آیتالله شبیری زنجانی: در ملاقات اول از هاشمی خوشم نیامد
اول که با آقای هاشمی ملاقات داشتم از ایشان خوشم نیامد، اما تجربه کردهام هرگاه با کسی که در نگاه اول از او خوشم نیامده است و بعد با هم رفیق شدهایم آن رفاقت دوام داشته است.
روزنامه ایران: آیتالله سیدجعفر شبیری زنجانی فرزند آیتالله سیداحمد زنجانی(ره) از مبارزان پیش از انقلاب، استاد حوزه و دانشگاه و مشاور عالی رئیس قوه قضائیه در گفتوگو با جماران، به بیان ماجرای آشنایی رهبر معظم انقلاب و مرحوم آیتالله هاشمی و همچنین خاطراتی از روزهای مبارزه پرداخته است. یکی از نکات مهم در گذشته آیتالله شبیری زنجانی که برادر آیتالله العظمی سید موسی شبیری زنجانی از مراجع تقلید است، اولین دیدار و آشنایی رهبر معظم انقلاب و آیتالله هاشمی در منزل اجارهای ایشان در کربلاست. بخشهایی از این گفتوگو در ادامه میآید.
این موضوع و خاطره در منزلی که ما برای اقامت در بین الحرمین گرفته بودیم، روی داد. به همراه آقای هاشمی و برخی از دوستان به کربلا رفته بودیم. من اولین باری که وارد صحن امام حسین(ع) میشدم، در صحن متوجه شدم که آقای خامنهای از صحن روبهرو تشریف میآورند. آخرین باری هم که ایشان را ملاقات کرده بودم، ۱۳ روز پیش از آن بود و قرار نبود که من به کربلا بیایم. تا مرا دیدند گفتند چه زمانی آمدهاید من در جوابشان گفتم تازه آمدهایم. گفتم موقعیت خوبی است که با بعضی از دوستان که از ایران آمدهایم آشنا شوید، به منزلی که در کربلا گرفته بودیم، رفتیم. آقایان هاشمی و ربانی املشی و شیخ محمد هاشمیان و چند نفر دیگر در منزل ما بودند. در آن جلسه این چند نفر با هم آشنا شدند و از آن به بعد آقای خامنهای و هاشمی دوستی زیادی با هم پیدا کردند. آشنایی این بزرگواران در آنجا اتفاق افتاد.
در زمان ریاست جمهوری آقا، زمانی که چگونگی سفر رفتنم را برایشان نقل کردم، فرمودند بسیار جالب است و تا به حال جریان این سفر را بازگو نکرده بودید. بعد از نقل داستان فرمودند «آیا میدانید در این سفر مسبب آشنایی من با آقای هاشمی شدید؟ اول که با آقای هاشمی ملاقات داشتم از ایشان خوشم نیامد، اما تجربه کردهام هرگاه با کسی که در نگاه اول از او خوشم نیامده است و بعد با هم رفیق شدهایم آن رفاقت دوام داشته است» و بعد فرمودند «شما نیز جزو آن افراد هستید.» (میخندد)
در زمانی که مقام معظم رهبری رئیس جمهوری بودند من با خود فکر کردم وقتی آقای اردبیلی کنار بروند فعالیتهایی کنیم که آقای هاشمی رئیس دیوان عالی کشور شوند. روال این گونه بود که امام، دادستان و رئیس دیوان را باید معرفی میکردند من فکر کردم که آقای هاشمی را به عنوان رئیس دیوان عالی کشور به امام پیشنهاد دهم. بعد متوجه شدم که گفتند آقای هاشمی رقت قلبی دارند و میگویند نمیتوانم مثلاً حکم اعدام را تأیید و امضا کنم از این جهت متوجه شدم نه نمیشود واقعاً هم این گونه بود. شما میدیدید که خیلی مواقع در نماز جمعه گریهشان میگرفت.
اختلاف آقای هاشمی با احمدینژاد به صورت ریشهای بود و احمدینژاد به آقایان توهین و جسارت کرده بود و خیلی از حد خود خارج میشد. کارهای مثبتی هم انجام داده بود اما آقای هاشمی دیدگاههای متفاوتی برای خود داشتند ولی آنچه مهم بود، برخلاف آنکه بعضی افراد کوشش میکردند که بین مقام معظم رهبری و ایشان اختلاف بیندازند ایشان تا پایان عمر خود هرگز با آقا اختلاف اساسی پیدا نکردند.
من خود دو جلسه با هاشمی صحبت کردم و صریح گفتم عدهای مخالفان آقا کنار شما و عدهای مخالفان شما کنار آقا هستند، مبادا زمانی شما با هم رو در رو قرار گیرید. ایشان در پاسخ گفتند نه هرگز ممکن نیست و تعبیرشان این بود که من رهبر را علاوه بر اینکه مانند برادر دوست دارم ایشان رهبرمان هستند و از لحاظ شرعی ایشان را واجب الاطاعه میدانم. به ایشان گفتم موارد اختلاف نظرهایتان را با آقا صحبت نمیکنید؟ گفتند آن هم وظیفه شرعی ماست. بالاخره آنچه به نظرم مصلحت میرسد، صلاح مملکت را طبق وظیفهمان، وظیفه داریم با رهبرمان صحبت کنیم و صحبت و بحث میشود اما در نهایت اگر اختلاف نظر باقی ماند نظر ایشان باید اجرا شود. من حتی گفتم میخواهید راجع به شما با آقا صحبت کنم. گفتند خیر، ضرورت ندارد ما خود هر دو هفته یکبار با ایشان جلسه داریم و از نزدیک ایشان را میبینیم.
آقای هاشمی بخش بزرگی از جامعه را حفظ میکرد. حتی جاهایی نصیحت و راهنمایی و تذکراتی به مسئولان رده بالا میکردند. من به یاد دارم در جریان آیتالله شیخ نمر که حکم اعدامشان صادر شده بود تنها کسی که به نظر میرسید، بتواند اقدام کند، ایشان بود. در سفری که به عربستان رفته بودند، احترام زیادی برای ایشان قائل بودند. به یاد دارم، برادر بزرگوارمان (آیتالله سیدموسی شبیری زنجانی) آقازاده هایشان را به تهران فرستاده بودند با هم خدمت آقای هاشمی رسیدیم. آنجا پیغام اخوی را آقازادهها رساندند که اگر میشود شما اقدامی کنید که ایشان اعدام نشوند.
آقای هاشمی در معذوریتی بودند. گفتند من دوست ندارم که با این مسئولان عربستان تماس بگیرم اما در عین حال از طرفی برای جلوگیری از اعدام این عالم بزرگوار گفتند من از طریقی اقدام میکنم. اینکه از چه طریقی من متوجه نشدم. اقدام آقای هاشمی باعث شد که در آن زمان شیخ نمر اعدام نشوند و به تأخیر افتاد و توانستند جلو حکم صد درصد حتمی شده را بگیرند و بعدها متأسفانه ایشان را اعدام کردند
این موضوع و خاطره در منزلی که ما برای اقامت در بین الحرمین گرفته بودیم، روی داد. به همراه آقای هاشمی و برخی از دوستان به کربلا رفته بودیم. من اولین باری که وارد صحن امام حسین(ع) میشدم، در صحن متوجه شدم که آقای خامنهای از صحن روبهرو تشریف میآورند. آخرین باری هم که ایشان را ملاقات کرده بودم، ۱۳ روز پیش از آن بود و قرار نبود که من به کربلا بیایم. تا مرا دیدند گفتند چه زمانی آمدهاید من در جوابشان گفتم تازه آمدهایم. گفتم موقعیت خوبی است که با بعضی از دوستان که از ایران آمدهایم آشنا شوید، به منزلی که در کربلا گرفته بودیم، رفتیم. آقایان هاشمی و ربانی املشی و شیخ محمد هاشمیان و چند نفر دیگر در منزل ما بودند. در آن جلسه این چند نفر با هم آشنا شدند و از آن به بعد آقای خامنهای و هاشمی دوستی زیادی با هم پیدا کردند. آشنایی این بزرگواران در آنجا اتفاق افتاد.
در زمان ریاست جمهوری آقا، زمانی که چگونگی سفر رفتنم را برایشان نقل کردم، فرمودند بسیار جالب است و تا به حال جریان این سفر را بازگو نکرده بودید. بعد از نقل داستان فرمودند «آیا میدانید در این سفر مسبب آشنایی من با آقای هاشمی شدید؟ اول که با آقای هاشمی ملاقات داشتم از ایشان خوشم نیامد، اما تجربه کردهام هرگاه با کسی که در نگاه اول از او خوشم نیامده است و بعد با هم رفیق شدهایم آن رفاقت دوام داشته است» و بعد فرمودند «شما نیز جزو آن افراد هستید.» (میخندد)
در زمانی که مقام معظم رهبری رئیس جمهوری بودند من با خود فکر کردم وقتی آقای اردبیلی کنار بروند فعالیتهایی کنیم که آقای هاشمی رئیس دیوان عالی کشور شوند. روال این گونه بود که امام، دادستان و رئیس دیوان را باید معرفی میکردند من فکر کردم که آقای هاشمی را به عنوان رئیس دیوان عالی کشور به امام پیشنهاد دهم. بعد متوجه شدم که گفتند آقای هاشمی رقت قلبی دارند و میگویند نمیتوانم مثلاً حکم اعدام را تأیید و امضا کنم از این جهت متوجه شدم نه نمیشود واقعاً هم این گونه بود. شما میدیدید که خیلی مواقع در نماز جمعه گریهشان میگرفت.
اختلاف آقای هاشمی با احمدینژاد به صورت ریشهای بود و احمدینژاد به آقایان توهین و جسارت کرده بود و خیلی از حد خود خارج میشد. کارهای مثبتی هم انجام داده بود اما آقای هاشمی دیدگاههای متفاوتی برای خود داشتند ولی آنچه مهم بود، برخلاف آنکه بعضی افراد کوشش میکردند که بین مقام معظم رهبری و ایشان اختلاف بیندازند ایشان تا پایان عمر خود هرگز با آقا اختلاف اساسی پیدا نکردند.
من خود دو جلسه با هاشمی صحبت کردم و صریح گفتم عدهای مخالفان آقا کنار شما و عدهای مخالفان شما کنار آقا هستند، مبادا زمانی شما با هم رو در رو قرار گیرید. ایشان در پاسخ گفتند نه هرگز ممکن نیست و تعبیرشان این بود که من رهبر را علاوه بر اینکه مانند برادر دوست دارم ایشان رهبرمان هستند و از لحاظ شرعی ایشان را واجب الاطاعه میدانم. به ایشان گفتم موارد اختلاف نظرهایتان را با آقا صحبت نمیکنید؟ گفتند آن هم وظیفه شرعی ماست. بالاخره آنچه به نظرم مصلحت میرسد، صلاح مملکت را طبق وظیفهمان، وظیفه داریم با رهبرمان صحبت کنیم و صحبت و بحث میشود اما در نهایت اگر اختلاف نظر باقی ماند نظر ایشان باید اجرا شود. من حتی گفتم میخواهید راجع به شما با آقا صحبت کنم. گفتند خیر، ضرورت ندارد ما خود هر دو هفته یکبار با ایشان جلسه داریم و از نزدیک ایشان را میبینیم.
آقای هاشمی بخش بزرگی از جامعه را حفظ میکرد. حتی جاهایی نصیحت و راهنمایی و تذکراتی به مسئولان رده بالا میکردند. من به یاد دارم در جریان آیتالله شیخ نمر که حکم اعدامشان صادر شده بود تنها کسی که به نظر میرسید، بتواند اقدام کند، ایشان بود. در سفری که به عربستان رفته بودند، احترام زیادی برای ایشان قائل بودند. به یاد دارم، برادر بزرگوارمان (آیتالله سیدموسی شبیری زنجانی) آقازاده هایشان را به تهران فرستاده بودند با هم خدمت آقای هاشمی رسیدیم. آنجا پیغام اخوی را آقازادهها رساندند که اگر میشود شما اقدامی کنید که ایشان اعدام نشوند.
آقای هاشمی در معذوریتی بودند. گفتند من دوست ندارم که با این مسئولان عربستان تماس بگیرم اما در عین حال از طرفی برای جلوگیری از اعدام این عالم بزرگوار گفتند من از طریقی اقدام میکنم. اینکه از چه طریقی من متوجه نشدم. اقدام آقای هاشمی باعث شد که در آن زمان شیخ نمر اعدام نشوند و به تأخیر افتاد و توانستند جلو حکم صد درصد حتمی شده را بگیرند و بعدها متأسفانه ایشان را اعدام کردند
تبلیغات متنی
-
پیشنهاد یک روزنامه به قوه قضائیه: بازداشتشدگان حوادث اخیر را آزاد کنید
-
فارس: ناو گروه «آبراهام لینکن» عقبنشینی کرد
-
نرخ پایه طرح ترافیک سال ۱۴۰۵ اعلام شد
-
جشنواره گل ایران برابر ازبکستان در جام ملتهای آسیا
-
بازار جنت چند غرفه داشت؟
-
نمایی از آتشسوزی هولناک بازار جنتآباد از آسمان
-
طلا وارد کانال ۱۷ میلیون شد
-
نماینده مجلس خطاب به جبلی: جلوی دلقکبازیهای تلویزیونی را بگیرید
-
مستند جنجالی ملانیا ترامپ سلاخی شد
-
۵ اشتباهی که هنگام خرید طلا باید از آنها اجتناب کنید
-
این مغازه قدیمی چشم ۹۰ میلیون ایرانی را خیس کرده است
-
پروازهای رفت و برگشت تهران - استانبول از سر گرفته شد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
ادعای یک خبرگزاری درباره ناوگروه «آبراهام لینکلن»
-
نمایی از آتشسوزی هولناک بازار جنتآباد از آسمان
-
طلا وارد کانال ۱۷ میلیون شد
-
مستند جنجالی ملانیا ترامپ سلاخی شد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
صحبتهای یک خبرنگار خطاب به سخنگوی دولت جلب توجه کرد
-
همه نشانههایی که کفه جنگ احتمالی را سنگینتر میکند
-
وزیر اقتصاد: کاهش چشمگیر تورم در راه است!
-
این شخص برای مذاکره با آمریکا اختیار تام گرفت
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
-
سارا منجزیپور: باید از فولاد باشیم تا دوام بیاوریم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
اخه این چه جور تیتر زدن است ؟