مسعود کیمیایی: فیلمساز مستخدم نویسنده نیست
در دویست و سی و هشتمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۶ دی فیلم «خاک» به کارگردانی مسعود کیمیایی در تالار استاد ناصری روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور مسعود کیمیایی، جواد طوسی و کیوان کثیریان برگزار شد.
روزنامه بانی فیلم: به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و هشتمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۶ دی فیلم «خاک» به کارگردانی مسعود کیمیایی در تالار استاد ناصری روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور مسعود کیمیایی، جواد طوسی و کیوان کثیریان برگزار شد.

در ابتدای این نشست طوسی به موضوع اقتباس ادبی در سینما پرداخت و گفت: «خاک» را می توان نمونه مناسبی برای بحث در خصوص اقتباس ادبی در سینما دانست. از این طریق می توان به تفاوت های اقتباس ادبی در کار کیمیایی با دیگر فیلمسازان هم دوره اش مانند داریوش مهرجویی نیز پی برد. مرور سینمای ایران نشان می دهد وام گرفتن از ادبیات داستانی و نمایشی بسیار محدود بوده است و این عدم استقبال، بیشتر به فضای فرهنگی جامعه برمی گردد؛ به نظر می رسد سوء تفاهمات پایان ناپذیر بین فیلمسازان و نویسندگان باعث شده راهی به سمت اقتباس ادبی گشوده نشود و مسائل مربوط به ممیزی نیز بر مشکلات افزوده اند.
وی افزود: زمانی که فیلم «خاک» ساخته شد، محمود دولت آبادی ابتدا از تاثیرگذاری فیلم گفت، ولی در ادامه انتقاداتی به فیلم وارد کرد که از نظر رفتارشناسی حرفه ای متقاعدکننده نبود. زمانی که انعطاف پذیری از جانب نویسندگان وجود ندارد، حتی با وجود متریال مناسب فیلمساز آنقدر منفعل و بی انگیزه می شود که برای پرهیز از جنجال های بعدی قید اقتباس ادبی را می زند.
طوسی اضافه کرد: «خاک» یکی از چند فیلم برتر کارنامه فیلمسازی مسعود کیمیایی به شمار می آید؛ فیلمی که گرامر، زبان و مدیوم سینما را می توان در جای جای آن به خوبی مشاهده کرد. در این فیلم شاهد یکی از بهترین تعاملات سینمایی کیمیایی و نعمت حقیقی هستیم؛ تفاهم کارگردان و فیلمبردار در میزانسن «خاک» عملا به نمونه ای قابل استناد بدل شده است. نورپردازی های درست و حرکت دوربین در خدمت ضرباهنگ برانگیزاننده فیلم به خوبی خود را نشان می دهد. اینگونه است که دوربین نامفعل توانسته تماشاگر را با شخصیت های فیلم همدل و همراه کند. موسیقی عالی فیلم که برگرفته از مرثیه های ایام محرم است نیز در همین مسیر قرار می گیرد.
در ادامه کیمیایی در پاسخ به سوال کثیریان در خصوص نحوه اقتباس ادبی در فیلم هایش گفت: دنیای واژه و تصویر متفاوت است و زمانی که شما واژه را عکس نویسی می کنید عملا نگاه خود را وارد می کنید. اما حتی اگر به حرف کلمات هم گوش دهیم، باز هم از دنیای نویسنده آن فراتر می رود. از نگاه من، فیلمساز مستخدم نویسنده نیست، حتی اگر نویسنده متن خودِ فیلمساز باشد. در همه اقتباس های ادبی که داشتم، با مشکلاتی مواجه بودم اما سخت ترین آنها همین فیلم «خاک» بود. چرا که محمود دولت آبادی خود از نویسندگی تا سینما و تئاتر در همه جا سر داشت. اوایل هم یکی- دوبار فیلم را دید و خوشش آمد و تظاهراتی هم داشت، منتها در ادامه در آن جزوه مخالفت هایش را هم گفت که بیشتر به شخصیت زن فرنگی فیلم مربوط می شد.
اما به هر حال در آن دوره برای گفتن از تصرف زمین لازم بود که این شخصیت خارجی باشد، فارغ از اینکه اهل کجا باشد. هر زمان با نویسنده ای به توافق می رسم، بر سر اقتباس آزاد توافق می کنم و از این بابت تکلیفم روشن است که می توانم نگاهی آزاد به اثر داشته باشم. ضمن اینکه چند اثر که قصد اقتباس از آنها داشتم را کنار گذاشتم چرا که گذر از آنها با سینما دشوار بود.
کارگردان «سرب» ادامه داد: «خاک» یکی از پرمخاطره ترین فیلم های من بود. «گوزن ها» و «بلوچ» هم دردسرهای خود را داشتند، اما «خاک» از همه بیشتر دردسر داشت، چرا که حرفش را مستقیم می زد. ما با فیلم های وسترن بزرگ شدیم و این قضیه در شکل گیری ذهنیت ما و نحوه ترسیم قهرمان و شکست و پیروزی تاثیرگذار بود. در وسترن آدم را داریم وطبیعت، و رویارویی خوب و بد و سیاه و سفید. اما زمانی که فیلم ساختم، تلاش کردم فیلمم ایرانی و راجع به مسائل خودمان باشد. مسائل زیادی داشتیم که از کنارش می گذشتند و به آن نگاه نمی کردند، پس سعی کردیم این بی مسئولیتی را در آن سالها نقد کنیم. ما در دوران کودتای ۳۲ رشد کردیم، دورانی که جایی برای آدم متوسط باقی نمی گذاشت. تصمیمات در خیابان و جایی مثل میدان بهارستان گرفته می شد، در این فضا شما نمی توانستید بی عقیده باشید. آدم های مختلف با عقاید گوناگون می آمدند تا خود را به یکدیگر اثبات کنند، ما هم در سنین جوانی بودیم و باید تصمیم می گرفتیم که به کدام سو حرکت کنیم. باید فهمید که چه چیزی انسان را به لبخند اجتماعی وادار می کند.
وی سپس در پاسخ به درخواستی در مورد فیلم ساختن در مورد مسائل موجود گفت: عقیده دارم برای فیلم نساختن و شعر نگفتن هم باید فیلم ساخت و شعر سرود. تا لحظه آخری که صدا داریم باید حرف بزنیم، هرچند صدایمان کم و زشت باشد. البته در این دوره باید در مورد خود سینما و اینکه در دوران دیجیتال چه بر سر آن آمده هم حرف بزنیم. به نظر می رسد خودِ سینما دارد از دست می رود، اتفاقی که به عنوان مثال برای موسیقی یا نقاشی نیفتاده است. امروز هر فردی با یک موبایل می تواند جهانی خلق کند که شبیه مابقی محصولات تولید شده در این عرصه است؛ اما می بینیم خلاقیت و ذهنیت فردی آدم ها در آن کمرنگ شده است. این حرف ها علیه مدرنیته و دنیای دیجیتال نیست، اما به هر حال دارد سینما را با خودش می برد. روزی هم فرا می رسد که باید جان بکنیم تا خودمان را از این دستگاه موبایل پس بگیریم.
وی در پاسخ به سوالی در مورد خشونت تصویر شده در صحنه شترکُشی در فیلم «خاک» گفت: خشونت وجود دارد، ولی آیا خشونت در بریدن گردن شتر بود یا در کاسه های خالی مردم و رفع گرسنگی؟ خشونت وجود دارد، اما نه در ذبح آن حیوان. موضوع این نوع سینما را نباید ساخت، فقط باید گوش داد و او خودش بدون غلط به شما خواهد گفت. اگر غلطی در آن هست، غلط ماست. هر اتفاقی می افتد، با همه خودش در یک مقطع تاریخی می افتد. باید در حادثه بود و حرف از حادثه زد، نمی شود بیرون حادثه ایستاد و در مورد آن چیزی گفت. من نمی توانم از این سرزمین بروم و بعد بخواهم از تاریخ این دوره سرزمینم حرف بزنم. باید درون حادثه باشم و طعم آن و کوچه پس کوچه ها را حس کنم. من نمی توانم از سینمای اجتماعی دور باشم، چون در آن زندگی می کنم و با من کار دارد و من هم با آن کار دارم و هستی ام به آن گره خورده است. نمی توانم از سینمای اجتماعی و پیاده رو و سینمای مردم و سینمای لهجه شهری دور شوم.
کارگردان «دندان مار» در پاسخ به سوال امیر پوریا درباره جایگاه رنگ در سینمایش گفت: رنگ در سینما حواس آدم را پرت می کند. سینما نقاشی نیست، مفهوم است. این مفهوم هم در جهانِ واژه نیست. فیلمساز در رابطه مستقیم با تصویر حضور دارد و رنگ یکجور مزاحمت ایجاد می کند. سینما آنقدر برای من وسعت دارد که خودم را معطل رنگ نمی کنم. یکی از اسم هایی که دوست داشتم برای فیلم هایم انتخاب کنم، «مرگ کف آسفالت» بود. چون هر اتفاقی می افتد روی همین آسفالت و پیاده رو است؛ نسل ما بیشتر بیرون از خانه و در خیابان زندگی کرده و دویده است. وقایعی که ما در دوران مصدق در خیابان دیدیم، واقعا سیاه و سفید بود و ما با اینها زندگی کرده ایم. در سینما به رنگ هم تن می دهیم، ولی به شخصه فیلمی مثل «جرم» را همینجوری که هست بیشتر دوست دارم.
کیمیایی در پایان در پاسخ به سوال کثیریان درباره نحوه انتخاب اسم «خاک» و نقش فریدون گله در آن گفت: در آن زمان طرح خوبی داشتم که اسم آن «زخم معصوم» بود. مرحوم گله به من گفت این سناریو را به من بده و من یک اسم خوب به تو می دهم. قبول نکردم تا اول اسم را بگوید، که گفت «خاک» و من هم گفتم خیلی خوب است. من هم آن طرح را به او دادم که تبدیل شد به فیلم «کندو».
کارگردان «سرب» ادامه داد: «خاک» یکی از پرمخاطره ترین فیلم های من بود. «گوزن ها» و «بلوچ» هم دردسرهای خود را داشتند، اما «خاک» از همه بیشتر دردسر داشت، چرا که حرفش را مستقیم می زد. ما با فیلم های وسترن بزرگ شدیم و این قضیه در شکل گیری ذهنیت ما و نحوه ترسیم قهرمان و شکست و پیروزی تاثیرگذار بود. در وسترن آدم را داریم وطبیعت، و رویارویی خوب و بد و سیاه و سفید. اما زمانی که فیلم ساختم، تلاش کردم فیلمم ایرانی و راجع به مسائل خودمان باشد. مسائل زیادی داشتیم که از کنارش می گذشتند و به آن نگاه نمی کردند، پس سعی کردیم این بی مسئولیتی را در آن سالها نقد کنیم. ما در دوران کودتای ۳۲ رشد کردیم، دورانی که جایی برای آدم متوسط باقی نمی گذاشت. تصمیمات در خیابان و جایی مثل میدان بهارستان گرفته می شد، در این فضا شما نمی توانستید بی عقیده باشید. آدم های مختلف با عقاید گوناگون می آمدند تا خود را به یکدیگر اثبات کنند، ما هم در سنین جوانی بودیم و باید تصمیم می گرفتیم که به کدام سو حرکت کنیم. باید فهمید که چه چیزی انسان را به لبخند اجتماعی وادار می کند.
وی سپس در پاسخ به درخواستی در مورد فیلم ساختن در مورد مسائل موجود گفت: عقیده دارم برای فیلم نساختن و شعر نگفتن هم باید فیلم ساخت و شعر سرود. تا لحظه آخری که صدا داریم باید حرف بزنیم، هرچند صدایمان کم و زشت باشد. البته در این دوره باید در مورد خود سینما و اینکه در دوران دیجیتال چه بر سر آن آمده هم حرف بزنیم. به نظر می رسد خودِ سینما دارد از دست می رود، اتفاقی که به عنوان مثال برای موسیقی یا نقاشی نیفتاده است. امروز هر فردی با یک موبایل می تواند جهانی خلق کند که شبیه مابقی محصولات تولید شده در این عرصه است؛ اما می بینیم خلاقیت و ذهنیت فردی آدم ها در آن کمرنگ شده است. این حرف ها علیه مدرنیته و دنیای دیجیتال نیست، اما به هر حال دارد سینما را با خودش می برد. روزی هم فرا می رسد که باید جان بکنیم تا خودمان را از این دستگاه موبایل پس بگیریم.
وی در پاسخ به سوالی در مورد خشونت تصویر شده در صحنه شترکُشی در فیلم «خاک» گفت: خشونت وجود دارد، ولی آیا خشونت در بریدن گردن شتر بود یا در کاسه های خالی مردم و رفع گرسنگی؟ خشونت وجود دارد، اما نه در ذبح آن حیوان. موضوع این نوع سینما را نباید ساخت، فقط باید گوش داد و او خودش بدون غلط به شما خواهد گفت. اگر غلطی در آن هست، غلط ماست. هر اتفاقی می افتد، با همه خودش در یک مقطع تاریخی می افتد. باید در حادثه بود و حرف از حادثه زد، نمی شود بیرون حادثه ایستاد و در مورد آن چیزی گفت. من نمی توانم از این سرزمین بروم و بعد بخواهم از تاریخ این دوره سرزمینم حرف بزنم. باید درون حادثه باشم و طعم آن و کوچه پس کوچه ها را حس کنم. من نمی توانم از سینمای اجتماعی دور باشم، چون در آن زندگی می کنم و با من کار دارد و من هم با آن کار دارم و هستی ام به آن گره خورده است. نمی توانم از سینمای اجتماعی و پیاده رو و سینمای مردم و سینمای لهجه شهری دور شوم.
کارگردان «دندان مار» در پاسخ به سوال امیر پوریا درباره جایگاه رنگ در سینمایش گفت: رنگ در سینما حواس آدم را پرت می کند. سینما نقاشی نیست، مفهوم است. این مفهوم هم در جهانِ واژه نیست. فیلمساز در رابطه مستقیم با تصویر حضور دارد و رنگ یکجور مزاحمت ایجاد می کند. سینما آنقدر برای من وسعت دارد که خودم را معطل رنگ نمی کنم. یکی از اسم هایی که دوست داشتم برای فیلم هایم انتخاب کنم، «مرگ کف آسفالت» بود. چون هر اتفاقی می افتد روی همین آسفالت و پیاده رو است؛ نسل ما بیشتر بیرون از خانه و در خیابان زندگی کرده و دویده است. وقایعی که ما در دوران مصدق در خیابان دیدیم، واقعا سیاه و سفید بود و ما با اینها زندگی کرده ایم. در سینما به رنگ هم تن می دهیم، ولی به شخصه فیلمی مثل «جرم» را همینجوری که هست بیشتر دوست دارم.
کیمیایی در پایان در پاسخ به سوال کثیریان درباره نحوه انتخاب اسم «خاک» و نقش فریدون گله در آن گفت: در آن زمان طرح خوبی داشتم که اسم آن «زخم معصوم» بود. مرحوم گله به من گفت این سناریو را به من بده و من یک اسم خوب به تو می دهم. قبول نکردم تا اول اسم را بگوید، که گفت «خاک» و من هم گفتم خیلی خوب است. من هم آن طرح را به او دادم که تبدیل شد به فیلم «کندو».
تبلیغات متنی
-
دو ستاره پرسپولیس بعد از جام جهانی جدا نمیشوند
-
ازدحام هواپیماهای سوخترسان در فرودگاه بن گوریون
-
این افراد نباید زنجبیل مصرف کنند
-
۴۱ بحرینی با ادعای همکاری با ایران بازداشت شدند
-
احضار سفیر چین به وزارت خارجه انگلیس
-
فال روزانه یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
طرح جدید یک رسانه برای درآمدزایی از تنگه هرمز
-
حکم دیه برای متهمان قتل در کمپ ترک اعتیاد
-
استارلینک هم احراز هویت را اجباری کرد!
-
مرگ یک عابر پس از برخورد هواپیما در فرودگاه
-
برنامه کامل بازیهای ایران در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷
-
چهره غمزده بازیگر زن تلویزیون در عکس جدیدش
-
دیدار محرمانه مقامات آمریکا و قطر درباره ایران
-
هشدار پوتین درباره ادامه درگیری ایران و آمریکا
-
سیتی در کورس قهرمانی ماند
-
ازدحام هواپیماهای سوخترسان در فرودگاه بن گوریون
-
طرح جدید یک رسانه برای درآمدزایی از تنگه هرمز
-
دیدار محرمانه مقامات آمریکا و قطر درباره ایران
-
فرمانده هوافضای سپاه: منتظر فرمان شلیک هستیم
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
لبخند معنادار قلعهنویی در مراسم قرعهکشی امشب
-
اسرائیل پایگاه نظامی مخفی در عراق ایجاد کرد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
پیشنهاد عجیب و تازه وزارت نیرو درباره مصرف آب
-
حریفان ایران در جام ملتهای آسیا مشخص شدند
-
ماجرای برداشت غیرقانونی چند بانک از حساب مردم
-
با اقدام AFC سه تیم ایران مسافر آسیا شدند
-
توصیه عجیب خیابانی درباره سرویس بهداشتی وسط بحث فوتبالی!
-
تورم روغن در روزهای اخیر رکورد شکست!
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
انتقاد تند و تیز زیدآبادی از آنان که دیشب خوشحالی کردند
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
ترامپ از پروژه «آزادی پلاس» درباره ایران رونمایی کرد
-
آقای قلعهنویی ما مردم را رها کن، آمریکا هم خوش بگذرد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر