نبض انتخابات در دست لایه های اجتماعی
منتقدان و مخالفان دولت، عزم رییس جمهوری برای ترمیم کابینه را که در قالب تغییر سه وزیر جلوه کرده انتخاباتی می دانند. استدلال آنان این است که هر سه وزارتخانه ارشاد، ورزش و آموزش و پرورش با جوانان سر و کار دارند و انتخابات هدف گذاری شده است.
مرجان کرد در عصر ایران نوشت: منتقدان و مخالفان دولت، عزم رییس جمهوری برای ترمیم کابینه را که در قالب تغییر سه وزیر جلوه کرده انتخاباتی می دانند. استدلال آنان این است که هر سه وزارتخانه ارشاد، ورزش و آموزش و پرورش با جوانان سر و کار دارند و انتخابات هدف گذاری شده است.
اما مگر اکثریت جمعیت کشور را جوانان تشکیل نمی دهند؟ بر پایه این واقعیت هر حرکت مثبت و اصلاحی و رو به جلو و معطوف به آینده را باید انتخاباتی ارزیابی کرد و هیچ کاری هم انجام نداد تا متهم به کار انتخاباتی نشد!
داستان را اما به قراری دیگر هم می توان روایت کرد. هر سه حوزه فرهنگ و ارشاد، ورزش و جوانان و آموزش و پرورش ذاتا سیاسی نیستند ولی مخاطب آنان جمعیت قابل توجهی از مردم است که با انگیزه های غیر سیاسی رای می دهند یعنی می دانند که سیاست بر علایق آنان تأثیر می گذارد.
سیاست است که می تواند مانع نمایش یک فیلم یا برگزاری یک کنسرت شود. سیاست است که مدیریت دو باشگاه بزرگ و حتی سرنوشت تیم ملی فوتبال را تعیین می کند و سیاست است که به آموزش و پرورش سمت وسو می دهد.
بی آن که بخواهیم ادعای انتخاباتی بودن ترمیم کابینه را تأیید کنیم نمی توانیم از اهمیت جمعیت شناور و غیر سیاسی که با انگیزه های اجتماعی و برای آزادی های اجتماعی و تنوع در سبک زندگی نه الزما توسعه سیاسی و حتی اقتصادی نامزد مورد نظر خود را برمی گزینند غافل شویم.
به همین خاطر می توانیم جمعیت رای دهندگان را از منظر طبقاتی و خاستگاهی تقسیم بندی کنیم.
نگاهی به ادوار مختلف انتخابات نشان می دهد کاندیدایی موفق می شود که بتواند ترکیبی از آرای متفاوت همچون رنگ های مختلف یک رنگین کمان را به دست آورد و در این میان اتفاقا دو گروه مهم ترند:
یکی جمعیتی که الزاما سیاسی نیست و به سبک زندگی بها می دهد و در انتخابات حضور فعال دارد و دیگری طبقات کم برخوردار که نگاه معیشتی دارد اما در چند دوره انتخابات اخیر از میزان مشارکت آنان کاسته شده و همین نیز از اهمیت آرای اجتماعی حکایت می کند. با این حال یکی از گروه ها کافی نیست و به مجموعه ای از طیف ها نیاز است.
اهالی بورس با اصطلاح رایج پورتفوی (سبد) آشنایند. پورتفوي، مجموعه يا سبدي از اوراق بهادار است زیرا سرمايه گذاري در مجموعه اي از اوراق بهادار امن تر از سرمايه گذاري در يك سهم است چون با افزايش تعداد سهام در سبد، ريسك مجموعه كاهش پیدا می کند.
اصطلاح پورتفوی با خوانشی سیاسی حاوی این معناست که تلفیقی از آرای لایه های مختلف؛ کاندیدای بیرون آمده از صندوق را تعیین می کند.
به عبارت دیگر اگر نامزدی تنها بر آرای قومیتی و منطقه ای تکیه کند و از آرای شناور یا سیاسی یا سنتی غافل باشد بختی برای پیروزی ندارد منتها اگر برای مثال بتواند سبد خود را از آرای تشکیلاتی (به معنی قبلا توافق شده در نهادها) و مثلا به اضافه آرای لایه های کم تر برخوردار هم پر کند می تواند به موفقیت چشم بدوزد ولی باز بدون جلب نظر جمعیت جوان با گرایش و اولویت تنوع های اجتماعی توفیق حاصل نمی شود.
با این نوع تقسیم بندی که فراتر از چپ و راست یا اصلاح طلب و اصول گرا تفکیک شده حتی می توان به تحلیل دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری پرداخت و راز انتخاب یک کاندیدا در رقابت با دیگران را بر اساس همین پایگاه های سیاسی یا اجتماعی یا مذهبی و یا تشکیلاتی دریافت.
به عنوان مثال در سال ۹۲ سعید جلیلی ۴ میلیون رای بدست آورد. ۴ میلیون رای متشکل که تقریبا در هر انتخاباتی وجود دارد.
طیف دیگری که در انتخابات مشارکت می کنند «افراد تهی دست و محروم» جامعه هستند که شاید سر به ۱۰ میلیون نفر بزند. این ۱۰ میلیون نفر در مرحله دوم انتخابات ۸۴ از طرف محمود احمدی نژاد هدف گیری شدند.
«رای ناب سیاسی و دموکراسی خواهانه» را می توان بین ۴ تا ۶ میلیون نفر دانست که در سال ۸۴ و در مرحله اول انتخابات بخش اصلی آن متوجه دکتر معین شد منتها این عدد برای موفقیت نهایی کافی نبود.
پایگاه رای مهم و تاثیرگذار دیگری که بین ۸ تا ۱۰ میلیون نفر در حرکت است و موضوع همین نوشته است همین «رای اجتماعی و غیر سیاسی» است. این رای شناور در پی تغییر نماد ها یا نمودهای اجتماعی است و اگر گاه جذب چهره های سیاسی و گاه کم تر سیاسی می شود به خاطر سیاست نیست.
این طور هم نیست که همیشه مجذوب شعارهای اصلاح طلبانه یا تیپ و قیافه شخصیت اصلاح طلب شوند. کما این که ممکن است گاه کاپشن احمدی نژاد عامل جذابیت باشد و گاه جذب چشم ها و عینک آقای قالیباف.
انکار نمی توان کرد که بخشی از آرای نامزد پیروز سال ۷۶ مربوط به لایه های اجتماعی بود و در سال ۸۴ نیز بازبخش قابل توجهی از این پایگاه را در قالب سبد رای آقای قالیباف دیدیم در حالی که قرابت سیاسی ندارند.
پایگاه رای بعدی را «سنتی- مذهبی» می نامیم که از رای «تشکیلاتی و سازمان یافته» جداست و در واقع پایگاه حزب موتلفه به حساب می آید که معمولا از ۳ میلیون نفر فراتر نمی رود. این رای در انتخابات سال ۹۲ به حساب دکتر ولایتی ریخته شد. در سال ۷۶ همین ۳ میلیون رای به اضافه ۴ میلیون رای متشکل به حساب ناطق نوری واریز شد و مجموعا ۷ میلیون رای برای او شکل داد.
در ایران یک پایگاه رای «قومیتی» نیز داریم که مثلا بخشی از آن را در سال ۸۴ متوجه مهدی کروبی دیدیم و در سال ۹۲ متوجه محسن رضایی شد. این پایگاه نیز ۴ میلیون نفر را شامل می شود. البته این تقسیم بندی به معنی انکار انگیزه های دیگر نیست و می توان یک طیف ۲ تا ۳ میلیون نفری را با انگیزه های دیگر تحلیل کرد.
به صورت مصداقی می توان گفت در انتخابات سال ۹۲ آقای روحانی رای تشکیلاتی و سازمان یافته را بدست نیاورد چون متوجه سعید جلیلی شد.
رای سنتی- مذهبی را نیز به تمامی بدست نیاورد چون متوجه دکتر ولایتی شد.
رای قومیتی را نیز محسن رضایی از آن خود کرد اما به دلیل حمایت دو رییس جمهوری توسعه گرای سال های ۶۸ تا ۸۴ رای سیاسی دموکراسی خواهانه و بخشی از رای اجتماعی تغییر طلبانه را بدست آورد و البته به خاطر روحانی بودن نیز بخشی از رای طبقه مذهبی را هم بدست آورد.
در این میان البته نمی توان از نقش مناظره های تلویزیونی در جذب آرای شناور غافل ماند طرفه آن که اشتباه استراتژیک آقای قالیباف در مناظره با روحانی بخشی از آرای شناور و غیر سیاسی را به سمت روحانی هل داد.
با این وصف روشن است که آرای تشکیلاتی، سنتی، سیاسی و قومیتی تردید ندارد و این آرای اجتماعی است که هم عدد قابل توجهی است و هم شناور است و از آن به عنوان آرای خاکستری نیز یاد می شود.
با این وصف کاندیدایی که بتواند شعار اجتماعی جذابی تدارک ببیند می تواند رای طبقه متوسط غیر سیاسی را که بالغ بر ۱۰ میلیون نفر می تواند باشد را به دست آورد و این عدد اگر به اضافه رای دموکراسی خواهان بشود عدد قابل توجهی را تشکیل می دهد منتها اگر کاندایی طبقه دموکراسی خواه و تحول خواه اجتماعی را هدف گذاری کند در شهرهای بزرگ موفق تر است چرا که اتفاق مهمی که در این سالها رخ داده آن است که در دو دهه گذشته اکثریت کسانی که در انتخابات مشارکت نمی کردند به طبقات مرفه تعلق داشتند حال آن که در سالهای اخیر به نظر می رسد اقشار محروم و در حاشیه با صندوق رای قهر کرده اند.
نکته دیگر اما استراتژی و رویکرد اصول گرایان در انتخابات پیش روست. اصول گرایان اگر بخواهند در تهران موفق شوند یا باید اکثریت اصلاح طلب شرکت کننده را مایوس کنند یا گروه های حامی خود را که با وجود اعلام تکلیفی بودن انتخابات به دلایل اقتصادی مایل به رای دادن نیستند را به صحنه بیاورند.
در میان اصول گرایان تنها محمود احمدی نژاد بود که این قابلیت اخیر را داشت بنابراین به نظر می رسد اصول گرایان به جای سرمایه گذاری برای جذب این گروه بیش تر در پی کاهش پایگاه سیاسی و اجتماعی اصلاح طلبان هستند و راز ناخرسندی شان از ترمیم کابینه و اصرار بر اولویت تغییرات اقتصادی همین است.
یادمان باشد در انتخابات سال ۹۴ نیمی از مردم تهران شرکت کردند اما اکثریت این شرکت کنندگان به اصلاح طلبان رای دادند و هر سی کرسی نمایندگی تهران را از آن اصلاح طلبان کردند.
یک مثال ملموس دیگر در این رابطه میزان رای حداد عادل است که با ۸۰۰ هزار رای در انتخابات مجلس ششم نفر آخر شد و با ۸۰۰ هزار رای در مجلس هفتم نفر اول.
این مثال نشان میدهد که میزان رای افراد در کشور چندان عوض نمیشود و از یک الگوی ثابت پیروی میکند اما اتفاقی که باعث میشود حداد عادل با یک رای ثابت در مجلس ششم نفر آخر و در مجلس هفتم نفر اول باشد نیامدن بخشی از مردم به صحنه است.
به عبارت دیگر و مثلا در یک مورد خاص اگر نرخ مشارکت در تهران ۱۵ درصد باشد اصولگرایان قطعا پیروز میدان انتخاب هستند و اگر مشارکت ۵۰ درصد باشد (نرخ مشارکت تهرانی ها در انتخابات ۹۴) یا بالاتر رقابت جدی درمیگیرد و بخت اصلاح طلبان بیشتر می شود زیرا نتیجه را مشارکت لایه های اجتماعی رقم می زند و راز حساسیت نسبت به تغییرات اجتماعی شاید در همین باشد.
اما مگر اکثریت جمعیت کشور را جوانان تشکیل نمی دهند؟ بر پایه این واقعیت هر حرکت مثبت و اصلاحی و رو به جلو و معطوف به آینده را باید انتخاباتی ارزیابی کرد و هیچ کاری هم انجام نداد تا متهم به کار انتخاباتی نشد!
داستان را اما به قراری دیگر هم می توان روایت کرد. هر سه حوزه فرهنگ و ارشاد، ورزش و جوانان و آموزش و پرورش ذاتا سیاسی نیستند ولی مخاطب آنان جمعیت قابل توجهی از مردم است که با انگیزه های غیر سیاسی رای می دهند یعنی می دانند که سیاست بر علایق آنان تأثیر می گذارد.
سیاست است که می تواند مانع نمایش یک فیلم یا برگزاری یک کنسرت شود. سیاست است که مدیریت دو باشگاه بزرگ و حتی سرنوشت تیم ملی فوتبال را تعیین می کند و سیاست است که به آموزش و پرورش سمت وسو می دهد.
بی آن که بخواهیم ادعای انتخاباتی بودن ترمیم کابینه را تأیید کنیم نمی توانیم از اهمیت جمعیت شناور و غیر سیاسی که با انگیزه های اجتماعی و برای آزادی های اجتماعی و تنوع در سبک زندگی نه الزما توسعه سیاسی و حتی اقتصادی نامزد مورد نظر خود را برمی گزینند غافل شویم.
به همین خاطر می توانیم جمعیت رای دهندگان را از منظر طبقاتی و خاستگاهی تقسیم بندی کنیم.
نگاهی به ادوار مختلف انتخابات نشان می دهد کاندیدایی موفق می شود که بتواند ترکیبی از آرای متفاوت همچون رنگ های مختلف یک رنگین کمان را به دست آورد و در این میان اتفاقا دو گروه مهم ترند:
یکی جمعیتی که الزاما سیاسی نیست و به سبک زندگی بها می دهد و در انتخابات حضور فعال دارد و دیگری طبقات کم برخوردار که نگاه معیشتی دارد اما در چند دوره انتخابات اخیر از میزان مشارکت آنان کاسته شده و همین نیز از اهمیت آرای اجتماعی حکایت می کند. با این حال یکی از گروه ها کافی نیست و به مجموعه ای از طیف ها نیاز است.
اهالی بورس با اصطلاح رایج پورتفوی (سبد) آشنایند. پورتفوي، مجموعه يا سبدي از اوراق بهادار است زیرا سرمايه گذاري در مجموعه اي از اوراق بهادار امن تر از سرمايه گذاري در يك سهم است چون با افزايش تعداد سهام در سبد، ريسك مجموعه كاهش پیدا می کند.
اصطلاح پورتفوی با خوانشی سیاسی حاوی این معناست که تلفیقی از آرای لایه های مختلف؛ کاندیدای بیرون آمده از صندوق را تعیین می کند.
به عبارت دیگر اگر نامزدی تنها بر آرای قومیتی و منطقه ای تکیه کند و از آرای شناور یا سیاسی یا سنتی غافل باشد بختی برای پیروزی ندارد منتها اگر برای مثال بتواند سبد خود را از آرای تشکیلاتی (به معنی قبلا توافق شده در نهادها) و مثلا به اضافه آرای لایه های کم تر برخوردار هم پر کند می تواند به موفقیت چشم بدوزد ولی باز بدون جلب نظر جمعیت جوان با گرایش و اولویت تنوع های اجتماعی توفیق حاصل نمی شود.
با این نوع تقسیم بندی که فراتر از چپ و راست یا اصلاح طلب و اصول گرا تفکیک شده حتی می توان به تحلیل دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری پرداخت و راز انتخاب یک کاندیدا در رقابت با دیگران را بر اساس همین پایگاه های سیاسی یا اجتماعی یا مذهبی و یا تشکیلاتی دریافت.
به عنوان مثال در سال ۹۲ سعید جلیلی ۴ میلیون رای بدست آورد. ۴ میلیون رای متشکل که تقریبا در هر انتخاباتی وجود دارد.
طیف دیگری که در انتخابات مشارکت می کنند «افراد تهی دست و محروم» جامعه هستند که شاید سر به ۱۰ میلیون نفر بزند. این ۱۰ میلیون نفر در مرحله دوم انتخابات ۸۴ از طرف محمود احمدی نژاد هدف گیری شدند.
«رای ناب سیاسی و دموکراسی خواهانه» را می توان بین ۴ تا ۶ میلیون نفر دانست که در سال ۸۴ و در مرحله اول انتخابات بخش اصلی آن متوجه دکتر معین شد منتها این عدد برای موفقیت نهایی کافی نبود.
پایگاه رای مهم و تاثیرگذار دیگری که بین ۸ تا ۱۰ میلیون نفر در حرکت است و موضوع همین نوشته است همین «رای اجتماعی و غیر سیاسی» است. این رای شناور در پی تغییر نماد ها یا نمودهای اجتماعی است و اگر گاه جذب چهره های سیاسی و گاه کم تر سیاسی می شود به خاطر سیاست نیست.
این طور هم نیست که همیشه مجذوب شعارهای اصلاح طلبانه یا تیپ و قیافه شخصیت اصلاح طلب شوند. کما این که ممکن است گاه کاپشن احمدی نژاد عامل جذابیت باشد و گاه جذب چشم ها و عینک آقای قالیباف.
انکار نمی توان کرد که بخشی از آرای نامزد پیروز سال ۷۶ مربوط به لایه های اجتماعی بود و در سال ۸۴ نیز بازبخش قابل توجهی از این پایگاه را در قالب سبد رای آقای قالیباف دیدیم در حالی که قرابت سیاسی ندارند.
پایگاه رای بعدی را «سنتی- مذهبی» می نامیم که از رای «تشکیلاتی و سازمان یافته» جداست و در واقع پایگاه حزب موتلفه به حساب می آید که معمولا از ۳ میلیون نفر فراتر نمی رود. این رای در انتخابات سال ۹۲ به حساب دکتر ولایتی ریخته شد. در سال ۷۶ همین ۳ میلیون رای به اضافه ۴ میلیون رای متشکل به حساب ناطق نوری واریز شد و مجموعا ۷ میلیون رای برای او شکل داد.
در ایران یک پایگاه رای «قومیتی» نیز داریم که مثلا بخشی از آن را در سال ۸۴ متوجه مهدی کروبی دیدیم و در سال ۹۲ متوجه محسن رضایی شد. این پایگاه نیز ۴ میلیون نفر را شامل می شود. البته این تقسیم بندی به معنی انکار انگیزه های دیگر نیست و می توان یک طیف ۲ تا ۳ میلیون نفری را با انگیزه های دیگر تحلیل کرد.
به صورت مصداقی می توان گفت در انتخابات سال ۹۲ آقای روحانی رای تشکیلاتی و سازمان یافته را بدست نیاورد چون متوجه سعید جلیلی شد.
رای سنتی- مذهبی را نیز به تمامی بدست نیاورد چون متوجه دکتر ولایتی شد.
رای قومیتی را نیز محسن رضایی از آن خود کرد اما به دلیل حمایت دو رییس جمهوری توسعه گرای سال های ۶۸ تا ۸۴ رای سیاسی دموکراسی خواهانه و بخشی از رای اجتماعی تغییر طلبانه را بدست آورد و البته به خاطر روحانی بودن نیز بخشی از رای طبقه مذهبی را هم بدست آورد.
در این میان البته نمی توان از نقش مناظره های تلویزیونی در جذب آرای شناور غافل ماند طرفه آن که اشتباه استراتژیک آقای قالیباف در مناظره با روحانی بخشی از آرای شناور و غیر سیاسی را به سمت روحانی هل داد.
با این وصف روشن است که آرای تشکیلاتی، سنتی، سیاسی و قومیتی تردید ندارد و این آرای اجتماعی است که هم عدد قابل توجهی است و هم شناور است و از آن به عنوان آرای خاکستری نیز یاد می شود.
با این وصف کاندیدایی که بتواند شعار اجتماعی جذابی تدارک ببیند می تواند رای طبقه متوسط غیر سیاسی را که بالغ بر ۱۰ میلیون نفر می تواند باشد را به دست آورد و این عدد اگر به اضافه رای دموکراسی خواهان بشود عدد قابل توجهی را تشکیل می دهد منتها اگر کاندایی طبقه دموکراسی خواه و تحول خواه اجتماعی را هدف گذاری کند در شهرهای بزرگ موفق تر است چرا که اتفاق مهمی که در این سالها رخ داده آن است که در دو دهه گذشته اکثریت کسانی که در انتخابات مشارکت نمی کردند به طبقات مرفه تعلق داشتند حال آن که در سالهای اخیر به نظر می رسد اقشار محروم و در حاشیه با صندوق رای قهر کرده اند.
نکته دیگر اما استراتژی و رویکرد اصول گرایان در انتخابات پیش روست. اصول گرایان اگر بخواهند در تهران موفق شوند یا باید اکثریت اصلاح طلب شرکت کننده را مایوس کنند یا گروه های حامی خود را که با وجود اعلام تکلیفی بودن انتخابات به دلایل اقتصادی مایل به رای دادن نیستند را به صحنه بیاورند.
در میان اصول گرایان تنها محمود احمدی نژاد بود که این قابلیت اخیر را داشت بنابراین به نظر می رسد اصول گرایان به جای سرمایه گذاری برای جذب این گروه بیش تر در پی کاهش پایگاه سیاسی و اجتماعی اصلاح طلبان هستند و راز ناخرسندی شان از ترمیم کابینه و اصرار بر اولویت تغییرات اقتصادی همین است.
یادمان باشد در انتخابات سال ۹۴ نیمی از مردم تهران شرکت کردند اما اکثریت این شرکت کنندگان به اصلاح طلبان رای دادند و هر سی کرسی نمایندگی تهران را از آن اصلاح طلبان کردند.
یک مثال ملموس دیگر در این رابطه میزان رای حداد عادل است که با ۸۰۰ هزار رای در انتخابات مجلس ششم نفر آخر شد و با ۸۰۰ هزار رای در مجلس هفتم نفر اول.
این مثال نشان میدهد که میزان رای افراد در کشور چندان عوض نمیشود و از یک الگوی ثابت پیروی میکند اما اتفاقی که باعث میشود حداد عادل با یک رای ثابت در مجلس ششم نفر آخر و در مجلس هفتم نفر اول باشد نیامدن بخشی از مردم به صحنه است.
به عبارت دیگر و مثلا در یک مورد خاص اگر نرخ مشارکت در تهران ۱۵ درصد باشد اصولگرایان قطعا پیروز میدان انتخاب هستند و اگر مشارکت ۵۰ درصد باشد (نرخ مشارکت تهرانی ها در انتخابات ۹۴) یا بالاتر رقابت جدی درمیگیرد و بخت اصلاح طلبان بیشتر می شود زیرا نتیجه را مشارکت لایه های اجتماعی رقم می زند و راز حساسیت نسبت به تغییرات اجتماعی شاید در همین باشد.
تبلیغات متنی
-
زلزله برای دومین بار امشب تهران را لرزاند
-
پزشکیان درباره اتصال اینترنت پیغام داد
-
بازگشت حشره مزاحم به خیابانهای تهران
-
ایران درباره تنش اخیر با کویت بیانیه داد
-
طوفان امشب در تهران چند مصدوم داد
-
بازگشت قلیزاده و لخ پوزنان به میز مذاکره
-
افزایش قیمت نقره در سایه بنبست مذاکرات
-
اقدام طالبان که میتواند چهره ایران را تغییر دهد
-
سکانسی از سریال جدید شبکه سه پر سروصدا شد
-
آغوش گرم رونالدو و بنزما در دربی ریاض
-
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران بازداشت شد
-
ترامپ از توافق خوب با ایران حرف زد
-
۵ شرط ایران برای ورود به دور دوم مذاکرات با آمریکا
-
واکنش تند کاسیاس به بازگشت مورینیو به رئال
-
تهران دقایقی پیش شاهد طوفان و زلزله بود
-
زلزله برای دومین بار امشب تهران را لرزاند
-
ایران درباره تنش اخیر با کویت بیانیه داد
-
اقدام طالبان که میتواند چهره ایران را تغییر دهد
-
ترامپ از توافق خوب با ایران حرف زد
-
تهران دقایقی پیش شاهد طوفان و زلزله بود
-
اکبر عبدی در آیسییو بستری شد
-
آمریکا خواستار حذف پاکستان از مذاکرات ایران شد
-
تصمیم تازه ایلان ماسک که توجه ایرانیها را جلب کرد
-
بیانیه سنتکام درباره عملیات ناو آبراهام لینکلن علیه ایران
-
جمله جنجالی «جمع کنید از ایران بروید» در تلویزیون تکرار شد!
-
تصویر پربازدید از فروش اینترنت پرو در کنار خیابان!
-
جمله کوتاه روبیو درباره هدف از جنگ با ایران
-
کویت، سفیر ایران را احضار کرد
-
بازگرداندن نفتکش غیرایرانی از خط محاصره آمریکا
-
ادعای ترامپ درباره تصمیم ایران برای توقف غنیسازی
-
تهران دقایقی پیش شاهد طوفان و زلزله بود
-
پاسخ وزیر ارتباطات درباره زمان وصل شدن اینترنت
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
تصاویر املاک توقیفشده خبرنگار اینترنشنال منتشر شد
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
مجری صداوسیما: به افغانستان و سوریه مهاجرت کنید!
-
قطع دو پای مدل معروف به دلیل یک بیماری مرموز
-
سارا کنعانی در خلوتترین روزهای اینستاگرام مشهور شد
-
دو خبر و یک تحلیل که پیشبینی جنگ را ساده میکند
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
یک اسلایس پیتزا در فضای مجازی باعث درگیری شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
وقتی پسر رئیسجمهور نسخه قرض کردن از فامیل میپیچید!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر