سقوط آزاد مارکپوشی در چاه فاصله طبقاتی!
مؤذنی فعال عرصه تولید لباس در انتقاد از حمایت نشدن از سوی دولت میگوید: «واردات البسه آزاد است و هر فردی با اندک سرمایه میتواند در یک سفر به کشورهای همسایه مقدار زیادی لباس وارد کشور کند. حال آنکه در صورت تشدید نظارت و حمایت از تولید کننده داخلی میتوان به رونق بازار داخل و در عین حال فراگیر شدن پوششهای متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی کمک کرد»
پایگاه خبری انصارحزبالله: کتونی را چندباری در دستانش میچرخاند و خوب نگاه میکند. فروشنده اندازه پایش را میپرسد و بعد از چند دقیقه مقابل آینه یکی از نمایندگیهای معروف لوازم ورزشی ایستاده و خودش را با غرور تمام نگاه میکند. کارت بانکیاش را به فروشنده میدهد، رمز را میگوید و تمام. به همین راحتی و در عرض چند دقیقه برای خرید کتونی مارک محبوبش کل پولی را که در تابستان کار و پسانداز کرده بود، میدهد.
توحید ٢٣ ساله است و یک تابستان کار کرده تا بتواند آخرین مدل کتونی مارک محبوبش را بخرد: «اصلا میپوشیش میفهمی چه چیزیه. پامرو داغون کرده بودن این آشغالای تو بازار. دیگه حالا تو زندگی یه کتونی خوب هم نداشته باشیم باید سرمون رو بذاریم بمیربم دیگه».
سه نفرند، روی یکی از نیمکتهای پارک حوالی انقلاب نشستهاند. هرازگاهی یکی چیزی میگوید و بعد صدای قهقهه دونفر دیگر بالا میرود. ظاهرشان با چند دختر و پسر دیگر فرق میکند و به قول خودشان: «فیکپوش نیستن»
محمد، مهندسی متالوژی میخواند و با پرایدش در یکی از آژانسهای امیرآباد کار میکند. چشمانش آبی تیلهای است، دور موهایش را سفید کرده و بالای آنها را که بلندتر است با کش بسته. رفقایش به او میگویند «ممد اوکراینی».
میگوید تا حالا کسی لباس فیک تن او ندیده: «یا نمیخرم یا جمع میکنم درستدرمونشرو میخرم. آدم نپوشه بهتره تا فیک و تقلبی تنش کنه. مشکل مالی خاصی هم ندارم. کار میکنم که واسه خودم خرج کنم دیگه. کل تیپ تنم الان مال خودمه و همه مارک.» رفقایش میخندند و بعد خودش هم با خنده ادامه میدهد: «البته جز همین شلواری که پامه.» چون این ماه کمتر سر کار رفته و مجبور شده که پول جین برندش را از یکی از رفقایش قرض بگیرد.
توحید ٢٣ ساله است و یک تابستان کار کرده تا بتواند آخرین مدل کتونی مارک محبوبش را بخرد: «اصلا میپوشیش میفهمی چه چیزیه. پامرو داغون کرده بودن این آشغالای تو بازار. دیگه حالا تو زندگی یه کتونی خوب هم نداشته باشیم باید سرمون رو بذاریم بمیربم دیگه».
سه نفرند، روی یکی از نیمکتهای پارک حوالی انقلاب نشستهاند. هرازگاهی یکی چیزی میگوید و بعد صدای قهقهه دونفر دیگر بالا میرود. ظاهرشان با چند دختر و پسر دیگر فرق میکند و به قول خودشان: «فیکپوش نیستن»
محمد، مهندسی متالوژی میخواند و با پرایدش در یکی از آژانسهای امیرآباد کار میکند. چشمانش آبی تیلهای است، دور موهایش را سفید کرده و بالای آنها را که بلندتر است با کش بسته. رفقایش به او میگویند «ممد اوکراینی».
میگوید تا حالا کسی لباس فیک تن او ندیده: «یا نمیخرم یا جمع میکنم درستدرمونشرو میخرم. آدم نپوشه بهتره تا فیک و تقلبی تنش کنه. مشکل مالی خاصی هم ندارم. کار میکنم که واسه خودم خرج کنم دیگه. کل تیپ تنم الان مال خودمه و همه مارک.» رفقایش میخندند و بعد خودش هم با خنده ادامه میدهد: «البته جز همین شلواری که پامه.» چون این ماه کمتر سر کار رفته و مجبور شده که پول جین برندش را از یکی از رفقایش قرض بگیرد.
تب تند مارک پوشی
«مارکپوشی» تب تندی است که این روزها به پیشانی سبک زندگی خیلیها نشسته و دیگر خیلی فرق میکند که این مارک مربوط به لباس باشد یا وسیله دیگر؛ مهم فقط این است که کالای مورد نظر مُهر یکی از شرکتهای تولیدکنندهای را به پیشانی داشته باشد که به اصطلاح امروز «برند» محسوب میشوند.
اگر در روزگاری مارکپوشی مختص به افکار جوانانه و خامی آنها تلقی میشد، امروز گویا این موضوع تعمیم بیشتری یافته و مرزهای مختلف شیوه زندگی آدمها را درنوردیده است. این تب آنقدر داغ شده که حتی دیگر برای خیلیها مهم است که مثلا کاغذ دیواری منزلشان محصول فلان شرکت معتبر باشد یا اجاق گاز آشپزخانه صرفنظر از کارآیی، نامی بزرگ بر تنش حک شده و از خانواده یکی از غولهای صنعت لوازم خانگی باشد.
این روزها خیلیها حاضرند برای خرید جنس و وسیلهای که نام انگلیس، ترکیه یا کشور صاحبنام در زمینه تولید آن وسیله را با خود به یدک میکشد، چند برابر قیمت همان وسیله و کارایی با نامی غیرآشناتر هزینه کنند.
برای آگاهی از میزان درجه این تب نشسته بر پیشانی جامعه نیاز به مرور آمار و ارقام پیچیده مربوط به واردات لوازم (قاچاق یا غیرقاچاق) نیست فقط کافی است در یک روز عادی و در چند نقطه از شهر به مراکز تجاری غولپیکری سر بزنید که فروشگاهها یا بهاصطلاح خودشان نمایندگی این نامهای بزرگ تجاری را در خود جا دادهاند.
دیگر خرید از شرکتی که ارزانترین و بیکیفیتترین محصولش هزینه زیادی را طلب میکند مختص به قشر خاص و مرفهی نیست که مهم نبودن هزینهها حتی از ظاهرشان هم مشخص باشد. شما در این فروشگاهها و نمایندگیها با انبوه آدمهایی روبهرو میشوید که فقط برایشان آن «مارک» مهم است و حالا اینکه برای خرید آن متحمل چه حجم از فشار مالی میشوند یا مجبورند برای تهیهاش دور چند نیاز اساسی دیگر خود خط قرمز بکشند، دیگر اهمیت چندانی ندارد.
اگر در روزگاری مارکپوشی مختص به افکار جوانانه و خامی آنها تلقی میشد، امروز گویا این موضوع تعمیم بیشتری یافته و مرزهای مختلف شیوه زندگی آدمها را درنوردیده است. این تب آنقدر داغ شده که حتی دیگر برای خیلیها مهم است که مثلا کاغذ دیواری منزلشان محصول فلان شرکت معتبر باشد یا اجاق گاز آشپزخانه صرفنظر از کارآیی، نامی بزرگ بر تنش حک شده و از خانواده یکی از غولهای صنعت لوازم خانگی باشد.
این روزها خیلیها حاضرند برای خرید جنس و وسیلهای که نام انگلیس، ترکیه یا کشور صاحبنام در زمینه تولید آن وسیله را با خود به یدک میکشد، چند برابر قیمت همان وسیله و کارایی با نامی غیرآشناتر هزینه کنند.
برای آگاهی از میزان درجه این تب نشسته بر پیشانی جامعه نیاز به مرور آمار و ارقام پیچیده مربوط به واردات لوازم (قاچاق یا غیرقاچاق) نیست فقط کافی است در یک روز عادی و در چند نقطه از شهر به مراکز تجاری غولپیکری سر بزنید که فروشگاهها یا بهاصطلاح خودشان نمایندگی این نامهای بزرگ تجاری را در خود جا دادهاند.
دیگر خرید از شرکتی که ارزانترین و بیکیفیتترین محصولش هزینه زیادی را طلب میکند مختص به قشر خاص و مرفهی نیست که مهم نبودن هزینهها حتی از ظاهرشان هم مشخص باشد. شما در این فروشگاهها و نمایندگیها با انبوه آدمهایی روبهرو میشوید که فقط برایشان آن «مارک» مهم است و حالا اینکه برای خرید آن متحمل چه حجم از فشار مالی میشوند یا مجبورند برای تهیهاش دور چند نیاز اساسی دیگر خود خط قرمز بکشند، دیگر اهمیت چندانی ندارد.
مارک پوشی از چه زمانی شکل گرفت؟
از اواخر دهه ۷۰ با شتاب گرفتن استفاده از ماهواره و اینترنت در کشور و گرایش روز افزون به دنیای مد و لباس وضعیت پوشش و ظاهر افراد دچار دگرگونی شد و کم کم مدهای جدید غربی جایگزین پوشش متداول جامعه شد. دیگر خبری از شلوارهای چیندار یا پاچه گشاد در خیابانها نبود و کمکم شلوارهای جین تنگ و تیشرتهای مدلدار فراگیر شد.
لباسهایی که عمدتا به صورت قاچاق وارد کشور شده و نبض بازار را در دست گرفتند. تولیدات داخلی نیز که با کمبود مشتری و فروش روبرو بودند ورشکسته شدند و یا به کپی برداری از الگوهای خارجی روی آوردند.
در نیمه اول دهه ۸۰ کم کم عدهای سودجو که بازار ایران را برای ورود اینگونه لباسها مستعد میدیدند اقدام به ورود لباسهای مدلدار با طرحهای سخیف کردند. تیشرتهایی با مدلهای شیطان پرستی، آستینهای سهربع و مدلهای یقه باز وارد کشور شدند. البته باز هم عدهای در کشور اقدام به کپی برداری کرده و طرحهایی همچون عکس خوانندگان غربی، کلمات سخیف به زبان لاتین و حتی نمادهای شیطان پرستی را روی تیشرتها حک و به بازار عرضه کردند. البته بودند تولیدکنندگانی که حاضر به انجام این کار نشده و به علت حمایت نشدن از سوی نهادهای مربوطه ورشکست شدند.
تیشرتهای مختلف با مارکها و مدلهای مختلف تولید و عرضه میشود اما مارک بازهای تهران خوب میدانند که باید برای خرید تیشرت به قول خودشان «برند» باید به دنبال مارکهایی مثل شانل، پردا، ورساچه، نایک، آدیداس، ماسیمو دوتی، جیوردانو و... باشند. اگرچه مراکز تجاری نیز وجود دارند که به علت فروش لباسهای مارکدار معروف شده و محلی برای تردد افراد مارک باز و جوانان شمال، مرکز یا حتی جنوب شهر شدهاند. افرادی که حاضرند برای خرید یک تیشرت تا ۴۰۰ هزار تومان نیز هزینه کنند.
لباسهایی که عمدتا به صورت قاچاق وارد کشور شده و نبض بازار را در دست گرفتند. تولیدات داخلی نیز که با کمبود مشتری و فروش روبرو بودند ورشکسته شدند و یا به کپی برداری از الگوهای خارجی روی آوردند.
در نیمه اول دهه ۸۰ کم کم عدهای سودجو که بازار ایران را برای ورود اینگونه لباسها مستعد میدیدند اقدام به ورود لباسهای مدلدار با طرحهای سخیف کردند. تیشرتهایی با مدلهای شیطان پرستی، آستینهای سهربع و مدلهای یقه باز وارد کشور شدند. البته باز هم عدهای در کشور اقدام به کپی برداری کرده و طرحهایی همچون عکس خوانندگان غربی، کلمات سخیف به زبان لاتین و حتی نمادهای شیطان پرستی را روی تیشرتها حک و به بازار عرضه کردند. البته بودند تولیدکنندگانی که حاضر به انجام این کار نشده و به علت حمایت نشدن از سوی نهادهای مربوطه ورشکست شدند.
تیشرتهای مختلف با مارکها و مدلهای مختلف تولید و عرضه میشود اما مارک بازهای تهران خوب میدانند که باید برای خرید تیشرت به قول خودشان «برند» باید به دنبال مارکهایی مثل شانل، پردا، ورساچه، نایک، آدیداس، ماسیمو دوتی، جیوردانو و... باشند. اگرچه مراکز تجاری نیز وجود دارند که به علت فروش لباسهای مارکدار معروف شده و محلی برای تردد افراد مارک باز و جوانان شمال، مرکز یا حتی جنوب شهر شدهاند. افرادی که حاضرند برای خرید یک تیشرت تا ۴۰۰ هزار تومان نیز هزینه کنند.
برخی معتاد مد هستند
محمد خامنه، روانشناس، در خصوص مد و تب آن در بین جوانان میگوید: مد امروز به یک معضل اجتماعی در بین جوانان برخی نقاط مبدل شده است. این افراد برای اینکه از دیگر همسالان خود عقب نمانند حتی در برخی از موارد تمام حقوق یک ماهه خود را برای خرید لباس مارکدار هزینه میکنند. البته این افراد هیچگاه توجهی به نوشتهها و یا زیبایی لباس ندارند و هرچه مد شود را میپوشند.
به گفته این روانشناس، البته بین لباس خارجی با کیفیت مارک دار و لباسهایی که تنها مارک دارند تفاوت زیادی است. متاسفانه جوانان ما بیشتر به مارکدار بودن توجه دارند که این مسئله ناشی از کمبود توجه است. فرد با خرید اینگونه لباس میخواهد که دیده شود.
به گفته این روانشناس، البته بین لباس خارجی با کیفیت مارک دار و لباسهایی که تنها مارک دارند تفاوت زیادی است. متاسفانه جوانان ما بیشتر به مارکدار بودن توجه دارند که این مسئله ناشی از کمبود توجه است. فرد با خرید اینگونه لباس میخواهد که دیده شود.
فاصله طبقاتی علت اصلی مارک پوشی
البته سعید خراطها، آسیبشناس، «مارکپوشی» را یک آسیب نمیداند. آن را محصول آسیب اجتماعی بزرگی به اسم «فاصله طبقاتی» میداند و میگوید: «فاصله طبقاتی یک مفهوم جامعهشناختی است که احساس وجود فاصله بین لایههای مختلف جامعه را بیان میکند و این به مفهوم آن است که فرد حس میکند از طبقهای از جامعه جداست.
این فاصله از محل سکونت، خودرو، پوشش، شیوه تغذیه و تفریحات آشکار میشود و در نتیجه طبقات پایین جامعه برای اینکه این فاصله خیلی اذیتشان نکند و فرد طبقه بالاتری را قبول کند که در جامعه و با آنها زندگی میکند، مجبور است که با المانهای حداقلی این مسأله را هضم کند و آن هم روی آوردن به «مارک»هاست. این مسأله (مارکپوشی) آسیب اجتماعی نیست اما زاده آسیبهای اجتماعی است که مهمترینش همان فاصله مالی و طبقاتی افراد جامعه است. این موضوع واکنش طبیعی یک جامعه سالم است برای اینکه هیچ دلیل ندارد در کشوری که همه در منابع آن شریک هستند، یکی سوار بر پورشه باشد و دیگری گرفتار تهیه نان شب. احساس فقر و سعی در جبرانش یک موضوع طبیعی است اما عوامل آن نه. نزاع طبقاتی و کشمکش محصول همین شرایط است».
این فاصله از محل سکونت، خودرو، پوشش، شیوه تغذیه و تفریحات آشکار میشود و در نتیجه طبقات پایین جامعه برای اینکه این فاصله خیلی اذیتشان نکند و فرد طبقه بالاتری را قبول کند که در جامعه و با آنها زندگی میکند، مجبور است که با المانهای حداقلی این مسأله را هضم کند و آن هم روی آوردن به «مارک»هاست. این مسأله (مارکپوشی) آسیب اجتماعی نیست اما زاده آسیبهای اجتماعی است که مهمترینش همان فاصله مالی و طبقاتی افراد جامعه است. این موضوع واکنش طبیعی یک جامعه سالم است برای اینکه هیچ دلیل ندارد در کشوری که همه در منابع آن شریک هستند، یکی سوار بر پورشه باشد و دیگری گرفتار تهیه نان شب. احساس فقر و سعی در جبرانش یک موضوع طبیعی است اما عوامل آن نه. نزاع طبقاتی و کشمکش محصول همین شرایط است».
پر کردن خلا خودنمایی با مارک پوشی
حال سوال اینجاست که اگر فرد قادر به تأمین حداقلهایی که به گمانش او را همرنگ جامعه میکند نباشد چه اتفاقی میافتد و آیا این موضوع تبعات روحی یا اجتماعی برای او به همراه دارد؟
سعید خراطها میگوید: «قطعا فرد طبقه متوسط یا کسی که حتی متعلق به طبقه پایینی از جامعه است، استطاعت آن را ندارد که در بهترین نقاط شهر خانه بخرد، خودرو مدل بالای خارجی سوار شود یا اینکه به فلان رستوران برود بنابراین مجبور است که مثلا با خرید یک کتونی از مارک معروف این خلأها را جبران کند.»
وی ادامه میدهد:«فرد چیز خاصی در زندگی ندارد که ارزش مادی بالایی داشته باشد اما موبایل گرانقیمت از مارکی معروف میخرد یا یک لباس از برندی معروف به تن میکند تا به نوعی او هم خودنمایی کرده باشد و نشان دهد که خیلی هم از این قافله عقب نیست. او این لباسها را میخرد و در پارک محله خودشان به همسایهها فخر میفروشد و دقیقا مانند بازتابی از دیدن یکی همسنوسال خودش سوار بر خودرویی گرانقیمت در خیابان است درحالیکه او استطاعت مالی برای خرید خودرویی خیلی کمتر از آن را هم ندارد.حالا اگر فرد نتواند همین حداقلها را هم برای خودش مهیا کند، فاصله اجتماعی - طبقاتی بیشتر و زشتتر از هر زمان دیگری برایش خودنمایی میکند و این بسیار خطرناک است.»
این آسیبشناس معتقد است که عدم اغنای چنین موضوعی در فرد خصوصا جوانان آنها را یاغیتر میکند و احساس حقارت را در آنها به وجود میآورد: «این موضوع خطرناک است چون تبعاتی مانند سرخوردگی و عدم اعتمادبهنفس به همراه دارد و فرد را یاغی میکند»
وقتی دانشجویی میبیند همه همکلاسیهایش مثلا با خودرو مدل بالا به دانشگاه میآیند و او حتی نمیتواند یک کتونی گرانقیمت مارکدار بخرد، ناخودآگاه خشمگین میشود و در او احساس نفرت از سایر طبقههای اجتماعی به وجود میآید. شاید اصل این «برند»پوشی فردی که استطاعت مالی آن را ندارد خودش آسیب نباشد اما عواملی که آن را در فرد به وجود آورده یا تبعاتی که این موضوع به همراه دارد، بسیار خطرناک است و اصلا ساده نیست. فردی که احساس حقارت میکند و برای جبرانش به هر دری میزند، زنگ خطر برای جامعه و مدیریت آن است نه افراد».
سعید خراطها میگوید: «قطعا فرد طبقه متوسط یا کسی که حتی متعلق به طبقه پایینی از جامعه است، استطاعت آن را ندارد که در بهترین نقاط شهر خانه بخرد، خودرو مدل بالای خارجی سوار شود یا اینکه به فلان رستوران برود بنابراین مجبور است که مثلا با خرید یک کتونی از مارک معروف این خلأها را جبران کند.»
وی ادامه میدهد:«فرد چیز خاصی در زندگی ندارد که ارزش مادی بالایی داشته باشد اما موبایل گرانقیمت از مارکی معروف میخرد یا یک لباس از برندی معروف به تن میکند تا به نوعی او هم خودنمایی کرده باشد و نشان دهد که خیلی هم از این قافله عقب نیست. او این لباسها را میخرد و در پارک محله خودشان به همسایهها فخر میفروشد و دقیقا مانند بازتابی از دیدن یکی همسنوسال خودش سوار بر خودرویی گرانقیمت در خیابان است درحالیکه او استطاعت مالی برای خرید خودرویی خیلی کمتر از آن را هم ندارد.حالا اگر فرد نتواند همین حداقلها را هم برای خودش مهیا کند، فاصله اجتماعی - طبقاتی بیشتر و زشتتر از هر زمان دیگری برایش خودنمایی میکند و این بسیار خطرناک است.»
این آسیبشناس معتقد است که عدم اغنای چنین موضوعی در فرد خصوصا جوانان آنها را یاغیتر میکند و احساس حقارت را در آنها به وجود میآورد: «این موضوع خطرناک است چون تبعاتی مانند سرخوردگی و عدم اعتمادبهنفس به همراه دارد و فرد را یاغی میکند»
وقتی دانشجویی میبیند همه همکلاسیهایش مثلا با خودرو مدل بالا به دانشگاه میآیند و او حتی نمیتواند یک کتونی گرانقیمت مارکدار بخرد، ناخودآگاه خشمگین میشود و در او احساس نفرت از سایر طبقههای اجتماعی به وجود میآید. شاید اصل این «برند»پوشی فردی که استطاعت مالی آن را ندارد خودش آسیب نباشد اما عواملی که آن را در فرد به وجود آورده یا تبعاتی که این موضوع به همراه دارد، بسیار خطرناک است و اصلا ساده نیست. فردی که احساس حقارت میکند و برای جبرانش به هر دری میزند، زنگ خطر برای جامعه و مدیریت آن است نه افراد».
تولید در داخل، فروش با نام خارجی
بسیاری از تولیدکنندگان داخلی نیز اقدام به کپی زدن از طرحهای خارجی میکنند و به دلیل ترس از فروش نرفتن مدلهایشان آنها را با نامهای خارجی میفروشند. یکی از این تولید کنندگان در خیابان جمهوری میگوید: هم اکنون ۷۰۰ تی شرت تولید داخل با الیاف درجه یک دارم که به علت ایرانی بودن فروش نمی رود. قیمت تولید داخل از لباسهای خارجی ارزانتر و کیفیت کار نیز بسیار بالاست. چرا امسال که سال اقتصاد مقاومتی است از تولید داخلی حمایت نمی شود؟چرا وقتی کیفیتها یکسان است اجازه واردات به البسه خارجی میدهند؟
حمایت نمیشویم
شاید بتوان به جرات اعلام کرد در صورت حمایت از تولیدات داخلی و ارتقای کیفیت و توجه به تنوع پوشاک داخلی، تب خرید لباسهای به اصطلاح مارک دار و اورجینال خارجی فروکش میکند.
عبدالله موذنی فعال عرصه تولید لباس در انتقاد از حمایت نشدن از سوی دولت میگوید: «واردات البسه آزاد است و هر فردی با اندک سرمایه میتواند در یک سفر به کشورهای همسایه مقدار زیادی لباس وارد کشور کند. حال آنکه در صورت تشدید نظارت و حمایت از تولید کننده داخلی میتوان به رونق بازار داخل و در عین حال فراگیر شدن پوششهای متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی کمک کرد.»
به هر حال به نظر میرسد تب مد تنها با اقدامات فرهنگی و حمایت از تولید ملی فروکش میکند. موضوعی که حتی به کودکان و نوجوانان سرایت کرده و به یک اپیدمی در میان دختران و پسران تبدیل شده است.
عبدالله موذنی فعال عرصه تولید لباس در انتقاد از حمایت نشدن از سوی دولت میگوید: «واردات البسه آزاد است و هر فردی با اندک سرمایه میتواند در یک سفر به کشورهای همسایه مقدار زیادی لباس وارد کشور کند. حال آنکه در صورت تشدید نظارت و حمایت از تولید کننده داخلی میتوان به رونق بازار داخل و در عین حال فراگیر شدن پوششهای متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی کمک کرد.»
به هر حال به نظر میرسد تب مد تنها با اقدامات فرهنگی و حمایت از تولید ملی فروکش میکند. موضوعی که حتی به کودکان و نوجوانان سرایت کرده و به یک اپیدمی در میان دختران و پسران تبدیل شده است.
تبلیغات متنی
-
هافبک استقلال به سیم آخر زد: شورش را درآوردید!
-
ثابتی: قوه قضاییه باید با روحانی برخورد کند
-
پروژه تازه ترامپ در آمریکا خبرساز شد
-
اولویت بعدی پرسپولیس در نقلوانتقالات
-
مهندس گوگل جاسوس چین از آب درآمد
-
شادی گل خاص طارمی بعد از حساسترین گل فصل
-
فال روزانه دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
سرباز سابق آمریکایی برای دفاع از ایران فرم پر کرد!
-
رشیدپور برای برکناری رئیس صداوسیما کارزار راه انداخت!
-
بزرگترین کارگاه تولید مشروب در تهران لو رفت!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
واکنش فارس به کنارهگیری دو لژیونر از تیمملی
-
یمن: پیامد حمله به ایران دامان همه را خواهد گرفت
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
جنسهای بنجول چینی،هندی بعدازانقلاب،بعلت قطع رابطه بادنیا،جنسهای بی کیفیت داخلی که آنهاهم هفتاددرصدش ازهمین کشورهای مذکورمیباشد،مردرابطرف به اصطلاح« مارک»برده