نگاهی به وضعيت خريد و فروش بازار اعضای بدن
مستانه صادقی در روزنامه قانون نوشت: «میخواهم كبدم را بفروشم، چشمهايم را هم ميفروشم!»؛ مكالمه ما اينگونه آغاز ميشود. مردي است در حدود ۵۰ ساله، آگهی کرده برای فروش کبد. شاید موقع چسباندن آگهی دستنویس روی صندوق صدقات، با خودش چند بار کلنجار رفته باشد، شاید هم نه، آنگونه که مصمم است.
مستانه صادقی در روزنامه قانون نوشت: «میخواهم كبدم را بفروشم، چشمهايم را هم ميفروشم!»؛ مكالمه ما اينگونه آغاز ميشود. مردي است در حدود ۵۰ ساله، آگهی کرده برای فروش کبد. شاید موقع چسباندن آگهی دستنویس روی صندوق صدقات، با خودش چند بار کلنجار رفته باشد، شاید هم نه، آنگونه که مصمم است.
می گویم خبر داری که کبد را نمیشود فروخت؟ یعنی به این راحتی نیست و کلی شرایط دارد که بشود قسمتی از آن را پیوند زد. انگار حرفم را نميشنود و ميگويد:« كبدم را ميفروشم. شما اگر خریدار نیستید، نميدانيد بقیه چند ميخرند؟ انگار تا ۱۰۰ ميليون هم خريدار دارد». آنقدر صادق است که دلم نمیآید نگویم خبرنگارم. حواسم پی این حرفها نیست. فقط میخواهد از فروش تکهای از تنش، پولی دستش را بگیرد.
« حالا چرا كبد؟ اگر ميخواهي، خب كليه را كه راحتتر ميشود فروخت. آدم با يك كليه هم ميتواند زندگي كند.» اينها را نميگويم اما انگاربراي اينكه آنچه از ذهنم گذشته، بداند، ميگويد: «۶ سال پيش كليهام را فروختم. فروختم به يكي از همشهريهايم، همان کرمانشاه؛ دستش تنگ بود، دلم سوخت. گفتم پول هم نميخواهم. احتیاج داشتم اما گفتم نمیخواهم. آن موقع به این فکر نکردم، دلم سوخته بود. او هم مثل خودم بود. قیافهاش را که دیدم، آن گونه زار و نزار، دلم درد آمد. به زور ۲۰۰ هزار تومان بهم دادند. آن را هم نميخواستم قبول كنم. زنم گفت، چه كاري بود؟ كليه را دادي، هيچي هم نگرفتي! نميدانستم چه بگويم، گفتم براي رضاي خدا. اشكالي ندارد، خدا كمكمان ميكند.»
مرد ناگهان ساكت ميشود، دور و برش سر و صدا زياد است. او میگوید:« این شمارهای که دادهام، همان شماره ثابتی که توی آگهی بود، مال مغازه رفیقم است، موبایل ندارم.» منتظرم تا بقيه داستانش را تعريف كند. « دو سال بعد از پيوند، آن بنده خدا همشهريام مُرد. كليه را پس زد، خونش عفونت كرد و مُرد؛ هيچ به هيچ! دلم خيلي سوخت. چند وقت بعدش خودم هم مريض شدم، آن يك كليهاي كه داشتم عفونت كرد. كلي بدبختي كشيدم، شانس آوردم از كار نيفتاد. از آن به بعدش مريضي پشت مريضي بود كه برايم آمد. بيكار شدم، پول نداشتم، زن و بچهام ولم كردند و رفتند. زنم رفت خانه پدرش. رو نداشتم بروم دنبالشان؛ آمدم تهران. آنها همان کرمانشاه ماندند. اينجا هم علافم، كاري ندارم.
مدتي رفتم بازار باربري. به خاطر وضعيتم نتوانستم، بنيه ندارم. الان بيكارم، اينور و آنور ميپلكم. كاري باشد انجام ميدهم. هرچه باشد، فعلگي هم ميكنم اما جانش را ندارم.» مرد به اينجا كه ميرسد، دوباره ميرود سر خانه اول:« ارزانتر بخرند هم ميدهم. تا ۵۰ ميليون هم حاضرم. قرنيه را هم ميشود فروخت، خودم شنيدهام.» ميگويم قرنيه را بفروشيد، نابينا ميشويد، اين را نميدانيد؟ در ضمن از فرد زنده قرنیه پیوند نمیزنند. انگار که اصلا حرفم را نشنیده باشد، ادامه میدهد:« بينايي به چه دردم ميخورد؟ با يك كليه دارم زندگي ميكنم با يك چشم هم ميتوانم.
يك چشمم را ميدهم. نميدانم قيمتش چند است اما اگر بتوانم اين كار را بكنم، هم چشم و هم كبد را بفروشم، ميتوانم بروم شهرستان دنبال زن و بچهام. زنم پيغام فرستاده كه آدم مريض و مفلوك نميخواهد، سالم و پولدار بودی، برگرد. اگر پول داشته باشم، اوضاع فرق ميكند، برايشان خانه ميگيرم. به زنم خرجي ميدهم، دلش نرم ميشود». ميمانم چه بگويم. بعيد است دروغ بگويد يا دنبال جلب ترحم و كمك باشد. هيچ حرفي از آن نميزند. انگار هيچ طمع كمكي از ديگران ندارد و ميخواهد با تنها داشتهها، يعني اعضاي بدنش براي ادامه دادن تلاش كند.
ميگويد:«اي كاش در روزنامهتان در مورد كساني كه كليه اهدا ميكنند هم بنويسيد. حالا فرقي نميكند، آنهايي كه اهدا ميكنند يا ميفروشند. به هرحال يك عضو از بدن آدم كم ميشود. همه فكر ميكنند طرف كليهاش را ميفروشد و ميرود. تا همان موقع هم با او كار دارند اما من خودم چند نفر را ميشناسم كه كليهشان را فروختند و بعد خودشان مشكل كليه پيدا كردند. يكيشان را ميدانم كه فوت كرد. آدم تا مجبور نباشد اين كار را نميكند. بعدش هم کسی خبردار نمی شود چه بلایی سر آن بیچاره آمده. وضعيت من فرق ميكند، بيشتر دلم براي آن همشهريمان سوخت كه راضي شدم به او كليه بدهم. جوان بود، لابد او هم قسمتش بود كه در آن سن بميرد. كليه هم نجاتش نداد.
بايد به آنهايي هم كه كليه ميدهند، رسيدگي كنند؛ به عنوان مثال بگويند چند وقت يك بار براي چكاپ بيايند. اين كارها را نميكنند. سوال آدم را به زور جواب ميدهند، چه برسد به اينكه برايت دلسوزي كنند. لابد فكر ميكنند اين يارو كه كليهاش را داده و پولش را گرفته، برود حال كند! چه حالي؟ با اين وضعيت چه حالي براي آدم ميماند؟» صداي خودم را ميشنوم كه ميگويم حالا شايد بشود كمكي برايتان جمع كرد. او میگوید موبايل ندارد. شماره مغازه دوستش را میدهد تا اگر کسی پیدا شد قرنیه چشمش را بخرد، خبرش کنم. به خاطر آگهی چند روزی است اینجا بست نشسته. باز ميخواهم بگويم كه كبد و قرنيه را از آدم زنده پيوند نميزنند. ميخواهم بگويم آنهايي كه آگهي فروش كبد دادهاند، مدتهاست منتظر مشترياند و خبري نيست. چرا خبری نیست؟ چون شرایط پیوند کبد، طوری است که این امر را مشکل میکند.
دکتر محمد قرائی، فوق تخصص گوارش و کبد در این باره میگوید:« اهداي كبد از فرد زنده، قابل انجام است اما شرايطي دارد که مسلما در مورد خیلیها صدق نمیکند. اين عمل معمولا در صورتي انجام ميشود كه بيمار، كودك باشد كه در آن صورت هم از پدر يا مادرش ميتواند كبد بگيرد و آنها ميتوانند بخشي از كبدشان را به كودك خود اهدا كنند. به ازاي هر گرم وزن هر فرد، ۱۰گرم کبد کافي است.
مثلا کسي که ۶۶ کيلوگرم وزن دارد، ۶۶۰ گرم کبد براي فعاليت بدنش كفايت ميكند اما کبد هر فرد بزرگتر از اين ارقام است و زماني كه بخشي از آن برداشته ميشود، كبد قادر است دوباره خودش را بازسازي کند كه اين عمل هم در بدن گيرنده و هم در بدن اهدا کننده صورت ميگيرد.
به همين دليل هم هست كه گيرنده كبد بايد سن و وزن کمتري نسبت به اهدا کننده داشته باشد، چرا كه در غير اين صورت پزشکان مجبورند بخش زيادي از کبد اهدا کننده را بردارند كه قطعا اهدا كننده دچار مشكل ميشود و ممكن است اين كار حتي به مرگ او منجر شود.» اینها را البته کسانی که برای فروش کبدشان آگهی میدهند نمیدانند، گاهی روزها گوش به زنگ تلفن میمانند تا مشتری پیدا شود و گرهای از زندگیشان باز کند و خودش هم عاقبت به خیر شود.
آنها هم دلشان را خوش كردهاند به اينكه يك تكه از كبدشان را به قيمت بالا ميفروشند و بعد از مدتي هم دوباره كبد خودش را بازسازي ميكند و آب از آب تكان نميخورد. بیشترشان اینگونه فکر میکنند. یا کسی که برای فروش قرنیهاش آگهی میدهد آیا یک لحظه با خود فکر نمیکند که آخر كدام پزشكي حاضر ميشود قرنيه را از آدم زنده بردارد و به بيمار پيوند بزند؟جملهها همه در دهانم ميماسد.
صدای مرد در گوشم مانده است.آن گونه که خداحافظی کرد و انگار دیگر هیچ حرف دیگری با هیچکس در دنیا نداشت. آن جملهاش مدام در ذهنم تكرار ميشود:« چشمهايم را ميفروشم...».
تبلیغات متنی
-
رشد مجدد اندام قطعشده انسان ممکن میشود!
-
پیام یاسر آسانی برای هواداران استقلال
-
ساعتهای هوشمند جدید هواوی معرفی شدند
-
ترامپ: نمیخواهم در مورد پاسخ ایران اظهار نظر کنم
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
تاکتیک جدید ایران برای دور زدن محاصره دریایی آمریکا
-
بارشهای سیلآسا در راه ۲۴ استان
-
رونمایی از جذابترین مرسدس G کلاس با بدنه استیل!
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
امارات برای جانشینی ایران در جام جهانی دندان تیز کرد!
-
مادر یزدی بهصورت طبیعی صاحب پنجقلو شد!
-
اقدام عجیب خبرگزاری فارس در موضوع اینترنت
-
ارسال محمولههای تسلیحاتی روسیه به ایران از طریق دریای خزر
-
ادعای انگلیس درباره اعزام یک ناو جنگی به خاورمیانه
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
امارات برای جانشینی ایران در جام جهانی دندان تیز کرد!
-
مادر یزدی بهصورت طبیعی صاحب پنجقلو شد!
-
اقدام عجیب خبرگزاری فارس در موضوع اینترنت
-
ادعای انگلیس درباره اعزام یک ناو جنگی به خاورمیانه
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
برگزاری کنکور سراسری به اما و اگرها گره خورد
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تهدید جدید ایران علیه کشورهای خلیج فارس
-
ترامپ: ۹ جنگ را پایان دادم و حالا نوبت دهمی است
-
فروشندگان اینستاگرامی، دستفروش شدند!
-
اطلاعیه هواشناسی درباره رگبار و وزش باد شدید در تهران
-
مردم زیر فشار معیشتی له شدند
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اولین واکنش اسرائیل به انفجار اسکله بهمن قشم
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
عیب نیست چرا دروغ می نویسید،ما مردم خوشبخت هستیم،پول نفت درسر سفره تمام ایرانیان به وفور دیده می شود خواهشا اینها را ننویسیدالان مردم کشورهای دیگرفکرمیکنند ما درفلاک زندگی میکنیم،
افتخار دیگر
آه از فقر و بیکاری و شرمندگی پیش بچه ها...
پاسخ ها
من خودم حاضر قرنیه چشممو بفروشم
خدایا کجایی که ببنی دولت ور شکسته شده ولی مسیولین مملکت کجا هستن کهببینند چرا؟؟ جواب بدهید مسیولین بعدآقای محرم ریس جمهور میخواد سخنرانی کنه ما حالمون خوب نیست شما خوب باشید
سلام من ۳۲سالمه میخوام چشممو بفروشم خیلی مشکل دارم پنج میلیون بدهی دارمنمیتونم بدم زندگیم داره داغون میشه یه دختر دارم خیلی کمبود میکشه توروخداکمکم کنید من ماهی ششصد هزار حقوق میگیرم.... ممنون از همه بازدید کنندهها
سلام دوستان .میخام قرینه چشممو بفروشم اگه کسی نیاز داشت باهام تماس بگیره یا پیام بده ..خیلی به پولش نیاز دارم .