«نامزد پنهان» آیت الله مصباح در انتخابات ۹۶
این روزها باز هم قم شاهد عبور ماشینهایی با مهمانهای ویژه است. عابران چهرههای آشنایی را که میبینند که شاید تا چند وقت دیگر از قاب تلویزیون به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری پشت میز مناظره بنشینند.
خبرآنلاین: این روزها باز هم قم شاهد عبور ماشینهایی با مهمانهای ویژه است. عابران چهرههای آشنایی را که میبینند که شاید تا چند وقت دیگر از قاب تلویزیون به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری پشت میز مناظره بنشینند.
نه محمود احمدی نژاد موها و محاسنش سفید شده بود و نه آیت الله عصا به دست داشت، آیت الله لبخندی از رضایت بر لب داشت و احمدی نژاد شوقی از دست یافتن به یک رویای دست نیافتی . دست به دست وارد اتاق شدند، رخ به رخ چند عکاس، یاران آیت الله هم بودند. نشستند، گفتند، شنیدند و برای آینده سیاست ایران برنامه ها ریختند.
از آن روز چند سال گذشت؛ موها و محاسن احمدی نژاد حالا سفیدی هایی داشت و آیت الله هم از عصایش دور نمی شد . آنچه میان این دو مانده بود نه آن لبخند بود و نه آن گفت و شنود ها. پیک های نامه رسان که مسیر قم تا تهران و بالعکس را طی می کردند پیغام رسان روزهای فصل دوری بودند و شکایت و گله گذاری.
آن آیت اللهی که آن روز لبخند زنان گفته بود :« خدای متعال را شاکریم که زمینه انتخاب چنین شخصیتی برای این دوره خاص از انقلاب را فراهم کرد و آیندگان به این نتیجه خواهند رسید که انتخاب، مشحون به کرامات و معجزات بود و از این رو توفیق شکر این نعمت را از خداوند خواستاریم. عنایات حضرت ولیعصر (عج) یار ملت ایران بود که به چنین موفقیتی دست یافت و تلقی ما این است که این نفخه الهی که در این زمان در جامعه ما دمیده شده.» بی آنکه روزها را بشمارد برای تمام شدن دوران صدرات، حالا بی پیرایه و صریح و بدون هیچ صبری می گفت:« یک وقتی به برخی از دوستان نزدیکم گفتم که بیش از ۹۰ درصد معتقدم که او سحر شده است! این وضعیت ابداً طبیعی نیست. هیچ آدم عاقلی چنین کارهائی نمیکند، مگر آنکه اختیار از او سلب شده باشد.» و این روایت آغاز و پایانی عجیب نه فقط برای رابطه آیت الله و احمدی نژاد بلکه برای تاریخ نگاران سیاست معاصر بود که کارنامه سیاست ورزی آیت الله را قلمی می کردند.
وقتی محمود احمدی نژاد تنها شدنش را در روزهای آخر ریاست جمهوری اش به نظاره نشسته بود ، قم تحولات مهمی را پشت سر می گذاشت . اتاق آیت الله پر بود از شاگردان و مریدانش؛ آنها که این بار با نام «پایداری » گرد آیت الله جمع شده و لباس تحزب بر تن کرده بودند. نوپدیدهای سیاست ورزی که سیاست را از رخ دیگر آن دنبال می کردند؛ راهی یافته بودند برای دوران پسا احمدی نژاد. این وسط، محمود احمدی نژاد هم از اخبار مهمانخانه آیت الله بی خبر نبود؛ دوستان مشترک شرح دوران فصل و جدایی را به خوبی روایت می کردند؛ شاید حتی بی کم و کاست تر از «خبرآورانی» که نمی خواستند اوقات آقای رییس جمهور بیشتر از آنچه هست تلخ شود.
حواریون آیت الله قم نشین
خیلی ها معتقد بودند، اصولگرایان نوپدیدی که نام پایداری را بر خود نهادند، آن روی پنهان سیاست ورزی محمود احمدی نژاد هستند. می گفتند این جماعت، پیاده نظام احمدی نژاد اند برای روزگاری که همه اصولگرایان در پی نهی و نفی او برآمده اند. نشانه ها هم زیاد بود برای اثبات این گزاره؛ از حضور صادق محصولی ؛ عضو ثروتمند کابینه احمدی نژاد تا برخی حامیان پروپاقرص آقای رییس جمهور .
روز موعد که فرا رسید اما دیگر شکی باقی نماند که «نوپدیدها» فی الواقع حواریون آیت الله هستند نه پیاده نظام آقای رییس جمهور .
محمود احمدی نژاد تنهای تنهای تنها ، با اسفندیار رحیم مشایی به ساختمان میدان فاطمی رفت ؛ در قم و اتاق آیت الله اما کسی نه به او فکر می کرد و نه به آن کسی که احمدی نژاد دستش را در دقیقه آخر ثبت نام بالابرده بود.
قسمت درام این داستان تاریخی هم این بود ؛« محمود احمدی نژاد خیلی پیش از این ها برای آیت الله تمام شده بود .» همان زمان که آیت الله در مورد او گفته بود« ممکن است آن وقت که حمایت کردم بیجا بوده ولی الان میفهمم که نباید حمایت کنم.» حالا دفتر آیت الله مهمان های دیگری داشت. همه فکر و ذکر او شده بود کسی که او در موردش می گفت :« بینی وبین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی شناسم » . همان وزیر بی سر و صدای محمود احمدی نژاد که به اندازه حامیان ، مخالف هم داشت . وقتی شنید خبرهای خوبی از تهران نمی رسد و شایعه رد صلاحیت در شهر پیچیده هر چه داشت برای او گذاشت ؛ پیغام پشت پیغام و پیک پشت پیک. اما آنکه در زمین و آسمان بهتر از او برای خود نیافته بود اجازه نداد کار به اعلام رد صلاحیت برسد . نامه ای نوشت خطاب به اصولگرایان نوپدید و گفت که انصراف می دهد ؛آنهم به نفع گزینه ای که بر سر انتخاب میان خودش و او، پایداری ها نزدیک به انشعاب شده بودند .
تصمیم تازه؛ مرد«اصلح» آیتالله سوغات شکست را به قم بُرد
عجب حکایتی است ، همان اتاق ملاقات و همان ورودی. باز عکاس ها تصویر آیت الله را به همراه یک نامزد تازه از راه رسیده ثبت می کنند . این بار اما اگر چه آیت الله باز همان لبخند خاص خود را بر لبانش دارد اما جلوتر از مهمان تهران نشین اش وارد اتاق می شود با چهره ای که نشانه های گذر ۸ سال از عمر را به خوبی نمایان کرده و البته عصایی که از آیت الله جدا نمی شود . می نشینند ، حرف می زنند ،می شنوند و برای آینده سیاست ورزی اشان گعده می کنند .
نماز به آیت الله اقتدا می شود و در نهایت او رو به حاضران می گوید :« بعد از آقای باقری لنکرانی همه دوستان ما تشخیص دادند که اصلح آقای جلیلی است ».
مهمان اندکی دیگر راهی پایتخت می شود و زمان زیادی نمی گذرد که آرایش سیاسی را تغییر می دهد . آنچه دقیقا رخ می دهد این است : « تازه وارد سیاست ، سامان انتخابات را به هم ریخت . نامزد نو اصولگرایان میدان دیگری پدید می آورد و اصولگرایان قدرت را در یک قدمی رسیدن به آن از دست دادند » .
این وسط یک تفاوت عمده نیز رخ نمایی می کند ؛ «منتخب آیت الله» این بار قبل از اینکه وارد قدرت رسمی شود ، عرصه سیاست ورزی را واگذار می کند . به بیان دیگر اگر محمود احمدی نژاد مستظهر به حمایت آیت الله وارد پاستور شد و بعد از رییس جمهور شدنش با شکست مواجه می شود حالا این بار «محبوب آیت الله» قبل از ورود به ساختمان ریاست جمهوری شکست می خورد. حال آنکه «نامزد مغلوب » باری سنگین از شکست یک جناح را نیز با خود به سوغات آورده است.
روزهای شلوغ قم و باز هم انتخاب مردی برای صندلی ریاست پاستور
این روزها باز بلوار جمهوری اسلامی قم شاهد عبور ماشین هایی با مهمان های ویژه است . عابران چهره های آشنا را که می بینند نگاهشان به دفتر آیت الله دوخته می شود تا ورود این افراد را به موسسه امام خمینی در ذهنشان ثبت کنند . شاید می خواهند نام کاندیدای جدید آیت الله را زودتر از پایتخت نشین ها بفهمند . می خواهند زودتر از دیگران بدانند آیت الله در خلوت سیاسی اش این بار سیاست را از کدام زاویه نگاه کرده و تجربه چند دوره ورود او به فاز سیاست رسمی چه آموخته هایی داشته ؛ آیا این بار نیز سرانجام این تصمیم ثبت یک شکست دیگر است یا به قول آن عضو ارشد موتلفه، آیت الله این بار قصد ورود مصداقی ندارند و تنها دغدغه اشان گفتمان است .
عابران این بلوار می گویند در همین روزهایی که رفته ، خیلی ها آمده اند ، شور کرده اند و بعد راهی پایتخت شده اند در این میان گویا یک چهره برای اهالی بلوار جمهوری اسلامی از بقیه آشنا تر بوده است . همانی که محبوب و منتخب آیت الله شد در روزهای آخر منتهی به انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ . می گویند او همانی است که رییس موسسه امام خمینی قم می خواهد . همان گزینه مطلوب برای ایستادن مقابل حسن روحانی . همانی که حرف های زیادی از جنس همان حرف های آیت الله دارد برای داغ کردن مناظره های بهار ۹۶ . حواریون آیت الله هم او را می پسندند حتی اگر این وسط چند تایی از آنها همچنان دلباخته محمود احمدی نژاد باشند و به آمدن آن مرد رفته از پاستور ؛ آن ساکن این روزهای میدان ۷۲ نارمک چشم دوخته باشند.
رونمایی از نامزد پنهان در اردیبهشت ۹۶؟
در این میان اما عده ای از تحلیل گران هم هستند که می گویند نامزد آیت الله هنوز رونمایی نشده و او یک گزینه دیگر در ذهن دارد . می گویند دل آیت الله با سعید جلیلی نیست مثل همان روزهای خرداد ماه ۹۲که تا دقایق واپسین با گفتن «برخی از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب می شوند اما برای این کار مناسب نیستند » این دل ناآرامی اش را روایت می کرد.ذهن آیت الله شاید این روزها مختصات دیگری را برای انتخابات می چیند .
دلآشوبۀ اصولگرایان هم همین است؛ آیا آیت الله این بار هم راه خود را جدا کرده و تکلیف را بر نتیجه مقدم می سازد ؟ حالا که بخشی از جناح اصولگرا از معرفی نامزد منصرف شده و روحانی را «خیر سیاسی همگانی» می دانند و بخش دیگر جناح با اصرار بر رقابت با روحانی به فکر وحدت افتاده اند و لوازمش را مهیا می کنند آیا «کردارهای شکافانداز»در پیش است و باز فراهم شدن میدانی از رقابت «همه با همه» آن هم با ورود نامزد منتخب آیت الله .
برای پاسخ به این سوال باید سیاست را از زاویه دید آیت الله نگاه کرد و سطح دیگری از تحلیل را به کار بست . شاید ساده ترین راهش هم مرور خاطره ای از او باشد . آنجا که او روزهای حمایت از احمدی نژاد روایت می کند :«یادم هست یکی از سیاستمداران کهنهکاری که سابقه بسیار طولانی در انقلاب دارد، در همین مؤسسه به من گفت: «این شخص اگر رأی بیاورد، بیش از ۵۰۰ هزار تا نخواهد بود. فکر بیشتر از ۵۰۰ هزار تا را نکن.» . پس شاید او دنبال یک پدیده است نه در پی تکرار یک نام. او دنبال یک احمدی نژاد دیگر است.
خبرهایی رسیده ؛ گویا او کاندیدای مورد نظر را یافته ؛ برای دانستن نام او باید بیشتر از این ها صبر کرد اما تا اینجای کار می توان به یک تعبیر درباره آیت الله دست یافت : «آیت الله محمد تقی مصباح یزدی بنای دل کندن از سیاست را ندارد ، حتی اگر در تمام این سال ها از رهگذر «تکلیف» خود به «نتیجه» نرسیده باشد».
نه محمود احمدی نژاد موها و محاسنش سفید شده بود و نه آیت الله عصا به دست داشت، آیت الله لبخندی از رضایت بر لب داشت و احمدی نژاد شوقی از دست یافتن به یک رویای دست نیافتی . دست به دست وارد اتاق شدند، رخ به رخ چند عکاس، یاران آیت الله هم بودند. نشستند، گفتند، شنیدند و برای آینده سیاست ایران برنامه ها ریختند.
از آن روز چند سال گذشت؛ موها و محاسن احمدی نژاد حالا سفیدی هایی داشت و آیت الله هم از عصایش دور نمی شد . آنچه میان این دو مانده بود نه آن لبخند بود و نه آن گفت و شنود ها. پیک های نامه رسان که مسیر قم تا تهران و بالعکس را طی می کردند پیغام رسان روزهای فصل دوری بودند و شکایت و گله گذاری.
آن آیت اللهی که آن روز لبخند زنان گفته بود :« خدای متعال را شاکریم که زمینه انتخاب چنین شخصیتی برای این دوره خاص از انقلاب را فراهم کرد و آیندگان به این نتیجه خواهند رسید که انتخاب، مشحون به کرامات و معجزات بود و از این رو توفیق شکر این نعمت را از خداوند خواستاریم. عنایات حضرت ولیعصر (عج) یار ملت ایران بود که به چنین موفقیتی دست یافت و تلقی ما این است که این نفخه الهی که در این زمان در جامعه ما دمیده شده.» بی آنکه روزها را بشمارد برای تمام شدن دوران صدرات، حالا بی پیرایه و صریح و بدون هیچ صبری می گفت:« یک وقتی به برخی از دوستان نزدیکم گفتم که بیش از ۹۰ درصد معتقدم که او سحر شده است! این وضعیت ابداً طبیعی نیست. هیچ آدم عاقلی چنین کارهائی نمیکند، مگر آنکه اختیار از او سلب شده باشد.» و این روایت آغاز و پایانی عجیب نه فقط برای رابطه آیت الله و احمدی نژاد بلکه برای تاریخ نگاران سیاست معاصر بود که کارنامه سیاست ورزی آیت الله را قلمی می کردند.
وقتی محمود احمدی نژاد تنها شدنش را در روزهای آخر ریاست جمهوری اش به نظاره نشسته بود ، قم تحولات مهمی را پشت سر می گذاشت . اتاق آیت الله پر بود از شاگردان و مریدانش؛ آنها که این بار با نام «پایداری » گرد آیت الله جمع شده و لباس تحزب بر تن کرده بودند. نوپدیدهای سیاست ورزی که سیاست را از رخ دیگر آن دنبال می کردند؛ راهی یافته بودند برای دوران پسا احمدی نژاد. این وسط، محمود احمدی نژاد هم از اخبار مهمانخانه آیت الله بی خبر نبود؛ دوستان مشترک شرح دوران فصل و جدایی را به خوبی روایت می کردند؛ شاید حتی بی کم و کاست تر از «خبرآورانی» که نمی خواستند اوقات آقای رییس جمهور بیشتر از آنچه هست تلخ شود.
حواریون آیت الله قم نشین
خیلی ها معتقد بودند، اصولگرایان نوپدیدی که نام پایداری را بر خود نهادند، آن روی پنهان سیاست ورزی محمود احمدی نژاد هستند. می گفتند این جماعت، پیاده نظام احمدی نژاد اند برای روزگاری که همه اصولگرایان در پی نهی و نفی او برآمده اند. نشانه ها هم زیاد بود برای اثبات این گزاره؛ از حضور صادق محصولی ؛ عضو ثروتمند کابینه احمدی نژاد تا برخی حامیان پروپاقرص آقای رییس جمهور .
روز موعد که فرا رسید اما دیگر شکی باقی نماند که «نوپدیدها» فی الواقع حواریون آیت الله هستند نه پیاده نظام آقای رییس جمهور .
محمود احمدی نژاد تنهای تنهای تنها ، با اسفندیار رحیم مشایی به ساختمان میدان فاطمی رفت ؛ در قم و اتاق آیت الله اما کسی نه به او فکر می کرد و نه به آن کسی که احمدی نژاد دستش را در دقیقه آخر ثبت نام بالابرده بود.
قسمت درام این داستان تاریخی هم این بود ؛« محمود احمدی نژاد خیلی پیش از این ها برای آیت الله تمام شده بود .» همان زمان که آیت الله در مورد او گفته بود« ممکن است آن وقت که حمایت کردم بیجا بوده ولی الان میفهمم که نباید حمایت کنم.» حالا دفتر آیت الله مهمان های دیگری داشت. همه فکر و ذکر او شده بود کسی که او در موردش می گفت :« بینی وبین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی شناسم » . همان وزیر بی سر و صدای محمود احمدی نژاد که به اندازه حامیان ، مخالف هم داشت . وقتی شنید خبرهای خوبی از تهران نمی رسد و شایعه رد صلاحیت در شهر پیچیده هر چه داشت برای او گذاشت ؛ پیغام پشت پیغام و پیک پشت پیک. اما آنکه در زمین و آسمان بهتر از او برای خود نیافته بود اجازه نداد کار به اعلام رد صلاحیت برسد . نامه ای نوشت خطاب به اصولگرایان نوپدید و گفت که انصراف می دهد ؛آنهم به نفع گزینه ای که بر سر انتخاب میان خودش و او، پایداری ها نزدیک به انشعاب شده بودند .
تصمیم تازه؛ مرد«اصلح» آیتالله سوغات شکست را به قم بُرد
عجب حکایتی است ، همان اتاق ملاقات و همان ورودی. باز عکاس ها تصویر آیت الله را به همراه یک نامزد تازه از راه رسیده ثبت می کنند . این بار اما اگر چه آیت الله باز همان لبخند خاص خود را بر لبانش دارد اما جلوتر از مهمان تهران نشین اش وارد اتاق می شود با چهره ای که نشانه های گذر ۸ سال از عمر را به خوبی نمایان کرده و البته عصایی که از آیت الله جدا نمی شود . می نشینند ، حرف می زنند ،می شنوند و برای آینده سیاست ورزی اشان گعده می کنند .
نماز به آیت الله اقتدا می شود و در نهایت او رو به حاضران می گوید :« بعد از آقای باقری لنکرانی همه دوستان ما تشخیص دادند که اصلح آقای جلیلی است ».
مهمان اندکی دیگر راهی پایتخت می شود و زمان زیادی نمی گذرد که آرایش سیاسی را تغییر می دهد . آنچه دقیقا رخ می دهد این است : « تازه وارد سیاست ، سامان انتخابات را به هم ریخت . نامزد نو اصولگرایان میدان دیگری پدید می آورد و اصولگرایان قدرت را در یک قدمی رسیدن به آن از دست دادند » .
این وسط یک تفاوت عمده نیز رخ نمایی می کند ؛ «منتخب آیت الله» این بار قبل از اینکه وارد قدرت رسمی شود ، عرصه سیاست ورزی را واگذار می کند . به بیان دیگر اگر محمود احمدی نژاد مستظهر به حمایت آیت الله وارد پاستور شد و بعد از رییس جمهور شدنش با شکست مواجه می شود حالا این بار «محبوب آیت الله» قبل از ورود به ساختمان ریاست جمهوری شکست می خورد. حال آنکه «نامزد مغلوب » باری سنگین از شکست یک جناح را نیز با خود به سوغات آورده است.
روزهای شلوغ قم و باز هم انتخاب مردی برای صندلی ریاست پاستور
این روزها باز بلوار جمهوری اسلامی قم شاهد عبور ماشین هایی با مهمان های ویژه است . عابران چهره های آشنا را که می بینند نگاهشان به دفتر آیت الله دوخته می شود تا ورود این افراد را به موسسه امام خمینی در ذهنشان ثبت کنند . شاید می خواهند نام کاندیدای جدید آیت الله را زودتر از پایتخت نشین ها بفهمند . می خواهند زودتر از دیگران بدانند آیت الله در خلوت سیاسی اش این بار سیاست را از کدام زاویه نگاه کرده و تجربه چند دوره ورود او به فاز سیاست رسمی چه آموخته هایی داشته ؛ آیا این بار نیز سرانجام این تصمیم ثبت یک شکست دیگر است یا به قول آن عضو ارشد موتلفه، آیت الله این بار قصد ورود مصداقی ندارند و تنها دغدغه اشان گفتمان است .
عابران این بلوار می گویند در همین روزهایی که رفته ، خیلی ها آمده اند ، شور کرده اند و بعد راهی پایتخت شده اند در این میان گویا یک چهره برای اهالی بلوار جمهوری اسلامی از بقیه آشنا تر بوده است . همانی که محبوب و منتخب آیت الله شد در روزهای آخر منتهی به انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ . می گویند او همانی است که رییس موسسه امام خمینی قم می خواهد . همان گزینه مطلوب برای ایستادن مقابل حسن روحانی . همانی که حرف های زیادی از جنس همان حرف های آیت الله دارد برای داغ کردن مناظره های بهار ۹۶ . حواریون آیت الله هم او را می پسندند حتی اگر این وسط چند تایی از آنها همچنان دلباخته محمود احمدی نژاد باشند و به آمدن آن مرد رفته از پاستور ؛ آن ساکن این روزهای میدان ۷۲ نارمک چشم دوخته باشند.
رونمایی از نامزد پنهان در اردیبهشت ۹۶؟
در این میان اما عده ای از تحلیل گران هم هستند که می گویند نامزد آیت الله هنوز رونمایی نشده و او یک گزینه دیگر در ذهن دارد . می گویند دل آیت الله با سعید جلیلی نیست مثل همان روزهای خرداد ماه ۹۲که تا دقایق واپسین با گفتن «برخی از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب می شوند اما برای این کار مناسب نیستند » این دل ناآرامی اش را روایت می کرد.ذهن آیت الله شاید این روزها مختصات دیگری را برای انتخابات می چیند .
دلآشوبۀ اصولگرایان هم همین است؛ آیا آیت الله این بار هم راه خود را جدا کرده و تکلیف را بر نتیجه مقدم می سازد ؟ حالا که بخشی از جناح اصولگرا از معرفی نامزد منصرف شده و روحانی را «خیر سیاسی همگانی» می دانند و بخش دیگر جناح با اصرار بر رقابت با روحانی به فکر وحدت افتاده اند و لوازمش را مهیا می کنند آیا «کردارهای شکافانداز»در پیش است و باز فراهم شدن میدانی از رقابت «همه با همه» آن هم با ورود نامزد منتخب آیت الله .
برای پاسخ به این سوال باید سیاست را از زاویه دید آیت الله نگاه کرد و سطح دیگری از تحلیل را به کار بست . شاید ساده ترین راهش هم مرور خاطره ای از او باشد . آنجا که او روزهای حمایت از احمدی نژاد روایت می کند :«یادم هست یکی از سیاستمداران کهنهکاری که سابقه بسیار طولانی در انقلاب دارد، در همین مؤسسه به من گفت: «این شخص اگر رأی بیاورد، بیش از ۵۰۰ هزار تا نخواهد بود. فکر بیشتر از ۵۰۰ هزار تا را نکن.» . پس شاید او دنبال یک پدیده است نه در پی تکرار یک نام. او دنبال یک احمدی نژاد دیگر است.
خبرهایی رسیده ؛ گویا او کاندیدای مورد نظر را یافته ؛ برای دانستن نام او باید بیشتر از این ها صبر کرد اما تا اینجای کار می توان به یک تعبیر درباره آیت الله دست یافت : «آیت الله محمد تقی مصباح یزدی بنای دل کندن از سیاست را ندارد ، حتی اگر در تمام این سال ها از رهگذر «تکلیف» خود به «نتیجه» نرسیده باشد».
تبلیغات متنی
-
درمان بیماریها با یک نوشیدنی محبوب!
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
پهپاد سپاه بالای سر ناو هواپیمابر آمریکا قرار گرفت
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
فقط روحانی
فقط داش حسن روحانی عشق هست به مولا
هر دم از این باغ بری میرسد تازه تر از بری میرسد ببینیم ایشان چه تاج گلی بر سر ملت خسته درمانده خواهند زد
بسی خیال واهی که دیگه پایداری ها رای بیاورن همون یک بار برای هزار سال بسه گفته باشم خوشون خسته نکنن فقط کلید ساز
ایا نظر این دوست عزیز وبی نام که گفته فقط داش حسن روحانی توهین به رییس جمهور نیست. هرچقدر که علاقه به ایشان بالا باشد ولی کلمه داش حسن برای چاپ مناسب نیست