ابوالفضل پورعرب: کار باید به اینجا برسد که یکی بگوید من معتادم و دیگری بگوید ایدز گرفته!؟
با «سلطان قلبها» عاشق سینما شدم... برای فیلم «عروس» ۳۰ هزار تومان قرارداد بستیم... مرگ ما را هم در اخبار سراسری تلویزیون اعلام کردند... به همین راحتی باید به اینجا برسد که یکی بگوید معتاد است و دیگری بگوید ایدز گرفته!؟ بخشی از حافظهی بلندمدتم پاک شده بود... جوانیام را نفهمیدم چطور گذشت اما میانسالیام را دوست دارم بفهمم...
خبرگزاری ایسنا: با «سلطان قلبها» عاشق سینما شدم... برای فیلم «عروس» ۳۰ هزار تومان قرارداد بستیم... مرگ ما را هم در اخبار سراسری تلویزیون اعلام کردند... به همین راحتی باید به اینجا برسد که یکی بگوید معتاد است و دیگری بگوید ایدز گرفته!؟ بخشی از حافظهی بلندمدتم پاک شده بود... جوانیام را نفهمیدم چطور گذشت اما میانسالیام را دوست دارم بفهمم...
ابوالفضل پورعرب که بهتازگی در برنامهی «سیوپنج» با فریدون جیرانی مصاحبه کرده است، در این گفتوگو خود را متولد اول تیر ۱۳۴۰ در محلهی شاهعبدالعظیم تهران و فرزند سوم یک خانوادهی فرهنگی معرفی کرد و دربارهی ورودش به عرصهی هنر گفت: اولین فیلمی که دیدم «سنگام» بود اما با «سلطان قلبها» عاشق سینما شدم. پدرم اجازه نمیداد عکس فردین را روی دیوار بچسبانم چون موافق سینما و تئاتر نبود و خیلی مخالفت میکرد. بعدها گفت برو دنبال موسیقی و من رفتم دانشسرای هنر و در سالهای بعد تخصص سینما و تئاتر را انتخاب کردم.
او ادامه داد: در دبیرستان تئاتر کار میکردم و به واسطهی همین با محمود استادمحمد آشنا بودم و از طریق او به گروه کارگردانی یک نمایش معرفی شدم و سال ۵۹ اولین کار حرفهایام را به نام «مأموریت حساس» در سالن چهارسوی تئاترشهر بازی کردم. سال ۶۰ کارمند تلویزیون شدم و تا سال ۶۴ در صداوسیما دستیار کارگردان بودم. اصلاً به سینما فکر نمیکردم چون شنیده بودم محال است و پتانسیل خاص خود را میخواهد که حتماً ما نداریم!

پورعرب دربارهی ورودش به عرصهی تصویر توضیح داد: بهروز افخمی در سریال «میرزا کوچکخان» یک نقش به من داد. یک روز که از مقابل تئاترشهر رد میشدم، دژبان جلوی من را گرفت و من یک کارت پایان خدمت قلابی نشانش دادم اما استعلام کردند و من مجبور شدم به سربازی بروم! بعدها در نمایش «حاکم یکشبه» در سالن اصلی تئاترشهر بازی میکردم که بهروز افخمی دوباره من را پیدا کرد و بعد از صحبتهای زیاد نقش را در آوردم و برای فیلم «عروس» ۳۰ هزار تومان قرارداد بستیم. انتظار این بازتاب فیلم را نداشتم و اصلاً به شهرت فکر نمیکردم و اساساً دوست نداشتم مشهور باشم.
فریدون جیرانی پورعرب را «اولین ستارهی مرد در سینمای پس از انقلاب ایران» خطاب کرد و او پاسخ داد: اگر ما واقعاً اینقدر مهم بودیم و اینقدر در جامعه بازتاب داشتیم، لااقل در بیمارستان باید سری به ما میزدند؛ سرطان که شوخی نیست. این خیلی مهم است. من نباید الان بازی نکنم. بازی نمیکنم مگر این که کار دوستانم باشد. نه این که پیشنهاد نشود و قصهای نخوانم اما آن شیرینی و عطشی که در دلم بود دیگر نیست. به همین راحتی باید به اینجا برسد که یکی بگوید معتاد است و دیگری بگوید ایدز گرفته!؟ هیچکس هم حمایت نکند و آقای ضرغامی هم نیاید بیمارستان ما را ببیند؟! ما که از پایین باهم آمدیم بالا در تلویزیون. ماندهام که ما چه گناهی کردهایم! در تیزرها که نگاه میکنیم یک قطعه عکس از من نیست. این اولین برنامهی غیرزنده است که اعتماد کردم در آن حضور پیدا کنم. شبکههایی که آن طرف هستند روانتر از ما کار میکنند و بچهها بلند میشوند و میروند. آیا در ایران آبرو میماند برای ما اگر همه بروند؟
پورعرب دربارهی دوران بیماری خود و وضع فعلی سلامتیاش هم گفت: سرطان من سرطان اثنی عشر بود که با شکستگی جناق سینهام شروع شده بود اما خوشخیم بود و الان حل شده است اما من از نظر روحی زجر سرطان بدخیم را کشیدم. وقتی پشت پنجرهی اتاقت مثل یک میمون در قفس میایستند و میخندند تو نمیتوانی چیزی بگویی، ناچار میشوی یک روزنامه هم به شیشه بچسبانی و ارتباطت با دنیای آن طرف هم قطع میشود. برادرم یک دسته گل و یک جعبه شیرینی آورده بود که اگر کسی به عیادتم آمد از آنها پذیرایی شود اما هیچکس نیامد. واقعاً ما اینقدر بد بودیم؟ اینقدر برای جامعه مضر بودیم؟! خیلی عجیب است!
او همچنین گفت: من خیلی نگران بودم که نگویند پول جمع کنید! آن زمان «وضعیت سفید» را کار میکردم که -نه آنها آمدند و نه هیچکس دیگر- وقتی به بیمارستان پول سپردم فقط نگران این بودم که این حرف زده نشود که پول جمع کنید! مثل آقای فتحی خدابیامرز که به خاطر یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان در بیمارستان مانده بود! خیلی بد است به جایی برسی که بگویی اینهمه کارکردیم اما دریغ... مردم پشت در بیمارستان بودند اما همکاران من هیچکدام نیامدند. مرگ ما را هم در اخبار سراسری تلویزیون اعلام کردند و بعد میخواهند با یک عذرخواهی ساده سر و ته قضیه را هم بیاورند.
ابوالفضل پورعرب که بهتازگی در برنامهی «سیوپنج» با فریدون جیرانی مصاحبه کرده است، در این گفتوگو خود را متولد اول تیر ۱۳۴۰ در محلهی شاهعبدالعظیم تهران و فرزند سوم یک خانوادهی فرهنگی معرفی کرد و دربارهی ورودش به عرصهی هنر گفت: اولین فیلمی که دیدم «سنگام» بود اما با «سلطان قلبها» عاشق سینما شدم. پدرم اجازه نمیداد عکس فردین را روی دیوار بچسبانم چون موافق سینما و تئاتر نبود و خیلی مخالفت میکرد. بعدها گفت برو دنبال موسیقی و من رفتم دانشسرای هنر و در سالهای بعد تخصص سینما و تئاتر را انتخاب کردم.
او ادامه داد: در دبیرستان تئاتر کار میکردم و به واسطهی همین با محمود استادمحمد آشنا بودم و از طریق او به گروه کارگردانی یک نمایش معرفی شدم و سال ۵۹ اولین کار حرفهایام را به نام «مأموریت حساس» در سالن چهارسوی تئاترشهر بازی کردم. سال ۶۰ کارمند تلویزیون شدم و تا سال ۶۴ در صداوسیما دستیار کارگردان بودم. اصلاً به سینما فکر نمیکردم چون شنیده بودم محال است و پتانسیل خاص خود را میخواهد که حتماً ما نداریم!

فریدون جیرانی پورعرب را «اولین ستارهی مرد در سینمای پس از انقلاب ایران» خطاب کرد و او پاسخ داد: اگر ما واقعاً اینقدر مهم بودیم و اینقدر در جامعه بازتاب داشتیم، لااقل در بیمارستان باید سری به ما میزدند؛ سرطان که شوخی نیست. این خیلی مهم است. من نباید الان بازی نکنم. بازی نمیکنم مگر این که کار دوستانم باشد. نه این که پیشنهاد نشود و قصهای نخوانم اما آن شیرینی و عطشی که در دلم بود دیگر نیست. به همین راحتی باید به اینجا برسد که یکی بگوید معتاد است و دیگری بگوید ایدز گرفته!؟ هیچکس هم حمایت نکند و آقای ضرغامی هم نیاید بیمارستان ما را ببیند؟! ما که از پایین باهم آمدیم بالا در تلویزیون. ماندهام که ما چه گناهی کردهایم! در تیزرها که نگاه میکنیم یک قطعه عکس از من نیست. این اولین برنامهی غیرزنده است که اعتماد کردم در آن حضور پیدا کنم. شبکههایی که آن طرف هستند روانتر از ما کار میکنند و بچهها بلند میشوند و میروند. آیا در ایران آبرو میماند برای ما اگر همه بروند؟
پورعرب دربارهی دوران بیماری خود و وضع فعلی سلامتیاش هم گفت: سرطان من سرطان اثنی عشر بود که با شکستگی جناق سینهام شروع شده بود اما خوشخیم بود و الان حل شده است اما من از نظر روحی زجر سرطان بدخیم را کشیدم. وقتی پشت پنجرهی اتاقت مثل یک میمون در قفس میایستند و میخندند تو نمیتوانی چیزی بگویی، ناچار میشوی یک روزنامه هم به شیشه بچسبانی و ارتباطت با دنیای آن طرف هم قطع میشود. برادرم یک دسته گل و یک جعبه شیرینی آورده بود که اگر کسی به عیادتم آمد از آنها پذیرایی شود اما هیچکس نیامد. واقعاً ما اینقدر بد بودیم؟ اینقدر برای جامعه مضر بودیم؟! خیلی عجیب است!
او همچنین گفت: من خیلی نگران بودم که نگویند پول جمع کنید! آن زمان «وضعیت سفید» را کار میکردم که -نه آنها آمدند و نه هیچکس دیگر- وقتی به بیمارستان پول سپردم فقط نگران این بودم که این حرف زده نشود که پول جمع کنید! مثل آقای فتحی خدابیامرز که به خاطر یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان در بیمارستان مانده بود! خیلی بد است به جایی برسی که بگویی اینهمه کارکردیم اما دریغ... مردم پشت در بیمارستان بودند اما همکاران من هیچکدام نیامدند. مرگ ما را هم در اخبار سراسری تلویزیون اعلام کردند و بعد میخواهند با یک عذرخواهی ساده سر و ته قضیه را هم بیاورند.
تبلیغات متنی
-
تورم روغن در روزهای اخیر رکورد شکست!
-
رونمایی رسمی از پیراهن فصل آینده پاریسنژرمن
-
رشد مجدد اندام قطعشده انسان ممکن میشود!
-
پیام یاسر آسانی برای هواداران استقلال
-
ساعتهای هوشمند جدید هواوی معرفی شدند
-
ترامپ: نمیخواهم در مورد پاسخ ایران اظهار نظر کنم
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
تاکتیک جدید ایران برای دور زدن محاصره دریایی آمریکا
-
بارشهای سیلآسا در راه ۲۴ استان
-
رونمایی از جذابترین مرسدس G کلاس با بدنه استیل!
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
امارات برای جانشینی ایران در جام جهانی دندان تیز کرد!
-
مادر یزدی بهصورت طبیعی صاحب پنجقلو شد!
-
اقدام عجیب خبرگزاری فارس در موضوع اینترنت
-
تورم روغن در روزهای اخیر رکورد شکست!
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
امارات برای جانشینی ایران در جام جهانی دندان تیز کرد!
-
مادر یزدی بهصورت طبیعی صاحب پنجقلو شد!
-
اقدام عجیب خبرگزاری فارس در موضوع اینترنت
-
ادعای انگلیس درباره اعزام یک ناو جنگی به خاورمیانه
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
برگزاری کنکور سراسری به اما و اگرها گره خورد
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تهدید جدید ایران علیه کشورهای خلیج فارس
-
ترامپ: ۹ جنگ را پایان دادم و حالا نوبت دهمی است
-
فروشندگان اینستاگرامی، دستفروش شدند!
-
اطلاعیه هواشناسی درباره رگبار و وزش باد شدید در تهران
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اولین واکنش اسرائیل به انفجار اسکله بهمن قشم
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
وای برمردم زنده کش مرده پرست.شماهمیشه محبوب مردم ایران بودی وهستی
شما درقلب مردم جا دارید آقای پور عرب مردم فهیم ایران شما را فراموش نمیکنند و برای همیشه دوستت داریم
خاصیت جماعت ما زنده کشی و مرده پرستیه اگر زبانم لال فوت شده بودید همه صفحات شبکه های اجتماعی بنر زده و ماتم گرفته بودند که فلانی که بود و چه کرد و از شخص مرده بت میساختندو شروع به پرستیدنش میکردند
باید زودتر خبر رسانی میکردین همه گفتن یهو چی شد پور عرب انقدر داغون شد آرزوی سلامتی میکنم الان خانواده و فامیل از همه خبر نمیگیرن . همه چی شده پول اون فضا و صفای قدیم دور هم بودن گذشت در وزارت فرهنگ و ارشاد و خانه سینما رو باید ... به هنرمنداش نمیرسه !
اسطوره ی من و خیلی های دیگه در نوجوانی، واقعا اولین ستاره ی مرد سینما بود
آقای پورعرب شما اولین کسی نیستید که مورد بی مهری اطرافیان قرار گرفتین آخریشم نخواهید بود...متاسفانه فرهنگ جامعه سوق پیدا کرده به این مسیر...شما هنرمندوبازیگر خوبی هستین...امیدوارم پاینده و سلامت باشین...بخودتون برسین...تو جامعه فعلی از کسی نباید انتظار داشت...خودتون خودتونو دوست داشته باشین....دوستون داریم
واقعا ستاره سینمایی
یادم نمیره که عکست روی سر در سینما عاملی بود که بیخیال مدرسه بشم و به جای کلاس بشینم جلو پرده نقره ای . نرگس ، عروس، بهشت پنهان ، مردی شبیه باران و ... رو یادم نمیره . تو ستاره ما بودی . وقتی که باید چیزی غیر از چهره میداشتی تا ستاره بشی . تو ستاره شدی و ستاره ما میمونی . چون با فیلمهات خاطره داریم .
در حیرتم از مرام این مردم پست
تا که بودیم نبودیم کسی،
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند،
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آئینه بدانیم چو هست
نه در آن وقت که افتاد و شکست
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا
تا رفت به عزت ببرندش سر دست
آه میترسم شبی رسوا شوم،
بدتر از رسواییم تنها شوم
آه ازآن تیر و از آن روی و کمند،
پیش رویم خنده پشتم پوزخند
برو خدا رو شکر کن که نگفته اند اختلاص ودوزدی کرده معتاد که چیزی نیست مگر نشنیدهای که میگویند اگر در شهر مست هست هر ان کس که هست گیرند کسی نبود گیر بدن یاد شما افتادن عادت کردن هر روز با ابروی یک نفر بازی کنند ...
وای برما که یه روز یکی رو بزرگ میکنیم و بالا میبریمش یه روز دیگه هم نابودش میکنیم.آقای پورعرب دهه هفتاد ستاره سینمای ما بود و طرفدار زیادی داشت ولی حالا...
جناب پور عرب عزیز باور کنید مردم همیشه از تماشای کار های زیبای شما لذت میبرند و مطمئنا یکی از ستاره های کار کشته سینما و تلوزیون ما هستید به نظر من رسانه هاو هنر مندان واقعا کم لطفی کردند نسبت به شما !
آقای پور عرب، تو فیلمی که خیلی سال پیش از شما دیدم اسمتون بزرگ، بود تو فیلم سرطان داشتید با هدیه تهرانی فکر کنم بازی میکردین، آنقدر براتون گریه کردم انقدر دلم براتون سوخته بود، ایشاله همیشه سلامت باشید، بقول دوستان از مردم نباید تو این دوره زمونه نه گله کرد نه انتظار همدلی داشت.
واقعا هنوز شما محبوب هستید من خودم سریال شهرزاد بخاطر شخص شما می دیدم اقای پورعرب خدا کنه هزار سال عمر کنید
سلام به شما مهربان ...مردم فقط حرف میزنند بدون هیچ سند و مدرکی ...تو جه نکنید فقط به فکر بهبودی و سلامتی خود باشید .منتظر بازگشت شما به عرصه سینما هستم...
شما همیشه برای ما سر زنده سبز بزرگ هستی با همان وقار جوانی و نشاط همیشگی انشا ال.. زنده باشی
انشالله هرچه سريعتر كاملا خوب بشي و درخشش بيشتر حالا واقعا اهل دود و دم نيستي ؟