشجويان و حتي اساتيد به جاي كارآفريني و نوآوري به اين موضوع فكر كنند كه چگونه ميتوان در بيرون از دانشگاه پاي اين سفره خدادادي نشست و از آن ارتزاق كرد. به عبارت بهتر دانشجوي كشور ما چه در دوران تحصيل و چه پس از فارغالتحصيلي به اين فكر ميكند كه چگونه ميتواند يا ميشود كه او پس از دوران دانشگاه به استخدام يكي از ارگانهاي دولتي يا شبهدولتي دربيايد و او هم همچون هزاران نفر ديگر مستقيماً و بدون زحمت از سفره نفت ارتزاق كند.
البته عامل نفوذ و رخنه چنين تفكري در بين دانشجويان كشور به عنوان قشر فرهيخته و روشنفكر تنها دانشگاه نيست بلكه جامعه ايران به اين مسئله عادت كرده است كه بهترين نوع اشتغال كارمندي است و هر فردي كه به دانشگاه ميرود بايد پس از فراغت از تحصيل به عنوان كارمند يكي از دستگاههاي دولتي استخدام شود. اين تفكر شايد در سالهاي گذشته كه دانشگاه در كشور توسعه چنداني نداشت و تعداد دانشجويان اندك بود درست تلقي ميشد اما اكنون كه هر روستايي يك واحد دانشگاهي دارد و بيش از چهار ميليون نفر دانشجو در كشور وجود دارد، حتماً نادرست است.
اگر بخواهيم كمي عميقتر به اين مسئله بنگريم عامل مؤثرتر ديگري كه باعث شده در جامعه اين تفكر حاصل شود كه دانشجويان پس از فراغت از تحصيل همه بايد به استخدام دولت دربيايند دولتمردان و مسئولان هستند. بياييد فرض كنيم در جامعه ما مشكلي وجود دارد و مسئولان ميخواهند آن را رفع كنند. مثلاً فرض كنيم كه ميخواهيم از يك تكنولوژي جديد در توسعه صنعت خودرو استفاده كنيم مسئولان ما چه ميكنند؟ در كشورهاي اروپايي و امريكا وقتي با چنين مشكلي روبهرو ميشوند صنعت به دانشگاه مراجعه ميكند، براي دانشگاه مسئله تعريف ميكند و دانشگاه را با موضوع درگير ميكند تا مسئله را حل كند، اما در ايران چطور؟ مسئولان ما اگر احياناً با چنين مشكلي مواجه شوند در ابتدا سعي ميكنند صورت مسئله را پاك كنند و در نهايت اگر نتوانند صورت مسئله را پاك كنند سريعاً يك هيئت بلندپايه مذاكره كننده تشكيل ميدهند تا برود و تكنولوژي را از خارج كشور وارد كند و اين وسط دانشگاه ما، قشر دانشگاهي ما و... نهايتاً نقش اپراتور را خواهد داشت! خب طبيعي است وقتي دانشگاه و دانشجو با مسائل جامعه درگير نباشد و دهها سال از جامعه عقبتر باشد نميتواند كارآفرين باشد و بايد در استخدام دولت باشد و به عنوان كارمند با حقوقي بخور و نمير كار كند.
بنابراين بايد گفت تا زماني كه نگاه ما به توسعه دانشگاه اينچنين باشد كه هر دانشگاهي با هر نوع كيفيتي داير كنيم تا فقط دروس را به دانشجو ارائه دهد فارغالتحصيلان دانشگاههاي ما هم پس از فارغالتحصيلي بيكار هستند يا در شغلي كاذب مشغول ميشوند كه هيچ ربطي به رشتهشان ندارند مگر آنكه دولت آنها را استخدام كند!
جالب است بسياري از پاسخها يعني انتخاب شغل آينده در گرو راه يافتن به دانشگاه است.
كودكان، پدر و مادرها و شايد خيليهاي ديگر اين تصور را دارند كه بايد براي رسيدن به شغل به دانشگاه رفت. البته مسلم است براي كسب عناويني همچون دكتر، مهندس و خيلي ديگر از صفتها بايد وارد دانشگاه شد و تحصيلات دانشگاهي داشت اما اين تصور كه با ورود به دانشگاه ميتوان مهندس يا پزشك شد يك خيال خام است.
بگذاريد مرور كنيم از لحظهاي كه وارد دانشگاه ميشويم تا موقعي كه از دانشگاه خارج ميشويم چه اتفاقاتي رخ ميدهد و ما چه به دست ميآوريم و آيا آنچه كه به دست ميآوريم ما را به هدفمان يعني يك مهندس يا هر عنوان ديگري كه بتواند در جامعه شغلي داشته باشد، ميرساند؟
وقتي بعد از تلاشهاي شبانهروزي و گذشتن از سد كنكور جواز ورود به دانشگاه را كسب ميكنيم دانشجويان بسته به نوع دانشگاه به چند نوع تقسيم ميشوند كه عبارتند از: دانشجويان دانشگاههاي دولتي درجه يك كه نوع ايدهآل جامعه ماست، دانشجويان ساير دانشگاههاي دولتي، دانشجويان دانشگاه آزاد، دانشجويان دانشگاههاي غيرانتفاعي، دانشجويان دانشگاه پيام نور و ساير دانشگاهها.
اين دستهبندي به اين دليل است كه نوع آموزشها و اعتبار اين دانشگاهها متفاوت است و در جامعه، بين فارغالتحصيلان اين دانشگاهها تفاوت قائل ميشوند. اما نقطه مشتركي بين همه فارغالتحصيلان اين دانشگاهها عليرغم همه ديدگاههاي متفاوت وجود دارد و آن بيكاري و نداشتن شغل در جامعه پس از فارغالتحصيلي است. متأسفانه در دانشگاههاي كشور ما تنها و تنها به يك مسئله اهميت داده ميشود و آن مسئله تحصيل و گذراندن دروس است و تنها تفاوتي كه در دستهبندي فوق وجود دارد تقاوت در نحوه كيفيت ارائه دروس، رتبه ورودي دانشجويان، سطح اساتيد و اعتبار علمي است كه اين دانشگاهها را متفاوت از يكديگر جلوه ميدهد. دانشگاه در طي حداقل چهار سال تحصيل، نه تنها دانشجو را با هيچ كدام از واقعيات جامعه آشنا نميكند بلكه با كشيدن حصاري اطراف دانشگاه محيط دانشگاه را از جامعه جدا كرده و يك شخصيت كاذب به دانشجو ميدهد و او را تافتهاي جدا بافته بار ميآورد.
دانشجو در طول حداقل چهار سال تحصيل در دانشگاه از طرف هيچ نهادي در دانشگاه براي اينكه در سطح جامعه براي رشد و پيشرفت هزاران نفر به جز او در حال رقابت هستند، آماده نميشود و همچون دوران كودكي انتظار دارد پس از فارغالتحصيلي به مهندس رؤياهايش تبديل شود.
از طرفي پول نفت و اقتصاد رانتي كشور باعث شده كه دانشجويان و حتي اساتيد به جاي كارآفريني و نوآوري به اين موضوع فكر كنند كه چگونه ميتوان در بيرون از دانشگاه پاي اين سفره خدادادي نشست و از آن ارتزاق كرد. به عبارت بهتر دانشجوي كشور ما چه در دوران تحصيل و چه پس از فارغالتحصيلي به اين فكر ميكند كه چگونه ميتواند يا ميشود كه او پس از دوران دانشگاه به استخدام يكي از ارگانهاي دولتي يا شبهدولتي دربيايد و او هم همچون هزاران نفر ديگر مستقيماً و بدون زحمت از سفره نفت ارتزاق كند.
البته عامل نفوذ و رخنه چنين تفكري در بين دانشجويان كشور به عنوان قشر فرهيخته و روشنفكر تنها دانشگاه نيست بلكه جامعه ايران به اين مسئله عادت كرده است كه بهترين نوع اشتغال كارمندي است و هر فردي كه به دانشگاه ميرود بايد پس از فراغت از تحصيل به عنوان كارمند يكي از دستگاههاي دولتي استخدام شود. اين تفكر شايد در سالهاي گذشته كه دانشگاه در كشور توسعه چنداني نداشت و تعداد دانشجويان اندك بود درست تلقي ميشد اما اكنون كه هر روستايي يك واحد دانشگاهي دارد و بيش از چهار ميليون نفر دانشجو در كشور وجود دارد، حتماً نادرست است.
اگر بخواهيم كمي عميقتر به اين مسئله بنگريم عامل مؤثرتر ديگري كه باعث شده در جامعه اين تفكر حاصل شود كه دانشجويان پس از فراغت از تحصيل همه بايد به استخدام دولت دربيايند دولتمردان و مسئولان هستند. بياييد فرض كنيم در جامعه ما مشكلي وجود دارد و مسئولان ميخواهند آن را رفع كنند. مثلاً فرض كنيم كه ميخواهيم از يك تكنولوژي جديد در توسعه صنعت خودرو استفاده كنيم مسئولان ما چه ميكنند؟ در كشورهاي اروپايي و امريكا وقتي با چنين مشكلي روبهرو ميشوند صنعت به دانشگاه مراجعه ميكند، براي دانشگاه مسئله تعريف ميكند و دانشگاه را با موضوع درگير ميكند تا مسئله را حل كند، اما در ايران چطور؟ مسئولان ما اگر احياناً با چنين مشكلي مواجه شوند در ابتدا سعي ميكنند صورت مسئله را پاك كنند و در نهايت اگر نتوانند صورت مسئله را پاك كنند سريعاً يك هيئت بلندپايه مذاكره كننده تشكيل ميدهند تا برود و تكنولوژي را از خارج كشور وارد كند و اين وسط دانشگاه ما، قشر دانشگاهي ما و... نهايتاً نقش اپراتور را خواهد داشت! خب طبيعي است وقتي دانشگاه و دانشجو با مسائل جامعه درگير نباشد و دهها سال از جامعه عقبتر باشد نميتواند كارآفرين باشد و بايد در استخدام دولت باشد و به عنوان كارمند با حقوقي بخور و نمير كار كند.
بنابراين بايد گفت تا زماني كه نگاه ما به توسعه دانشگاه اينچنين باشد كه هر دانشگاهي با هر نوع كيفيتي داير كنيم تا فقط دروس را به دانشجو ارائه دهد فارغالتحصيلان دانشگاههاي ما هم پس از فارغالتحصيلي بيكار هستند يا در شغلي كاذب مشغول ميشوند كه هيچ ربطي به رشتهشان ندارند مگر آنكه دولت آنها را استخدام كند!
تبلیغات متنی
-
تصاویر یک نمایش خیابانی در تهران پربازدید شد
-
بنر معناداری که در ورودی دانشگاه امیرکبیر نصب شد
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
کدام کشور صدرنشین حداقل دستمزد اروپا است؟
-
افشاگری تکاندهنده درباره دلالبازی در فوتبال
-
اولویت بعدی پرسپولیس در نقل و انتقالات مشخص شد
-
شیاطین سرخ با سرمربی جدید شکستناپذیر شدند
-
گاف بزرگ پیامرسان ایرانی درباره پزشکیان جلب توجه کرد
-
پاسخ تند جواد کاظمیان به اظهارات مجری صداوسیما
-
ناوشکن آمریکایی سواحل اسرائیل را ترک کرد
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
مجری ناشناخته، اندک آبروی صداوسیما را حراج کرد
-
تحلیل روزنامه دولت از تغییر لحن ترامپ برابر ایران
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
ریشه بیکاری فارغ التحصیلان در بی کفایتی مسوولان هست بخصوص در هشت سال احمدی نژاد اقتصاد وصنعت به نحو غیر قابل باوری زمین خوردن و شرکت هایی که دولتی و چه خصوصی که قبلا سود اور بودن در اثر خصوصی سازی بی حساب و نادرست و سایر عوامل مانند چپاول ذخایر و .....به برشکستگی و تعطیلی کشانده شدن ضمن اینکهدر این مدت کارخانه و بخش صنعتی جدیدی هم افتتاح نشد اگر یک اقتصاد مولد داشتیم بسیار بیش از میزان امروز به افراد تحصیل کرده نیاز بود
شما یه لحظه فکر بکنید..به ایران بگید تو چرا با دنیا در میفتی درصورتی که مردم خودت نه شغل دارن نه پول نه اقتصاد...مگه اینا به فکر مردم هستن.. یعنی عمرا....